آریل کوهن در پژوهشی که اندیشکده شورای آتلانتیک منتشر کرد، نوشت: کشورهایی که عمده نیاز خود را از روسیه تامین می‌کنند، بیش از همه در معرض آسیب قرار دارند.

کرملین از انرژی نه فقط برای کسب درآمد، بلکه به عنوان ابزار سیاسی بهره می برد. سوابق 25 سال اخیر حاکی از آن است که مسکو از قدرت انرژی برای پیشبرد اهداف سیاست خارجی خود در کشورهای اروپایی استفاده کرده و چنانکه تنشی پیش بیاید، مسکو می‌تواند انرژی منطقه را در گرو خود داشته باشد و بنابراین، این وابستگی بیش از حد به انرژی روسیه، نشانه خطر امنیتی در این منطقه است.

کاهش نفوذ روسیه در این منطقه امری واجب برای آمریکا، ناتو و اتحادیه اروپا و سایر کشورهای مستقل است. این کشورها می‌توانند این هدف راهبردی را با هماهنگ ساختن سیاست‌های انرژی خود، به شیوه ارتقای بازده انرژی، افزایش تامین گاز غیرروسی و تولید انرژی‌های مبتنی بر منابع تجدیدپذیر و انرژی هسته‌ای و زغال‌سنگ محقق کنند.

بنابراین تنها یک فضای رقابتی می تواند شرکت گازپروم را که بیش از نصف سهام آن در مالکیت دولت روسیه است، وادار کند تا به عنوان یک شرکت عمل کند و نه به عنوان نماینده دولت.

گزینه‌های جایگزین گاز روسیه

– توسعه منابع داخلی در حوزه دریای سیاه: تعدادی از کشورهایی که در حال حاضر به گاز روسیه وابسته هستند یا به عنوان کریدور عمده انتقال گاز روسیه و دریای خزر محسوب می شوند، در واقع دارای ذخایر هیدروکربن فراوانی هستند و تا جایی که به تامین گاز طبیعی مربوط شود، می توانند مستقل باشند. برای مثال گرجستان به منبع هیدروکربن اروپا تبدیل شده است و اکنون روزانه تقریبا دو میلیون بشکه نفت به اروپا و ترکیه صادر می کند. بنابراین، گرجستان می‌تواند برای امنیت انرژی اروپا و ناتو مهم باشد. موقعیت راهبردی و منابع و نزدیکی به بازار تشنه انرژی در ترکیه می‌تواند گرجستان را به تامین‌کننده انرژی در تمام دریای سیاه و فراسوی آن تبدیل کند.

ذخایر گاز اکراین چنان چشمگیر است که این کشور می‌تواند به صادرکننده خالص گاز به اروپا تبدیل شود، هرچند که الحاق کریمه به روسیه باعث گسترش منطقه اقتصادی انحصاری روسیه در دریای سیاه شد و منابع انرژی اکراین به ارزش ده‌ها میلیارد دلار را در اختیار روس‌ها گذاشت.

– جایگزین گاز روسیه در فراسوی دریای سیاه (شمال عراق/کردستان): حوزه دریای سیاه منطقه ترانزیت جریان انرژی به اروپای مرکزی و شرقی است که هم از شرق به غرب و هم از جنوب به شمال را دربرمی‌گیرد. خط لوله ترکیه – عراق، به اروپا و ترکیه این امکان را می‌دهد که به ذخایر گاز طبیعی عراق دسترسی داشته باشند. اگرچه آنکارا و دولت اقلیم کردستان عراق چند سال قبل یادداشت تفاهمی امضا کردند، اما مطالعات امکان‌سنجی این طرح هنوز شروع نشده است. عراق دارای ذخایر عظیم گاز طبیعی به مقدار 17/ 3 تریلیون متر مکعب می باشد که حجم عظیم آن در جنوب کشور واقع شده است. با این حال، به دلیل فقدان زیربنای خط لوله، عراق 58 درصد گاز طبیعی خود را می سوزاند.

– جایگزین گاز روسیه در شرق مدیترانه (مصر، فلسطین اشغالی و قبرس): شرق مدیترانه منطقه‌ای راهبردی است که می‌تواند تا حد چشمگیری از وابستگی اروپا به گاز روسیه بکاهد. این منطقه که کمتر از هزار مایل با دریای سیاه فاصله دارد، می تواند به تامین کننده مهم انرژی بالکان، اروپای مرکزی و جنوبی و فراسوی آن در قلب اروپا تبدیل شود.

– خط لوله ایران- اروپا: با توجه به تحولات اخیر در روابط ایران و اتحادیه اروپا، می توان گفت که ذخایر گاز طبیعی ایران که تقریبا 34 تریلیون متر مکعب و دارای رتبه دوم در ذخایر گاز جهان است نیز می تواند سهمی در امنیت انرژی اروپا داشته باشد. با این حال، به خاطر محدودیت های مالی و فن‌آوری ناشی از تحریم های غرب، تنها 160 میلیارد متر مکعب از این ذخایر در سال تولید شده و مقدار کمی از آن سالانه صادر می شود.

– زغال سنگ، انرژی هسته ای، و انرژی‌های تجدیدپذیر: کشورهای اطراف دریای سیاه دارای ظرفیت فراوان انرژی متعارف، از جمله ظرفیت تولید انرژی هسته ای هستند. برای مثال، اوکراین دارای چهار نیروگاه هسته‌ای فعال با ظرفیت کل 14 گیگاوات است. رومانی هم یک نیروگاه فعال با ظرفیت 4/1 گیگاوات دارد. بلغارستان یک نیروگاه فعال با ظرفیت دو گیگاوات دارد و قرار است که نیروگاه دیگری هم ساخته شود. ترکیه هم در حال ساخت دو نیروگاه با چهار راکتور هسته ای در شهر «آک کویو» در ساحل مدیترانه و چهار راکتور دیگر در سیناپ در ساحل دریای سیاه می باشد.

هرچند که این ارقام ناچیز هستند، اما نقش فزاینده‌ای در دستیابی به تنوع منابع تامین برق ایفا کرده‌اند و گاز طبیعی نباید تنها منبع انرژی در حوزه دریای سیاه باشد.

نتیجه گیری

صلح و امنیت منطقه دریای سیاه برای امنیت انرژی اروپا و توسعه اقتصادی آمریکا و اروپا در این منطقه راهبردی، حیاتی محسوب می‌شود. بنابراین آمریکا و ناتو باید بدانند که امنیت انرژی در دریای سیاه مستقیما بر توانایی کشورهای این منطقه در مقابله با فشار روسیه که از طریق قیمت و ایجاد تداخل در تامین انرژی اعمال می شود، تاثیر می گذارد. ایالات متحده باید سیاست منسجمی را اتخاذ کند تا امنیت انرژی این منطقه از لحاظ کشف، تولید و انتقال انرژی چنان تضمین شود که هیچ قدرتی توان سلطه بر صفحه شطرنج انرژی را نداشته باشد.

در همین راستا، آمریکا و اروپا باید توسعه سایر گزینه‌های منابع گاز طبیعی، از جمله گرجستان، اوکراین، رومانی، حوزه دریای سیاه، کردستان، شرق مدیترانه و فراسوی آن را در اولویت قرار دهند. اولویت های امنیت انرژی آمریکا بایستی شامل گسترش حضور نظامی آمریکا در نوار غربی دریای سیاه و توجه ویژه به تجهیزات هوایی، دریایی و زیردریایی باشد. دولت آمریکا باید با شرکت‌های تامین‌کننده انرژی و سایر کشورها به ویژه ترکیه همکاری کند تا به تولید نفت و گاز در میادین ساحلی و فراساحلی در اطراف دریای سیاه و نواحی مجاور اولویت بخشد.

بی شک، ایجاد نظام انرژی مستقلی که ثبات و امنیت را نوید دهد، مستلزم سطح عمیقی از همکاری ها بین دولت‌های مختلف و شرکت‌های دخیل در تامین انرژی است.