جدیدترین مطالب
بلاتکلیفی جهان جنوب در رهبری برای حکمرانی
شورای راهبردی آنلاین-رصد: با توجه به گسترش اعضای بریکس و افزایش تردید در مورد نهادهای تحت رهبری غرب، بار دیگر در محافل سیاستگذاری، اندیشکدهها و مناظرات دانشگاهی پرسشی آشنا مطرح شده است: چه کسی باید رهبری جهان جنوب را بر عهده گیرد؟ این پرسش با ورود نظم لیبرال بینالمللی به یکی از عمیقترین بحرانهای دهههای اخیر، فوریت یافته است. بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید فشار بر نهادهای چندجانبهای را که در پی سالها چندپارگی ژئوپلیتیک تضعیف شدهاند، تشدید کرده است. تحلیلگران بهطور فزایندهای هشدار میدهند که الگوی حکمرانی پس از جنگ سرد در حال فرسایش است؛ از فلج شدن مذاکرات اقلیمی جهانی گرفته تا احیای یکجانبهگرایی تجاری و کاهش اعتماد به نهادهای تحت رهبری غرب. اگر قدرتهای سنتی غربی در حال عقبنشینی از نهادهایی هستند که خودشان ساختهاند، پس چه کسی جای آنها را خواهد گرفت؟
هدف ترکیه از رونمایی موشک جدید قارهپیما و کاربرد آن؟
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «اگر قرار باشد تنها یک رویداد نمایانگر دنیای جدیدی باشد که با فروپاشی تدریجی «نظم بینالمللی لیبرال» و تغییر موازنه قدرت جهانی در حال شکلگیری است — نظمی که بر قدرت نظامی آمریکا، اتحادهای غربی و تجارت آزاد مبتنی بر قواعد استوار بود — آن رویداد نه تنشهای مربوط به تنگه هرمز است و نه انتشار اسناد جنجالی دولت آمریکا درباره سفینههای فضایی؛ بلکه رونمایی ترکیه از یک موشک بالستیک قارهپیما در نمایشگاه دفاعی و هوافضای SAHA 2026 در استانبول است.
تلاش فزاینده رژیم صهیونیستی برای بازتعریف مرزها و نظم منطقهای و پیامدهای آن
شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: تحولات امنیتی و نظامی ماههای اخیر در منطقه نشان میدهد که بحرانها و جنگهای جاری در غزه، جنوب لبنان و بخشهایی از خاک سوریه، دربردارنده ابعاد گستردهتری از تحولات ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی است. در این میان، افزایش حضور و کنترل نظامی رژیم صهیونیستی بر بخشهایی از اراضی این مناطق و طرح ایدههایی درباره ایجاد مناطق حائل یا حتی گسترش مرزهای امنیتی، پرسشهای جدی درباره آینده نظم منطقهای و پیامدهای آن برای کشورهای غرب آسیا ایجاد کرده است.
أحدث المقالات
بلاتکلیفی جهان جنوب در رهبری برای حکمرانی
شورای راهبردی آنلاین-رصد: با توجه به گسترش اعضای بریکس و افزایش تردید در مورد نهادهای تحت رهبری غرب، بار دیگر در محافل سیاستگذاری، اندیشکدهها و مناظرات دانشگاهی پرسشی آشنا مطرح شده است: چه کسی باید رهبری جهان جنوب را بر عهده گیرد؟ این پرسش با ورود نظم لیبرال بینالمللی به یکی از عمیقترین بحرانهای دهههای اخیر، فوریت یافته است. بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید فشار بر نهادهای چندجانبهای را که در پی سالها چندپارگی ژئوپلیتیک تضعیف شدهاند، تشدید کرده است. تحلیلگران بهطور فزایندهای هشدار میدهند که الگوی حکمرانی پس از جنگ سرد در حال فرسایش است؛ از فلج شدن مذاکرات اقلیمی جهانی گرفته تا احیای یکجانبهگرایی تجاری و کاهش اعتماد به نهادهای تحت رهبری غرب. اگر قدرتهای سنتی غربی در حال عقبنشینی از نهادهایی هستند که خودشان ساختهاند، پس چه کسی جای آنها را خواهد گرفت؟
هدف ترکیه از رونمایی موشک جدید قارهپیما و کاربرد آن؟
شورای راهبردی آنلاین-رصد: «اگر قرار باشد تنها یک رویداد نمایانگر دنیای جدیدی باشد که با فروپاشی تدریجی «نظم بینالمللی لیبرال» و تغییر موازنه قدرت جهانی در حال شکلگیری است — نظمی که بر قدرت نظامی آمریکا، اتحادهای غربی و تجارت آزاد مبتنی بر قواعد استوار بود — آن رویداد نه تنشهای مربوط به تنگه هرمز است و نه انتشار اسناد جنجالی دولت آمریکا درباره سفینههای فضایی؛ بلکه رونمایی ترکیه از یک موشک بالستیک قارهپیما در نمایشگاه دفاعی و هوافضای SAHA 2026 در استانبول است.
تلاش فزاینده رژیم صهیونیستی برای بازتعریف مرزها و نظم منطقهای و پیامدهای آن
شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: تحولات امنیتی و نظامی ماههای اخیر در منطقه نشان میدهد که بحرانها و جنگهای جاری در غزه، جنوب لبنان و بخشهایی از خاک سوریه، دربردارنده ابعاد گستردهتری از تحولات ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی است. در این میان، افزایش حضور و کنترل نظامی رژیم صهیونیستی بر بخشهایی از اراضی این مناطق و طرح ایدههایی درباره ایجاد مناطق حائل یا حتی گسترش مرزهای امنیتی، پرسشهای جدی درباره آینده نظم منطقهای و پیامدهای آن برای کشورهای غرب آسیا ایجاد کرده است.
دلایل استمرار بحران شورای همکاری خلیج فارس
جین کینینمونت در یادداشتی که اندیشکده چتم هاوس آن را منتشر کرد، نوشت: این چهار کشور به دنبال آن بودند که قطر را حامی افراط گرایی جلوه دهند. آنها همچنین از قطر می خواستند تا روابط خود را با ایران و ترکیه محدود سازد، [خبرگزاری] الجزیره را ببندد، و خود را با سیاست خارجی این چهار کشور کاملا وفق دهد. با این حال، حمایت قطر از انواع مختلف جنبش های سیاسی اسلامگرا، بویژه اخوان المسلمین، در کانون این مناقشات قرار دارد.
امارات مخصوصا اخوان المسلمین را تهدید سیاسی داخلی جدی قلمداد کرده و قطر را به حمایت از گروهی متهم کرده است که در سال 2013 قصد داشتند در داخل امارات کودتا کنند. از این رو، اگرچه دیدگاه ها در مورد افراط گرایی برای برخی مخاطبان غربی (در صدر آنها، رئیس جمهور آمریکا) جذابیت دارد، اما موضوع اصلی بیشتر به داخل خود این کشورها مربوط است.
کشورهای غربی برای حل این مناقشات تلاش چندانی نکرده اند. رویکرد آمریکا در ظاهر متناقض و ناهماهنگ بوده است در حالیکه این کشور بازیگری اصلی است که اگر بخواهد می تواند طرفین را متحد سازد. کشورهای اروپایی نیز اگرچه از بروز اختلافی دیگر در این منطقه اظهار تاسف کرده اند، اما عمدتا نگران حفظ روابط تجاری و انرژی خود با هر دو طرف بوده اند. این کشورها، رغبتی در رهبران منطقه برای صلح و آشتی نمی بینند، اما با این حال سعی می کنند تا در شراکت روزافزون جدید بین شاهزادگان عربستان و امارات نفوذ کنند.
در ضمن، هیچ کدام از طرفین آن قدر از این مناقشات آسیب ندیده اند که تن به آشتی دهند.
اگرچه قطر بلافاصله شوک اقتصادی ناشی از فقدان تجارت با همسایگان عمده را احساس کرد؛ بطوری که مهمترین شرکت هواپیمایی دولتی این کشور اعلام کرد که اگر مجبور به بستن خطوط خود در چهار کشور تحریم کننده باشد، «خسارت زیادی» متحمل خواهد شد. اما یک سال بعد، این شرکت هواپیمایی مسیرهای تجاری جدیدی برقرار کرده و با استفاده از بنادر ایران، ترکیه و عمان مسیرهای حمل و نقل مستقیم جدیدی به آسیا گشوده است.
صادرات اصلی قطر، به عنوان بزرگترین صادر کننده گاز طبیعی مایع، بسیار تقویت شده و مقاوم گشته است، بطوری که، حتی امارات نیز به واردات گاز قطر همچنان ادامه میدهد، چراکه به آن نیازمند است. احتمال دارد که قطر با برخی اثرات منفی این تحریم ها بر اعتماد سرمایه گذاران مواجه شود، اما آنها نیز برای قطر، به عنوان یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان، نگران کننده نخواهد بود.
بطور کلی، به نظر می رسد که اختلافات در حوزه خلیج فارس همچنان پابرجا بوده و به پیچیدگی اوضاع خاورمیانه بیفزاید. این مناقشات بویژه به اختلافات در شاخ آفریقا دامن می زند. همچنین، کشورهای مورد نظر از این بن بست برای گسترش گفتمان ملی گرایی پوپولیستی بهره می گیرند که پدیده ای نسبتا جدید در این کشورهای جوان محسوب می شود.
با این حال، علیرغم برخی دیدگاه های با- ما یا علیه- ما، منطقه عرب به دو گروه متمایز تقسیم نشده است. این مناقشات عمدتا برآیند دو دیدگاه کاملا متفاوت اسلامگرایی و سکولاریسم در خاورمیانه است. با این وجود، تعداد اندکی از مناقشات این منطقه را به راحتی می توان در خطوط اسلامگرایی -/سکولاریسم قرار داد، چرا که هویت فرقه ای، منطقه ای و حزبی نیز حائز اهمیت است.
این موضوع بویژه در یمن، سوریه و عراق مشهود است که در آنها، کشورهای حوزه خلیج فارس ظاهرا دارای برخی منافع مشترک هستند. همزمان، در کشورهایی نظیر تونس، مراکش، اردن و حتی الجزایر، رهبران سیاسی داخلی سعی می کنند به جای جبهه گیری در این مناقشه منطقه ای، راهی برای ایجاد تعادل و تطابق بین نیروهای سیاسی اسلامگرا و سکولار پیدا کنند.
و در آخر اینکه، بسیاری از کشورها به دلایل اقتصادی خواهان حفظ روابط تجاری با هر دو طرف مناقشه حوزه خلیج فارس هستند. حتی مصر که ظاهرا حامی کشورهای تحریم کننده قطر می باشد، 300 هزار مهاجر مصری مستقر در قطر را فرا نخوانده است. مناقشات به جای آنکه شکاف منطقه ای دیگری ایجاد کند، بیانگر ظرفیت دولت های منطقه ای است تا راه هایی برای مقابله با فشار خارجی پیدا کرده و در مواجهه با منافع قدرت های ثروتمند، از جبهه گیری اجتناب کنند.
0 Comments