راهبرد بلندمدت واشنگتن در سوریه

پیگیری سایکس پیکوی آمریکایی در سوریه

۱۳۹۸/۰۴/۰۳ | موضوعات

شورای راهبردی آنلاین- ترجمه: سیاست آمریکا در سوریه در طول 5 سال گذشته تضعیف نظام سوریه و تجزیه این کشور از طریق پیاده‌سازی سایکس پیکوی اجتماعی، طائفه ای و نژادی بوده است.

محسن محمد صالح، رئیس مرکز مطالعات الزیتونه در تحلیلی در این باره نوشت: آمریکا در راهبرد خود در پی مداخله مستقیم در سوریه نبوده، بلکه تلاش کرده است با مدیریت و نظارت بر سیر تحولات سوریه، روندهایی را که درراستای منافع آمریکا و سیاست‌هایش است، حفظ نماید و این با دیدگاه‌های دولت اوباما که بر ابزارهای نرم تکیه دارد، مطابقت داشت.  

آمریکا از داعش به عنوان یک ابزار جهت پیاده نمودن سایکس پیکوی طایفه ای و نژادی خود استفاده می کند، به شکلی که مقامات سیاسی و نظامی آمریکایی در اظهارات خود نابودی داعش را یک برنامه چندین ساله و بلندمدت قلمداد می کنند.

در همین حال جان کری، وزیر امور خارجه این کشور در ژوئیه ۲۰۱۵ گفت نابودی داعش در سوریه سه تا پنج سال زمان می برد. این به آن معناست که آمریکا می خواهد برگه داعش را برای طولانی‌ترین مدت ممکن تا زمان رسیدن به وضعیت مطلوب خود در این کشور حفظ کند.

از سوی دیگر آمریکا به دنبال آن است که فشار علیه نظام بشار اسد را تا زمان تضعیف و به زانو در آوردن نظام سوریه ادامه دهد تا دولت سوریه را از برنامه ها و شعارهای مقاومت دور کند و آن را به محور بی‌طرف و عادی‌سازی با رژیم صهیونیستی وارد کند.

سیاست‌ها و اقدامات آمریکا در قبال سوریه

دولت آمریکا همچنان همین سیاست‌ها را در سوریه پیگیری می کند. این کشور در درجه اول از مخالفان سوریه برای براندازی دولت بشار اسد حمایت می‌کرد و از سوی دیگر چشم خود را به تجهیز گسترده گروه‌های مسلح و اقدام آنها برای تسلط بر بخش‌هایی از اراضی سوریه بسته بود.

این سیاست باعث شد مصیبت‌های زیادی دامن‌گیر ملت سوریه و طرف‌های متخاصم در این درگیری‌ها شود. تعداد قربانیان بحران سوریه به این ترتیب افزایش پیدا کرد و ظرف پنج سال به عددی بالغ بر 282 هزار سوری رسید. بیش از دو میلیون نفر نیز در این حملات زخمی شده و بالغ بر 11 میلیون نفر نیز آواره شده‌اند. تلفات انسانی در نیروهای نظامی دولت سوریه و شبه نظامیان همراه با دولت نیز بالغ بر 100 هزار نفر ارزیابی شده است.

آمریکا در موضوع تسلیحات شیمیایی سوریه، سعی کرد خلع سلاح شیمیایی سوریه را در مسیر تضعیف این کشور و خدمت به منافع رژیم صهیونیستی به کار گیرد.

مواضع آمریکا در قبال داعش نیازمند بررسی ویژه و جدی است. در این جا این سوال مطرح می شود که چگونه ممکن است که داعش بتواند زیر نظر آمریکا در بخش زیادی از اراضی سوریه با سرعتی فوق‌العاده مسلط شود، در حالی که آمریکا از تمامی پتانسیل نظامی خود که توانسته بود سال 2003 در سه هفته عراق را به اشغال خود در آورد، برای مبارزه با داعش استفاده نمی‌کند.

جالب آنجاست که جیمز تری، فرمانده ائتلاف نظامی ضدداعش در دسامبر سال 2014 اعلام کرده بود که برای رسیدن ائتلاف ضدداعش به نقطه‌ای از تحول ضد این گروه تروریستی، نیازمند سه سال زمان است. لئون پانتا، وزیر دفاع سابق آمریکا البته نظر دیگری داشت. وی در پاییز سال 2014 پیش بینی کرد که جنگ ضدداعش بر اساس روشی که دولت اوباما در پیش گرفته است، ممکن است 30 سال طول بکشد.

این نکته بدان معنا است که آمریکا به دنبال باقی نگه داشتن برگه داعش در بیشترین زمان ممکن است تا بتواند مطالبات و منافع خود را از این طریق محقق سازد، چرا که رویکرد افراطی که داعش نماینده آن است، ایده‌آل‌ترین شرایط را برای ایجاد اختلافات فرقه‌ای و نژادی و افزایش کینه و نفرت و خونریزی در سوریه ایجاد کرده است.

به این ترتیب آمریکا مبارزه با داعش را به عنوان شعاری تبلیغاتی و سیاسی برای خود به کار برده و با استفاده از این برگه در جهت تضعیف نظام سوریه و دامن زدن به اختلافات فرقه ای و نژادی گام برداشته است.

آمریکا همچنین تلاش دارد فشارها بر دولت بشار اسد را جهت تضعیف آن افزایش دهد و به این ترتیب این کشور را از تعهد به برنامه‌های کاری و شعارهای مقاومت باز داشته و آن را در روند مسالمت‌آمیز محور به اصطلاح اعتدال عربی و عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی وارد کند. آمریکایی‌ها البته می‌خواهند روند تغییر حاکمیت در سوریه را به سمتی پیش ببرند که باعث افزایش نفوذ اسرائیل و آمریکا در منطقه شود.

با توجه به مطالب یاد شده به شکل خلاصه سیاست امریکا در سوریه را می توان در موارد زیر خلاصه نمود:

– ادامه درگیری ها در طولانی ترین زمان به شکلی که باعث از بین رفتن بافت اجتماعی سوریه و بالا گرفتن درگیری های خونین میان طیف های قومی و نژادی این کشور شود.

– ادامه درگیری های ویرانگر به شکلی که باعث از بین رفتن اقتصاد و زیرساخت ها و تولیدات شود.

– ادامه درگیری ها به شکلی که باعث نابودی دولت مرکزی و ارتش و در نتیجه به وجود آمدن شبه نظامیان و نیروهای طایفه ای و قومی مسلط بر مناطق جغرافیایی معین در سایه یک قدرت مرکزی ضعیف شود.

– تضمین امنیت و ثبات رژیم صهیونیستی در هرگونه برنامه های مربوط به آینده منطقه

راهبردهای آمریکا در برابر تحولات سوریه

بررسی رفتارهای سیاسی و عملیاتی آمریکایی‌ها به‌ویژه از طریق مطالعات منتشر شده از سوی مراکز مطالعاتی و پژوهشی و آثار نویسندگان و سیاست پردازان تأثیرگذار در روند تصمیم‌سازی آمریکا حاکی از آن است که این کشور دو راهبرد را در برابر تحولات سوریه در پیش گرفته است:

راهبرد اول: تشکیل یک نظام سیاسی ضعیف که نمی تواند مشکلات و درگیری های داخلی را حل و فصل کند، به شکلی که این کشور در یک تنش طایفه ای و قومی به سر ببرد و نیروهای محلی هر منطقه بر مناطق خود تسلط داشته باشند. این نظام شبیه به وضعیت لبنان و عراق بدون داشتن زمینه های تحقق شکوفایی، ثبات، توسعه و قدرت خواهد بود و نیروهای طایفه ای و قومی محلی برای حفظ دستارودهای خود و جلوگیری از تسلط نظام بر آنها از قدرت های منطقه ای و بین المللی کمک می گیرند.

راهبرد دوم: تقسیم سوریه به دولت های کوچک علوی، سنی، دروزی و کردی و تلاش برای دادن مشروعیت و مرزهای سیاسی به آنها خواهد بود.

شاید بتوان گفت تا کنون رویکرد غالب آمریکا راهبرد اول بوده، چرا که این نگرانی درباره دولت های کوچک ضعیف وجود دارد که آنها دست به اقداماتی علیه امنیت رژیم صهیونیستی بزنند.

هم چنین این راهبرد با مخالفت جدی برخی از کشورهای منطقه دارای اقلیت های جدایی‌طلب همچون ترکیه روبرو خواهد شد. با این وجود جریان‌های وابسته به نومحافظه‌کاران آمریکایی و راست‌گرایان افراطی راهبرد دوم را ترجیح می‌دهند و معتقدند که این تجزیه می‌تواند هویت یهودی رژیم صهیونیستی را به عنوان یک رژیم عادی در میان سایر رژیم‌های مبتنی بر رویکردهای طائفه‌ای و فرقه‌ای تثبیت کند.

به طور کلی می توان نتیجه گرفت راهکارهای ارائه شده از سوی آمریکایی‌ها برای بحران سوریه موافق با رویکرد تضعیف دولت و تجزیه داخلی این کشور است.

0 Comments

یک دیدگاه بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *