چین دلار را از معاملات بورس کالای خود حذف و یوان را جایگزین آن کرده است. این اقدام توسط چین در حالی اتخاذ می‌شود که اوایل سال میلادی گذشته، صحبت از حذف دلار در مبادلات بین‌المللی روسیه و چین مطرح شده بود. پیش از آن نیز، رویه دونالد ترامپ در جنگ تجاری و اقتصادی با کشورهای اروپایی، آمریکایی و‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ آسیایی، برخی کشورهای دیگر از جمله ترکیه و ایران را نیز بر آن داشت تا به سمت حذف دلار از مبادلات خود گام بردارند. تحقق عملی حذف دلار توسط چین به عنوان یکی از بازیگران بزرگ اقتصاد جهانی، پیامدهای اقتصادی- سیاسی گسترده‌ای به همراه خواهد داشت. به ویژه شرایط کنونی بازار جهانی نفت، حساسیت این اقدام چین را تشدید می‌کند.

از دهه 1940 میلادی و به‌خصوص در زمان بازسازی اروپای پس از جنگ دوم جهانی در قالب طرح مارشال، دلار به ارز مسلط بین‌المللی تبدیل شد. تعیین رابطه ثابتی بین دلار و طلا، ویژگی اصلی این سیستم ارزی بین‌المللی (سیستم برتن‌وودز) بود که در اوایل دهه 1970 میلادی توسط نیکسون، رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده، پایان آن اعلام شد. با این وجود، سلطه دلار به مثابه ارز مسلط بین‌المللی از بین نرفت و حتی معرفی ارز واحد اتحادیه اروپا، یعنی یورو، نیز جایگاه آن را متزلزل نکرد. اما چند تحول داخلی در آمریکا و سطح بین‌المللی، جایگاه مسلط دلار را به تدریج تهدید می‌کند؛ که از جمله آن‌ها می‌توان به معرفی و تقویت تدریجی ارز دیجیتال از جمله بیت‌کوین، اوردوز پولی دولت بوش برای خروج از رکود ناشی از حمله تروریستی 11 سپتامبر 2001، کمک‌های مالی هنگفت دولت آمریکا برای کمک به اقتصاد این کشور در بحران مالی 2007 و رویکرد تهاجمی دونالد ترامپ از سال 2016 اشاره کرد.

از میان عوامل بالا، نقش رویکرد ترامپ به اقتصاد و تجارت بین‌الملل، اثر بیشتری به جای گذاشته است. راهبرد «اول آمریکا» دونالد ترامپ در تقابل با راهبرد بلندمدت «ساخت چین 2025» موجب شد تا جنگ تجاری شدیدی بین این دو کشور شروع شود. البته همزمان با این جنگ، ترامپ به اتحادیه اروپا و کشورهای همسایه و هم‌پیمان خود در آمریکای شمالی نیز اعلان جنگ تجاری داد. رویکرد ترامپ به نقض برجام و اعمال تحریم‌های بین‌المللی علیه کشورهای مختلف از جمله ایران نیز از دیگر ابعاد این رویکرد تهاجمی در پیشبرد استراتژی «اول آمریکا» بود. اما جهان تقابل منافع و تقابل راهبردها، جهان کنش- واکنش است و جنگ‌های اقتصادی- تجاری که قلمروی آن‌ها تا تعاملات سیاسی نیز گسترده می‌شود، یک شطرنج در جریان است. در این سوی شطرنج، کشورهای تحت تحریم و جنگ تجاری، به فکر جایگزینی دلار در مبادلات خود افتادند؛ توافق‌های پولی دو یا چندجانبه، استفاده از سیستم‌های مبادلات بین‌کشوری غیردلاری و تهاتر از جمله این ابتکارعمل‌ها بود. برای نمونه، در سال گذشته روسیه اعلام کرد که برای جلوگیری از سلطه دلار، اوراق قرضه مبتنی بر یوان منتشر خواهد کرد. هرچند که هنوز این تصمیم به صورت عملی تحقق نیافته است اما تصمیم جدید چین به حذف دلار از بورس کالای خود، پیامدهای اقتصادی و تجاری گسترده‌ای به دنبال خواهد داشت.

سهم چشمگیر چین در تأمین مالی کالایی کشورهای اروپایی، آمریکای لاتین و حتی آفریقایی بدین معناست که تقاضای جهانی برای دلار رو به کاهش خواهد گذاشت. افت تقاضای جهانی برای دلار، به معنای تضعیف ارزش این ارز و تزلزل بیشتر جایگاه آن به مثابه ارز مسلط بین‌المللی خواهد بود. هرچند که چین، یک طرف ماجراست اما با جدیت برای راهبرد «ساخت چین 2025» تلاش می‌کند و تحولات اقتصاد سیاسی بین‌الملل به دیدگاه فرید زکریا در کتاب بازی بزرگان نزدیک می‌شود که قدرت آمریکا را رو به افول ارزیابی کرده است. بحران همه‌گیری جهانی کرونا، شرایط را پیچیده‌تر می‌کند زیرا در مقایسه با مسئله تضعیف ارزش دلار، چالش خروج از رکود کرونایی، اهمیت و اولویت بالاتری دارد. اما در چنین شرایطی، آسانترین راه جبران این رویکرد چین، روشی برای افزایش تقاضای دلار از جمله بازی با نرخ بهره در آمریکا برای جذب سرمایه خارجی می‌تواند باشد که باید بر اساس اثرپذیری منفی مخارج سرمایه‌گذاری شرکت‌های آمریکایی و حساسیت مالیات‌دهندگان به عدم تعمیق رکود، با احتیاط انجام پذیرد. اگرچه فدرال رزرو به عنوان مسئول سیاست پولی در آمریکا، از استقلال بالایی برخوردار است و این‌طور می‌نماید که ترامپ،‌ واکنش‌های مبتنی بر تهدید به اعمال محدودیت گمرکی را بیشتر می‌پسندد. ترامپ در تهدید عربستان برای توافق با روسیه به کاهش تولید نفت نیز از این حربه استفاده کرد. افزون بر این، گزینه‌های دیگری مانند تحقق عملی به تهدید خروج شرکت‌های بزرگ از چین به خاطر پنهان‌کاری این کشور درباره کرونا نیز روی میز هستند؛ اما در مجموع میزان جدیت چین در حذف معاملات دلاری خود می‌تواند سرنوشت آینده بازیگری دلار در تجارت بین‌الملل را تعیین کند.