هرانت کستانیان و استفان مایستر در تحلیلی که مرکز مطالعات سیاسی اروپایی منتشر کرد، نوشتند: این تظاهرات ها به تدریج به انقلاب تبدیل شد و در فوریه 2014 یانوکوویچ را سرنگون کرد.

در واکنش به این رویداد، کرملین کریمه را به خود ضمیمه کرد و به سازماندهی جنگ در دونباس و ایجاد دو منطقه جدایی طلب موسوم به «جمهوری» دونباس (DPR) و جمهوری خلق لوگانسک پرداخت.

در واکنش به این تهاجم روسیه، هرچند اتحادیه اروپا و آمریکا از تحریم اقتصادی به عنوان ابزار اصلی خود برای عقب نشاندن روسیه بهره بردند، اما

در صحنه سیاسی نیز اقدامات متعددی برای توقف جنگ در شرق اوکراین صورت گرفت که تا کنون هیچ یک از آنها نتوانسته است به بحران اوکراین خاتمه دهد.

بن بست در روند مینسک 2

در میان اقدامات سیاسی انجام شده هر چند که روند مینسک 2 تا حدی شدت جنگ را کاهش داد، اما 13 بند آن اجرایی نشده است که آتش بس کامل از جمله آنهاست. علاوه بر این، خروج نیروهای مسلح خارجی، تخلیه تسلیحات سنگین و ایجاد منطقه امنیتی، عفو عمومی و مبادله اسرا نیز اجرا نشده و اصلاحات قانون اساسی و برگزاری انتحابات محلی نیز به صورت ناقص انجام شده است.

توافق غیر قابل اجرا

در واقع اجرای مهم‌ترین بندهای مینسک 2 در کوتاه مدت تا میان مدت، برای اوکراین و روسیه و جدایی طلبان مورد حمایت آن ها دشوار است. نه تنها در مورد موارد خاص اختلافاتی وجود دارد، بلکه نحوه اجرای توافق هم جای بحث جدی است.

اکراه روسیه

روسیه در این جنگ تابه حال خود را بی طرف جلوه داده است که این امر رسیدن به هر نوع راه حلی را دشوار می سازد. گرچه جنگ نظامی تمام عیار در این مرحله به نفع روسیه نیست، اما ترک کامل خصومت ها هم برای روسیه سودی ندارد. رخدادهای فعلی در جبهه ها برای روسیه ابزاری ارزشمند محسوب می شود تا با استفاده از خطر خصومت های تازه، جامعه بین المللی و کی یف را تحت تاثیر قرار دهد و این امر موضع چانه زنی روسیه را در روند مینسک 2 بهبود می بخشد.

پیوند بحران اوکراین به سوریه

در مدت بحران اوکراین، روسیه با موفقیت توانست بحران های اوکراین و سوریه را به هم مربوط سازد. به نحوی که اکنون آمریکا به خاطر ثبات منطقه و بیرون راندن داعش دنبال حل بحران سوریه است و مسکو هم برای حفظ حوزه منافع خود، دنبال حل بحران اوکراین. وجود این گونه منافع راه را برای «راه حل های خلاقانه» هموار می سازد که با توجه به غیبت اوکراین و اتحادیه اروپا از میز مذاکره، در نهایت به ضرر اوکراین تمام خواهد شد.

ناتوانی اوکراین

بعید است که اوکراین در فضای بی ثبات سیاسی فعلی بتواند در قانون اساسی اصلاحات موثری در مورد تمرکززدایی، مخصوصا در مورد مناطق دونتسک و لوگانسک انجام دهد. برای این تحقق این امر، مقامات اوکراین نیازمند حمایت عمومی و تصمیم پارلمان هستند و این حمایت عمومی تا زمانی که اوضاع در قلمرو تحت تصرف جدایی طلبان پرآشوب باشد و آتش بس کامل وجود نداشته باشد، عملی نخواهد شد.

ترتیب اجرا

روسیه و اوکراین درباره سلسله مراتب اجرای توافق هم اختلاف دارند. در حالی که از نظر کی یف، نخست باید آتش بس، خروج تجهیزات نظامی، نیروهای خارجی و ستیزه جویان، مبادله اسرا و کنترل مرزی اجرایی شوند، در مقابل، اولویت های کرملین عبارتند از اصلاحات قانون اساسی با تاکید بر تمرکززدایی، انتخابات، تصویب قوانین وضعیت خاص در بخش های معینی از دونباس و عفو عمومی.

محدودیت دیپلماسی و تحریم

سیاستمداران هر دو کشور اوکراین و روسیه در بن‌بست فرایند مینسک سهیم بوده‌اند. در حالی که رئیس جمهور پترو پروشنکو و آرسنی یاتسنیوک، نخست وزیر سابق، از این مساله بهره گرفتند تا توجهات را از اصلاحات ضعیف و بحث های داخلی منحرف سازند، از طرف دیگر، روسیه هرچه را که می خواست در توافق مینسک 2 وارد کرد، از جمله: تمرکززدایی، استقلال نواحی جدایی طلب و عفو عمومی. رهبران اوکراین هم زیر فشار نظامی جدایی طلبان و ارتش روسیه، به پذیرش این توافق گردن نهادند. با این حال، اکنون رهبران روسیه برای اتلاف وقت، مقامات اوکراین را به عدم اجرای توافق مینسک متهم می سازند و این درحالی است که با گذشت زمان، اوضاع در اوکراین به خاطر مناقشات سیاسی و وخامت اوضاع اقتصادی بدتر می شود.

تداوم تحریم ها

در حالی که تحریم ها مهم‌ترین مساله مربوط به روابط روسیه و اتحادیه اروپاست، اما از آنجائی که برخی از نمایندگان اعضای اتحادیه اروپا  اظهاراتی ضد تحریم بیان نموده اند، کرملین به این نتیجه رسیده است که می تواند بدون اینکه در جهت اجرای توافق مینسک گامی بردارد، از تحریم‌ها خلاص شود. در واقع، اتحادیه اروپا در تحریم روسیه هماهنگ و مصمم نیست.

این امر موضع اتحادیه اروپا را در مذاکرات ضعیف ساخته و به اعتبار آن در کی‌یف و کل منطقه آسیب خواهد زد. همچنین، ناتوانی اتحادیه اروپا برای تداوم تحریم‌ها چنین پیامی را به مسکو خواهد رساند که بی ثبات سازی کشورهای همسایه این اتحادیه حتی از طریق عملیات نظامی پیامدی ناچیز خواهد داشت و یا اصلا پیامدی به همراه نخواهد داشت.

راه پیش رو

هرچند که توافق اصلاح شده مینسک 2 مستلزم آتش بسی کامل و عملی است اما گام بعدی نیازمند نظارت بین المللی بر خطوط بین دولت اوکراین و مناطق جدایی طلب از یک طرف و مرز اوکراین و روسیه از طرف دیگر است. اگرچه می توان اجرای این پیش‌شرط‌ها را با رفع تدریجی تحریم ها هماهنگ کرد، اما چنانکه پیشرفت ها به بن بست برسد یا از مسیر خود منحرف شود، باید امکان برگشت تحریم ها و تشدید آنها وجود داشته باشد. این موارد زمینه را برای برگزاری انتخابات در مناطق جدایی طلب، تغییرات احتمالی در قانون اساسی اوکراین و تمرکززدایی آماده خواهد ساخت.

و در نهایت، تا زمانی که دولت اوکراین تثبیت نشود و نهادهای اجتماعی و امنیتی حیاتی بازسازی نشود، برگزاری انتخابات در مناطق جدایی‌طلبان و تحکیم موضع آنها در قبال کی‌یف خطرناک است. اگر هدف اتحادیه اروپا  تضمین ثبات و امنیت در اروپاست، پس بنابراین باید به کارآیی نهادهای کشور اوکراین به عنوان پیش شرط این امر کمک کند. فرایند موفقیت‌آمیز اصلاحات و ثبات اوکراین مایه بهبود موضع چانه زنی اتحادیه اروپا می‌شود و در راه دستیابی به صلح پایدار در اروپا، موضع این اتحادیه را در قبال روسیه و جدایی طلبان تقویت خواهد کرد.

نقد و بررسی:

این تحلیل مبتنی براین فرض استوار شده است که اجرای توافقات صلح در اوکراین از جمله مینسک 2 بدون تقویت مواضع اتحادیه اروپا و آمریکا در برابر روسیه امکان‌پذیر نخواهد بود. این در حالی است که آنها به جزء ابزار تحریم از اهرم فشار دیگری برای عقب نشاندن روس ها بهره نبرده اند. مضاف برآنکه ناتوانی در تداوم همین تحریم ها نیز به نضعیف موضع آنها در برابر روسیه منجر شده است.

از سوی دیگر، روس ها به خوبی توانسته اند از مولفه های گوناگون داخلی و منطقه ای برای تغییر موازنه قوا به نفع خود بهره ببرند. همچنانکه پیوند زدن سرنوشت بحران اوکراین به سوریه با در نظر گرفتن منافع آمریکا در این کشور و حمایت از ادامه روند اضطرار و خصومت در اوکراین به تقویت قدرت چانه زنی مسکو در مذاکرات کمک کرده است.

 نویسنده مقاله در حالی تشدید حمایت های اتحادیه اروپا و آمریکا از دولت کی یف برای اجرای بندهای آتش بس مینسک 2 و همچنین حفظ روند تحریم ها و حتی تشدید آن را تنها راه حل حصول پیشرفت در بن بست بحران اوکراین قلمداد می کند، که تجربه تاریخی نشان داده است روس ها معمولا در شرایط سخت، سرسختی بیشتری نشان می دهند و آنها تنها در شرایط بده بستان سیاسی است که حاضر به دادن امتیاز می شوند.