لوک کافی در تحلیلی که اندیشکده هریتیج منتشر کرد، نوشت: آمریکا بایست برای حفاظت از منافع امنیتی، اقتصادی و سیاسی خود در این منطقه اقداماتی انجام دهد:

  • آمریکا باید حضوری محسوس‌تر در منطقه داشته باشد. در حالی که سفر اخیر جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا به آسیای مرکزی گام اولیه و خوبی است، اما مقامات آمریکایی باید دیدارهای خود را افزایش دهند. باید دیدارهای گاه به گاه در سطح کابینه با دیدارهای منظم مقامات ارشد از تمام حوزه‌های دولتی از جمله از بخش‌های سیاسی، نظامی، اقتصادی، انرژی و تجارت آمریکا همراه شود.
  • آمریکا باید از راه حل مسالمت‌آمیز و حل و فصل سریع موضوعات مالکیت دریای خزر حمایت کند. حل و فصل وضعیت حقوقی دریای خزر و علامت‌گذاری مرزهای دریایی آن به نفع آمریکا و متحدان اروپایی واشنگتن است. پیدا کردن توافقی برای اختلاف‌ها در مورد دریای خزر، منبع بالقوه بی‌ثباتی را حذف و به پیشبرد فرصت‌های اقتصادی و انرژی در منطقه کمک می کند. همچنین به امنیت انرژی اروپا کمک خواهد شد.
  • آمریکا باید بین ترویج حقوق بشر و حفاظت از دیگر منافع راهبردی خود توازن برقرار کند. آمریکا زمانی که پای مسائل حقوق بشر به میان می‌آید، باید گفتگوهایی باز و سازنده با متحدان خود در منطقه داشته باشد و هدف بلندمدت برقراری دموکراسی را دنبال کند. با این حال، حقوق بشر باید تنها بخشی از یک رابطه چند وجهی باشد که منافع راهبردی گسترده تر آمریکا و ثبات در منطقه را در نظر داشته باشد.
  • آمریکا باید از احداث خط لوله گاز ترکمنستان – افغانستان – پاکستان و هند حمایت سیاسی کند. آمریکا هر زمان ممکن شود باید از پروژه های متنوع‌سازی انرژی در دریای خزر حمایت کند. این اقدام در دراز مدت موجب ترویج آزادی اقتصادی، تقویت ثبات منطقه‌ای و کاهش وابستگی منطقه به بازارهای چین و روسیه می شود.
  • آمریکا باید حمایت سیاسی خود را از احداث «خط لوله گاز فراسوی دریای خزر» و «پروژه کریدور جنوبی گاز» اعلام کند. در حالی که اروپا به دنبال جایگرین‌هایی برای گاز روسیه است، کریدور جنوبی گاز و تکمیل خط لوله گازی فراسوی دریای خزر نقش مهمی بازی  می‌کند. علاوه بر این، احداث خط لوله گاز فراسوی دریای خزر به کاهش تنش‌های منطقه‌ای بین جمهوری آذربایجان و ترکمنستان کمک خواهد کرد.
  • آمریکا باید کشورهای ساحلی دریای خزر را به تنوع بخشیدن به اقتصاد خود تشویق کند. آمریکا باید سیاست‌های اقتصادی در منطقه را به شکلی تشویق کند که به متنوع شدن اقتصادهای محلی منجر شود. حوزه‌های تمرکز باید بر بخش کشاورزی، تولید و خدمات باشد. این امر به ویژه با توجه به قیمت‌های اخیر نفت مهم است.
  • آمریکا باید کشورهای منطقه را به دور شدن از سازمان‌های تحت سلطه روسیه ترغیب کند. «سازمان پیمان امنیت جمعی» و «اتحادیه اوراسیایی اقتصادی روسیه» ساختارهایی هستند که تنها در خدمت منافع روسیه قرار دارند و به ضرر دیگر کشورهای عضو هستند. آمریکا باید کشورهای منطقه را تشویق به حفظ روابط صمیمانه کند، نه اینکه روابطی زیردستانه با روسیه داشته باشند.
  • آمریکا باید به ترویج آزادی اقتصادی در منطقه بپردازد. جمهوری آذربایجان، قزاقستان و ترکمنستان از لحاظ راهبردی برای رشد اقتصادی آماده اند، زیرا آنها تامین مواد اولیه بازارهای چین و شرق آسیا را که در حال گسترش هستند، به عهده دارند. شرکت‌های آمریکایی باید از فرصت‌ها در منطقه دریای خزر استفاده کنند کاری که روسیه و چین در حال حاضر انجام می دهند.
  • آمریکا باید تعامل بیشتری با جمهوری آذربایجان داشته باشد. ایالات متحده باید رابطه عملی با باکو را بر اساس منافع مشترک راهبردی و منطقه‌ای دنبال کند. برخی نگرانی‌های مشروع در مورد وضع حقوق بشر در جمهوری آذربایجان وجود دارد، اما در درازمدت، نه انتقاد مستمر، بلکه تعامل ایالات متحده، باکو را به مسیر حکمرانی خوب باز می‌گرداند.
  • آمریکا باید به کشورهای منطقه برای بهبود قابلیت‌های امنیتی و دفاعی خود کمک کند. در منطقه خزر، حاکمیت معادل امنیت است. این به معنی احترام به حق حاکمیت کشورهای دیگر و قادر بودن به دفاع از حاکمیت خود است. آمریکا باید به صورت دو طرفه کار کند و در زمان مناسب، از طریق ناتو به بهبود قابلیت‌های امنیتی و نظامی متحدان در منطقه بپردازد. در برخی از موارد، مانند ترکمنستان، ایالات متحده به صورت آشکار و عمومی باید به دنبال تعمیق روابط دفاعی باشد.
  • آمریکا باید  با افزایش افراط گرایی در منطقه  مقابله کند.آمریکا باید با کشورهای ساحلی دریای خزر برای جلوگیری از تبدیل شدن منطقه به یک منطقه ترانزیت و اجیر کردن افراط گرایان به ویژه جنگجویان داعش همکاری کند. این همکاری می تواند به صورت ظرفیت سازی در بخش های امنیتی و به اشتراک گذاری بهتر اطلاعات بین آمریکا و کشورهای منطقه باشد.
  • آمریکا باید بر وضعیت قره باغ و روابط نزدیک ارمنستان با روسیه نظارت کند. مذاکرات صلح بر سر قره باغ سال‌هاست متوقف شده و ایالات متحده می تواند اقدامات بسیار کمی برای بازگشت طرف‌ها به میز مذاکره انجام دهد. با این حال ساکت ماندن در مورد این موضوعات به منزله تایید ضمنی وضع موجود است. آمریکا باید همچنان خواستار یک راه حل صلح آمیز برای این مناقشه شود. این راه حل باید شامل خروج نیروهای ارمنستان از تمام مناطق جمهوری آذربایجان باشد.
  • آمریکا باید اروپا را از وابسته شدن به نفت و گاز ایران منصرف کند. برخی افراد در اروپا مشتاق به واردات نفت و گاز ایران هستند و حتی ممکن است این موضوع را یک جایگزین معتبر به جای روسیه بدانند. اروپا باید از وسوسه واردات نفت و گاز ایران اجتناب کند، زیرا هر درجه‌ای از وابستگی به تهران، امنیت انرژی اروپا را بیشتر تضعیف خواهد کرد.
  • آمریکا باید کمک‌های امنیتی و نظامی به همه متحدان شایسته خود در منطقه ارائه دهد. تصمیم دولت آمریکا مبنی بر ارایه کمک های نظامی به یک کشور دیگر باید بر اساس منافع امنیتی آمریکا قرار داشته باشد و این کمک ها بر اثر اقدامات گروه های معین فشار بر کنگره نباشد.