*حامد عسگری

با گذشت نزدیک به سه ماه از بحران کشمیر، نه تنها پرده های ضخیم بی اعتمادی و تنش میان هند و پاکستان کمتر نشده بلکه وارد مرحله جدیدی شده است و یک بار دیگر زمزمه ناباورانه جنگ از دره های سرسبز کشمیر به گوش می رشد.

پس از ناآرامی هایی که 9 جولای به دنبال کشته شدن برهان وانی از حزب المجاهدین، گروه شبه نظامی مورد حمایت پاکستان در منطقه جامو و کشمیر هند در این منطقه پدید آمد و تا کنون منجر به کشته شدن نزدیک به 90 غیرنظامی و زخمی شدن 3 تا 8 هزار نفر شده، در این منطقه حکومت نظامی برقرار است و درگیری ها میان نیروهای دولتی هند و مردم معترض ادامه دارد. تنش دیپلماتیک میان دو طرف همچنان تعیین کننده است و حتی به تریبون مجمع عمومی سازمان ملل هم کشیده شده است. هر دو سوی درگیری در حال تلاش برای شکل دهی به افکار عمومی بین المللی بر علیه دیگری است و یکدیگر را به پشتیبانی از تروریسم و ایجاد ناامنی در کشور مقابل متهم می کنند. در این میان، یک رویداد کلیدی به وقوع پیوست که این تنش دیپلماتیک را تا مرز یک درگیری مسلحانه ارتقاء داده است.

در حقیقت اگر کشته شدن برهان وانی را نقطه آغاز این رویداد بدانیم، نخستین نقطه عطف مهم در این زنجیره رویدادها اظهارات نارندا مودی در روز استقلا هند، 15 اوت بود که به شکل بی سابقه ای از دخالت پاکستان در امورِ به زعم او داخلیِ کشمیر انتقاد کرده و اظهار داشت که پاکستان بیش از هر چیز باید به دنیا در مورد رفتارش با شهروندان خود در بلوچستان توضیح دهد. گفته شده است که مودی در اظهار این سخنان بی سابقه، آن هم در روز استقلال هند که از یک سو نقطه اوج تمرکز رسانه های گروهی است و از سوی دیگر به طور سنتی سخنرانی های نخست وزیر در این روز بر محور مسائل داخلی هند ارائه می شده است، تا حد زیادی تحت تاثیر برخی از اعضای کابینه خود و به ویژه پاریکار، وزیر دفاع هند بوده که اصرار داشته باید «هرکاری لازم است برای ساکت کردن پاکستان انجام داد.» در هر حال، این سخنان با واکنش جدی پاکستان همراه بود و مقام های این کشور، این دخالت آشکار در مسائل داخلی خود را عبور هند از خط قرمز دانسته و مدعی شدند این اظهارات نشانه ای واضح بر تأیید ادعای آن ها مبنی بر پشتیبانی هند از تروریست ها در بلوچستان پاکستان است. از این به بعد، تنش با سرعت کم سابقه ای رو به افزایش رفت تا اینکه در 18 سپتامبر، به دومین نقطه عطف خود از زمان شروع ناآرامی ها رسید و آن، کشته شدن 19 سرباز هندی طی یک درگیری با شبه نظامیان در منطقه اوری هند بود. واکنش هند به این اقدام بسیار جدی و سخت گیرانه بوده است: بلافاصله به ارتش دستور داده شد تا مواضع را در مرز مشترک با پاکستان تقویت نماید و ارتش، توپخانه سنگین خود را در خط کنترل مرزی (که توسط سازمان ملل کنترل می شود) مستقر کرد؛ مودی اتاق جنگ تشکیل داد و بر اساس برخی گزارش ها تا 65 درصد از اهالی منطقه خانه های خود را تخلیه کرده اند. وزیر دفاع هند هم رسماً از مودی درخواست کرده است تا مجوز یک «جنگ محدود برای تنبیه پاکستان» را صادر نماید. البته در مقابل این وضعیت، پاکستان هم واکنش نشان داده است و مواضع خود در منطقه را تقویت کرده است.

حاصل اینکه در وضعیت حاضر، اوضاع و احوال منطقه بسیار شبیه به وضعیت جنگی است. اما پرسش اصلی این است که آیا وقوع جنگ تمام عیار میان دو کشور محتمل است؟

اگر از منظر یک روانشناس سیاسی به این موضوع بنگریم، احتمالی شکل گیری یک جنگ میان هند و پاکستان، قابل توجه است. مودی انگیزه شخصی برای یک درگیری مسلحانه با همسایه مسلمان و دشمن قسم خورده هند را دارد؛ کابینه او نیز از این موضوع حمایت کرده و وضعیت نه چندان باثبات پاکستان در نظام بین الملل و پشتیبانی ایالات متحده از هند، این تصمیم را تسهیل خواهد کرد. ضمن اینکه خریدهای تسلیحاتی قابل توجه هند در سال های اخیر دلالتی پررنگ از نیت های خصمانه این کشور در نظر گرفته خواهد شد. اما به احتمال زیاد، چنین تحلیلی به دلیل عدم مطابقت با واقعیت های ساختار توزیع نیروها در منطقه با دشواری روبه رو خواهد شد. محدودیت های ساختاری مشخصی در روابط میان دو کشور وجود دارد که قاعدتاً مانع از شکل گیری یک جنگ تمام عیار خواهد شد. هر دو کشور مسلح به زرادخانه های اتمی هستند و علاوه بر آن، رهبران هند به خوبی از قابلیت های پاکستان در ایجاد ناامنی در داخل هند از مسیرهای نامتعارف آگاه هستند.

اما حتی سناریوی دوم هم از وخامت اوضاع منطقه نخواهد کاست. در حقیقت، مشکل اصلی در منطقه این است که روابط قدرت های بزرگ و منطقه ای در آن به شکل فزاینده ای در حال قطبی شدن است. با رشد مؤلفه های قدرت ملی چین طی دهه اخیر به عنوان یک قدرت در حال ظهور و به دنبال آن، تقویت حضور ایالات متحده در منطقه، یک دوقطبیِ حافظ وضع موجود/تجدید نظرطلب به سرعت در حال شکل گیری در آسیا است و هر کدام در حال یارگیری هستند. هند و پاکستان به عنوان شرکای اصلیِ (به ترتیب) ایالات متحده و چین در منطقه، در کانون این رقابت قرار دارند. از این رو، خطر اصلی بحران کشمیر این است که صرف نظر از اینکه به یک درگیری مسلحانه محدود و یا جنگ تمام عیار تبدیل بشود یا خیر، خواه ناخواه تلاطمی را در روابط میان دو قطب درگیر به وجود بیاورد که هم  ایالات متحده و هم چین تا کنون با وسواس از آن دوری کرده اند. چین همین الان هم برای حمایت رسمی از پاکستان در بحران کشمیر از سوی این کشور تحت فشار قرار دارد. ایالات متحده هم هرچند تا کنون نشانه ای از تمایل به اشتراک در دغدغه های امنیت هند در مرزهای این کشور بروز نداده است، شاید مگر به جز تعلیق کمک نظامی خود به پاکستان با تصمیم کنگره، با این حال در صورت ورود چین به قضیه یا تشدید درگیری ها ناگزیر از واکنش خواهد بود و این واکنش را با توجه به علاقه آشکار خود به جلب نظر هند صورت خواهد بخشید. روسیه هم به دنبال ماجراجویی های اخیر خود، با اجرای یک رزمایش نظامی مشترک با پاکستان به صورت محدود چند روز پس از تقویت خط کنترل از سوی هند نشان داد نسبت به ورود به این قطب بندی بی میل نیست. به این ترتیب، درک این نکته که بحران کشمیر قابلیت اشتعال بالایی دارد نیاز به مجادله چندانی ندارد.

یک مسئله جانبی و البته مهم برای ایران، تأثیر این قضیه بر رابطه ایران و هند است. هند به طور مشخص، همکاری هند و ایران در مورد بندر چابهار و خط ترانزیت به افغانستان از همان ابتدای کار هم توسط پاکستان با دید منفی مورد ارزیابی قرار می گرفت. تنها چند روز بعد از سفر مودی به تهران و اعلام قرارداد سه جانبه میان ایران، افغانستان و هندوستان بود که پاکستان تصاویری از یک پاسپورت را منتشر کرد که مدعی بود متعلق به ملااختر، رهبر پیشین طالبان است؛ پاسپورتی که مهر ورود چند کشور منطقه از جمله ایران به تازگی بر روی آن نقش بسته بود. چنین نشانه هایی پیش از این هم از سوی پاکستان در زمان هایی که خبرهایی از همگرایی میان هند و ایران منتشر می شد، صادر شده بود. با این حال، سفر وزیر راه و ترابری ایران به هند که در راستای موافقت نامه بهار امسال در مورد چابهار اعلام شده است، آن هم در اوج بحران کشمیر، شاید نشانه روشنی باشد از عزم جدی ایران برای ادامه این همکاری؛ هرچند با وجود پاکستان، این امر پیچیدگی های خاص خود را به همرا خواهد داشت.

*پژوهشگر مرکز تحقیقات استراتژیک

برای دریافت متن کامل این مقاله می تواند به این لینک مراجعه کنید.

بازنشر مقالات از دیگر رسانه ها، برای افزایش منابع مطالعاتی در سایت است و نه به معنای تایید آن از سوی شورا آنلاین.