چین کشوری که با اطمینان می‌توان گفت موفق‌ترین کشور جهان در کنترل همه‌گیری کرونا بود و توانست به سرعت از آن خارج شود، در اولین فصل 2021 توانست رشد تولید ناخالص داخلی (GDP) خود را در مقایسه با مدت مشابه 2020 به بیش از 18.3% برساند. امروز چین هنوز در حال آزمایش وضعیت جدید جهانی خود است و همچنان به ارتقای ارزش همکاری‌های بین‌المللی در کشورهای مختلف، معرفی توافقنامه‌های تجاری منطقه‌ای، ایجاد زنجیره‌های جدید جهانی ارزش در شرایط جدید می‌پردازد.

با توجه به این حقایق، باید پذیرفت که در عرصه همکاری‌های اقتصادی بین‌المللی، چین هیچ رقیب جدی در جهان ندارد. این بحران پاندمی جهانی، کشورها را به سمت‌وسوی وابستگی بیشتر به چین و کاهش وابستگی به آمریکا هدایت کرد که در نوع خود، واقعه‌ای بی‌سابقه است. به‌عنوان‌مثال چین در سال میلادی گذشته، تبدیل به بزرگ‌ترین شریک تجاری اتحادیه اروپا شد؛ جایگاهی که پیش از آن به ایالات‌متحده آمریکا تعلق داشت. میزان قطارهای باری جابجا شده میان اروپا و چین، سال پیش به بیش از 12400 مورد رسید که 50 درصد بیشتر از سال 2019 و بیش از 7 برابر از سال 2016 بیش‌تر است. در سال‌های 2005 تا 2020، قراردادهای سرمایه‌گذاری و کالاهای ساخت چین در آمریکای لاتین بالغ‌بر 183 میلیارد دلار بود. در همان مدت، چین حدود 303 میلیارد دلار در آفریقای جنوبی و 197 میلیارد دلار دیگر در کشورهای MENA سرمایه‌گذاری کرد.

بااین‌حال، باید به خاطر داشته باشیم که موفقیت‌ها و چشم‌اندازهای روشن چین با برخی مسائل طولانی‌مدت و چالش‌های جدید گره خورده است. به‌عنوان‌مثال تا ژوئن 2020، بدهی چند کشور آفریقایی به چین بیش از 25 درصد کل بدهی خارجی آن‌ها بود (آنگولا، جمهوری کنگو، جیبوتی، کامرون، اتیوپی و زامبیا در چنین فهرستی قرار دارند.) درعین‌حال، چین قابلیت‌های پایگاه نظامی خود در جیبوتی را که اکنون قادر به دریافت ناوهای هواپیمابر است ارتقا داده است. چنین نتایجی با افزایش حضور اقتصادی چین در این قاره ارتباط مستقیم دارد.

این ویژگی‌ها برای کشورهای آسیایی نیز وجود دارد. بحث‌های گسترده پیرامون سیاست‌هایی است که رودریگو دوترته (رئیس‌جمهور فیلیپین) دنبال می‌کند که اغلب به دلیل امتیازات خود به چین (اغلب در ازای سرمایه‌گذاری وعده داده شده) موردانتقاد قرار می‌گیرد. اخیراً رئیس‌جمهور فیلیپین به دلیل کنترل چین بر مناطق ماهیگیری در دریای چین جنوبی موردانتقاد شدید قرار گرفت. البته برخلاف سیاست‌های دوترته، جوکو ویدودو، رهبر اندونزی، سیاست تعادل میان دو ابرقدرت را در پیش گرفته است که باعث شده همکاری‌های متعادل و خوبی با چین و آمریکا داشته باشد و اخیراً از هر دو کشور واکسن‌های زیادی دریافت کرده است. نمونه داغ و پربحث دیگری از وابستگی کشورهای آسیا، «تله بدهی» سریلانکا است که منجر به اجاره بندر هامبانتوتا به چین شد.

افزایش حضور چین در نهادهای بین‌المللی و سازمان‌های زیرمجموعه سازمان ملل، نیز از موضوعات مهمی است که پازل دیپلماسی اقتصادی چین را تکمیل می‌کند. چین دومین کشور حامی مالی سازمان ملل است و 15 سازمان بین‌المللی زیرمجموعه سازمان ملل را مدیریت می‌کند. چین به‌خوبی این ظرفیت را در راستای افزایش توجه جهانی در راستای توسعه طرح کمربند و جاده خویش به‌کاربرده است. علی‌رغم این‌که نظم لیبرال غربی، دست برتری به چین در راستای توسعه اقتصادی و گسترش نفوذ سیاسی خود در سراسر جهان داده است، چین یکی منتقدان اصلی این نظم و بی‌عدالتی‌های ناشی از آن برای کشورهای جنوب جهان است.

باوجوداین، چین به عنوان بخشی از رژیم‌های مختلف بین‌المللی هم به‌عنوان اهداکننده و هم دریافت‌کننده منافع است. در ماه مارس از طرف بانک جدید توسعه BRICS به چین وام 1 میلیارد دلاری برای بهبود اقتصادی ارائه شد. انتظار می‌رود RCEP نیز به چین در اجرای استراتژی ساخت چین 2025″ کمک کند و دسترسی شرکت‌های چینی به ساخت زنجیره تأمین را تضمین کند. علاوه بر این، در هر موقعیت چندجانبه‌ای، چین بر ضرورت اقدام مشترک در مبارزه با همه‌گیری کووید 19 تأکید می‌کند که درنتیجه آن و درنتیجه چهره بین‌المللی خود را به‌خوبی تقویت کرده است.

آنچه مشخص است، چین جایگاه تاریخی و اهمیت اقتصادی و سیاسی خود را در جهان بازیابی کرده است. ابتکار طرح کمربند و جاده نیز در همین راستا است. چین، تبدیل به دروازه رشد اقتصادی جهان شده است و کشوری که از منافع توسعه روابط با چین در دهه آینده بی‌بهره بماند، از رشد اقتصادی و توسعه خویش عقب خواهد ماند. توسعه روابط با چین، امروز اولویت تمام کشورهای جهان است. رژیم صهیونیستی نیز از این واقعیت مستثنا نیست و طرح سرمایه‌گذاری و توسعه بندر حیفا و ایجاد هاب حمل‌ونقلی در مدیترانه از این بندر، نیز در همین راستا است و منجر به عمیق شدن روابط این رژیم با چین خواهد شد. طبیعی است جایی که منافع اقتصادی در میان باشد، حمایت‌های سیاسی را نیز به همراه خواهد داشت. نتیجه اینکه ایران نیز برای تامین بهتر منافع خود باید جایگاه خود را در پازل دیپلماسی اقتصادی و تجاری چین در خاورمیانه پیدا و تقویت کند.