*دکتر حسین مفیدی احمدی

افزایش روند بی اعتمادی میان جمهوری اسلامی ایران و کشورهای عضو اتحادیه اروپا در سال های گذشته، سبب شد تا سیاست خارجی هر دو تحت تأثیر عوامل تنش زا قرار یگیرد و روابط آنها در تمام ابعاد سیاسی، اقتصادی و … روند کاهشی داشته باشد. توافق هسته ای ایران و اقدامات تروریستی در غرب آسیا و پیامدهای آن در مناطق اروپایی که منجر به ایجاد بی ثباتی در این کشورها شده است زمینه ای شد تا اتحادیه اروپا با تصویب قطعنامه ای درصدد عادی سازی روابط خود را جمهوری اسلامی ایران برآید.

نمایندگان پارلمان اروپا روز سه‌شنبه (۲۵ اکتبر/ ۴ آبان)  قطعنامه عادی‌ سازی روابط اتحادیه اروپا با جمهوری اسلامی را با ۴۵۷ رای موافق، ۱۷۴ رای مخالف و ۶۷ رای ممتنع تصویب کردند. به نظر می رسد تصویب قطعنامه پیشنهادی برای عادی‌ سازی و گسترش روابط با جمهوری اسلامی ایران را باید نشانه مهمی از تغییر نگاه امنیتی اتحادیه اروپا به ایران بدانیم. تصویب این قطعنامه از آنجا اهمیت می یابد که قدرت هنجارساز قابل توجه پارلمان اروپا و ارتباطات گسترده آن با نخبگان سیاسی و اقتصادی و مجالس کشورهای اروپایی، می تواند موجب اثرگذاری تصمیمات این نهاد بر فرایندهای تصمیم گیری کشورهای اروپایی در تنظیم روابط آن ها با ایران شود. تغییر نگاه اتحادیه اروپا به ایران را می توان به عوامل مهم و قابل اعتنایی چون فرصت های اقتصادی افزایش تعامل با ایران برای اتحادیه اروپایی نسبت داد. اتحادیه ای که با چالش های متعدد اقتصادی از جمله با رکود‌‌ و بیکاری روبه‌رو است و تعامل با ایران می تواند یکی از موتورهای محرکه بهبود رشد اقتصادی آن باشد. با این وجود به نظر می رسد ملاحظات و نوع نگاه امنیتی اتحادیه اروپا  نیز نقش برجسته ای در این تحول ایفا کرده است. ملاحظات و  نگاهی که در بستر تحولات اخیر منطقه غرب آسیا از یک سو و تحولات پسابرجام از دیگر سو قابل تحلیل است. شاید مهمترین عامل تغیر نگاه امنیتی اتحادیه اروپا به ایران و تلاش این اتحادیه برای ایجاد فرصت های جدید تعامل با ایران را باید در افزایش حساسیت امنیتی اتحادیه اروپا نسبت به عوامل، روندها و بازیگران امنیت زدا و امنیت ساز منطقه خاورمیانه جستجو کرد. اتحادیه اروپا در سال های اخیر از جمله با دو تهدید قابل توجه مواجه بوده است. “تهدید جان شهروندان اروپایی” برآمده از اقدامات تروریستی که منشا آن منازعات غرب آسیا بوده است و “تهدید پروژه اروپا”. به عنوان مثال کم نیستند تحلیل گران اروپایی که معتقدند یکی از مهمترین دلایل موفقیت کمپین خروج انگلستان از اتحادیه اروپا، مواجهه اروپا با پیامدهای امنیتی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، ورود سیل آسای پناه جویان مناطق بحرانی خاورمیانه بوده است که ایده های گروه ها و احزاب منتقد و یا ضد اتحادیه اروپا را برای مردم قابل قبول تر نموده است. در این چارچوب، دور از ذهن نبوده است که اتحادیه اروپا به دلیل مواجهه با ساختار در حال تحول و امنیتی شده مناطق پیرامونی اش، برای محافظت از جان شهروندان و نجات”پروژه اروپا”، به سمت تصویب اسناد امنیتی/راهبردی جامع تر[1] و اتخاذ رویکردهای سیاسی/امنیتی عمل گرایانه تر[2] حرکت کند.

تحول مهم دیگری که بر نگاه امنیتی اتحادیه اروپا تاثیر گذاشته، توافق هسته ای ایران است. در چند سال اخیر، متاثر از پویش های مرتبط با برجام، اتحادیه اروپا در حال تغییر چارچوب رابطه خود با ایران از رابطه مبتنی بر مهار[3]، به رابطه مبتنی بر درگیر کردن ایران در حوزه مدیریت مناقشات خاورمیانه است. دعوت ایران به میز مدیریت بحران سوریه هم در همین راستا قابل ارزیابی است. قطعنامه عادی سازی پارلمان اروپا نیز بر لزوم استفاده از ایران برای حل چالش های منطقه از جمله در سوریه و یمن تاکید کرده است. در ضمن گزارشگر قطعنامه عادی ‌سازی نیز به لزوم ایجاد “یک ساختار امنیتی جدید برای کل منطقه” با مشارکت ایران اشاره کرده است.

در چارچوب نکات فوق به نظر می رسد افزایش حساسیت امنیتی اتحادیه اروپا نسبت به تحولات غرب آسیا به همراه توافق هسته ای ایران، پیامدهای مهمی به همراه داشته است. اول آنکه عوامل، روندها و بازیگران امنیت زدای منطقه برای اتحادیه اروپا آشکار تر شده اند. به عنوان مثال در ماه های اخیر شاهد آن هستیم که در سطح مقامات سیاسی و امنیتی اروپا[4]، تعداد مقالات و اظهار نظرها علیه عربستان و ترکیه به عنوان بازیگر ثبات زدا و بر هم زننده نظم بین المللی فزونی یافته است. پیامد مهم دیگر دو تحول فوق، افزایش جایگاه ایران به عنوان یکی از عوامل مهم امنیت ساز در منطقه بوده است. در این نگاه، اتحادیه اروپا[5] به نقش امنیت ساز ایران در منطقه و اروپا واقف است. در ضمن،”در سال های اخیر شاهد رشد دیدگاهی در اروپا هستیم که مخالفت ایران با القاعده و داعش می تواند به مقابله اروپا با این تهدیدات کمک کند. Mamedov, 2015)

نکات فوق به خوبی بیانگر فرصت تاریخی است که برای ایران مهیا شده است. در این چارچوب دستگاه سیاست خارجی ایران نقش مهمی در ارتقاء نگاه به ایران در اروپا به عنوان بازیگری امنیت ساز در منطقه دارد. جایگاهی که می تواند از جمله برای استفاده از ظرفیت های قابل توجه اتحادیه اروپا در کم اثر کردن عوامل امنیت زدای منطقه ای برای ایران مورد بهره برداری قرار گیرد.

منابع:

Guéhenno, Jean-Marie, 2016, How Brexit Affects EU Defense Policy, Spiegel, September 01, in: www.spiegel.de/international/europe/jean-marie-guehenno-on-european-defense-after-brexit-a-1110352.html

Mamedov, Eldar, 2015, EU Realignment on Saudi Arabia and Iran? Lobelog, February 17th, in: https://lobelog.com/eu-realignment-on-saudi-arabia-and-iran/

Missiroli, A. (2015). Towards an EU global strategy – Background, process, references, EUISS. in: http://www.iss.europa.eu/uploads/media/Towards_an_EU_Global_Strategy.pdf

Mogherini, Federica, 2016, The Iran agreement is a disaster for Isis, Theguardian, 28 July, in: https://www.theguardian.com/commentisfree/2015/jul/28/iran-agreement-isis-vienna-eu

Patel, Oliver, 2016, Brexit: The Consequences for the EU’s Political System, UCL Constitution Unit Briefing Paper, In: https://www.ucl.ac.uk/constitution-unit/research/europe/briefing-papers/Briefing-paper-2

[1] به عنوان مثال در سند راهبرد جهانی اتحادیه اروپا که به نظر نگارندگان این مقاله، در واقع با هدف مواجهه با تهدیدات دوگانه فوق تصویب شده است، آمده است: ” با توجه به چالش ها و فرصت های محیط تغییر یافته اتحادیه اروپا، ما مسئول محافظت از شهروندانمان هستیم در حالی که منافع و ارزش­های جهانی خود را اشاعه می دهیم.”Missiroli, 2015:123))

[2] – برای مدتی اتحادیه اروپا خود را قانع کرده بود که قدرت نرم به تنهایی برای صدور صلح و  ثبات در مناطق همسایگی این اتحادیه کافی است. ولی به این نتیجه رسیده است که در دنیای امروز قدرت سخت نیز مهم است.(Guéhenno, 2016) در این چارچوب است که در حال حاضر پیشرفتی آهسته در برنامه های نظامی اتحادیه اروپا وجود دارد.(Patel,2016)

[3]– البته باید به این نکته توجه داشت که اعمال فشار تحریمی اتحادیه اروپا در دوره مناقشه هسته ای نیز بیشتر با هدف ممکن ساختن سازش بر سر برنامه هسته ای جلوگیری از جنگی پرهزینه در منطقه صورت گرفته است.

[4] – به عنوان مثال سرویس اطلاعاتی آلمان، دولت ترکیه را حامی گروه های افراطی اسلامی معرفی کرده است. در ضمن اقدام بی سابقه پارلمان اروپا در تصویب قطعنامه ای که خواستار تحریم‌های تسلیحاتی گسترده اتحادیه اروپا علیه عربستان تا زمان بررسی و تحقیق درباره نقض قوانین بین‌المللی انساندوستانه در یمن شده است، از دیگر شواهد مثال این مسئله است.

[5] -به عنوان مثال خانم موگورینی نماینده عالی اتحادیه اروپا در سیاست خارجی و امور امنیتی اعلام داشته  که “راه هایی که به صورت فعال مروج یک چارچوب منطقه ای همکاری جویانه تر” با مشارکت ایران  باشد در کانون توجه قرار دارد. (Mogherini, 2016)

* پژوهشگر مسائل اروپا

انتشار یادداشت به معنای رد یا تایید نظرات نویسنده از سوی پایگاه اینترنتی شورای راهبردی روابط خارجی نیست.