سوزان مالونی در تحلیلی که اندیشکده بروکینگز منتشر کرد، نوشت: بحث درباره مذاکرات و نتیجه احتمالی آن از زمان آغاز پیشرفت در دیپلماسی با ایران در دو سال پیش تاکنون ادامه دارد و فرا رسیدن پایان محدوده زمانی تعیین شده برای دستیابی به توافق، تنها موجب بالا گرفتن بحث درباره توافق هسته ای نهایی ایران شده است. اگر مذاکره کنندگان موفق به نهایی کردن یک توافقنامه شوند، این امر صرفا موجب تشدید اختلاف در داخل آمریکا و نقاط مختلف جهان خواهد شد.

بحث درباره توافق هسته ای ایران به طور عمده، حول پنج محور گسترده می چرخد. این موضوعات، چارچوب گفتگوهای فعلی اندیشمندان مؤسسه بروکینگز و اعضای وابسته این مؤسسه را در روزهای پایانی مذاکرات شکل می دهد.

 

موضوع اول: افزایش طول مدت «گریز هسته ای»

به بیان ساده، هدف از این ابتکار دیپلماتیک دیرینه، جلوگیری از اقدام ایران به ساخت سلاح هسته ای است. اما طراحی مؤثرترین و ایمن ترین چارچوب برای دستیابی به این هدف بسیار دشوار بوده است.

ایران تلاش کرده است تا حد امکان زیرساخت های هسته ای این کشور را برای اهداف غیرنظامی حفظ کند. واشنگتن و شرکای بین المللی آن، برچیدن کل توانمندی های هسته ای ایران را غیرممکن ارزیابی کرده اند – تصمیمی که شاید تهران را به بازگشت به میز مذاکرات متقاعد کرده، اما همچنان در واشنگتن و منطقه مسئله ای به شدت مورد مناقشه است. این مناقشه حاکی از نگاه سختگیرانه به جزئیات فنی در مذاکرات است.

در صورت امضای توافقنامه نهایی، متن توافقنامه و ضمیمه های مفصل فنی آن، مورد موشکافی دقیق قرار خواهد گرفت. آیا اختلافات اصلی حل و فصل شده است؟ آیا به سؤالات پاسخ داده نشده، پاسخ روشن داده شده است؟ در نهایت، محک اصلی برای ارزیابی هر گونه توافقنامه هسته ای ایران، مفاد فنی این توافقنامه است.

 

موضوع دوم: کاهش تحریم های اقتصادی اعمال شده علیه ایران

موضوعی که کمتر درباره توافقنامه هسته ای احتمالی به آن توجه می شود، مسئله کاهش تحریم هاست. محور بحث در خصوص کاهش تحریم ها هم این است که آیا گروه پنج به علاوه یک امتیازات بسیار زیادی در زمان خیلی سریع به ایران خواهد داد.

با اینکه اعمال تحریم ابزاری است که آمریکا اغلب در چارچوب سیاست های خود از آن استفاده کرده است، استفاده از تحریم ها به عنوان ابزار چانه زنی برای کسب امتیازات خاص از کشور هدف، در پیشینه تاریخی آمریکا بسیار نادر است. همچنین، همانطور که در دو سال اخیر ثابت شده است، پیشبرد شبکه ای از تدابیر در هم تنیده داخلی و چندجانبه، موضوع کاهش تحریم ها را دست کم به اندازه جنبه های فنی هر گونه چانه زنی دشوار کرده است.

تا همین اواخر، این مسائل فنی چانه زنی بر سر توافق های مالی را نیز تحت الشعاع قرار داده بود. اما دیگر این مسئله مطرح نیست؛ دولتمردان ایران در شش ماه گذشته بیش از پیش محور سخنان خود را تغییر داده اند و به جای صحبت از سانتریفوژها، بر لزوم کاهش تحریم ها تاکید می کنند. در عین حال، مخالفان توافق هسته ای شروع به هشدار دادن درباره پیامدهای قرار گرفتن وجوه غیرمترقبه در اختیار ایران (پس از کاهش تحریم ها) کرده اند.

موضوع پافشاری ایران بر کاهش «فوری» تحریم ها، مادامی قابل حل است که دو طرف اراده سیاسی کافی برای تصویب مفاد خلاقانه برای زمان بندی توافقنامه داشته باشند. با این همه، اگر مهم ترین جنبه های کاهش تحریم ها -مانند رفع انسداد دستکم 100 میلیارد دلار از دارایی های ایران در خارج از کشور، رفع محدودیت های اروپا در بخش واردات و سرمایه گذاری انرژی، استفاده دوباره ایران از شبکه بین المللی ارتباط مالی بین بانکی سوئیفت – منوط به تعهدات ایران در مرحله اول اجرای توافقنامه شود، موجب افزایش نگرانی درباره دوام و پایداری توافقنامه خواهد شد.

مسئله پیچیده تر، به سیاست های مرتبط با بازگشت خودکار محدودیت های اقتصادی در صورت عدم تبعیت ایران از توافقنامه مربوط است. روسیه و چین با شروط قبلی که ممکن بود حق وتوی آنها را در شورای امنیت سازمان ملل تضعیف کند، مخالفت کرده اند، و تهران تلاش کرده است با امید دستیابی به فضایی امن برای سرمایه گذاری در درازمدت، از شرط گذاشتن برای کاهش تحریم ها خودداری کند. اما اختیارات روشن و عملی برای اعمال دوباره تحریم ها علیه ایران، شرط لازم برای حمایت کنگره از هر گونه توافقنامه ای است که ممکن است با ایران امضا کند. چرا که کنگره درباره توقف استفاده از ابزار مؤثر تحریم ها برای تاثیری گذاری بر سیاست های ایران به شدت تردید دارد.

یکی دیگر از تردیدها درباره کاهش تحریم ها مربوط به اجرای آن است. پنج سال محدودیت های گسترده و اجرای سختگیرانه تحریم ها، از جمله مجازات های متعدد چند میلیون دلاری، بسیاری از شرکت ها را وادار به تبعیت از تحریم ها کرده است. شاید ابهام درباره لغو تحریم ها این معضل را پیچیده تر و دشوارتر کرده است. اگر انتظارات فزاینده ایران برای شکوفایی و رونق کشور پس از امضای توافقنامه نهایی خوش بینانه از آب درآید، آیا این امر موجب کاهش پایبندی ایران به اجرای توافقنامه خواهد شد؟

 

موضوع سوم: پیامدهای توافقنامه هسته ای احتمالی ایران برای خاورمیانه

بخش عمده بحث درباره توافقنامه هسته ای احتمالی ایران، ناشی از مسائل خارج از چارچوب مذاکرات و مسائلی است که در توافقنامه نهایی به آن پرداخته نخواهد شد. علی الخصوص، نگرانی ها درباره سیاست های منطقه ای ایران به طور علنی در مذاکرات مطرح نیست. با وجود این، نگرانی درباره اینکه توافق هسته ای احتمالی چه تاثیری بر رویکرد ایران در قبال همسایگانش خواهد گذاشت و اینکه واکنش همسایگان ایران چه خواهد بود، بر روند مذاکرات و نتیجه احتمالی آن سایه افکنده است.

این بحث عملاً مربوط به گذشته است؛ تصمیم برای تفکیک بن بست هسته ای ایران از دیگر جنبه های سیاست خارجی ایران به دوره ریاست جمهوری جرج دبلیو. بوش، رئیس جمهور سابق آمریکا باز می گردد. با وجود این، زمانی که مذاکرات هسته ای ایران – پس از هفت سال مذاکرات غیرسازنده- شروع به پیشرفت در مسیر خود کرد، شرایط منطقه – حتی در مقایسه با وضعیت وخیم مذاکرات در آغاز- وخیم تر شده بود.

جنگ داخلی سوریه تلفات گسترده بر جا گذاشته و موجب خلاء هشداردهنده قدرت قانونی در قلب جهان اسلام شده است. درگیری های سوریه و مجاورت این کشور با عراق که مشکلات خاص خود را داشت، زمینه را برای پیدایش نیروهای جدیدی فراهم کرد که از اختلافات فرقه ای برای گسترش هرج و مرج و اقدامات خشونت آمیز استفاده کردند. در عین حال، تردید واشنگتن در برابر تحولات غیرمنتظره و تغییرات متعاقب در مصر و دیگر کشورها موجب مطرح شدن موضوع نه چندان بی اساس عقب نشینی واشنگتن از منطقه شد. این هرج و مرج ها به سود تهران بوده و نفوذش در بحرین، یمن و دیگر کشورهای عربی گسترش یافته است.

دیپلماسی دوجانبه مستقیم و چشم انداز امضای توافقنامه هسته ای، موجب تشدید ناامنی در منطقه شده است. به همین دلیل، کشورهای بزرگ عربی مذاکرات هسته ای ایران را مدرکی دال بر کنار آمدن آمریکا با اقدامات تهران در منطقه می دانند. متن توافقنامه احتمالی تقریباً هیچ ربطی به این برداشت ندارد.

با وجود این، در مذاکرات هسته ای ایران به پیامدهای منطقه ای توافقنامه احتمالی پرداخته نخواهد شد و در حال حاضر، این مسئله موجب بروز گمانه زنی هایی شده است. این بحث هم اکنون در سالن های بروکینگز مطرح است. همکارم کنت پولاک چندی پیش مجموعه پیش بینی های مفصلی درباره سیاست خارجی ایران پس از امضای توافقنامه احتمالی ارائه، و اینگونه نتیجه گیری کرد که نزدیکی گسترده تر روابط ایران و آمریکا بعید است، گزینه های ایران برای مداخله بیشتر نسبتاً محدود است، اما بازدارندگی فعالانه تر توسط کشورهای عربی حوزه خلیج فارس می تواند موجب تشدید غیرعمد خصومت در منطقه شود.

مارتین ایندریک، نائب رئیس اجرایی بروکینگز که سمت های بلندپایه ای در دولت اوباما و بیل کلینتون، رئیس جمهور پیشین آمریکا داشته است، در اظهارات خود در نشست کمیته روابط خارجی سنا گفت پیامدهای منطقه ای توافقنامه احتمالی ایران نباید کنگره را متقاعد به رد این توافقنامه کند.

وی در عوض از توسعه «راهبردی امنیت منطقه ای موازی برای تکمیل توافقنامه هسته ای» حمایت کرد؛ «راهبردی که برای مقابله و خنثی سازی اقدامات منطقه ای ایران طراحی شده است» و تضمین های راهبردی تازه ای به متحدان حتمی آمریکا در اسرائیل و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس می دهد.

 

موضوع چهارم: امضای توافقنامه چه آینده ای را برای ایران رقم خواهد زد؟

تنها کسانی که نزدیک تر از همسایگان ایران ناظر مذاکرات هسته ای این کشورند، مردم ایرانند. نتایج نظرسنجی های متعدد درباره افکار عمومی نشان می دهد که ایرانی ها از مذاکرات و توافقنامه احتمالی حمایت می کنند، حتی اگر کاملاً به واشنگتن یا جامعه بین المللی اعتماد نداشته باشند. برای ایرانی ها، توافقنامه هسته ای به منزله راهی برای احیا و رشد اقتصادی کشور است.

با این همه، از نظر بسیاری، امضای توافق هسته ای چیزی فراتر از امکان سرمایه گذاری های جدید در ایران است.

پیش بینی آینده ایران، کار دشواری است؛ پیشینه ناظران در برداشت درست از سیاست های ایران، و پیش بینی تحولات آینده ضعیف است.

 

موضوع پنجم: توافقنامه هسته ای ایران، سیاست داخلی آمریکا، و مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری سال 2016

جنبه نهایی توافقنامه هسته ای ایران که مستلزم بررسی جدی است، نگرانی درباره پیامدهای این توافقنامه بر سیاست های آمریکا است. این موضوع تا همین حالا موجب دشوار و پیچیده تر شدن سیاست های آمریکا هم در کنگره و هم در مبارزات انتخاباتی اولیه سال 2016 شده است.

مذاکرات هسته ای ایران، هر نتیجه ای که داشته باشد، در هر گونه ارزیابی رویکرد و سیاست های اوباما در زمینه سیاست خارجی مؤثر خواهد بود. همین مسئله مذاکرات هسته ای ایران را به فرصتی گرانبهاتر برای نامزدهای انتخاباتی تبدیل خواهد کرد که آرزو دارند برای اتخاذ رویکرد خاص خود در قبال مهم ترین بحران های جهان، جانشین اوباما شوند.

دولت اوباما تلاش کرده است اقدامات فعالانه کنگره در خصوص ایران را مدیریت کند؛ بسیاری از این تحریم ها – از جمله مهم ترین آنها همچون تحریم هایی که بانک مرکزی ایران را هدف قرار داد- در دوره ریاست جمهوری اوباما در کنگره تصویب و با مخالفت اولیه دولت رو به رو شد.

دور بعدی تحریم ها به محض دستیابی به توافق هسته ای آغاز خواهد شد؛ به موجب قانون «قانون بازنگری توافق هسته ای ایران» – که نخستین بار توسط سناتور باب کروکر ارائه شد و در ماه مه به امضای رئیس جمهور رسید- کنگره می تواند توافقنامه هسته ای احتمالی را بررسی، و آن را رد یا تصویب کند.

چشم اندازهای مختلفی در این باره وجود دارد که به نظر می رسد حاکی از کم بودن احتمال کسب اکثریت آراء در کنگره برای رد توافقنامه باشد.

در حالی که ادامه مذاکرات پس از نهم ژوئیه منجر به تمدید دوره 30 روزه کنگره به 60 روز برای بررسی توافقنامه هسته ای احتمالی می شود، موضوع کنگره موجب تشدید بی ثباتی در روزهای مهم اولیه توافق خواهد شد؛ درست زمانی که این توافقنامه در برابر تلاش های خرابکارانه و تغییر مواضع و افکار بیش از هر زمان دیگر آسیب پذیر خواهد بود.

همزمان با تشدید مبارزات انتخاباتی در آمریکا، تلاش های کنگره در خصوص توافقنامه هسته ای احتمالی ایران، تصویر خوبی از شرایط موجود میان احزاب ترسیم می کند و شناخت خوبی از آنان به ما می دهد.

ویلیام ای. گالستون، رئیس بخش مطالعات حکومتی بروکینگز اوایل امسال اعلام کرد نامه خطاب به اوباما که به امضای 367 تن از اعضای مجلس نمایندگان آمریکا، اعم از جمهوریخواه و دموکرات، رسید، «چهره رقابت گسترده تر بین لیبرال های مدرن، لیبرال های سنتی تر، و میانه رو ها برای تعریف آینده حزب دموکرات را در عرصه سیاست خارجی» روشن کرد.

ایران نیز از جمله موضوعاتی است که در رقابت های انتخاباتی سال 2016 در اولویت است، به طوری که در این رقابت ها تاکنون بیشتر درباره موضوع ایران سؤال شده است تا اینکه این موضوع شفاف تر شود. هیلاری کلینتون، نامزد دموکرات ریاست جمهوری آمریکا تاکنون از ابتکار دیپلماتیکی حمایت کرده است که مشاور ارشد سابق سیاست خارجی در وزارت امور خارجه وی مدتی آن را پیش برد، اما وی در عین حال خط مشی سختگیرانه تری هم در قبال نقش گسترده تر ایران در منطقه دارد. در رقابت گسترده برای معرفی نامزدهای جمهوریخواه، موضوع ایران، موجب بروز بحث داغی می شود که پیامدهایی بر مذاکرات فعلی دارد. چرا که شماری از نامزدها قول داده اند اگر به سمت ریاست جمهوری انتخاب شوند، از هیچ گونه توافقنامه هسته ای بین ایران و دولت اوباما تبعیت نخواهند کرد. اگر توافق حاصل شود، این بحث ها تشدید خواهد شد.