دکتر میترا راه نجات در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی با بیان اینکه جایگزین‌های گاز روسیه برای اتحادیه اروپا را می‌توان در شش گروه تقسیم کرد، تصریح کرد: سال‌های قبل، گاز شمال آفریقا از مصر و الجزایر به وسیله خط لوله به اروپا منتقل می‌شد، اما امروزه فروش گاز LNG بسیار بیشتر از خط لوله است. 69درصد گاز صادراتی آفریقا، توسط الجزایر و مصر صورت می‌گیرد که مقصد اصلی آن اروپا است.

وی با بیان اینکه صادرات گاز شمال آفریقا 7 درصد مصرف گاز اروپا را تامین می‌کند که ایتالیا، اسپانیا، فرانسه و ترکیه از آن بهره می‌برند، گفت: الجزایر بزرگترین تامین کننده گاز اسپانیا است که 30درصد نیاز این کشور را تامین می‌کند و نیز دومین تامین کننده گاز موردنیاز ایتالیا است. درحالی‌که روسیه 21درصد نیاز ایتالیا را تامین می‌کرد؛ در ماه مه 2022، ایتالیا و الجزایر درمورد تحویل گاز بیشتر به توافق رسیدند که به الجزایر اجازه می‌دهد در دو سال آینده از روسیه به عنوان تامین‌کننده گاز ایتالیا پیشی بگیرد.

این استاد دانشگاه ادامه داد: گرچه مصر خط لوله‌ای برای اتصال به اروپا ندارد و 78 درصد LNG خود را به بازار آسیا می‌فروشد، اما انگلستان دومین بازار صادرات گاز این کشور، پس از پاکستان محسوب می‌شود. لیبی نیز با وجود مشکلات داخلی تامین کننده 6 درصد گاز مورد نیاز ایتالیا است.کشورهای صادرکننده گاز در شمال آفریقا گرچه از نظر ذخایر، تولید و صادرات خط لوله نسبت به روسیه در جایگاه دوم قراردارند، ولی در صادرات LNG دست برتر دارند، چراکه روسیه تنها به خط لوله وابسته است.

راه نجات با بیان اینکه کل ذخایر گاز ثابت شده قاره آفریقا معادل 34 درصد از منابع روسیه است و ذخایر شمال آفریقا تنها برابر با 10 درصد از منابع روسیه است، افزود: تولید گاز آفریقا و شمال آفریقا به ترتیب 36 درصد و 15 درصد از تولید روسیه است. سال2020، کل تجارت گاز بین اروپا و روسیه نزدیک به 185میلیارد مترمکعب بود که حدود چهارونیم برابر تجارت با شمال آفریقا است، اما تنها در تجارت LNG نسبت‌ها متفاوت به نظر می‌رسد.

وی توضیح داد:تحویل LNG شمال آفریقا 84 درصد از واردات اروپا را تشکیل می‌دهد. شمال آفریقا به اروپا کمک کرده تا منابع خود را متنوع کند، موضوعی که برای افزایش امنیت عرضه حیاتی است. بااین حال، برای جایگزینی بیشتر گاز روسیه باید صادرات به میزان قابل توجهی افزایش یابد و اینجاست که چشم‌انداز کاملا روشنی متصور نیست. با اصلاحات بیشتر و تشویق سرمایه‌گذاری در بخش محلی، تقویت تولید و صادرات و درعین حال کاهش رشد تقاضای داخلی، این منطقه می‌تواند نقش خود را به عنوان صادرکننده گاز گسترش دهد. اگر این امر محقق نشود، اتحادیه اروپا باید به دنبال منابع اضافی برای جایگزینی خرید گاز در جای دیگری باشد.

این تحلیلگر اقتصاد سیاسی یادآورشد: دیگر منبع تامین گاز برای اتحادیه اروپا، کریدور گازجنوبی است که یک پروژه بزرگ، متشکل از چهار فاز اکتشاف وتوسعه میدان گازی «شاه دنیز» جمهوری آذربایجان، خط لوله قفقاز جنوبی و توسعه آن، خط لوله ترانس «آناتولی ـ تاناپ»، خط لوله ترانس «آدریاتیک ـ تاپ» است که گاز استخراجی از دریای خزر را به اروپا می‌رساند. این پروژه که سال2020 به اتمام رسید 10میلیارد مترمکعب گاز به 7 کشوراروپایی منتقل و 20درصد نیاز اتحادیه اروپا را تامین می‌کند. این خط لوله که جمهوری آذربایجان را تبدیل به شریک اصلی اتحادیه اروپا کرده، منجربه کاهش وابستگی کشورهای جنوب شرقی اروپا به روسیه شده است.

استادیار گروه اقتصاد سیاسی و سیاستگذاری عمومی دانشکده حقوق و علم سیاسی دانشگاه علامه طباطبایی، منابع انرژی ایران، عراق و کردستان را از دیگر جایگزین‌های منابع روسیه برای اروپا عنوان کرد و گفت: گرچه ایران غنی از ذخایر نفت و گاز است، اما به دلیل تحریم‌های بین‌المللی امکان صادرات نفت و گاز خود را به اتحادیه اروپا ندارد. با اینکه شرکت‌های بین‌المللی نفت و گاز در عراق هم فعال هستند، ولی وضعیت نامطلوب سیاسی در این کشور مانع بزرگی برای سرمایه‌گذاری در مقیاس بزرگ در توسعه ظرفیت‌های تولید و صادرات است که برای رساندن انرژی آن به اروپا مورد نیاز است.

وی ادامه داد: نزدیکی ترکیه و دولت اقلیم کردستان عراق در سال‌های اخیر، گزینه صادرات گاز از شمال عراق را بازکرده و این منطقه می‌تواند نقش بزرگی در تامین گازطبیعی ترکیه ایفا کند. با توجه به ذخایر عظیم گازی این منطقه، اگر اختلافات بین اربیل و بغداد بر سرتوسعه منابع هیدروکربن و استراتژی صادرات و تقسیم درآمد حل شود، می‌تواند آن را در درازمدت به تامین کننده اروپا تبدیل کند.

این عضو هیات علمی دانشگاه به مذاکرات انجام شده اروپا با قطر درخصوص تامین گاز مایع از این کشور اشاره کرد و توضیح داد: قطر به عنوان گزینه عملی برای زمستان پیش رو شناخته نمی‌شود؛ چراکه باید سرمایه گذاری‌های کلان تری برای انتقال این گاز انجام شود. درواقع بیشترین مشتریان قطر آسیایی‌ها هستند.

راه نجات با بیان اینکه کشف میدان‌های گازی «لویاتان» و «تامار» در دریای مدیترانه شرقی می‌تواند رژیم صهیونیستی را به صادرکننده گاز این منطقه تبدیل کند، عنوان کرد: این دومیدان دارای ذخایر تخمینی معادل 792میلیارد مترمکعب هستند. با وجود پتانسیل صادرات، اولویت رژیم صهیونیستی حفظ منافع ملی خود از جمله امنیت انرژی بوده و 60 درصد از ذخایر گاز آن باید به بازار داخلی عرضه شود.

وی افزود: خط لوله 1900کیلومتری «ایست مِد» (EastMed) که 10میلیاردمترمکعب گازشرق مدیترانه را به کشورهای جنوب شرق اروپا ارسال می‌کند، پروژه دیگری جهت تنوع بخشی به منابع تامین کننده گاز کشورهای اروپایی است؛ اما چشم انداز این مسیر صادراتی چندان روشن نیست؛ چراکه به نظر می‌رسد رژیم صهیونیستی تمایل بیشتری به عرضه مازاد گاز خود به قیمت بازار به کشورهای همسایه، به ویژه مصر و اردن، دارد و نه سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های گران قیمت برای استفاده از بازارهای اروپایی.

این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: رژیم صهیونیستی با تامین 45 میلیارد مترمکعب گاز به اردن موافقت کرده و مذاکرات برای تامین گاز مازاد از طریق یک خط لوله به تاسیسات LNG مصر که نشان دهنده مسیر بالقوه صادرات گاز رژیم صهیونیستی است، در حال انجام است. یکی دیگر از گزینه‌های صادراتی، تامین گاز به ترکیه خواهد بود؛ اما با توجه به اختلافات سیاسی بین دو طرف، این امر در کوتاه مدت محتمل به نظر نمی‌رسد.

دکتر راه نجات، جمهوری آذربایجان را بهترین تامین‌کننده برای پاسخ به استراتژی اتحادیه اروپا برای تنوع بخشیدن به عرضه گاز از روسیه برشمرد و تصریح کرد: این کشور مدت‌هاست که با شرکت‌های انرژی غربی در پروژه‌هایی مانند پروژه نفتی Azeri-Chirag-Deepwater Guneshli و پروژه میعانات گازی شاه دنیز (هر دو توسط BP) ، باکو-تفلیس-جیهان (BTC)، و خطوط لوله باکو – تفلیس – ارزروم (BTE) همکاری می‌کند. به نظر می‌رسد دامنه افزایش عرضه گاز از این کشور صرفا به اقتصادی بودن پروژه‌های بالقوه تامین گاز بستگی دارد.

در ادامه وی با بیان اینکه ذخایر غنی گاز ترکمنستان منبعی منطقی برای تامین گاز اروپاست و گزینه تامین گاز از این کشور مدت‌ها مورد بحث قرارگرفته، اضافه کرد: ترکمنستان پس از مذاکرات طولانی و ناموفق برای ساخت خط لوله «ترانس خزر» زیر دریای خزر، برای رساندن گاز به اروپا، استراتژی صادرات خود را به سمت چین تغییر داده و چین نیز اکثر پروژه‌های بالادستی آینده‌نگر و نسبتا ارزان را تضمین کرده است. از جمله درخصوص دو فاز اول میدان گازی «یولوتان» که تا60میلیاردمترمکعب درسال و میادین گازی «باگتییارلیک» که 15تا 30میلیارد مترمکعب گاز درسال از آن‌ها بهره برداری می‌شود.

این تحلیلگر اقتصاد بین‌الملل با یادآوری اینکه سال 2003، مسکو موفق شد عشق آباد را مجاب کند تمام ظرفیت صادرات گاز خود را برای 25سال آینده به گازپروم اختصاص دهد، گفت: رقابت با چین و روسیه یکی از عوامل مقابله با ارسال گاز ترکمنستان به اروپا است. ضمن اینکه نیاز به حل وفصل تحدید مرزهای آبی دریای خزر درمیان پنج کشور ساحلی نیز برای اجازه ساخت خط لوله ترانس خزر ضروری است. البته مذاکرات این موضوع بین ترکمنستان و جمهوری آذربایجان که به بن بست رسیده بود ولی در نتیجه بحران کنونی اوکراین دوباره احیا شده است.

این استاد دانشگاه علامه طباطبایی اضافه کرد: ترکیه توانسته با تامین حجم قابل توجهی از هیدروکربن‌ها، سیاست انرژی نسبتا موفقی را اجرا و سرمایه گذاری‌های هنگفتی برای پروژه‌های جاه‌طلبانه حمل‌ونقل انرژی این کشور جذب کند. مباحث درمورد امکان ساخت «جریان ترکیه» به جای پروژه شکست خورده استریم جنوبی، نمونه دیگری از موقعیت کلیدی ترانزیتی ترکیه در قبال اروپا بود.

راه نجات با بیان اینکه کلید تنوع منابع اروپا در اختیار ترکیه است، به سردی روابط اتحادیه اروپا و ترکیه در چند سال گذشته اشاره کرد و گفت: کمک به امنیت انرژی اروپا دیگر به خودی خود یک هدف برای ترکیه نیست. در آنکارا، امنیت انرژی اروپا بیشتر به عنوان ابزارچانه‌زنی تلقی می‌شود تا چشم‌انداز مشترک استراتژیک. با این حال، وقتی صحبت از فشار روسیه بر جمهوری آذربایجان به میان می‌آید، منافع اتحادیه اروپا و ترکیه در مسیریابی بیشتر جهت صادرات گاز جمهوری آذربایجان از طریق ترکیه به اروپا کاملا همسو هستند.

وی در پایان افزود: اکتشافات عمده گاز در مدیترانه شرقی در سواحل رژیم صهیونیستی و قبرس، ممکن است برای تامین بازار ترکیه و انتقال آن به اروپا مورد استفاده قرارگیرد، در صورتی که بتوان اصطکاک‌های ژئوپلیتیکی اساسی را برطرف کرد. تعامل دیپلماتیک اتحادیه اروپا در اینجا می‌تواند حیاتی باشد و جمهوری قبرس را برای اجازه دادن به عبور یک خط لوله رژیم صهیونیستی از منطقه اقتصادی انحصاری خود (EEZ) به اتحادیه اروپا متقاعد کند و ابزاری برای تأثیرگذاری بر موضع ترکیه در سایر موضوعات باشد. بنابراین اروپا به واسطه بهره‌گیری از این جایگزین‌ها می‌تواند وابستگی خود را به روسیه کاهش دهد و قطع وابستگی اروپا به روسیه تا 2025 امکان‌پذیر است.