اریک براتبرگ در یادداشتی که اندیشکده کارنگی آن را منتشر کرد، نوشت: بسیاری از ناظران پیش بینی می کردند که انتخابات 2019 پارلمان اروپا همچون رفراندومی، بیانگر پیشامدهای اتحادیه اروپا خواهد بود. از یک طرف، پوپولیست های راست افراطی نظیر ماتئو سالوینی، معاون نخست وزیر ایتالیا و از طرف دیگر، میانه روهای طرفدار [اتحاد] اروپا نظیر امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه، به ترتیب رویکردهای «کاهش» در مقابل «افزایش» اتحاد اروپا را دنبال کرده و این دیدگاه را تقویت کردند [که چشم انداز اصلاحات اساسی در اتحادیه اروپا در چند سال آینده چندان امیدوار کننده نیست].

با این حال، نتایج اولیه هیچ حکم قطعی درباره مسیر پیش روی اروپا در چند سال آینده ارائه نمی کند. اگرچه پوپولیست های ضد [اتحاد] اروپا همچنان پابرجا هستند اما قادر به سرنگونی اتحادیه اروپا نخواهند بود. با این وجود، شکاف های فزاینده و دسته بندی های سیاسی می تواند وحدت، حیات و تمرکز بر فصل مشترک در اتحادیه اروپا را تهدید به تضعیف کند. البته این امر ممکن است فرصتی در اختیار اتحادیه اروپا نیز بگذارد تا برای شروع دوباره اقدام کند. از آنجائیکه برخی قدرت های خارجی نظیر روسیه و چین به دنبال ایجاد شکاف در اروپا هستند، مراقبت از تبدیل اتحادیه اروپا به سازمانی خنثی بسیار مهم و سرنوشت ساز خواهد بود.

افزایش رای دهنده ها

بطور آشکار، تمایل کشورهای اروپایی به رقابت انتخاباتی پارلمان اروپا از حد متوسط بیشتر بوده است. برای اولین بار در دو دهه گذشته، تعداد رای دهندگان از 50 درصد بیشتر بوده (بیشتر از 42.6 درصد انتخابات سال 2014) و روند کاهشی طولانی مدت را معکوس ساخته است. اگرچه مشارکت در انتخابات سراسری اروپا هنوز در مقایسه با غالب انتخابات ملی در اروپا بسیار کمتر است، اما تمایل به کسب سهم بالای انتخابات و تمایل رسانه های فعال بطور قابل قبولی به بسیج رای دهندگان کمک کرده است. در حالیکه میزان مشارکت به نفع احزاب لیبرال و سبزهای طرفدار [وحدت] اروپا و همچنین پوپولیست ها بوده است، احزاب سنتی چپ-گرا و راست-گرا در صندوق آرا تضعیف شده اند.

کاهش محبوبیت پوپولیست ها

اگرچه مخالفان افزایش قدرت اتحادیه اروپا (Euroskeptics)  به موفقیت مختصری دست یافته اند، اما معلوم شد که ترس از موفقیت فراگیر پوپولیست های ضد [اتحاد] اروپا اغراق آمیز بوده است . در اکثر کشورهای عضو [اتحادیه اروپا]، احزاب طرفدار اتحاد اروپا در صدر قرار گرفته اند. در تعدادی از کشورها (مانند اتریش، دانمارک، آلمان، هلند، و اسپانیا) احزاب راست افراطی بسیار پایین تر از پیش بینی های اولیه قرار گرفته اند. با این وجود، حزب سالوینی، لگانورد (Lega Nord) تقریبا با 34 درصد آرا پیروزی قاطعانه ای کسب کرده درحالیکه حزب فیدز (Fidesz) یک حزب ملی گرا به رهبری ویکتور اوربان، نخست وزیر مجارستان، نصف آرای مجارستان را بدست آورده است. بنابراین، اگرچه احزاب راست افراطی جایگاه خود را در نقاط خاصی از نقشه سیاسی اروپا تحکیم کرده اند اما در اغلب نقاط، موفقیت آنها کمتر از حد انتظار بوده است.

چند دستگی هرچه بیشتر در میان اکثریت طرفدار اتحاد اروپا

دو جریان اصلی پارلمان اروپا روی هم رفته هفتاد و هفت کرسی را از دست داده اند و دیگر از اکثریت بلامنازع برخوردار نیستند. با وجود این، حزب راست گرای مردم اروپا (EPP)[1] همچنان بزرگترین گروه طرفدار اتحاد اروپا در پارلمان اروپا محسوب می شود و پس از آن حزب چپ گرای ائتلاف پیشرو سوسیالیست ها و دموکرات ها (S&D)[2] قرار دارد. موفقیت سبزها، گروه ائتلاف لیبرال ها و دموکرات ها برای اروپا (ALDE)[3]، و حزب فرانسه در حرکت مکرون (En Marche) می تواند برخی از این شکست ها را جبران کرده و طرفداران اتحاد اروپا را از اکثریت قابل توجه دو- سوم برخوردار سازد. باید دید که آیا احزاب جریان اصلی می توانند با تشکیل ائتلاف ها و اتخاذ مواضع مشترک در مورد موضوعات گسترده با این موازنه جدید قدرت تطابق یابند یا خیر. اولین آزمون حیاتی آنها انتصاب کمسیون بعدی اروپاست، چراکه هم سبزها و هم لیبرال ها احتمالا می خواهند قدرت خود را در این تصمیم گیری به رخ بکشند. همزمان، احزاب راست- افراطی نیز بااعمال نفوذ در مسائلی نظیر مهاجرت و بودجه اتحادیه اروپا، بی تردید به دنبال تقویت حضور خویش هستند. این احزاب اگر بتوانند بطور منسجم و بصورت یک بلوک عمل کنند، حتی در موضوعات خاص به دنبال ایفای نقش بازدارنده خواهند بود.

احزاب سبز اروپا اغلب پیروزی بزرگی به زیان سوسیال دموکرات ها بدست آورده اند. احزاب سبز بویژه در آلمان موفقیت خوبی داشته و میزان آرای خود را در مقایسه با 2014 به دو برابر (تا 20.5 درصد) رسانده و دومین حزب بزرگ این کشور محسوب می شود. سبزهای آلمان در میان رای دهنگان جوان محبوبیت دارند. بسیاری از رای دهندگان، تغییرات اقلیمی را یکی از موضوعات اصلی قلمداد کرده و این واقعیت، عامل تغییرات جاری نسلی در سیاست اروپا و بویژه ریزش احزاب سوسیال دموکرات به نفع سبزهاست. روند کاهشی آرای بسیاری از احزاب مهم سوسیال دموکرات در سراسر اروپا (مخصوصا حزب حاکم آلمان، SDP) سال ها ادامه داشته است، هرچند که احزاب دانمارک، هلند، و اسپانیا در مقایسه با همتایان خود وضع بهتری داشته اند.

رقابت در فرانسه بین حزب فرانسه در حرکتتا حدودی رئیس جمهور امانوئل مکرون و جبهه ملی (National Rally) مارین لوپن توجهات بیشتری را به خود جلب کرده است. اما در پایان، لوپن توانست پیروزی مختصری بدست آورد هرچند که در مقایسه با 2014 رای کمتری داشت. اگرچه این امر آشکارا برای مکرون، که همه توان خود را برای پیروزی در انتخابات پارلمان اروپا بسیج کرده بود، شکست محسوب می شد اما پیروزی لوپن عمدتا نمادین بود. علاوه بر این، عملکرد مکرون بسیار بهتر از عملکرد سلف خویش، فرانسوا اولاند، در پنج سال پیش بود و سقوط احزاب سوسیالیست و جمهوریخواه فرانسه (که روی هم رفته کمتر از 15 درصد آرا را بدست آوردند) بدین معناست که شانس مکرون برای حضور در انتخابات مجدد در انتخابات ملی بعدی در سال 2022 تا حدودی امیدوار کننده به نظر می آید.

بن بست اصلاحات اتحادیه اروپا علیرغم تجدید منافع

در هر حال، چنددستگی فزاینده در پارلمان اروپا بدین معناست که امید چندانی به چشم انداز اصلاحات اساسی در اتحادیه اروپا در چند سال آینده نیست. در نتیجه، دولت های کشورهای عضو احتمالا به دنبال تاکید بر ملی گرایی خواهند بود که بطور بالقوه باعث کاهش نفوذ پارلمان اروپا خواهد شد درحالی که قدرت این پارلمان در سال های اخیر افزایش داشته است. از سوی دیگر، حضور پررنگ رای دهندگان به اهمیت این نهاد می افزاید و چشم پوشی از قدرت تصمیم گیری اتحادیه اروپا را دشوار می سازد.

همچنین، احتمال دارد که احزاب میانه رو، علیرغم اختلافات درونی چشمگیر خویش، در پنج سال آینده بتوانند حداقل در مورد برخی طرح های کم اهمیت و عام المنفعه در اتحادیه اروپا وحدت ایجاد کنند. یک لیست فی البداهه از این موضوعات احتمالا عبارت خواهد بود از تغییرات اقلیمی، امنیت مرزی خارجی، هوش مصنوعی و نوآوری های تکنولوژیکی و تقویت نقش جهانی اروپا. تنوع در پارلمان اروپا می تواند عملا تحولی سالم محسوب شده و فرصتی نادر برای بازبینی در بحث ها و رویکردهای قدیمی در اختیار بگذارد.

[1] European People’s Party

[2] Progressive Alliance of Socialists and Democrats

[3] Alliance of Liberals and Democrats for Europ