مقدمه

طی 25 سال گذشته ( از سال 1990 تا 2015)، برنامه توسعه سازمان ملل متحد گزارش سالانه درباره «شاخص توسعه انسانی» کشورهای جهان منتشر و آن ها را رتبه بندی می کند. توسعه انسانی، شاخص ترکیبی برای سنجیدن پیشرفت هر کشور با سه معیار زیر است:

  1. زندگی طولانی و سالم = میزان امید به زندگی که سطح سلامت را نشان می دهد.
  2. دسترسی به دانش و معرفت = سطح سواد و آموزش
  3. سطح زندگی مناسب = درآمد سرانه که برابری قدرت خرید مردم را نشان می دهد.

این سه شاخص، عرصه های مهم زندگی انسانی را پوشش می دهد و علاوه بر توسعه اقتصادی، میزان توزیع مواهب ناشی از توسعه اقتصادی بین گروه های مختلف مردم را نیز ارزیابی می کند. بنابراین میزان توسعه انسانی، هم نشان دهنده پیشرفت اقتصادی است و هم وضعیت رفاهی و میزان هدالت اجتماعی را نشان می دهد. توسعه انسانی، معیاری برای اندازه گیری رفاه شهروندان است و اثر سیاست های اقتصادی دولت ها بر کیفیت زندگی شهروندان را نیز می سنجد.

در گزارش سال 2015، وضعیت ایران از منظر شاخص توسعه انسانی بهبود یافته است و رتبه آن از 87 در سال 2010، به رتبه 69 ارتقاء یافته است. نمره ایران نیز از 743/0 به 766/0 رشد داشته است. با وجود اینکه این پیشرفت را باید به فال نیک گرفت اما ذکر نکاتی مفید است:

  1. ایران از سال 1970 تا 2015، در وضعیت توسعه انسانی شیب صعودی داشته و جایگاهش تا رتبه 69 ارتقاء یافته است.
  2. ارتقاء وضعیت ایران بیشتر متکی به افزایش امید به زندگی و طول سال های عمر (گسترش بهداشت) و گسترش آموزش عمومی و دانشگاهی بوده است.
  3. در این مدت اما وضعیت درآمد سرانه رشد مناسبی نداشته است. یعنی کشور در زمینه خلق ثروت و افزایش درآمد سرانه عملکرد مناسب نداشته و افزایش پدید آمده در شاخص درآمد سرانه، بیشتر ناشی از افزایش درآمدهای نفتی بوده است و نه خلق ثروت در فضای کسب و کار و تولید ملی. به همین دلیل بالا رفتن قیمت نفت و بهبود فروش آن در بازار جهانی، وضع ایران بهتر شده و با پایین آمدن قیمت نفت و یا کاهش سهم بازار ایران یا کاهش تولید، وضع ایران نزول داشته است.
  1. وضعیت ایران در شاخص توسعه انسانی

شاخص توسعه انسانی ارقامی از صفر تا یک را در بر می گیرد که هر چه این رقم برای یک کشور بزرگ تر باشد دلالت بر توسعه یافتگی بیشتر آن کشور دارد. بر اساس رقم بین صفر و یک، کشورها به گروه های جدول 1 تقسیم می شوند. وضعیت جهانی ایران در شاخص توسعه انسانی بر اساس ارقام جدول 2، به شرح زیر می باشد:

1-2. نمره ایران در سال 1970 (1349)، زیر 5.5/0 یعنی در دسته کشورهای با توسعه انسانی پایین بوده است. در سال 1975 (1354)، به رده کشورهای با توسعه انسانی متوسط می پیوندد. هر چند که در مرز کشورهای با توسعه انسانی پایین قرار دارد (گزارش توسعه انسانی، 1992، 94). ایران در سال 1980 (1359)، نمره 59/0 را کسب کرد و جایگاه متوسط را حفظ کرد اما رتبه جهانی آن معلوم نیست. در سال 1985 (1364) نمره ایران در شاخص های توسعه انسانی نزول کرد و از رده کشورهای متوسط به رده کشورهای با توسعه پایین سقوط کرد. اما در سال 1990 (1369)، ایران به رده کشورهای متوسط برگشت و با نمره 567/0 به رتبه 108 دست یافت. از سال 1995 (1374)، تا سال 2005 (1384) یعنی 10 سال، ایران 10 پله صعود کرد و به رتبه 94 رسید. ایران اولین بار در سال 2010 (1389) با نمره 743/0 و رتبه 87، به جرگه کشورهای با توسعه انسانی بالا پیوست و رتبه آن نسبت به سال 2005، یعنی در عرض 5 سال، 7 پله صعود کرد. از سال 2010 تا 2014، ایران رشد خود را ادامه داد و 12 پله صعود کرد.

2-2. در سال 2015 جایگاه ایران باز هم بهبود یافت و از رتبه 75 به رتبه 69 ارتقاء پیدا کرد و به نمره 766/0 دست پیدا کرد که کم کم به مرز کشورهای با توسعه انسانی بسیار بالا (نمره 8/0 به بالا) نزدیک می شود.

3-2. یکی از مولفه های شاخص توسعه انسانی، سطح بهداشت است که با معیار امید به زندگی سنجیده می شود. شاخص امید به زندگی برای ایران 72 سال عنوان شده است که با کشورهای پیشرو در این حوزه، حدود 10 سال فاصله دارد. همچنین، نرخ باسوادی افراد 15 سال به بالا برای ایران 85 درصد است. درآمد سرانه ملی ایران، معادل 164/10 دلار محاسبه شده است. درآمد سرانه نروژ (رتبه نخست توسعه انسانی)، 557/47 دلار است و قطر با درآمد سرانه 721/107 بالاترین رتبه را در مؤلفه درآمد سرانه داراست.

4-2. بنابراین بیشترین بهبود در وضعیت شاخص امید به زندگی و پس از آن در وضعیت آموزش رخ داده است. اما بدترین وضعیت در بین مؤلفه های توسعه انسانی، متعلق به «درآمد ملی ناخالص سرانه» است. در طول سال های پس از انقلاب، به دلیل رویکرد محرومیت زدایی و انبوه درآمدهای نفتی که دولت ها صرف بهبود آ»وزش و بهداشت کرده اند، دو شاخص آموزش و بهداشت در کشور ارتقاء مناسبی داشته است اما میزان بهبود درآمد سرانه رضایت بخش نبوده است. نمودار 1 نشان می دهد که در سال 2010 امید به زندگی (نسبت به سال 1980) بیسار بالا رفته است و آموزش هم رشد خوبی داشته است اما درآمد ناخالص ملی رشد بسیار اندکی داشته است. به عبارت دیگر، خلق ثروت و به تبع آن رشد درآمد سرانه افراد مناسب نبوده است.

  1. جایگاه منطقه ای ایران

در گزارش توسعه انسانی سال 2015، ایران در بین کشورهای منطقه (20کشور) رتبه 8 را کسب کرده است. قطر با کسب نمره 85/0 در رتبه نخست منطقه قرار دارد. عربستان در رتبه دوم و امارات در رتبه سوم قرار دارند. بحرین، کویت، عمان و لبنان نیز پیش از ایران به ترتیب در رتبه های چهارم تا هفتم قرار گرفته اند. کشورهای ترکیه، آذربایجان، ترکنیتان نیز بعد از ایران قرار دارند. جدول 3، جایگاه منطقه ایران در بین کشورهای منطقه را نشان می دهد.

همانطوذ که جدول 5 نشان می دهد، 5 کشور اول در رده کشورهای با توسعه انسانی بالا قرار دارند و عمان نیز در مرز وارد شدن به این رده قرار دارد و لبنان بسیار نزدیک به ابران در جایگاه هفتم است. آنچه که واضح است، 5 کشور اول، به دلیل حجم بالای درآمد نفتی و جمعیت بسیار کمتر از ایران، حائز درآمد سرانه ناخالص بسیار بالاتری از ایران هستند و این مؤلفه به آنها در جایگاه توسعه انسانی کمک کرده است. این 5 کشور در بخش های بهداشت و آموزش نیز جایگاه مناسبی دارند. وضعیت نامناسب ایران در درآمد سرانه، نقطه ضعف ایران در توسعه است و می تواند بر جایگاه ایران در منطقه اثر منفی جدی بر جای بگذارد.

  1. نتایج تحلیلی

1.4- خوشبختانه طی سه دهه گذشته وضعیت ایران در شاخص توسعه انسانی پیشرفت خوبی داشته است. این پیشرفت بیشتر متکی بر دو جنبه توسعه انسانی یعنی افزایش امید به زندگی و افزایش سواد بوده است. به بیان دیگر افزایش امید به زندگی (کاهش مرگ و میر و افزایش طول عمر در نتیجه گسترش بهداشت عمومی) و گسترش آموزش عمومی و تحصیلات دانشگاهی رتبه ایران را بالا برده است. اما معیار سوم توسعه انسانی یعنی درآمد سرانه ( که برابر قدرت خرید را می سنجد) در ایران رشد محسوسی نداشته است و در حال کاهش نیز بوده است. اگر شاخص درآمد سرانه همچنان کاهش یابد، بر دو شاخص دیگر نیز اثرات منفی می گذارد و جایگاه ایران را در شاخص کل توسعه انسانی تنزل می دهد.

4.2- شاخص توسعه انسانی بر حسب مقدار متوسط اعلام می شود و نابرابری بهداشتی، آموزشی و درآمدی را نشان نمی دهد. این شاخص بهره مندی همه مردم از همه اقشار اجتماعی و اقتصادی از توسعه را نشان نمی دهد. در کشورهایی مثل سوئد و دانمارک که این شاخص بالاست، نابرابری هم پایین است و این نشان می دهد که اکثریت مردم تا حد زیادی به یک اندازه از مواهب بهداشت، آموزش و درآمد بهره مند هستند. اما نمره تقریباً خوب ایران در توسعه انسانی، نشان از بهره مندی عادلانه همه مردم از امکانات بهداشتی، آموزشی و درآمد نیست.

3-4. یکی از ابعاد بررسی شاخص توسعه انسانی بر حسب برابری جنسیتی است. این که مردان و زنان از حیث این شاخص چه تفاوتی دارند، بسیار مهم است. در ایران طول عمر یا امید به زندگی زنان به طور متوسط حدود 2 تا 3 سال بیشتر از مردان است و در زمینه آموزش و تحصیلات نیز شرایط آنان مساوی و حتی به نفع زنان است؛ ولی در زمینه درآمد و شغل شکاف زیادی وجود دارد و این وضعیت ناپایدار خواهد بود.

4-4. علاوه بر شکاف های طبقاتی، شکاف منطقه ای بین استان ها و همچنین بین روستا و شهر نیز در ایران بیار جدی است که شاخص توسعه انسانی آن را نشان نمی دهد. در ایران برخی استان ها از شاخص توسعه یافتگی بالایی برخوردارند و حتی دررده جوامع با توسعه انسانی بالا (بالای 8/0) قرار می گیرند و برخی از استان ها در رده زیر 6/0 (توسعه انیانی پایین) قرار دارند.

5-4. اگر بر اساس مفاد سند چشم انداز ایران 1404، ایران باید به کشور اول منطقه تبدیل شود در تمام شاخص ها، از جمله شاخص توسعه انسانی هم باید این جایگاه به دست آید یعنی از رتبه 69 کنونی باید حداقل به رتبه 32 (جایگاه فعلی قطر) ارتقاء پیدا کند.