جدیدترین مطالب
پیامدهای منطقهای رقابت عربستان و امارات در دریای سرخ
شورای راهبردی آنلاین – رصد: رقابت راهبردی عربستان و امارات در حال بازتعریف معادلات قدرت در منطقه حساس دریای سرخ و شاخ آفریقاست. این کشمکش که از یمن تا سودان و سومالی گسترده شده، اتحادهای جدیدی شکل داده و محور امارات- (رژیم) اسرائیل-اتیوپی را در تقابل با ائتلافی به رهبری ریاض قرار داده است. این تحولات پیامدهای عمیقی برای ثبات منطقه دارد.
پیامدهای راهبردی رقابت آمریکا و چین در حوزه هوش مصنوعی
شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: ادامه رقابت میان آمریکا و چین در حوزه سایبری و هوش مصنوعی بدون چارچوبهای مشترک، شفافیت و محدودیتهای هنجاری، نه پیروزی یکی بر دیگری، بلکه فرسایش اعتماد جهانی به حوزه فناوری را همراه خواهد داشت. جهانی که در آن هر پلتفرم، مظنون است، هر الگوریتم، بالقوه سلاح است و هر داده میتواند تهدید تلقی شود.
أحدث المقالات
پیامدهای منطقهای رقابت عربستان و امارات در دریای سرخ
شورای راهبردی آنلاین – رصد: رقابت راهبردی عربستان و امارات در حال بازتعریف معادلات قدرت در منطقه حساس دریای سرخ و شاخ آفریقاست. این کشمکش که از یمن تا سودان و سومالی گسترده شده، اتحادهای جدیدی شکل داده و محور امارات- (رژیم) اسرائیل-اتیوپی را در تقابل با ائتلافی به رهبری ریاض قرار داده است. این تحولات پیامدهای عمیقی برای ثبات منطقه دارد.
پیامدهای راهبردی رقابت آمریکا و چین در حوزه هوش مصنوعی
شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: ادامه رقابت میان آمریکا و چین در حوزه سایبری و هوش مصنوعی بدون چارچوبهای مشترک، شفافیت و محدودیتهای هنجاری، نه پیروزی یکی بر دیگری، بلکه فرسایش اعتماد جهانی به حوزه فناوری را همراه خواهد داشت. جهانی که در آن هر پلتفرم، مظنون است، هر الگوریتم، بالقوه سلاح است و هر داده میتواند تهدید تلقی شود.
بحران آب؛ آینهای از تحولات ژئوپلیتیک غرب آسیا

آرین نورانی – کارشناس مسائل بینالملل
بحران آب در غرب آسیا دیگر صرفاً یک مسئله زیستمحیطی یا مدیریتی نیست، بلکه به متغیری ژئوپلیتیک بدل شده است که میتواند هم محرک بیثباتی داخلی باشد و هم بسترساز همکاری اجباری منطقهای شود. در سال ۲۰۲۶، با تشدید فشارهای اقلیمی، تحریمهای اقتصادی و فرسایش زیرساختهای حیاتی، آب به یکی از معدود حوزههایی تبدیل شده است که امنیت داخلی و سیاست خارجی را به طور مستقیم به هم پیوند میدهد.
آیا بحران آب میتواند از یک تهدید داخلی به فرصتی برای دیپلماسی کاربردی و همکاری اجباری با رقبای منطقهای تبدیل شود؟ به نظر میرسد در شرایط «ورشکستگی آبی»، منطق بقا میتواند حتی رقبا را به تعامل حداقلی وادار کند.
بحران داخلی با پیامدهای ژئوپلیتیک
تحلیلهای منتشرشده در اندیشکده «شورای آتلانتیک» نشان میدهد که بحران آب در سالهای اخیر به یکی از پیشرانهای نارضایتی اجتماعی در غرب آسیا تبدیل شده و مفهوم «ورشکستگی آبی» وارد ادبیات بینالمللی شده است. کاهش منابع زیرزمینی، خشکشدن تالابها و فرسایش کشاورزی، نهتنها اقتصاد محلی را تضعیف میکند، بلکه به مهاجرت داخلی و تنشهای اجتماعی دامن میزند.
همزمان، گزارشهای اندیشکده پارلمان اروپا تأکید میکند که بخشی از اعتراضات اجتماعی در غرب آسیا با مطالبات زیستمحیطی گرهخورده و پیوند میان محیطزیست و سیاست، بحران آب را از یک مسئله فنی به یک متغیر راهبردی تبدیل کرده است.
آب و امکان همکاری اجباری با رقبای منطقهای
نکته تمایز این بحران آن است که برخلاف بسیاری از پروندههای امنیتی، راهحل آن ذاتاً فرامرزی است. برای نمونه، منابع آبی ایران با همسایگان خود در عراق، ترکیه و افغانستان پیوند خورده و تغییرات اقلیمی نیز ماهیتی منطقهای دارد. در چنین شرایطی، حتی دولتهایی که در حوزههای سیاسی و امنیتی در تقابل هستند، ناگزیر از تعامل فنی در حوزه آب خواهند بود.
در تحلیلی از «شورای آتلانتیک» درباره ظرفیتهای فناورانه در مدیریت آب، به این نکته اشاره شده است که همکاری فناورانه میتواند مستقل از روندهای سیاسی شکل گیرد. هرچند تحقق این قبیل همکاریها در کوتاهمدت بعید به نظر میرسد، اما خود طرح آن نشاندهنده این واقعیت است که آب میتواند به مجرایی برای دیپلماسی غیررسمی تبدیل شود.
گزارش مؤسسه «رویال یونایتد سرویسز» نیز هشدار میدهد که فروپاشی اکوسیستمها در غرب آسیا میتواند به بحرانهای امنیتی فرامرزی بینجامد و دولتها را به سمت الگوهای همکاری اضطراری سوق دهد. در چنین چارچوبی، آب نهتنها منبع منازعه، بلکه بستر «همکاری اجباری» تلقی میشود؛ همکاریای که از سر اعتماد نیست، بلکه از ضرورت بقا ناشی میشود.
دیپلماسی کاربردی در شرایط بحران
یکی از چالشهای اساسی، بیاعتمادی عمیق میان ایران و برخی بازیگران غربی است. در یادداشتی در اوراسیا ریویو، این ادعا مطرح شده است که دیپلماسی آب الزاماً به توافقات کلان سیاسی نیاز ندارد و میتواند در قالب سازوکارهای فنی، پروژههای مشترک یا میانجیگری سازمانهای بینالمللی شکل گیرد.
الگوی پیشنهادی میتواند شامل سه سطح باشد: نخست، همکاری فنی منطقهای برای مدیریت حوضههای مشترک؛ دوم، انتقال فناوری در حوزه بازچرخانی و شیرینسازی آب با سازوکارهای غیرسیاسی؛ و سوم، تعریف پروژههای مشترک زیستمحیطی با حمایت نهادهای چندجانبه. چنین رویکردی، بحران آب را از میدان تقابل سیاسی خارج و به حوزه مدیریت ریسک مشترک منتقل میکند.
در این چارچوب، آب به ابزار ژئوپلیتیک تبدیل میشود، اما نه لزوماً به معنای سلاح تهاجمی، بلکه بهعنوان اهرمی برای واداشتن بازیگران به گفتوگو. در منطقهای که بسیاری از خطوط تماس سیاسی مسدود شده است، کانالهای زیستمحیطی میتواند بهعنوان مسیرهای کمهزینهتر تعامل عمل کند.
بحران آب غرب آسیا در سال ۲۰۲۶ دیگر صرفاً نشانهای از ناکارآمدی مدیریتی یا فشار اقلیمی نیست، بلکه آینهای از تحولات ژئوپلیتیک غرب آسیا است. آب میتواند هم عامل بیثباتی داخلی باشد و هم زمینهساز همکاری اضطراری منطقهای. در شرایطی که رقابتهای ژئوپلیتیک همچنان پابرجاست، منطق بقا و جلوگیری از فروپاشی اکوسیستمها میتواند حتی بازیگران متخاصم را به سمت تعامل محدود سوق دهد. تبدیل بحران به فرصت، مستلزم عبور از نگاه امنیتی صرف و پذیرش این واقعیت است که امنیت زیستمحیطی بخشی از امنیت ملی و منطقهای محسوب میشود.
درس راهبردی برای غرب آسیا آن است که آب اگر مدیریت نشود، به سلاحی علیه ثبات منطقه تبدیل خواهد شد، اما اگر بهدرستی در چارچوب دیپلماسی کاربردی تعریف شود، میتواند به اهرمی برای کاهش تنش و بازسازی حداقلی اعتماد میان رقبا بدل گردد.
0 Comments