دمیتری ترنین در تحلیلی که برای بنیاد کارنگی نوشته، آورده است: دوره جدید خصومت میان کرملین و غرب احتمالا سال‌ها به طول می‌انجامد. خط مشی جدید مسکو را قطعا ولادیمیر پوتین، رییس جمهور روسیه تعیین می‌کند، اما در همین حال بازتابی از خیزش قدرت ملی‌گرایی روس‌ها هم هست.

 

خط مشی جدید سیاست خارجی روسیه

  • روابط روسیه – غرب از آخرین تلاش ناکام برای ایجاد روابط حسنه میان طرفین در دوره ریاست جمهوری دمیتری مدودف در سال‌های 2009 تا 2011 به شکل ملموسی رو به وخامت گذاشته است. اوکراین منطقه اصلی جغرافیایی و نماد رقابت جدید است، اما دلیل اصلی این رقابت نیست.
  • از نظر پوتین، رویکرد غرب در قبال روسیه به ندرت به منافع و دیدگاه‌های روسیه احترام می‌گذارد. شکست روسیه در ایجاد روابط حسنه و احساس تحقیر شدن به دست غرب، راه را برای خط مشی سیاست داخلی و خارجی ملی‌گرایانه‌‌تر گشوده است، سیاستی که جایگزین بقایای لیبرالیسم و بین‌المللی‌گرایی روسی خواهد شد.
  • محور این رویکرد بازیابی حاکمیت کامل روسیه از طریق امحای نفوذ سیاسی خارجی در این کشور و تضمین این امر است که منافع ویژه مسکو در کشورهای همسایه‌اش مورد تصدیق قرار گیرد. آنچه برای این نگاه اساسی است، ارزش‌های محافظه‌کارانه است که ریشه در مسیحیت ارتدوکس دارد.

 

نکات کلیدی برای رهبران غربی

  • هم بحران اوکراین و هم رژیم تحریم‌های اعمال شده بر روسیه توسط ایالات متحده و اتحادیه اروپا عامل بسیج روس‌ها در حمایت از خط مشی جدید سیاست خارجی این کشور شده است.
  • مواجهه با روسیه با پتانسیل نه چندان جزیی برخورد مستقیم نظامی دشمنان قدیمی دوران جنگ سرد همراه است که می‌تواند پیامدهای غیرقابل پیش‌بینی داشته باشد. نباید گذاشت وضعیت در اوکراین به شکل خطرناکی تشدید شود و روسیه و غرب باید مجموعه‌ای از تدابیر اعتمادساز برای جلوگیری از درگیری را فراهم آورند.
  • در حالی که ارتباط رسمی میان کرملین و دفاتر دولت‌های غربی به شدت دشوار شده و اعتماد طرفینی هم وجود ندارد، باید مجاری قابل اتکای ارتباطی ایجاد و شرکای معتبری برای گفت‌وگو در دو طرف پیدا شود تا از محاسبات اشتباه پرهیز گردد.
  • از نظر پوتین، روسیه باید پیش از هر چیز کشوری مستقل و متنفذ باشد. برای رسیدن به این هدف و اجتناب از هدر دادن منابع و از دست دادن استقلال در برابر کشورهای قدرتمندتر، روسیه نیازمند قشری از نخبگان ملی و شایسته‌سالار است.
  • باید از هر طریق ممکن در برابر خواسته منزوی سازی روسیه و اعمال فشار بر مردم روسیه مقاومت کرد. در حالی که ادغام روسیه با اروپا و غرب به شکلی وسیع‌تر نسبت به آنچه طراحی شده بود، از دستور کار خارج شده، اما باید شیوه‌هایی یافت تا باب تبادلات هر چه گسترده‌تر بین ملت‌ها گشوده شود.