رابرت اینهورن در تحلیلی که اندیشکده بروکینگز منتشر کرد، به ارائه پیشنهاداتی به دولت بعدی ایالات‌متحده به منظور حفظ توافق هسته‌ای خود با ایران پرداخت و نوشت: مطمئنا مذاکره مجدد توافق گزینه متوهمانه‌ای است چرا که مخالفان توافق در کنگره در سال 2015 نیز بر همین امر تلاش داشته و اصرار داشتند که ایران محدودیت‌های هسته‌ای بیشتری را بپذیرد اما نهایتا به این نتیجه رسیدند که هیچ جایگزین حقیقی برای برجام وجود ندارد.
مذاکره مجدد در سال 2017 به مراتب دشوارتر از آن در سال 2015 است چراکه مخالفان در ایران منفعتی از توافق مشاهده نکرده و غیرقابل‌توجیه است که در چنین شرایطی دولت ایران راضی به سازش بیشتر شود. بنابراین بهترین گزینه برای دولت جدید ایالات‌متحده حفظ برجام است.
استراتژی آمریکا در قبال برجام و منطقه باید شامل موارد ذیل باشد:
*انطباق عملکرد ایران با توافق. واشنگتن باید قویا در مقابل هرگونه تلاش تهران برای تضعیف یا فرار از تعهداتش ایستاده و حمایت بین‌المللی برای اعمال مجدد تحریم‌ها ضدایران را کسب نماید. چنانچه موارد اجتناب‌ناپذیر یا تخلفات فنی ناخواسته ایجاد شد، واشنگتن باید فورا راه‌حل عملی برای حفظ انسجام توافق را ارائه دهد. اعتماد عمومی میان طرفین توافق نیز باید تقویت گردد.
*تسهیل مطلوب لغو تحریم‌ها. روند کند بهبود اقتصادی در ایران ناشی از شکست آمریکا در اجرای تعهداتش نیست. بانک‌ها و موسسات بین‌المللی برای بازگشت به ایران محتاط بوده و تهران نیز نتوانسته با ایجاد اصلاحات مالی و اداری لازم نگرانی‌های آنان را مرتفع نماید. با این حال ایالات‌متحده می‌تواند راهنمایی‌هایی به بانک‌ها و شرکت‌ها بزرگ ارائه دهد که چگونه با تحریم‌های آمریکا علیه سایر مسائل ایران مواجه نشوند.
*کاهش خطرات انقضای برجام. نگرانی عمده بسیاری از موافقان و مخالفان برجام در آمریکا این است که هنگامی که برجام پس از 10 الی 15 سال منقضی شده و محدودیت‌های کلیدی علیه غنی‌سازی و بازفرآوری اورانیوم در ایران به پایان برسد تهران حق قانونی برای توسعه برنامه هسته‌ای خود داشته، می‌تواند برجام و تعهدات NPT را نقض کرده و به سرعت به سوی تولید سلاح هسته‌ای پیش رود. ایالات‌متحده با همکاری شرکای خود در 5+1 باید مشوق‌ها و بازدارنده‌هایی را در مورد ایران بکار گیرد تا آنها(ایرانی ها) را به تامین نیازهای مسالمت‌آمیز هسته‌ای خود بدون تلاش برای غنی‌سازی اورانیوم در مقیاس نظامی ترغیب نماید.
دولت آمریکا باید اعلام کند که سیاست واشنگتن ممانعت ایران از دستیابی به سلاح اتمی است و برای این هدف در صورت لزوم از گزینه نظامی نیز استفاده می‌کند. به منظور نمایش قدرت و انسجام داخلی، کنگره نیز باید مجوز اقدام نظامی را برای دولت صادر کرده تا در صورت لزوم از سوی رییس جمهور مورد استفاده قرار گیرد.
*استفاده از استراتژی منطقه‌ای دوگانه. به منظور تقویت حمایت‌های داخلی و خارجی از برجام و تامین منافع آمریکا در مقیاسی گسترده‌تر، واشنگتن باید بتواند با چالش‌های ایجاد شده توسط ایران روبرو گردد. حفظ ارتش بعنوان نیرویی قدرتمند، حضور دیپلماتیک در خاورمیانه، تقویت روابط امنیتی با کشورهای حوزه خلیج‌فارس و سایر شرکا، تلاش برای محدودسازی و مقابله با برنامه موشکی و سایر ظرفیت‌های نظامی متعارف ایران و نهایتا مقابله با مداخله مستقیم یا غیرمستقیم تهران در امور همسایگان و تغییر توازن منطقه به نفع خود از جمله از جمله مواردی است که واشنگتن باید در دستورکار خود قرار دهد.
در همین حال، در حالی که روابط تهران و واشنگتن در سال‌های آتی همچنان خصمانه است، ایالات‌متحده باید خطوطی را که موجب گسترش برجام(به سایر موضوعات) شود دنبال کرده، ایران را به تعامل با خود در حوزه‌هایی با منافع دوجانبه تشویق و وادار به ایفای نقش سازنده در مناقشات منطقه‌ای نماید. آمریکا باید ایران و عربستان را تحت فشار قرار داده تا اختلافات فی‌‌مابین را کنار گذاشته و با یکدیگر مصالحه کنند.
*تضعیف چشم‌انداز گسترش تسلیحات هسته‌ای در خاورمیانه. برجام علاوه بر ممانعت طولانی مدت از تلاش ایران برای دستیابی به سلاح اتمی موجب تشویق سایر کشورهای منطقه برای کاهش فعالیت‌های هسته‌ای و غنی‌سازی خود نیز هست. بعلاوه ایالات متحده باید بدنبال پذیرش منطقه‌ای و جهانی از ابتکارات نظارتی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در برجام و تشویق کشورهای منطقه به استفاده از انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای بدون هرگونه تلاش برای دستیابی به جنبه‌های نظامی این انرژی باشد.
منبع: خبرگزاری فارس