این گزارش را مرکز ارزیابی‌های استراتژیک و بودجه‌ای آمریکا (CSBA) منتشر کرده است؛ یک موسسه غیرانتفاعی مستقل که به بحث و تحقیق درباره مسائل امنیت ملی و استراتژی ها و سرمایه گذاری های نظامی در قرن بیست و یکم مشغول است.

نویسندگان در مقدمه گزارش با اشاره به اهمیت و جایگاه ویژه سلاح‌های اتمی در استراتژی نظامی آمریکا از آغاز جنگ سرد، به بحث های طولانی درباره هزینه های این نوع تسلیحات اشاره می کنند که اخیرا نیز بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است.

گزارش، دلیل تمرکز فزاینده بر بحث های مربوط به کاهش تسلیحات اتمی را سه چیز می داند: موضوع نخست تغییر محیط امنیتی است که رشد بازیگران و تهدیدات غیردولتی را در پیش داشته و تسلیحات اتمی برای مبارزه با آنان پاسخگو نیست. نکته دوم و متاثر از این مساله، وضع محدودیت های مالی بیشر در ایالات متحده در زمینه سلاح‌های هسته ای است. از جمله قانونی که کنگره در اوت 2011 برای کنترل بودجه (Budget Control Act) وضع کرد. دلیل دیگر این است که این بحث در زمانی مطرح می شود که زرادخانه اتمی آمریکا نیازمند بازسازی است و طبیعتا این مساله هزینه بر خواهد بود.

در مقابل این استدلال ها، نویسندگان ضمن اذعان به اهمیت تهدید اتمی برخی دولت ها مانند چین و روسیه، معتقدند که درباره هزینه زرادخانه اتمی آمریکا اغراق شده است.

نویسندگان با اشاره به گزارش‌هایی که در سال‌های گذشته درباره میزان هزینه های اتمی آمریکا منتشر شده، آنها را نقد و هدف خود را ارائه یک گزارش جامع و روشن درباره میزان واقعی هزینه های اتمی آمریکا معرفی می کنند.

فصل دوم گزارش به برخی از این کارها اشاره می کند و نقاط ضعف و قوت آنان را بیان می کند. در جدول زیر چند نمونه از برآوردهای مالی مربوط به هزینه زرادخانه اتمی آمریکا را که توسط نهادهای مختلف دولتی و غیردولتی تهیه شده است، مقایسه می‌کند. تفاوت در متغیرهای مختلفی مانند دوره زمانی، نیروها و برنامه های مورد مطالعه و نحوه بررسی سیستم‌های با قابلیت استفاده دوگانه در این گزارش‌ها باعث شده است تا نتایج متفاوتی حاصل شود.

نویسندگان ضمن ارزیابی این گزارش ها معتقدند که همه آنها دارای محدودیت های مهمی هستند و آمار دقیقی از هزینه های واقعی زرادخانه اتمی آمریکا به دست نمی دهند.

در فصول سه و چهار نویسندگان تلاش می کنند تا این ضعف را پوشش دهد و گزارش کاملی از هزینه های واقعی تسلیحات اتمی آمریکا ارائه نماید.

فصل سوم به برآورد هزینه ها می پردازد. بازه زمانی مورد نظر نویسندگان یک دوره 25 ساله (2015-2039) را دربرمی‌گیرد. درباره هزینه هایی که باید لحاظ گردند، اساس کار نویسندگان این است که ایالات متحده علاوه بر نیروهای متعارف چه برنامه هایی دارد و به چه چیزی نیاز دارد؟ درباره سیستم هایی که قابلیت استفاده دوگانه دارند (مانند جنگنده های اف-16واف-15) نیز این گزارش براساس این سوال که اگر ماموریت اتمی آنها حذف شود، به چه میزان در هزینه آنها تغییر ایجاد می شود؟ بخشی از هزینه های سیستم های دوگانه را به حساب می آورد.

این فصل در پنج قسمت هزینه ها را ارزیابی می کند: در سه بخش نخست سیستم های پرتاب زمینی، دریایی و هوایی مورد بررسی قرار می گیرند. بخش چهارم هزینه بمب ها و کلاهک های هسته ای را ارزیابی می کند. بخش آخر هزینه های مربوط به سیستم های ارتباطی و پشتیبانی، فرماندهی و کنترل نیروهای اتمی آمریکا را بررسی می کند.

در مجموع هزینه زرادخانه اتمی آمریکا در این دوره 25 ساله در همه بخش ها چیزی حدود 704 میلیارد دلار (با احتساب تورم سالانه) برآورد شده که در این جدول نشان داده شده است. (توضیح: منظور از C3، فرماندهی، کنترل و ارتباطات است)

 

 

 

بر اساس این گزارش، در مجموع هزینه زرادخانه اتمی در آینده بخش کوچکی از هزینه های دفاعی را به خود اختصاص می دهد. بخش عمده ای از این هزینه ها نیز مربوط به نوسازی و به روز کردن سیستم های اتمی آمریکا است که در سال‌های 2025-2035 به اوج می رسد.

فصل چهارم این گزارش به این سوال پاسخ می دهد که آمریکا با تعدیل یا حذف برخی برنامه ها و تسلیحات اتمی چه میزان می‌تواند صرفه جویی کند؟

ادعای گزارش این است که حتی اگر آمریکا تسلیحات اتمی خود را در سطح وسیعی کاهش دهد، میزان پولی که صرفه جویی می شود، بسیار کمتر از هزینه هایی است که آمریکا برای این تسلیحات می پردازد، زیرا بخش اعظم این هزینه ها به عنوان هزینه های ثابت صرف سیستم های حیاتی مانند لابراتوارهای نگهداری بمب ها و سیستم های کنترل و ارتباطات می شود.

گزارش اذعان می کند که ایجاد یک تغییر گسترده در نیروهای اتمی آمریکا بعید به نظر می رسد و احتمال اینکه در آینده نیز رهبران سیاسی این کار را انجام دهند، بسیار پایین است. حتی دولت اوباما نیز با وجود رشد فزاینده تهدیدات متعارف، موانع مالی مهم و همچنین تاکید دولت اوباما بر جهان عاری از سلاح‌های کشتار جمعی، همچنان خود را متعهد به نوسازی و تقویت نیروهای اتمی آمریکا می داند.

با این حال، در هزینه های مربوط به مدرن سازی کلاهک‌های هسته ای، سیستم های پرتاب موشک و هزینه پرسنل و خدمه می توان صرفه جویی کرد. گزارش تعدادی از مواردی را که به طور بالقوه امکان صرفه‌جویی در آنان وجود دارد، پیشنهاد می کند. این موارد که مربوط به سه حوزه نیروهای اتمی هوایی، دریایی و زمینی است، شامل حذف برنامه هایی برای ساخت برخی بمب افکن ها، زیردریایی ها و موشک های با قابلیت حمل سلاح هسته ای می شود. جدول زیر جزئیات و مشخصات برنامه هایی که می توان آنها را برای صرفه جویی حذف کرد، نشان می دهد.

 

 گزارش اذعان می کند که اگرچه میزان پولی که با حذف این برنامه ها صرفه جویی می شود، کم نیست، اما اهمیت چندانی هم ندارد و نشان دهنده این است که با کاهش یا حتی حذف برنامه های مربوط به سلاح‌های اتمی هزینه های دفاعی آمریکا چندان کاهش نمی یابد.

نتیجه گیری پایانی گزارش این است که اگرچه هزینه های مربوط به نیروهای اتمی آمریکا در آینده افزایش خواهد یافت، اما همچنان سهم کمی را از هزینه های دفاعی به خود اختصاص می دهد و برخلاف آنچه که تصور می شود حذف این هزینه ها کمکی به کاهش بودجه و صرفه جویی نمی کند. مگر اینکه آمریکا بخواهد یک تغییر بسیار چشمگیر در استراتژی اتمی خود ایجاد نماید که این موضوع هم غیرمحتمل است، زیرا بیش از آنکه متاثر از محاسبات اقتصادی باشد، تحت تاثیر رویکردهای استراتژیکی و تصمیم‌های سیاستمداران است.