هفت تن از کارشناسان اندیشکده آمریکایی رند در پژوهشی با عنوان “تکامل ناکامل نظامی چین” نوشتند: ما بر این باوریم که ارتش آزادی بخش خلق از ضعف های بالقوه جدی رنج می برد. این ضعف ها می تواند توانایی اجرای عملیات مشترک و مبتنی بر اطلاعات را که راهبردشناسان نظامی چین لازمه نبرد و پیروزی در جنگ های آینده می دانند، محدود کند.

کسانی که درباره مسایل نظامی چین قلم می زنند و تحلیلگران خارجی عمدتا موافقند که این ناتوانی ها به دو گروه بزرگ تقسیم می شود. گروه اول نهادی یا سازمانی است و ارتش چین با ضعف های برخاسته از ساختارهای قدیمی، ناتوانی کارکنان، ضعف های حرفه ای و فساد روبه روست. گروه دوم ضعف ها، مربوط به توانایی نبرد است که شامل ضعف های لجستیکی، ترابری ناکارآمد هوایی، محدود بودن تعداد هواپیماهای ماموریت ویژه و ناکارآمدی دفاع سریع در جنگ ضددریایی می شود.

اگرچه قابلیت های این ارتش به سرعت ترقی کرده، ضعف های باقی مانده احتمال شکست را در انجام بعضی ماموریت ها مانند ماموریت های مختلف در تایوان، ماموریت های مربوط به ادعاهای دریایی، حفاظت از خط دریایی و بعضی دیگر از مأموریت ها جز عملیات های جنگی افزایش می دهد.

فرض اولیه ما این است که درک اینکه ارتش آزادی بخش خلق کجا از آرمان های خود کوتاه آمده یا احتمالا نیاز به پیشرفت را به طور کامل درک نکرده، به اندازه درک توانمندی های این نهاد، مهم و اساسی است.

ارتش آزادی بخش خلق به طور فزاینده قادر به تهدید همسایگان خود و به خطر انداختن پایگاه های ایالات متحده و دیگر سرمایه های باارزش است، اما نقص هایش موجب شده که توانایی اش برای انجام بسیاری از ماموریت ها در معرض تهدید باشد. همچنان مهم است بدانیم که افسران نظامی چین درباره ضعف های ارتش این کشور چه می اندیشند، زیرا فهم ارزیابی این ارتش از خود می تواند موجب شود برنامه ریزان و سیاستمداران ایالات متحده بتوانند به چالش هایی که به طور موثری به تغییرات نظامی چشمگیر، اما ناقص چین، واکنش نشان دهند.

ارزیابی صحیح و کامل ناکارآمدی ارتش نیازمند درک ماموریت های متنوع و تهدیدهای بالقوه محیطی عملیات های احتمالی است. بر خلاف ارتش سرباز محور گذشته که مهاجمان را به داخل قلمروی چین می کشاند تا یک جنگ شهری داشته باشد، ارتش آزادی بخش خلق، امروزه عملیات های فزاینده ای را اجرا می کند که حیطه مبارزاتی و عملیات های نظامی غیرجنگی را هم در داخل خاک چین و هم در سطح منطقه ای و جهانی پوشش می دهد.

به نظر می رسد که ارتش آزادی بخش خلق خود به خوبی از محدودیت هایش آگاه است. در واقع، مقالات منتشر شده توسط ارتش چین سرشار از ارجاعات به مشکلات موجود در زمینه های متعدد و مباحثی از این مشکلات است و آنچه را که نویسندگان چینی به عنوان “دو امر ناسازگار” مطرح می کنند، برجسته می سازد.

ارزیابی این نویسندگان آن است که قابلیت های این ارتش هنوز قادر به 1) سازگاری با نیاز به پیروزی در یک جنگ محلی در شرایط ناهنجار و 2) اجرای دیگر مأموریت ها نیست.

نویسندگان نظامی چین همانند ناظران خارجی به این اشاره دارند که بسیاری از ضعف های کلیدی نیروهای نظامی چین از ناکارآمدی های ساختار سازمانی و چالش هایی سرچشمه می گیرد که برای رساندن سرمایه انسانی ارتش به سطوح حرفه ای ضروری برای اجرای موثر عملیات ها مطرح است.

ساختار سازمانی ارتش چین اغلب به عنوان مانعی برای “پیوند” بیشتر (میان نیروهای مسلح) و توانایی اش برای اجرای عملیات های نظامی مبتنی بر اطلاعات نمایان می شود. ضعف در حوزه سرمایه انسانی شامل نگرانی های مداوم در خصوص مهارت های آموزشی ناکافی و سطوح تخصص فنی میان سربازان و افسران، کاستی ها در حوزه سلامت جسمی و ذهنی، مشکلات مربوط به فساد اداری، روحیه رزمندگان و پذیرش انضباط نظامی و حفظ امنیت عملیاتی است.

ارتش آزادی بخش خلق همچنین با ناتوانی ها در قابلیت های مبارزاتی خود روبه روست. بسیاری از راهبردشناسان نظامی چین، ناتوانی در اداره عملیات های مشترک در سطحی مطلوب را مشکل اصلی چین در به کارگیری نیروی رزمی خود فراتر از مرزهای زمینی اش می دانند. در واقع منابع چینی مشکلات متعددی را برجسته می سازند که به ضعف های ارتش در حوزه عملیات مشترک مربوط بوده و بیانگر آن است که هنوز یک خلا بزرگ بین ارتش چین و ارتش کشورهای پیشرفته به ویژه ایالات متحده وجود دارد.

با وجود سال ها تلاش در جهت ارزشمندسازی آموزش در راستای برطرف ساختن ناکارایی ها و ارتقای قابلیت های عملیاتی ارتش چین، مقالات مندرج در نشریات این نهاد، همچنان مشکلاتی را در حوزه آموزش برجسته می سازد. علاوه بر این، در این مطالب به چالش های پایدار در حوزه حمایت های رزمی و کارکردها و نیروهای خدمات رزمی اشاره شده است.

بسیاری از مشکلات مربوط به نیروهای دریایی و هوایی چین است که با وجود پیشرفت های عمده در سال های اخیر همچنان باقیست. در حالیکه نیروی دریایی ارتش چین درحال حاضر مجهز به سربازان و زیر دریایی هایی است که از قابلیت های قابل توجه و قابل قیاس با نیروهای دریایی مدرن جهان برخوردار است، اما همچنان با چالش هایی روبه روست.

این چالش ها در زمینه تجهیزات پیچیده و مدرن و آموزش کارکنان نیروی دریایی ارتش مطرح است. نیروی هوایی ارتش چین نیز گرچه گام های بزرگی برداشته، اما همچنان باید با مسائلی مانند چندگانگی نسل هواپیماهایش، کمبود هواپیما برای ماموریت های ویژه، آموزش ناکارآمد و ظرفیت نامناسب ترابری راهبردی کنار بیاید.

ارتش چین همچنین با ضعف های بالقوه در حمایت از منافع چین در فضا و حوزه الکترومغناطیس و عملکرد موفق در این زمینه ها، برای حمایت از جبهه های نظامی مواجه است که نیازمند سلطه اطلاعاتی هستند. در واقع، به هر اندازه که چین ماهواره های بیشتری در مدار قرار می دهد، ارتش به توانایی های فضایی برای انجام امور مهمی مانند جاسوسی، نظارت، شناسایی، هدایت و موقعیت یابی و ارتباطات وابسته خواهد شد.

بر مبنای مقالاتی که ارتش چین منتشر کرده این نهاد کمتر از ارتش ایالات متحده به فضا وابسته است و به طور تلویحی اشاره می کند که وابستگی بیشتر به فضا منجر به آسیب پذیری بیشتر خواهد شد. چین به ضعف بالقوه خود در حوزه الکترومغناطیس نیز اذعان دارد. حوزه ای که چین در آن به طور ویژه ضعف دارد، امنیت سایبری است.

ارتش چین به درستی وضعیت نامطلوب خود را در جنبه های مهم منازعه نظامی شبکه ای در نظر دارد. این مشکل ممکن است در صورتی که این نهاد اتکا به فناوری را که به طور بالقوه در برابر اختلال آسیب پذیر است، افزایش دهد، مبرم شده و بنابراین منجر به ضعفی شود که طرف متخاصم از آن سوء استفاده کند.

گرچه صنایع دفاعی چین پیشرفت عظیمی در توانایی تامین تجهیزات و اسلحه پیشرفته برای ارتش چین طی دو دهه گذشته داشته، اما همچنان از مشکلاتی رنج می برد. در واقع، صنایع دفاعی چین هنوز در حال گذار از برنامه ریزی مرکزی به سیستمی مبتنی بر بازار بوده و بسیاری از موانع عمده آن باید برطرف شود.

مهم ترین مشکلاتی که این بخش با آن روبه روست عبارتند از: فساد گسترده، فقدان رقابت، انحصار، تأخیر و هزینه های انبوه، مشکلات کنترل کیفی، چندپارگی اداری، سیستم قدیمی کسب سود و دسترسی محدود به منابع فناوری و تخصص خارجی.

ارتش چین می بایست برای حل این مشکلات و آسیب پذیری ها و توسعه قابلیت های جدید، در جهت پرکردن خلأهای موجود در حمایت از منافع بین المللی روبه رشد چین تلاش کند.

مادامی که این نهاد در حال مدرنیزاسیون باشد، تحلیلگران و برنامه ریزان ایالات متحده باید شناخت خود را از کاستی های آن و نگاه خود ارتش چین به این ضعف ها افزایش دهند. شناخت مسیرهای آینده مدرنیزاسیون این نهاد، افزایش درگیری های نظامی، به کار بردن راهبردهای بازدارنده و در صورت شکست اقدامات بازدارنده، استفاده از ضعف های ارتش چین در جهت تضمین توانایی ایالات متحده و هم پیمانانش در بازداشتن چین از رسیدن به اهدافش اهمیت دارد.    

 

نتیجه گیری : نقطه ضعف های ارتش چین و آثار آن

این بخش شامل یافته های کلیدی ما و چندین پیشنهاد است که انجام تحقیقات بیشتر در خصوص نقاط ضعف و قوت ارتش چین را تأیید میکند. این نهاد به وضوح در حال توانمندتر و حرفه ای تر شدن است. توانمندی های آن که با هدف بازدارندگی یا در صورت لزوم رویارویی با مداخله نظامی ایالات متحده در منطقه آسیا-اقیانوسیه طراحی شده و شامل سامانه های به خطر انداختن پایگاه های نظامی، ناوهای هواپیمابر، سامانه های فضایی و شبکه های رایانه ای ایالات متحده است، به عاملی جدی برای نگرانی تحلیلگران دفاعی در ایالات متحده تبدیل شده است.

اما در عین حال، ارزیابی مأموریت های این نهاد و مقایسه آنها با توانمندی های موجود نشاندهنده ناقص بودن تغییرات آن است. به طور کلی ما یک هم پوشانی اساسی در بسیاری از زمینه ها میان یافته های تحلیلگران خارجی و ارزیابی های خود این نهاد یافته ایم.

فرض اولیه این گزارش آن است که مطالعه نقاط ضعف ارتش چین به چند دلیل ضروری است. نخست اینکه اگر ما بتوانیم اطلاعات بیشتری در مورد دیدگاه خود این نهاد به کاستی های موجود به دست آوریم، راهنمای مفیدی برای ارزیابی مسیر آینده مدرنیزاسیون و اصلاحات در آن خواهیم داشت.

البته دریافت های ارتش چین در این زمینه داخلی بوده و بنابراین ممکن است در تمامی موارد با ارزیابی های بیرونی یکسان نباشد. اما حتی اگر بعضی از آنها دقیق نباشد، اولویت های آن را نشان خواهند داد. و وقتی که این نهاد آنچه را که موجب ناتوانی در انجام مأموریت هایش می شود تشخیص دهد، این انتظار می رود که منابع اساسی را به پیشبرد و اجرای راه حل ها اختصاص دهد.

ثانیا، مطالعه ضعف های ارتش چین می تواند ایالات متحده را به برقراری رابطه نظامی با چین که منافع ایالات متحده را افزایش داده و موجب همکاری در امنیت و ثبات منطقه می گردد، هدایت کند. چین قطعا در مبادلات نظامی با ایالات متحده اهداف متعددی دارد. تا جایی که ارتش چین به این اهداف در جهت کمک به پرکردن خلأهای موجود در توانمندی هایش نگاه می کند، تعمیق دانش آمریکا از این کاستی ها، بینشی در خصوص اینکه چگونه چین این ارتباط مهم نظامی را برقرار خواهد کرد، به دست خواهد داد.

ثالثا، فهم نقاط ضعف ارتش چین و ارزیابی های خودش از این کاستی ها، به ایالات متحده و هم پیمانانش کمک می کند تا چین را از استفاده از زور یا تهدید به آن جهت حل اختلاف با همسایگانش بازدارند.

رابعا، اگر بازدارندگی شکست بخورد، دانستن نقاط ضعف ارتش چین کمک می کند تا راهبردهایی برای مقابله با استفاده چین از زور ترتیب داد. تمامی این عوامل اهمیت مطالعه کاستی ها و آسیب پذیری های بالقوه و نقاط قوت ارتش چین را تأیید می کنند.

این گزارش تلاش کرد تا چارچوبی برای ارزیابی اینکه چگونه سطح توانمندی ها و کاستی ها بر توانایی ارتش چین در انجام مأموریت هایش تأثیرگذار است، ارائه دهد.

مهم ترین پیامد کاستی ها ایجاد سطوحی از آسیب پذیری است که در نتیجه آن، این نهاد نمی تواند با موفقیت مأموریت های محوله از سوی رهبران چین را انجام دهد. چارچوب مطرح در این گزارش استانداردهای محکمی را برای تجزیه و تحلیل مقرر می دارد.