سلطان برکات و عمر شعبان در گزارش خود برای مرکز بروکینگز دوحه نوشتند: در حالی که در سال جدید میلادی پیشرفت اندکی در رسیدگی به وضعیت بشردوستانه در غزه مشاهده می شود، توجهات بین المللی که زمانی بر بازسازی غزه متمرکز بود و آن را فرصتی برای دوباره ساختن می دانست، تا اندازه زیادی از بین رفته است.

در پی جنگ اسراییل و حماس در نوار غزه، تشکیلات خودگردان کمک فوری بین المللی را برای نوار غزه در خواست کرد که حدود 1.8 میلیون جمعیت آن حتی پیش از عملیات اخیر اسراییل هم با وضعیت انسانی، اقتصادی و شرایط اجتماعی دشواری روبرو بودند.

این بار هم مانند آنچه پس از دیگر جنگ های غزه شاهد بودیم، در 12 اکتبر 2014 یک کنفرانس اهداکنندگان این دفعه با حمایت نروژ و مصر تشکیل شد و اهداکنندگان کمک مالی وعده ارایه 5.4 میلیارد دلار برای کمک به بازسازی غزه دادند.

هدف این کنفرانس فقط جمع آوری مبلغی برای کمک به بازسازی آنچه در غزه تخریب شده بود، نبود؛ بلکه به دنبال جلب موافقت برای سازوکارهایی بود که از طریق آنها این کمک توزیع و استفاده شود.

با این حال پس از این کنفرانس به زحمت یک پاره آجر از روی ویرانه ها برداشته شد و بازسازی هم هنوز آغاز نشده است.

حتی در اواخر دسامبر، مقامات وزارت مسکن فلسطین مدعی شدند که فقط دو درصد از رقم وعده داده شده در این کنفرانس را دریافت کرده اند.

در هفت سال گذشته غزه شاهد روند دنباله دار تخریب و در پی آن تاخیر در بازسازی بوده است که این امر تلفات انسانی زیادی داشته و مقادیر زیادی از منابع ملی و منابع تخصیص داده شده توسط اهدا کنندگان را نیز هدر داده است.

این چرخه ناشی از فقدان اراده سیاسی بین المللی برای تغییر راهبرد فراگیر مربوط به غزه به راهبردی است که با واقعیت وضعیت سیاسی موجود بیشتر هماهنگ باشد.

راهبردی که ضرورتا در صدد ایجاد ظرفیتی محلی در غزه است که بتواند به شکلی شفاف به اداره و حفظ بازسازی و توسعه بپردازد، در حالی که خیر عمومی به منافع سیاسی و اقتصادی ارجحیت داده شود.

نیازی اساسی به انجام تحلیلی بی طرفانه درباره تلاش های قبلی صورت گرفته برای بازسازی غزه و انعکاس اشتباهات صورت گرفته در این مسیر وجود دارد تا تلاش جدید در این خصوص بتواند موثرتر واقع شود، آلام غیرنظامیان را بکاهد و با افراط گرایی مبارزه کند.

در این گزارش تلاش می شود بر اساس تجربه نویسندگان، این گزارش در خصوص بازسازی های پس از جنگ در غزه و دیگر اماکن، توصیه هایی درباره چگونگی پرداختن به وظیفه بازسازی و در عین حال خودداری از تکرار اشتباهات گذشته به مقامات فلسطینی و جامعه بین المللی ارایه شود.

این گزارش با برجسته کردن برخی از واقعیت های موجود آغاز؛ سپس چالش های فعلی رویاروی بازسازی غزه بررسی و در پایان رویکردی جمعی برای جایگزین شدن به جای رویکرد قبلی ارایه می شود.

 

مسیر پیش رو: بازسازی به عنوان ابزاری برای ثبات و اتحاد ملی

بدیهی است اگر اهداکنندگان و تشکیلات خودگردان رویکردی مشابه رویکرد اتخاذ شده پس از دو جنگ پیشین را دنبال کنند، تا حد زیادی خطر تداوم مصائب غزه برای سال ها و به احتمال زیاد دور دیگری از رویارویی میان غزه و اسراییل وجود دارد.

برای پرهیز از وقوع جنگ چهارم و برای جلب سرمایه اهداکنندگان به یک رویکرد جامع تر نیاز است که در آن روند پیشنهادی برای بازسازی می تواند به عنوان نیروی محرک رفاه دایمی و بنابراین، ثبات عمل کند.

چهار ماه گذشته است و سازوکار بازسازی پیشنهادی رابرت اچ. سری (Robert H. Serry) نتوانسته به نتیجه برسد و از دید اکثریت این سازوکار بیشتر عامل تقویت کننده کنترل اسراییل بر غزه است و نه تسریع کننده روند بازسازی.

تشکیلات خودگردان و اهداکنندگان بین المللی و منطقه ای باید همراه با نهادهای مستقر درغزه از جمله مقامات حماس، سازمان های غیر دولتی، انجمن های تجاری و دانشگاه ها یک روند متمرکز و منظم بازسازی را دنبال کنند تا رویکردهای جایگزین برای بازسازی از طریق مشارکت واقعی بررسی شود.

تا حد ممکن باید بر به کار گرفتن شرکت ها و موسسات محلی تاکید شود تا اطمینان حاصل شود که بازسازی عملیاتی است که ریشه ملی دارد و نه ریشه بین المللی. همچنین باید تاکید شود که کل جامعه فلسطین باید از بودجه مورد انتظار، حداکثر سود را ببرد. به علاوه حضور فیزیکی تشکیلات خودگردان در نواز غزه باید تحت حمایت ترتیبات دولتی مشترک ” وفاق ملی” تقویت شود.

جامعه بین المللی باید اسراییل را برای خاتمه دادن به محاصره تحت فشار گذارد تا به این ترتیب انتقال آزادانه میزان مناسبی از همه مواد خام مورد نیاز که با سطوح گسترده تخریب مطابقت داشته باشد، ممکن شود.

در راستای نظارت مستقل در سمت های بازرسی می توان تضمین هایی ارایه داد، اما به دلایلی نمی توان درباره اماکن تحت ساخت و ساز در غزه تضمینی ارایه کرد.

جامعه بین المللی باید به طور همزمان مصر را برای باز کردن مرزهایش و ارایه دسترسی ساده تر به افراد و کالاها در سراسر غزه به عنوان بخشی از برنامه گسترده تر احیای اقتصاد ترغیب کند که این برنامه به دنبال پاسخ به نگرانی های امنیتی خود مصر باشد.

همچنین مهم است که جامعه بین المللی هر چه در توان دارد برای حصول اطمینان از پایبندی حماس و تشکیلات خودگردان به مفاد توافق مصالحه و نیز موفقیت دولت فعلی “وفاق ملی” به کار بندد. قرار دادن این دولت در جایگاه مدیریت بازسازی مطمئنا به ظرفیت سازی در آن کمک می کند.

در هر حال همچنان به گفت و گوی مفصل بیشتر میان جناح های سیاسی فلسطین و جامعه مدنی در خصوص مسایل

محوری که تا کنون حل نشده اند و برای حفظ دولت وفاق و پیشبرد آشتی سیاسی حیاتی هستند، نیاز است.

برخی از آن مسایل شامل انتخاب (یا توازن) میان مقاومت و مسیر سیاسی، اتحاد نیروهای امنیتی، ماهیت هماهنگی با اسراییل، موضع سازمان آزادی بخش فلسطین در قبال اسلام سیاسی که حماس و جهاد اسلامی دنبال می کنند و بازسازی و اصلاحات مورد نیاز سازمان آزادی بخش فلسطین می شود.

در پایان باید سازوکار روشن و استواری ایجاد شود که به نهادهای فلسطینی و بین المللی و کارشناسان اجازه دهد کمک های بین المللی را رد گیری کنند؛ این سازوکار حق فلسطین را برای تعیین سرنوشت خود در زمینه توسعه تقویت می کند و تا حد ممکن وابستگی آنها را به کمک های بشردوستانه کاهش می دهد.

امروز جوابگویی در برابر مردم فلسطین کلید موفقیت هرگونه تلاش برای بازسازی غزه است. مردم باید بدانند که چه منابعی به این منطقه وارد می شود و این منابع چگونه صرف می شوند.

 

شورای جمعی برای بازسازی غزه

از مبحث بالا روشن است که مدیریت بازسازی به شکلی موثر، عادلانه و پایدار چالشی ترین موضوعی است که فلسطینی ها و اهداکنندگان با آن روبرو هستند.

برای رسیدن به اهداف مذکور در بالا و اقدامات در زمینه بازسازی که فراتر از صرفا ساختن دوباره آنچه تخریب شده است باشد، ما پیشنهاد می کنیم یک نهاد عالی جمعی و انتخابی که مسوول کل روند بازسازی غزه باشد، ایجاد شود. این نهاد باید تحت ریاست یک فرد مستقل و مورد وثوق همه طرف ها باشد، و باید شامل نمایندگانی از سهامداران کلیدی نظیر گروه های زیر باشد:

  • تشکیلات خودگردان (دولت ائتلافی)
  • نمایندگانی از 4 یا 5 کشور منطقه ای (که مصر، اردن، عربستان، قطر و ترکیه را شامل شود)، به همراه اتحادیه اروپا و سوییس
  • نمایندگانی از بانک جهانی و بانک توسعه اسلامی
  • نمایندگانی از گروه های جامعه مدنی ( 2 یا 3 تن که نماینده آنهایی باشند که وابستگی سیاسی ندارند)
  • نمایندگانی از هر یک از جناح های سیاسی اصلی در غزه از جمله حماس، جهاد اسلامی و دیگران
  • آژانس های مربوطه در سازمان ملل، به ویژه آژانس کار و امداد سازمان ملل برای آوارگان فلسطینی در خاورنزدیک و سازمان برنامه توسعه سازمان ملل.

 

این شورا همچنین باید اطمینان دهد که همه جمعیت غزه به شکلی برابر و بر مبنای نیازهای خود و نه بر مبنای وابستگی سیاسی به یک طرف یا طرف دیگر، از مزایای بازسازی بهره مند می شوند.

به علاوه نیاز به کار کردن در پشت یک میز ضرورتا منجر به برقراری گفت و گوی جناح های مختلف فلسطینی با یکدیگر می شود و می تواند به یک روند عمیق تر گفت و گوی ملی منجر شود.

برای به دست آوردن تعهد بین المللی در برابر غزه در حالی که بر روی جزییات اجرا کار می شود، باید یک صندوق سپرده تخصصی ایجاد شود که مسوول دریافت و مدیریت همه کمک هایی باشد که برای بازسازی غزه سرازیر می شود.

این صندوق می تواند در بانک توسعه اسلامی یا بانک جهانی (که تجربه ای مفصل در زمینه مدیریت صندوق هایی مشابه در سراسر جهان دارد) مستقر و توسط آن مدیریت شود.

این صندوق باید یک حساب بانکی جداگانه خارج از ترتیبات بودجه ای تشکیلات خودگردان و حماس داشته باشد و توسط شورای بازسازی غزه نظارت شود. مخارج کلی می تواند به تشکیلات خودگردان برای جبران هر گونه تلاش اجرایی که ممکن است برای تسهیل بازسازی انجام دهد، پرداخت شود.