مکس بوت در یادداشتی که نشریه فارن پالیسی آن را منتشر کرد؛ نوشت: ترامپ در این سفر اروپایی خود از دولت راست – افراطی لهستان حمایت کرد. به طوری که اکنون، سخنرانی ترامپ به منبع الهام ده ها هزار فاشیستی تبدیل شده است که روز یکشنبه در تظاهراتی در ورشو خواستار «اروپای سفید» و «هولوکاست اسلامی» بودند. وی در همین سفر، رسانه های آمریکا را در خارج به باد انتقاد گرفت و پس از نشستی طولانی با ولادیمیر پوتین در هامبورگ، دیکتاتور روسیه را به آغوش کشید.

در شرایطی که ترامپ بار دیگر به خارج رفته و دوباره پوتین را به آغوش گرفته است، وی بار دیگر تکذیب مزورانه کرملین در مورد مسئولیت هک کمیته ملی حزب دموکراتیک آمریکا در سال گذشته را پذیرفت. ترامپ از قول رفیق خود، پوتین گفت: «او هر وقت مرا می بیند می گوید “کار من نبود”. من هم واقعا معتقدم که حرف های او جدی است. به نظر من، این ادعا، توهینی در حق وی است و این برای کشور ما خوب نیست». پیش از این، ترامپ، شخصیت های غیرسیاسی تشکیلات اطلاعاتی آمریکا (که به اتفاق آرا به این نتیجه رسیده بودند که روسیه در سرقت ایمیل های دموکرات ها در سال گذشته دست داشته است) را به عنوان « هک های سیاسی» به باد انتقاد گرفته بود.

اگرچه ترامپ تحت فشار مشاوران خود، ظاهرا از این اظهارات عجیب و توهین آمیز، دست برداشته است، اما هیچ شکی نیست که دل وی همچنان پیش مرد قدرتمند کرملین است. باید به مشاوران کاخ سفید توصیه کرد که در گردهمایی های بین المللی آینده، این دو دوست صمیمی را تا حد امکان از هم دور نگه دارند؛ زیرا ترامپ هر وقت خود را نزدیک پوتین می بیند، آبروی خود را می ریزد. ترامپ حتی در نبود پوتین هم آبروریزی می کند، بطوری که در آسیا در موقعیت های مختلف رفتار مفتضحانه ای از خود نشان داده است.

سفر ترامپ به آسیا شروع خوبی داشت. شینزو آبه، نخست وزیر ژاپن، در اولین توقف ترامپ در توکیو، استقبال خوشحال کننده ای از وی به عمل آورد. هر دو به بازی گلف پرداختند و عجیب اینکه آبه اجازه داد ترامپ برنده شود. از میان همه رهبران جهان، آبه به بهترین نحو از ضعف ترامپ در برابر چاپلوسی، بهره برداری کرده است؛ بطوری که، هیچ واژه ضد-ژاپنی در سخنان ترامپ وجود نداشت. و این در حالی است که ترامپ همواره به خاطر پولی که آمریکا برای حفاظت از ژاپن هزینه می کند و همچنین نسبت به موقعیت موفقیت آمیز ژاپن در صادرات کالا به آمریکا، شکایت داشته است.

توقف بعدی ترامپ در سئول بود. او در آنجا یکی از معدود سخنرانی های خوب در دوره ریاست جمهوری خود را ایراد کرد. در سئول، ترامپ با خودداری از گزافه گویی های سابق خود علیه کره شمالی (وی در مجمع عمومی سازمان ملل در ماه سپتامبر، کیم جونگ اون را «مرد موشکی» خواند و کشور وی را به «نابودی کامل» تهدید کرد)، به سخنرانی مقتدرانه اما سنجیده ای پرداخت که گویی از زبان روسای جمهور پیشین ایراد می شود. ترامپ خطاب به کره شمالی گفت: «تسلیحاتی که شما به دنبال دست یابی به آن هستید، مایه امنیت شما نمی شود بلکه رژیم شما را به ورطه خطر می افکند». وی کره شمالی را « جهنمی» خواند که برای زندگی «هیچکس شایسته نیست».

در توقف بعدی ترامپ در پکن، همه چیز از مسیر منحرف شد. وی دیدار خود با شی جین پینگ را «فوق العاده» خوانده و اظهار کرد که احساس وی نسبت به شی «احساسی کاملا صمیمانه و گرم» است. ترامپ رئیس جمهور چین را «نماینده بسیار قدرتمند و محترم مردم خویش» توصیف کرد. و این در حالی است که شی جین پینگ «نماینده» مردم چین نیست. وی دیکتاتور آنهاست و نمی توان فهمید که وی چقدر مورد احترام است، زیرا هرکسی به وی احترام نگذارد احتمالا زندانی می شود.

بطور طبیعی، ترامپ حتی برای یادبود لیو شیائووبو، برنده جایزه صلح نوبل و فعال دموکراسی که در ماه ژوئیه در زندان چین فوت کرد، حرفی از حقوق بشر به میان نیاورد. هنگامی که شی جین پینگ نمی خواست به سوال گزارشگرها پاسخ دهد، ترامپ نیز با وی همراه می شد – برخلاف روسای جمهور پیشین آمریکا که در احترام به حقوق مطبوعات اصرار می کردند. ترامپ حتی راه را برای سرقت مالکیت معنوی و دیگر فعالیت های تجاری ناعادلانه چین باز گذاشت و اظهار کرد: «چه کسی می تواند کشوری را به خاطر توانایی بهره برداری از دیگر کشورها برای نفع شهروندان خود، مقصر قلمداد کند؟ من چین را کاملا برحق می دانم».

رفتار ترامپ در پکن حاکی از آن است که قلدرها ترسو نیز هستند. ترامپ در مواجهه با ضعیف تر از خود، تهاجمی عمل می کند؛ اما در برابر قلدرهایی نظیر شی جین پینگ و پوتین، از ترس کمر خم کرده و پوزخند می زند. ترامپ تنها هنگامی به سخنرانی تهاجمی در مورد تجارت روی آورد که به توقفگاه بعدی خود یعنی ویتنام رسید. وی به شعار معروف خود، «نخست آمریکا» پرداخته و خطاب به شورای اقتصادی آسیا – اقیانوسیه گفت: «ما اجازه نمی دهیم که دیگر از آمریکا بهره برداری کنند. من همیشه اولویت را به آمریکا خواهم داد، همانطور که از شما انتظار دارم که کشور خود را در اولویت قرار دهید».

به نظر می رسد که هرگز به فکر ترامپ خطور نمی کند که پیام یکجانبه گرایی او با تلاش های وی برای همراه ساختن دیگر کشورها، بویژه چین، برای مقابله با کره شمالی، در تضاد است. همچنین، این گفتار یکجانبه گرایی باعث می شود که سایر کشورها دیگر به آمریکا اعتماد نکرده و دنبال راه خود باشند.

شی جین پینگ فرصت را مغتنم شمرده و در سخنرانی خود بعد از ترامپ در اپک (APEC)، به عنوان مدافع جهانی شدن و آزاد سازی اقتصاد موضع گرفت. وی تلاش می کند تا نقشی را که آمریکا از زمان جنگ جهانی دوم ایفا کرده است، به زور بدست بیاورد.

سفر ترامپ به آسیا در فلیپین پایان یافت. انتظار می رفت که وی در آنجا در برابر رودریگو دوترته، که به نام مبارزه با مواد مخدر، هزاران نفر را بدون محاکمه به جوخه های مرگ سپرده است، تهاجمی و قاطعانه عمل کند. اما، ترامپ در شیپور «روابط عالی» و «مناسبت های صمیمانه» با دوترته دمید و به گفته سخنگوی دوترته، ترامپ حتی در جلسات خصوصی نیز حرفی از نقض حقوق بشر نزد.

سفر ترامپ را باید “تور خداحافظی” نامید: خداحافظی با قدرت آمریکا، خداحافظی با آرمان های آمریکا و خداحافظی با اعتبار آمریکا. قبلا رئیس جمهور اوباما از رهبری جهانی آمریکا عقب نشینی کرده بود و ترامپ نیز به این روند فلج کننده شتاب بخشید. در این فرایندی که ترامپ قدرت را به چین واگذار کرده و از ارزش های آمریکا در جهان کاسته است، چه چیزی نصیب وی شده است؟

جالب است که خوزه ای بی آنتونیو، مالک ثروتمند یک شرکت توسعه، که با ترامپ در ساخت ساختمان 57 طبقه 150 میلیون دلاری در مانیلا همکاری می کند، از شرکت کنندگان در جلسه ترامپ با دوترته بود. چین ده ها برند تجاری ارزشمند در اختیار ترامپ و دختر وی، ایوانکا، گذاشته است که قبل از پیروزی در ریاست جمهوری از آنها دریغ شده بود. در حالی که شرکت تحت امر ترامپ از همه لحاظ از این مسافرت بهره مند شده است، اما کسب این منافع در مورد کشور تحت امر وی، صادق نیست.