مالکولم چالمرز در تحلیلی که اندیشکده بریتانیایی راسی منتشر کرد، نوشت: در حالیکه منتقدان، حملات هوایی را به دلیل نبود نیروی زمینی قابل اتکا، ناکارآمد دانسته و از ادامه راه حل های دیپلماتیک و سیاسی برای پایان دادن به درگیری ها در سوریه حمایت می کنند، طرفداران این طرح معتقدند که چنین حملاتی می تواند به اهدافی همچون حفاظت از مناطق  کردنشین در شمال سوریه، حمله به پایگاه اصلی داعش در رقه و ممانعت از از ادامه حمایت های لجستیکی و پشتیبانی از داعش برای تشدید حملات خود در عراق و سوریه کمک کند.

با این حال آنها نیز تاکید دارند که دولت باید در خصوص ابعاد و دوره حملات هوایی به نحوی عمل کند که در نهایت به نتایج راهبردی و تعیین‌کننده منجر شود.

 

منافع بریتانیا، دلایل اقدام

بسیاری از کسانی که مخالف اقدام نظامی بریتانیا در سوریه‌اند، به واقع مخالف نقش آفرینی این کشور در پایان دادن به درد و رنج مردم سوریه و یا حمایت از متحدان اروپایی شان در مقابله با داعش نیستند. به ویژه آنکه آنها نیز به خوبی از خطرات بازگشت تروریست‌ها و افزایش تلفات جنگ و آواره شدن میلیون‌ها نفر در آینده آگاهند.

با این حال داشتن نیت خوب و منافع قوی به منزله موفقیت حتمی در آینده نخواهد بود. بنابراین لازم است تا دلایل قانع کننده‌ای برای انجام عملیات هوایی در سوریه وجود داشته باشد که نشان دهد که منافع آن حداقل در زمان فعلی بیش از هزینه هایش خواهد بود.

 

دلایل بریتانیا برای دخالت نظامی

حمایت از کردها

یکی از دلایل اصلی دولت برای آغاز حملات هوایی در سوریه، تقویت کردهای شمال این کشور است که همواره به عنوان یک نیروی زمینی موثر، نقش قابل توجهی در مقابله با داعش داشته‌اند. بنابراین حمایت از کردها علاوه بر جنبه انسان دوستانه آن، از نقطه نظر عملیاتی نیز دارای اهمیت است. مضاف بر آنکه حمایت از کردها می‌تواند به تحقق ایجاد منطقه امن در شمال سوریه کمک کند.

 

مناطق امن

در حالی که جنوب سوریه به دلیل عدم تمرکز جنگ، گزینه مناسبی برای ایجاد منطقه امن محسوب نمی‌شود، شمال و غرب سوریه نیز به دلیل عملیات هوایی روسیه فاقد شرایط لازم برای اجرای این طرح است. ضمن آنکه آمریکا هم به دلیل جلوگیری از ورود به یک جنگ سرد جدید، تمایلی به رویارویی با روسیه در این مناطق ندارد. در این میان ورود نظامی بریتانیا به صحنه سوریه، می‌تواند به هماهنگی تلاش‌ها برای ایجاد منطقه امن در سوریه کمک کند.

 

مقابله با روسیه

هر چند که دخالت نظامی مستقیم روسیه در سوریه تا حد زیادی به نگرانی مقامات کرملین از سرایت گروه‌های افراطی به این کشور و حوزه پیرامونی آن مربوط است، اما در عین حال می‌تواند انعکاسی از روند فزاینده ماجراجویی‌های نظامی مسکو پس از حمله به کریمه در فوریه 2014 نیز باشد. به نحوی که این اقدامات، مقامات روسی را به استفاده از نیروی نظامی برای مواجهه با نفوذ قدرت های غربی ترغیب کرده و حتی در آینده می‌تواند به سایر حوزها از جمله عراق نیز گسترش یابد.

در این میان ایجاد یک منطقه پرواز ممنوع و حمایت از مخالفان میانه‌رو در ممانعت از دخالت نظامی بیشتر مسکو در سوریه موثر خواهد بود. براین اساس، بریتانیا می تواند نقشی اساسی در این فرایند داشته باشد.

 

ایران

با وجود حمایت های گسترده مالی و امنیتی ایران از نظام سوریه، این کشور با حضور به موقع خود در بغداد و کردستان عراق، نقش موثری در مقابله با داعش ایفا کرده است. همچنانکه پس از توافق هسته ای، تمایل خود را برای مشارکت بیشتر در فرایند صلح عراق و سوریه نیز نشان داده است. با این حال، استمرار تلاش ایران برای تحکیم محور تهران، بیروت و دمشق، همچنان تهدیدی جدی برای پادشاهی های حوزه خلیج فارس محسوب می‌شود. بنابراین نقش آفرینی نوین انگلیس در عقب راندن ایران از صحنه نظامی سوریه و متعاقب آن وارد ساختن این کشور در فرایندهای دیپلماتیک، می‌تواند اهمیت به سزایی داشته باشد.

 

متحدان غیرمطمئن

محاسبات آمریکا و بریتانیا در آینده، به دلیل مواضع دو متحد منطقه‌ای‌شان یعنی عربستان و ترکیه پیچیده‌تر نیز خواهد شد. اگرچه هر دو کشور، عضو ائتلاف ضدداعش به رهبری آمریکا هستند، اما در عمل آنها اهداف دیگری را دنبال می‌کنند.

آنها به شدت از مخالفان تندرو حمایت می کنند و کمتر مخالفان میانه‌رو مورد حمایت آمریکا را مدنظر قرار می‌دهند. در واقع عربستان با هدف مقابله با نفوذ ایران و ترکیه با چشم‌انداز ممانعت از تشکیل کشور مستقل کردستان در شمال سوریه، توانایی‌های خود را چندان برای اهداف ائتلاف به کار نمی گیرد.

با توجه به این وضعیت، در صورتی که روند همکاری قدرت‌های غربی و متحدان منطقه‌ای آنها با این روال ادامه پیدا کند، آینده مبارزه با داعش در خطر خواهد بود و همین مساله ضرورت بازیگری نظامی بریتانیا در سوریه را دوچندان می‌کند.

 

چشم انداز

با وجود آنکه اخیرا نشانه‌هایی از پیشرفت در جبهه دیپلماتیک ظاهر شده است، اما همچنان اختلافات عمیقی میان بازیگران خارجی بر سر رسیدن به یک راه حل سیاسی مشترک و جامع درباره آینده سوریه وجود دارد. این اختلافات که احتمال ادامه جنگ و خونریری در سوریه تا چند سال آینده را متصور می‌سازد، بیانگر پذیرش تعهدی نوین از سوی بریتانیا برای حفاظت از منافع خود و همچنین پایان دادن به درد و رنج مردم سوریه در کمترین زمان است. ضمن آنکه بریتانیا به دلیل ارتباطات گسترده خود با پادشاهی‌های منطقه خلیج فارس و اردن و همچنین عضویت در نهادهای مهم بین‌المللی همچون شورای امنیت، شرایط پذیرش نقش برجسته‌تری در تحولات آتی سوریه را دارد. همه این ها به معنای آن است که بریتانیا می‌تواند نقش محوری در ادامه تلاش‌های دیپلماتیک حل بحران سوریه ایفا نموده و به موازات آن نیز یک سری از حملات هوایی طولانی مدت را برای پشتیبانی از این تلاش ها در دستور کار خود قرار دهد.

 

با این حال، ورود نظامی به صحنه سوریه حداقل سه پیامد الزام آور برای بریتانیا به همراه خواهد اشت:

نخست، تعهد نظامی بریتانیا باید به اندازه‌ای باشد که در صورت لزوم، برای یک دوره بلندمدت ادامه یابد. هرچند که این تعهد نباید به سایر تعهدات پایدار بریتانیا در مناطق دیگر مثل افغانستان و همچنین حفظ آمادگی این کشور برای مقابله با تهدیدات امنیتی داخلی آسیب زند.

دوم، در مواقع ضروری، اقدامات نظامی خود برای یک دوره کوتاه مدت را حتی بدون مجوز پارلمان تشدید نماید.

و آخر اینکه، اگر تلاش های دیپلماتیک به ثمر نشست، از نیروهای نظامی خود برای حمایت از دولت وحدت ملی و آتش بس احتمالی بهره برده و نقش کلیدی را در تضمین حقوق جامعه سوری ایفا نماید.