پاول فلگنهائر در تحلیلی که اندیشکده جیمزتاون منتشر کرد، نوشت: سال‌های متمادی است که تهران با گروه مشهور به “گروه شش” یا پنج به علاوه یک – پنج عضو دائم شورای امنیت ملل متحد (چین، فرانسه، روسیه، بریتانیا و ایالات متحده) به علاوه آلمان، بر سر میز گفتگو و مذاکره نشسته ‌است.

باراک اوباما، رییس‌جمهور ایالات متحده، توافق احتمالی 1+5 را به عنوان یک موفقیت تاریخی قلمداد می‌نماید که تحریم‌ها را در برابر ارائه تضمین‌هایی از سوی ایران در خصوص برنامه هسته‌ای‌اش، رفع خواهد کرد.

حال به نظر می‌رسد که ایران بدون انعقاد هرگونه توافقی با 1+5، با مساعدت روسیه قادر خواهد بود که یکی از شدید‌ترین بخش های تحریم‌های ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپایی را که عبارت است از تحریم نفت که منجر به کاهش صادرات نفت ایران در سال‌های اخیر به حدوداً یک میلیون بشکه در روز شده، به طور جزئی رفع کند.

بر مبنای موافقتنامه “کالا در ازای نفت”، روسیه نفت را خریداری نموده و در ازای آن فولاد، غلات و بنزین به ایران خواهد فروخت. « فروش نفت ایران بسیار کمتر از نیم میلیون بشکه نفت خام در روز خواهد بود»، اما رقم دقیق آن اعلام نشده است.

چین و هند با وجود فشار ایالات متحده، به طور معمول به واردات نفت ایران جهت مصرف داخلی مبادرت ورزیده اند، اگرچه به دلیل محدودیت های بانکی اعمال‌شده از سوی ایالات متحده و آمریکا، موانعی بر سر راه انتقال عایدات مالی حاصل از فروش نفت به تهران وجود دارد.

روسیه با توجه به آنکه خود در زمره تولیدکنندگان و صادرکنندگان عمده نفت است، هرگز از ایران نفت خام وارد نکرده است. از آنجا که پالایشگاه‌های روسیه جهت استفاده نفت ایران طراحی نشده‌اند و از سویی با توجه به آنکه بنادر نفتی روسیه منحصراً تجهیزاتی با کاربرد صادراتی هستند و در واقع روسیه فاقد تجهیزات وارداتی جهت انتقال نفت خام ایران از خلیج فارس است، لذا مبادله مستقیم “نفت در ازای کالا” میان مسکو و تهران قابل تحقق به نظر نمی‌رسد.

به تازگی، الکساندر نواک، وزیر انرژی روسیه تایید کرد که «ما نفت ایران را خریداری خواهیم نمود و ایران عواید مالی آن‌ را در جهت خرید کالاهای روسی صرف خواهد نمود، ضمن آنکه تاجران نفت ما برای یافتن خریداران نفت ایران کمک خواهند نمود».

در واقع نفت خام ایران وارد روسیه نخواهد شد بلکه این نفت توسط تاجران روسی خریداری شده و سپس مجدداً به سایر مشتریان در “منطقه آسیا و اقیانوسیه” فروخته خواهد شد.

به گفته نواک: «فارغ از رفع یا عدم رفع تحریم‌های نفتی، ما [روس‌ها] هیچ گونه تحریم نفتی بر ایران اعمال نکرده ایم و شرکت‌های ما ملزم به تبعیت از تحریم ها نیستند».

منابع دولتی روسی تاکید کرده اند که موافقتنامه “کالا در ازای نفت” با ایران، «سود مالی زیادی برای روسیه نداشته و در واقع به سختی ممکن است هزینه‌های صرف‌شده برای آن را بازیابی نماید؛ اما این موافقتنامه بیش از آنکه یک معامله اقتصادی باشد، یک طرح سیاسی برای تثبیت موقعیت ما در برابر رقباست».

مسکو معتقد است که با توجه به روند احتمالی رفع تحریم‌ها، گاز طبیعی و نفت ایران به زودی وارد رقابت با صادرات روسیه شده و لذا «پیشاپیش ایجاد یک رابطه شراکتی خوب با تهران حائز اهمیت است». روسیه دارای ظرفیت صادرات نفت اضافه جهت افزایش فروش نفتی خود در بازار آسیا و اقیانوسیه نیست، لذا فروش نفت خام ایران تحت پرچم روسیه، راهی خوب برای حفظ و توسعه سهم روسیه از این بازار است.

با این حال، همچنان منطق موافقتنامه “کالا در ازای نفت” عجیب به نظر می‌رسد: ظاهراً موافقتنامه ذاتاً منفعت مالی زیادی در بر نخواهد داشت، در حالیکه ورود روزانه 300 هزار بشکه نفت خام ایران به بازار جهانی (که احتمالاً فزونی خواهد یافت) ممکن است منجر به سقوط قیمت‌ها شده و بودجه روسیه را با کمبود مواجه خواهد ساخت.

از سوی دیگر، نقض آشکار تحریم‌های مشترک ایالات متحده و اتحادیه اروپایی تحت پوشش موافقتنامه مبادله پایاپای، ممکن است منجر به تشدید تحریم ها علیه روسیه و تخریب هر چه بیشتر روابط مسکو با غرب شود. خرید نفت خام ایران از سوی روسیه و کمک به دریافت عواید مالی آن نقض تحریم های الزام آور شورای امنیت محسوب نمی شود، اما روسیه با دور زدن تحریم صادرات نفتی ایالات متحده و اتحادیه اروپایی، موقعیت چانه زنی ایران را در لحظات حساس گفتگوهای 1+5 تقویت می‌کند.

استدلال اصلی روس‌ها به نظر می رسد این باشد که : «اگر تردید نماییم ممکن است ایران را از دست بدهیم». طی جنگ سرد و تا پیش از سقوط پهلوی در انقلاب 57، ایران یکی از متحدان نزدیک ایالات متحده بود. بسیاری از سیاست‌گذاران در مسکو واهمه دارند که تلاش مضطربانه دولت اوباما برای دستیابی به توافق 1+5 با تهران ناشی از تلاش این دولت جهت تقویت اتحاد ضمنی با ایران بوده و در واقع روس ها واهمه دارند که ارتباط ایالات متحده و ایران در منطقه ممکن است از مقابله مشترک با داعش در سوریه و عراق فراتر رفته و تبدیل به ارتباط عمیق‌تر ایران و ایالات متحده شود.

به علاوه، تاجران گماشته‌شده به اجرای طرح “نفت در ازای کالا”ی روسیه و ایران، ممکن است توقع تخفیف‌هایی گسترده و رشوه داشته باشند. لذا، موافقتنامه ای که بیشتر از آنکه سودی عاید روسیه نماید، ضرررسان است، همچنان می تواند جیب جاسوسان داخل کرملین را پر کند.