نانسی لتورنئو در گزارشی که ماهنامه واشنگتن آن را منتشر کرد، نوشت: در سوم اکتبر 2017، کتابی با عنوان «وضعیت خطرناک دونالد ترامپ» منتشر شد. در این کتاب، 27 روانپزشک، روانشناس و متخصص سلامت روانی، به ارزیابی سلامت روانی رئیس جمهور ترامپ پرداخته‌اند. در همین راستا، بیل مویرس با رابرت جی لیفتون، نویسنده پیشگفتار این کتاب، مصاحبه‌ای انجام داده است. پیش از بیان اظهارات لیفتون درباره ترامپ، به توضیح او از قصد و نیت نویسندگان کتاب برای تالیف آن، اشاره می‌شود:

“ما وظیفه داریم درباره شخصی که ممکن است برای خودش و دیگران خطرناک باشد، هشدار دهیم این وظیفه، برای هشدار به مردمی است که در معرض خطر این فرد قرار دارند. ما احساس وظیفه می‌کنیم که در مورد خطر این رئیس جمهور به کشور آمریکا هشدار دهیم. اگر ما در مورد دونالد ترامپ و وضعیت روانی وی و خطر آن برای این کشور چیزی می‌دانیم، لازم است تا آن را بیان کنیم.”

در دو دهه اخیر، حوزه سلامت روانی تا حدودی به تشخیص و تجویز دارو محدود شده است. چیزی که در مورد اظهارات لیفتون جالب است، اینکه وی به ما خاطرنشان می‌سازد که این حوزه مبتنی بر نظریات مطالعه رفتار انسانی و یافتن الگوهای کارکردی یا ناکارآمد هستند. لیفتون از ارائه تشخیص خود درباره سلامت روان رئیس جمهور، خودداری کرده و به جای آن به بحث درباره ویژگی‌های روانشناختی و سایر ویژگی‌های رئیس جمهور پرداخته است که او را نامناسب و خطرناک نشان می‌دهند.

در این گزارش به بخشی از اظهارات لیفتون پرداخته شده است.

مویرس: شما در پیشگفتار این کتاب نوشته‌اید: «از آنجا که ترامپ رئیس جمهور بوده و در نقش‌های برجسته و گسترده و همچنین در تعاملات مربوط به ریاست جمهوری، ایفای نقش می‌کند، بررسی اقدامات وی مورد توجه قرار گرفته است تا به عنوان بخشی از فرایند دموکراتیک آمریکا، از نظر سیاسی و حتی از نظر اخلاقی، طبیعی باشد.»

لیفتون: بله. و این چیزی است که من آن را طبیعی بدخیم عنوان می‌کنم. در واقع، آن کسانی را که ما آنها را اغلب به عنوان افرادی عادی تلقی می‌کنیم، ممکن است به شدت خطرناک و مخرب باشند. من ایده طبیعی بدخیم را در پژوهش‌های خود درباره روانشناسی دکترهای دوره آلمان نازی (اگرچه هیچ کس را با این دکترها یکسان تلقی نمی کنم، اما این اصل حکمفرماست) و همچنین در همکاری با روانشناسان آمریکایی که به طراحان شکنجه‌های سازمان سیا در دوره جنگ عراق تبدیل شده بودند، کشف کردم. آنها، نمونه‌هایی از افراد طبیعی بدخیم محسوب می‌شوند. براساس این ایده، دونالد ترامپ همیشه دروغ می‌گوید. احتمال دارد که ما به این تلقی برسیم که دروغگویی رئیس جمهور یک رفتار طبیعی است … به عبارت دیگر، رفتار ترامپ به عنوان رئیس جمهور و کسانی که در دولت از رفتار وی دفاع می‌کنند، به هنجار تبدیل می‌شود. اما باید با این موضوع مقابله کرد، زیرا این رفتار، نوعی از الگوی طبیعی بدخیم است …

من روی چیزی تمرکز کرده ام که به لحاظ تخصصی به آن واقعیت خود – محوری (خودشیفتگی) گفته می‌شود. واقعیت خود- محوری بدین معناست که تنها واقعیتی که ترامپ قادر به پذیرش آن است، به خود وی، ادراک او و حمایت از خود مربوط است. برای آمریکا و جهان چه خطری بالاتر از این که رئیس جمهوری تا این حد غرق در واقعیت خود-محوری شده باشد…

ترامپ دارای ذهنی است که از بسیاری جهات همیشه تحت فشار است، زیرا او همواره دنبال آن است که دیگران او را بپذیرند و دوستش داشته باشند. ترامپ خودش را همواره قربانی دیگران و جامعه احساس می‌کند و از این رو به مقابله به مثل می‌پردازد. بنابراین، در پشت چنین رفتار مخربی همیشه خطری وجود دارد که ممکن است عقاید باطلی در او ایجاد کند…

درحالیکه ترامپ هیچگونه ایدئولوژی نظام مندی ندارد، اما روایت خاص خود را در ذهن دارد که براساس آن، آمریکا زمانی کشور بزرگی بود، اما رهبری ضعیف باعث تضعیف آن شده است و اینک تنها او می‌تواند عظمت این کشور را به آن بازگرداند. این تصور ترامپ از خود به عنوان یک مرد قدرتمند و یک دیکتاتور است. این تصور، یک ایدئولوژی روشن همچون یک فاشیست یا شخصیت ایدئولوژیکی برجسته نیست. بلکه، تصوری است که وی را قوی تر و بی نظیرتر از همه نشان می‌دهد.

علاوه بر احساس قدرتمندی و دیکتاتوری، ترامپ شدیدا احساس می‌کند که حق با اوست. به طوری که او فکر می‌کند هرچیزی در ذهن خود بخواهد و هرآنچه لازم داشته باشد، می‌تواند به دست آورد.

در مورد این سوال که آیا ترامپ این رفتارهای مخرب را کنار خواهد گذاشت یا خیر، لیفتون تاکید می‌کند که این رفتارها بهتر نخواهند شد. در واقع، هر چقدر که دوره ریاست جمهوری وی طولانی تر شود، این رفتارها بدتر هم خواهند شد.

هرکسی با این ویژگی‌ها (خود را قربانی احساس کند، بخواهد قهرمانی باشد که همه چیز را حل و فصل می‌کند، حقیقت را تنها در خود جستجو کرده و همه حقایق غیر از این را نفی کند) اگر از قدرت برخوردار باشد، بیش از پیش خطرناک خواهد شد و این همان چیزی است که جودیت هرمان به آن اشاره کرده که البته کاملا هم درست است. چرا که قدرت باعث تکثیر و شدت این ویژگی‌ها می‌شود، زیرا قدرت هرگز قدرت مطلق نخواهد شد (و تا اندازه ای دارای موانع و مشکلات خواهد بود) اما تک روی در موضع قدرت بیش از پیش خطرناک خواهد بود. این موضوع را می‌توان دور باطلی قلمداد کرد که در آن، قدرت باعث شدت این تمایلات می‌شود و این تمایلات با برخورداری از قدرت، بیش از پیش خطرناک تر می‌شوند.

در پایان این مصاحبه، مویرس مصاحبه قبلی را به یاد لیفتون می‌اندازد که در آن در مورد فرقه مذهبی افراط‌گرای ژاپنی اوم شین ریکیو بحث می‌کردند که اعضای آن در مترو توکیو گاز اعصاب سارین منتشر کرده بودند. این فرقه بر این ایدئولوژی بودند که آنها باید برای نجات جهان، بخشی از آن را نابود کنند – ایدوئولوژی‌ای بسیار شبیه ایدئولوژی اسامه بن لادن. لیفتون در این باره اظهار داشت، اگرچه این ایدئولوژی در ریاست جمهوری ترامپ وجود دارد، اما به استثنای یک مورد، محوریت ندارد.

او گفت: این ایدئولوژی درباره شخصیت استیو بنن محوریت بیشتری دارد، چرا که او می‌خواهد بسیاری از جامعه پیشرفته و تمدن شناخته شده ما را نابود کند تا در تصور خود آن را بازسازی نماید.

دونالد ترامپ خطرناک است، زیرا ویژگی‌های روانشناختی وی مناسب ریاست جمهوری نیست. از سوی دیگر، استیو بنن عملا ایدئولوژی خطرناکی دارد و باید از آن نگران بود، چرا که وی تحت حمایت رابرت مرسر میلیاردر، در آرزوی تصاحب خصمانه حزب جمهوری خواه آمریکا است.