أحدث المقالات

گزارش ارتش اسرائیل از فروپاشی روانی نظامیان صهیونیست در جنگ غزه

ارتش رژیم صهیونیستی در گزارشی به فروپاشی روانی نظامیان خود در جریان جنگ غزه اشاره و اعلام کرد که نیروهای آن در این جنگ از اختلالات روانی متعدد همچون اضطراب بعد از شوک رنج می‌برند و باید تحت درمان قرار بگیرند.

دادگاهی در ایلینوی آمریکا ترامپ را از شرکت انتخابات مقدماتی این ایالت محروم کرد

دادگاهی در ایلینویز حکم به حذف دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور سابق آمریکا از انتخابات مقدماتی جمهوری‌خواهان این ایالت را داد و اجرای آن را تا زمان رسیدگی به درخواست تجدیدنظر به حالت تعلیق درآورد.

شمار شهدای غزه از مرز 30 هزار نفر گذشت

وزارت بهداشت فلسطین در غزه در تازه ترین آمار خود اعلام کرد که شمار شهدای حملات تجاوزگرانه رژیم صهیونیستی به باریکه ی غزه از مرز 30 هزار شهروند فلسطین…

سرنگونی پهپاد هرمس، هیبت پوشالی اسرائیل را نابود کرد

یکی از مسئولان ارشد حزب‌الله با اشاره به اینکه حزب‌الله با ساقط کردن پهپاد هرمس ۴۵۰ هرآنچه از هیبت پوشالی ارتش رژیم صهیونیستی مانده بود را نابود کرد گفت که تصمیم مقاومت یکپارچه بوده و تا زمان توقف تجاوزات علیه غزه از تقابل با اشغالگران دست نمی‌کشیم.

رهبر فلسطین طرح های اسرائیل پس از جنگ غزه را محکوم کرد

محمود عباس، رهبر فلسطین مجموعه‌ای از نامه‌های مشابه یکدیگر را برای سران کشورها، نخست وزیران و روسای سازمان‌های بین المللی ارسال کرد و در آنها اصول بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل برای اداره نوار غزه پس از پایان جنگ در منطقه را محکوم کرد.

Loading

اوباما و تقسیم هزینه های جنگ

۱۳۹۸/۰۴/۰۳ | موضوعات

شورا آنلاین – ترجمه: آمریکا در عمل در حال اتکا به توان قدرت های منطقه ای برای پیشبرد منافع خود در خاورمیانه است. این راهبرد در کنار فرصت هایی همچون صرفه جویی در هزینه ها و گرفتار نشدن در خشم افکار عمومی داخلی، واجد تهدیدهایی از جمله عدم کنترل بر رفتار قدرت های منطقه ای و تحلیل رفتن جایگاه این کشور در مسایل منطقه است.

آندریاس کریگ در تحلیلی که اندیشکده چتم هاوس منتشر کرد، نوشت: از منظر ژئواستراتژیک، در عصر مخاطره آمیزی که مداخله نظامی لزوما باید پیشگیرانه باشد و در محیط عملیاتی پیچیده ای که خطوط بین فعالان دولتی و غیردولتی نامشخص است، آمریکا خود را در دوراهی تغییر از دنیای تک قطبی به دنیای هیچ – قطبی می یابد. از نظر داخلی، سیاست دولت اوباما در خاورمیانه تحت تاثیر میراث دوره بوش، یعنی خستگی عمومی از جنگ، اقدامات ریاضتی و کاهش عملیات های نظامی است.

مفهوم جنگ نیابتی

جنگ نیابتی را می توان جنبه ای از جنگ شراکتی (تشریک هزینه های جنگ) دانست که در آن درجه ای از همکاری راهبردی و عملیاتی بین نیروهای منظم و نامنظم قابل تعریف است.

دکترین اوباما

پس از دو جنگ پرهزینه (افغانستان –عراق)، اوباما مصمم بود که عملیات نظامی بایستی اولا به دفاع از منافع حیاتی آمریکا محدود شود و ثانیا، توسط نیروهای نظامی اندک و انعطاف پذیری انجام گیرد که با همکاری متحدان محلی و به صورت چند جانبه عمل می کنند. بنابراین، اهداف سیاست خارجی آمریکا تغییری نکرده، فقط ابزار دستیابی به این اهداف تغییر کرده است.

واشنگتن به این واقعیت پی برده است که آمریکا دیگر قدرت مطلقه نیست و بنابراین در راهبرد امنیت ملی 2015 به وضوح بیان شده است که «زمانی که منافع ما مستقیما تهدید نمی شود، ما به دنبال بسیج متحدان و شرکاء خواهیم بود».

از این رو، جوهره اصلی دکترین اوباما عبارتست از تقسیم و تشریک هزینه ها هم از نظر راهبردی و هم از نظر عملیاتی؛ در سطح راهبردی، این دکترین به لزوم اقدام جمعی از طریق جنگ ائتلافی تاکید می کند و در سطح عملیاتی هم به جنگ پنهان، تکیه بر سیستم عامل های فن آوری، عملیات ماموران سیا اولویت می دهد.

واکنش به فقدان امنیت در خاورمیانه

اوباما در موقعیت های مختلف بیان کرده است که «در نهایت، حل همه مشکلات خاورمیانه کار آمریکا نیست. مردم خاورمیانه باید برخی از این مشکلات را خودشان حل کنند».

تفویض اختیار و هزینه ها به شرکای منطقه ای توسط آمریکا به روش ها و شکل‌های مختلف صورت گرفته است. به طور غیر مستقیم، آمریکا هزینه جنگ با داعش در عراق را بر دوش ایران انداخته است. نوع مستقیم جنگ نیابتی عبارت است از کمک نظامی آمریکا به متحدان عرب.

انگیزه های جنگ نیابتی اوباما

انگیزه دولت اوباما برای توسل به جنگ نیابتی به انکارپذیری، مشروعیت، ضرورت، هزینه ها و قابلیت های این جنگ برمی گردد. مهم ترین عامل در تصمیم گیری آمریکا به طور حتم عبارتست از رابطه بین ضرورت و هزینه ها. بحران های خاورمیانه ظاهرا برای منافع ملی آمریکا آنقدر اضطراری نبودند که شایسته مداخله باشند، زیرا علاوه بر هزینه های مالی هزینه های سیاسی بالقوه ناشی از بازگشت جسد سربازان به خانه را به دنبال دارد.

پیامدهای جنگ نیابتی برای آمریکا

جنگ نیابتی، گزینه بی خطری برای یک حامی نیست، زیرا کشوری که سودای ابرقدرتی در سر دارد، ممکن است با خطر از دست رفتن کنترل و نظارت، تشدید بحران ها، تخریب منافع بلندمدت، مهم تر از همه، خطر از دست رفتن وجهه اخلاقی و راهبردی خود مواجه شود.

اولا، جنگ نیابتی مستلزم تفویض اختیارات به جانشین هایی است که قدرت حامی، کنترل و نظارتی بر آنها ندارد.

ثانیا، جنگ نیابتی غالبا همکاری راهبردی و عملیاتی مستقیم را برنمی تابد. این امر به ویژه در عملیات های بین نیروی هوایی حامی و نیروهای زمینی جانشین (در عراق) مصداق دارد. ثالثا، همیشه این خطر وجود دارد که جانشین ها باعث تشدید اوضاع شوند و یا کفه ترازو را به نفع دشمن تغییر دهند.

رابعا، استفاده از فن آوری در  جنگ نیابتی راهبرد آمریکا را تخریب می کند. به عنوان نمونه، می‌توان به برنامه به کارگیری پهپادها و نتایج اسف بار آنها (کشتار غیرنظامیان) اشاره کرد.

و در نهایت اینکه، جنگ نیابتی تاثیر منفی بر وجهه راهبردی آمریکا برجای گذاشته است. در بعد راهبردی، آمریکا تحت رهبری اوباما توانایی منع و اجبار بازیگران منطقه را از دست داده است.

با وجود هزینه های سیاسی، مالی و جانی کمتر جنگ نیابتی برای آمریکا، اما اتخاذ این رویکرد باعث شده تا موضع این کشور به عنوان قدرت برتر در جهان هیچ – قطبی تحلیل رود.

نتیجه گیری

تقسیم هزینه های جنگ با عوامل خارجی، در تاریخ جنگ ها سابقه دیرینه ای دارد. فقط، انگیزه ها و دلایل استفاده از جنگ نیابتی تغییر کرده است و انکارپذیری و یا فقدان ظرفیت، دیگر تنها عامل توسل به جنگ نیابتی به شمار نمی رود. جنگ نیابتی امروزه واکنش قدرت ها (قدرت های غربی) به عدم تناسب بین ضرورت و هزینه های مداخله نظامی محسوب می شود.

آمریکا به عنوان قدرتمندترین بازیگر با لزوم ریاضت های اقتصادی در بودجه بندی، تمایل مردم آمریکا به تعهدات ملی به جای تعهدات جهانی و پیچیدگی بیش از پیش محیط عملیاتی، ایفای نقش می کند. همه این عوامل باعث شده که آمریکا به دنبال ابزار جدیدی برای دستیابی به اهداف راهبردی و عملیاتی در تنش های بین المللی باشد.

تاثیر سیاست اوباما با منطق «رهبری از پشت صحنه»، به ویژه در خاورمیانه قابل مشاهده است. فعالان دولتی و غیردولتی به نمایندگان مستقیم و غیرمستقیم آمریکا در جنگ نیابتی تبدیل شده اند.

از این رو، اکنون آمریکا قادر به ایفای نقش به عنوان یک هژمون جهانی نبوده و تاثیری بر رویدادهای منطقه ندارد. این یعنی کنترل هژمونی آن دیگر به آخر خط رسیده است.

0 Comments

یک دیدگاه بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *