متیو کرونیگ در تحلیلی که اندیشکده شورای آتلانتیک منتشر کرد، نوشت: در حال حاضر مسکو به نوسازی هر سه بعد از ابعاد سه گانه هسته ای (موشک بالستیک قاره پیما (ICBM)، موشک های بالستیک زیردریایی پرتاب (SLBM) و بمب افکن های دوربرد) پرداخته و در حال توسعه توانمندی های جدید هسته ای خود است.

در روند بحران جاری اوکراین، مقامات روسیه، از جمله رئیس جمهور ولادیمیر پوتین، آشکارا به تهدیدات هسته ای پرداخته اند. علاوه براین، روسیه ممکن است برای اجتناب از باخت به ناتو در جنگ منطقه ای به استفاده از تسلیحات هسته ای روی آورد.

ناتو هم به نوبه خود از زمان پایان جنگ سرد تا کنون، آگاهانه و آشکارا در سیاست دفاعی خود بر کاربرد تسلیحات اتمی تاکید کرده است. با این حال، این ائتلاف فاقد سیاست و قابلیت لازم برای پاسخ به حملات اتمی روسیه است.

از آنجایی که ناتو با تهدید اتمی واقعی از طرف مسکو مواجه است، این ائتلاف باید بار دیگر، همانند دوران جنگ سرد، سیاست جدیدی از قابلیت بازدارندگی اتمی را ایجاد کند. برای مقابله با تهدید اتمی روسیه، لازم است که ناتو از طریق تشدید اهمیت بازدارندگی اتمی و انجام تعدیلات ممکن در موضع متعارف و هسته ای خود، دوباره به اولویت بندی بپردازد.

دکترین و راهبرد اتمی روسیه

روسیه، برخلاف آمریکا و ناتو، از زمان پایان جنگ سرد در برنامه ریزی امنیت ملی خود تاکید فزاینده ای بر تسلیحات اتمی داشته است. در گذشته، مسکو دکترین هسته ای «عدم پیشدستی» را اتخاذ کرده بود، اما این سیاست در سال 2000 کنار گذاشته شد.

بنابراین، تهدید اتمی روسیه که امروز بسیار محسوس است، ریشه در سال های قبل از بحران جاری دارد. دکترین نظامی سال 2000 روسیه بر این اساس بود که حملات اتمی ممکن است در هر شرایطی که «برای امنیت ملی حیاتی باشد» انجام گیرد. این ادبیات فراگیر در دکترین نظامی 2010 روسیه محدودتر شده و در آن آمده است: « روسیه حق استفاده از تسلیحات اتمی را در پاسخ به استفاده از تسلیحات اتمی یا سایر تسلیحات کشتار جمعی … و نیز در پاسخ به تجاوز علیه روسیه از جمله در استفاده از تسلیحات متعارف هنگامی که موجودیت کشور تهدید شود، محفوظ می دارد».

با این حال، این شرایط محدود برای استفاده از تسلیحات اتمی دلیلی برای اطمینان خاطر جامعه بین المللی نیست. پوتین و مشاوران عالی رتبه وی، تهدید علیه حکمرانی پوتین را تهدید علیه موجودیت روسیه می پندارند. با توجه به اینکه مشروعیت پوتین بر شهرت وی به عنوان رهبری قدرتمند در دفاع از منافع روسیه استوار است، شکست در برابر ناتو در جنگ نزدیک مرزهای روسیه، نظام پوتین را تهدید کرده و احتمالا وی را متقاعد خواهد کرد که برای اجتناب از این تقدیر به حملات اتمی دست بزند.

به هر حال، بعید نیست که روسیه در یک جنگ متعارف به حمله اتمی فکر کند، چرا که در تسلیحات متعارف در مقایسه با آمریکا و ناتو قدرت کمتری دارد. بنابراین، راهبرد هسته ای فعلی روسیه و قابلیت های آن تهدیدی جدی برای آمریکا و متحدان اروپایی این کشور است و ناتو هم باید در این راستا گام بردارد.

قابلیت های اتمی روسیه

همانند آمریکا، روسیه یکی از قدرت های هسته ای برجسته جهان محسوب می شود. طبق پیمان کاهش تسلیحات راهبردی جدید 2010، روسیه متعهد شده است که تا سال 2018 بیش از 1550 کلاهک هسته ای راهبردی مستقر نکند. معمولا روسیه تعهدات بین المللی خود را در گذشته نقض کرده است، اما تاکنون در این مورد خاص نقضی وجود نداشته است. تمرکز اکید روسیه بر نیروی اتمی واضح و روشن است و این کشور علیرغم چالش های اقتصادی به نوسازی و توسعه توانمندی های هسته ای خود اولویت بخشیده است.

به طور خلاصه، راهبرد و توانمندی های هسته ای روسیه خطر آشکاری برای ناتو محسوب می شود و ناتو به جای امیدواری به حسن نیت پوتین باید این چالش را تشخیص دهد و دکترین هسته ای خود را نوسازی و تقویت کند.

پیامدهای سیاست ها و موضع اتمی ناتو

تا زمانی که تسلیحات اتمی جایگاه برجسته ای در ساختار قدرت، کسب اولویت ها، دکترین و لفاظی سیاسی روسیه داشته باشد و تا هنگامی که روسیه منافع ناتو را به چالش بکشد، ایجاد بازدارندگی و توانمندی اتمی برای آمریکا و ناتو ماموریت مهمی خواهد بود. ناتو بایستی بتواند روسیه را از حمله اتمی بازدارد و با تهدید اتمی که در ماهیت راهبرد جنگی روسیه وجود دارد، مقابله کند و اعضای ناتو را خاطرجمع سازد که این ائتلاف برای دفاع از آنها آماده است. این امر مستلزم تقویت توانمندی و راهبرد بازدارندگی هسته ای موجود در ناتو است.

در هر سه مفهوم راهبردی بعد از جنگ سرد، ناتو بر تمایل خود برای کاهش تکیه بر تسلیحات اتمی تاکید کرده و نیاز به بازدارندگی هسته ای را کمرنگ کرده است. اما اکنون با جدی شدن تهدیدات جدی هسته ای در مرزهای ناتو، این ائتلاف باید در اولویت های خود توازن مجدد ایجاد کند. ناتو باید روشن سازد که در دکترین بازدارندگی هسته ای خود به هر نوع استفاده از تسلیحات اتمی علیه کشورهای عضو این اتحاد پاسخ خواهد داد. همچنین، ناتو باید گزینه پاسخ اتمی به حملات شدید متعارف روسیه به کشورهای عضو ناتو را برای خود محفوظ دارد. البته این به معنای ضرورت واکنش اتمی زودهنگام و یا خودکار نیست، بلکه روسیه نباید از فقدان چنین پاسخی خاطر جمع شود.

علاوه بر این، موضع اتمی ناتو باید بتواند جلوی جنگ ترکیبی روسیه و تهدید اتمی آن علیه اعضای اروپایی ناتو را بگیرد و روابط راهبردی هسته ای خود را تجدید کند؛ به طوری که ناتو و کشورهای عضو آن باید به وضوح درباره شدت تهدید اتمی روسیه علیه آنها تبادل نظر کنند و مستقیما به نقش تسلیحات هسته ای غیرراهبردی بپردازند.

مضاف بر این، ناتو باید ابزار مدیریت بحران خود را بازبینی کند. ناتو بایستی قابلیت اطلاعاتی خود در تفسیر هر چه بهتر پیام های هسته ای روسیه را به اثبات برساند و به بررسی مجدد شرایطی بپردازد که تحت آن، تهدید هسته ای خود را نمایش می دهد. این امر در چند سال قبل معقول به نظر نمی رسید، اما اکنون بخش ضروری راهبرد دفاعی و بازدارندگی موفقیت آمیز است.

نتیجه گیری

شش سال پیش، باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا، در پراگ دیدگاه خود را درباره حرکت به سوی «جهانی عاری از تسلیحات هسته ای» بیان کرد. هنگامی که ناتو در مورد بازبینی موضع دفاعی و بازدارندگی 2012 خود عمل می کرد، بسیاری تصور می کردند که نتیجه آن با دیدگاه اوباما همراستا خواهد بود و تسلیحات راهبردی فرعی آمریکا از اروپا برچیده خواهد شد. با این حال، این بازبینی به تداوم نقش و حضور تسلیحات هسته ای در اروپا تاکید کرد. اما کمتر کسی پیش بینی می کرد که تنها چند سال بعد، بحث اصلی نه در مورد کاهش و بلکه در مورد افزایش توانمندی و سیاست اتمی ناتو خواهد بود. هرچند که ناتو ترجیح می دهد نقش تسلیحات هسته ای در امنیت محیط اروپا تشدید نشود، اما با تهدیدات جدید روسیه، هیچ گزینه ای جز دفاع از خود ندارد.