دریای مدیترانه بین سه قاره اروپا، آسیا و آفریقا قرار گرفته و از این نظر به لحاظ ژئوپلیتیک بسیار مهم است؛ در عین حال کشورهای اطراف مدیترانه در حوزه انرژی همزمان از اشتراک و تقابل منافع برخوردارند. در این بین مصرف انرژی در کشورهای اروپایی بیش از دیگر کشورها است و تلاش‌ها بیشتر معطوف به آن است که گاز این منطقه به اروپا صادر شود. همچنین کشورهای بزرگی که بر مدیترانه اشراف دارند عبارتند از ترکیه، مصر، سوریه، یونان، قبرس، لبنان و فلسطین که به دو بخش نوار غزه و رژیم اسرائیل تقسیم شده است.

طرف‌هایی که از دو سه دهه قبل به اکتشاف و سنجش امکان استخراج از مدیترانه اقدام کردند، شامل قبرس، رژیم اسرائیل و مصر می‌شوند. این در حالی است که رژیم اسرائیل نسبت به دیگر کشورها در امر استخراج پیشتاز بود. منتها طبق رویه ذاتی اسرائیل، این رژیم از ابتدا تلاش کرد که بر مالکیت و امکانات کشورهای همسایه فلسطین نیز مسلط شود. اولا مانع از استخراج گاز توسط غزه از این دریا شد مگر طبق شرایط استعماری خود و ثانیا اعلام کرد که بخش عمده‌ای از میدان‌های گازی لبنان متعلق به این رژیم است؛ لذا یک دعوای حقوقی طولانی بین دو طرف شکل گرفت که هنوز نتیجه روشنی نسبت به آغاز استخراج در لبنان حاصل نشده است. یعنی با تاخیر، اکتشاف صورت گرفته و اکنون زمان استخراج است، اما دعوای حقوقی بر سر برخی از میدان‌های 9 و 10 گازی لبنان پابرجا و مانع امر استخراج شده است.

در خصوص مصر نیز شرکت گاز «انی» ایتالیا و برخی شرکت‌های دیگر استخراج گاز را آغاز کردند و جالب اینجا است که عظیم‌ترین منابع گازی در آب‌های مربوط به مصر قرار گرفته و مانند کوه بزرگی است که گاز زیر آن محبوس شده و جزو ثروت‌های مصر به شمار می‌رود.

اما درباره استخراج گاز توسط مصر به چند نکته باید توجه داشت نخست اینکه استخراج را دیر و با مقادیر ناکافی آغاز کردند و دیگر اینکه جمعیت بالای مصر نیز منجر به آن شده که مصرف انرژی در این کشور بالا باشد. این انرژی هم برای مصارف صنعتی، هم خانگی و هم پتروشیمی و غیره استفاده می‌شود. همچنین دعوا و اختلافی نیز بین مصر و اسرائیل وجود داشت که تاحدودی رفع شده است.

در عین حال در راس مثلث‌ها، مربع‌ها و اشکال هندسی منابع گازی این کشورها تلاقی‌هایی ایجاد می‌شود. گاز قبرس به ادعاهای دولت ترکیه از یک جهت به مرزهای آبی این کشور برمی‌خورد و ترکیه مدعی است که بخش ترک‌نشین قبرس باید با هماهنگی آنکارا گاز را استخراج کند. در حالی که بخش یونانی‌نشین قبرس بخش عمده این کشور را شامل می‌شود و دارای بخش عظیم‌تری از گاز است. این موضوع باعث شده که ترکیه وارد دعواهای حقوقی، سیاسی و حتی امنیتی با کشورهای همسایه‌اش همچون سوریه، یونان، قبرس و مصر شود.

در این رابطه شاهد بودیم که ترکیه با بخش غربی لیبی که دولت فائز السراج یعنی دولت رسمی از نظر سازمان ملل بر آن حاکم است توافقاتی انجام داد و اقدام به اعزام نیروی نظامی به این منطقه کرد. این اقدام ترکیه هم با هدف استحکام جایگاه دولت فائز السراج و هم برای رسیدن به توافق گازی و یا همان دستیابی به منابع گازی لیبی بود. بر اساس قرارداد امضا شده بنا بر آن شد که ترکیه و بخش غربی لیبی در استخراج منابع گازی همکاری کنند. به این ترتیب ترکیه مرزی برای خود در سواحل مدیترانه باز کرد که خارج از مرز مصر خواهد بود. اگر یک خط فرضی از ایتالیا تا سواحل آفریقا بکشیم آن بخشی از سواحل آفریقا که به لیبی برمی‌خورد، در قسمت شرقی با مصر متحد است و غرب این سواحل با ترکیه. بنابراین مرز همکاری گازی ترکیه با لیبی خارج از حدود مرز مصر خواهد بود.

همزمان قبرس با مصر توافقاتی برای اکتشاف و استخراج گاز و توسعه میادین به عمل آورده‌اند.

در مجموع بخشی از این اختلافات به نفع رژیم اسرائیل است و یونانی که طبق سنت تاریخی با این رژیم مخالف است در بحث گاز ناگزیر شده در توافقات چندجانبه با اسرائیل نیز هماهنگی‌هایی داشته باشد. بنابراین مصر، رژیم صهیونیستی، یونان و قبرس، بلوکی در برابر بلوک ترکیه، لیبی و قسمت شمالی قبرس تشکیل داده‌اند. این وضعیت منطقه را به سمت اختلافات بیشتر امنیتی و نظامی سوق داده است.

در این بین اگر سوریه، لبنان و غزه نیز وارد روند اکتشاف و استخراج میادین گازی شوند معادلات بسیار پیچیده‌تر خواهد شد.