علی اکبر اسدی*: عراق در سالهای پس از 2003 شاهد روندها و تحولات سیاسی و امنیتی جدید و شگرفی بوده است که هر یک در نوع خود از اهمیت و تاثیرگذاری بالایی برخوردار است. در این میان استقلال کردستان عراق و جدایی آن از عراق یکی از موضوعاتی است که در یک دهه اخیر همواره مطرح بوده و دیدگاه های مختلفی در خصوص آن مطرح شده است. موضوع استقلال اکراد به خصوص پس از سیطره داعش بر بخش های بزرگی از عراق از سال 2014 به صورت جدی تر مطرح شده و مسعود بارزانی به صورت مکرر اقدام به انجام همه پرسی برای استقلال از عراق را مورد تاکید قرار داده است. در وضعیت جدید در شرایطی که عملیات نینوا در حال پایان دادن به سلطه داعش بر بخشهای عمده عراق است، استقلال کردستان به عنوان یکی از اصلی ترین مسائل مورد توجه است. بر این اساس این پرسش مطرح می­شود که آیا کردهای عراق با توجه به بسترها و ساختارهای موجود می توانند به آسانی به استقلال دست یابند یا هنوز با موانع مهمی در این خصوص مواجه هستند. نوشتار حاضر با تاکید بر موانع جدی پیش روی کردهای عراق برای استقلال و جدایی از عراق به تبیین این موانع و در نهایت ارائه چشم انداز احتمالی در این خصوص خواهد پرداخت.

موانع استقلال کردی

کردهای عراق از ابتدای تاسیس عراق تلاشها و مبارزات مختلفی را برای ایجاد سطحی از خودمختاری در قبال دولت مرکزی به انجام رسانده اند و به خصوص از دهه 1990 موفق شدند بسترها و ساختارهای متعددی را برای ایجاد موجودیت سیاسی خودمختار و نسبتا مستقل از بغداد ایجاد کنند. در سالهای پس از 2003 با قانونی شدن نظام فدرالی کردها فراتر از حقوق و شرایط متعارف نظام های فدرالی به ایجاد اقلیم کردی پرداختند که از ساختارها و توانمندی های مستقل بسیاری برخوردار است. در این خصوص می توان به ساختارها و ظرفیتهای مستقل کردها در عرصه های مختلف سیاسی، امنیتی و اقتصادی اشاره کرد. با این حال در اینجا هدف تمرکز بر موانع استقلال کردستان عراق است که در زیر به آنها می پردازیم.

اختلافات سیاسی

موانع سیاسی استقلال کردستان عراق را می توان در دو سطح درونی اقلیم و عراق مورد بررسی قرار داد. اختلافات و رقابت های بین جریان های سیاسی کردی اقلیم اصلی ترین مانع محسوب می شود. درحالیکه تمامی جریان های سیاسی کردی به حق تعیین سرنوشت یا استقلال به عنوان آرمانی تاریخی و قومی می نگرند و از آن دفاع می کنند، در شرایط کنونی در خصوص زمان، شرایط و سازوکارهای اعلام استقلال اختلافات اساسی بین جریانهای کردی مشهود است.

در حالی که حزب دموکرات کردستان اصلی ترین مدافع اعلام استقلال کردستان است و رهبران آن خواستار برگزاری همه پرسی استقلال هستند، سایر احزاب و جریانهای کردی زمان کنونی را برای استقلال مناسب نمی دانند و با اشاره به موانع مختلف جدایی از عراق معتقدند اعلام استقلال باعث از دست رفتن بسیاری از دستاوردهای کنونی کردها و تحمیل هزینه های بسیاری بر آنها خواهد شد. به طور مشخص رهبران اتحادیه میهنی حق تعیین سرنوشت را لزوما به مفهوم جدایی از عراق نمی دانند.

مساله مهم دیگر اختلافات سیاسی کنونی بین جریان های کردی است که بر تداوم ریاست مسعود بارزانی و نحوه اداره اقلیم متمرکز است.  در این خصوص اتحادیه میهنی، جنبش تغییر و جریانهای اسلامی کردی تداوم سیاست مسعود بارزانی را غیرقانونی دانسته و حزب دموکرات را به تلاش برای انحصارگرایی و سوءاستفاده از قدرت و منابع اقتصادی اقلیم به بهانه انسجام درونی و استقلال متهم می کنند. در واقع این احزاب شرایط سیاسی و اقتصادی کنونی اقلیم و رویکرد انحصارطلبانه بارزانی ها را به عنوان موانع اصلی اعلام استقلال می دانند.

در سوی دیگر حزب دموکرات رویکرد سایر جریانهای کردی و به خصوص «جنبش تغییر» در مخالفت با اعلام استقلال و مراودات خاص منطقه سلیمانیه با بغداد را به عنوان خیانت به آرمان کردی معرفی می کنند.

در سطح داخلی عراق، اختلافات و مسائل مختلف بین بغداد و اربیل مانع مهمی برای حرکت کردها به سمت استقلال محسوب می شود. به رغم ایجاد بسترها و ساختارهای مستقل متعدد از سوی کردها در شمال عراق، دولت مرکزی عراق هنوز خواستار حفظ منطقه کردی در چارچوب عراق واحد ولو با شیوه های مسالمت آمیز است و مخالف جدایی کردستان از عراق است. حفظ یکپارچگی و تمامیت ارضی کشور از اهداف و منافع اصلی همه دولتهاست و از جمله دولت مرکزی عراق خواستار حفظ کردستان در چارچوب عراق به عنوان منافع حیاتی خود است که گرایشها و درخواستهای استقلال خواهانه کردی با مخالفت و واکنش دولت عراق و گروههای سیاسی مختلف به خصوص دولت قانون روبرو می شود. چرا که حرکت کردها به سمت استقلال می تواند گروههای دیگر مانند سنی ها را به جدایی از عراق تشویق نموده و ضمن تضعیف و کوچک کردن این کشور باعث ورود عراقی ها به دوره طولانی از بی ثباتی و منازعات درونی شود.

چالشهای اقتصادی و امنیتی

کردستان عراق دارای منابع گسترده انرژی و به خصوص بیش از 40 میلیارد بشکه ذخیره نفتی است. این منابع انرژی ظرفیت های بالقوه بالایی برای ایجاد دولت کردی است و باعث اقدام کردها به تولید و صدور نفت در طول سالهای پس از 2003 شده است. با این حال اقلیم کردی در سالهای اخیر با بحران اقتصادی گسترده ای روبرو شده است. بحرانی که باعث بازگشت آن به سمت بغداد و تلاش برای بهره گیری از منبع و کمک های اقتصادی دولت مرکزی ضمن انجام همکاری های  در عرصه نفتی است. کاهش بهای جهانی نفت، هجوم داعش و ناامنی های گسترده در عراق و هزینه های مرتبط با آن، حضور بیش از یک میلیون آواره عراقی در اقلیم و ناکارامدی و فساد اقتصادی را می توان اصلی تریم عوامل ایجاد بحران اقتصادی در اقلیم کردستان برشمرد. بحران اقتصادی کنونی باعث انتقادات، اعتراضات و مشکلات مختلف مالی و اقتصادی مانند عرم پرداخت حقوق کارکنان در اقلیم کردستان شده است. ضمن اینکه باعث بروز رویکردهایی از سوی کردها – مانند تحویل نفت به بغداد در مقابل دریافت بودجه یا ارتباط مستقیم استانهای کردی با بغداد بدون اربیل – شده که حرکت آنها به سمت استقلال را تحت الشعاع قرار می دهد.

در عرصه نظامی و امنیتی کردها در طول دو دهه گذشته توانسته اند به سطح بالایی از قدرت نظامی و امنیتی دست یابند. با این حال آنها هنوز با چالشها و مشکلات مهمی در این عرصه روبرو هستند که نشان می دهد توانمندی نظامی لازم برای دفاع یا جنگ در صورت تشکیل دولت کردی مستقل را ندارند. شکاف و دوپارگی در ساختارهای نظامی و امنیتی و تقسیم شدن عملی ان به دو شاخه تحت کنترل حزب دموکرات و اتحادیه میهنی و فقدان تسلیحات سنگین و استراتژیک مهمترین این مشکلات هستند. لذا به نظر می رسد کردها بدون حمایت احتمالی خارجی توان مقابله با تهدیدات نظامی دولت مرکزی یا قدرت های نظامی خارجی را ندارند.

اختلافات جغرافیایی و مرزی

مناطق مورد مناقشه یکی از مهمترین موضوعات مورد اختلاف اقلیم کردستان و دولت مرکزی عراق در طول سالهای پس از 2003 بوده است. این مناطق در واقع شامل مناطق مختلط جمعیتی در خارج از سه استان اقلیم مانند کرکوک هستند که رهبران کرد مدعی­اند اکثریت جمعیت آنها را کردها تشکیل تشکیل می­دهند و باید به اقلیم کردستان ملحق شوند. قرار بود بر اساس ماده 140 قانون اساسی تا سال 2007 وضعیت این مناطق مشخص شود، اما دشواری های اجرای این قانون مانع از تعیین تکلیف مناطق مورد نظر شد. بعد از هجوم داعش و شکستهای ارتش عراق نیروهای پیشمرگه توانستند بر اغلب این مناطق مسلط شوند و اکنون کردها بر بخش اعظم مناطق مورد مناقشه کنترل نظامی دارند. اما این تسلط و کنترل نظامی مشروعیت قانونی نداشته و در نتیجه مرزهای جغرافیایی کردستان هنوز هم چالش اساسی بین اربیل و بغداد محسوب می شود. بر این اساس تا زمانی که وضعیت مناطق مورد مناقشه به صورت قانونی و قطعی حل و فصل نشود، کردستان عراق نمی تواند به صورت جدی و مطمئن به سمت استقلال گام بردارد. چرا که هرگونه اقدام کردها در خصوص این مناطق بعد از ایجاد دولت کردی به عنوان مناقشه مرزی بین دو دولت خواهد بود و مشکلات بسیاری را در پی خواهد داشت.

فقدان حمایت منطقه ای و بین المللی

یکی از موانع جدی کردها برای اعلام استقلال و جدایی از عراق فقدان هرگونه حمایت منطقه ای و بین المللی از ایجاد دولت کردی است. در واقع هیچ یک از بازیگران منطقه ای و بین المللی در ایجاد دولت کردی یا تجزیه عراق منافع راهبردی و کلانی را برای خود متصور نیستند تا برای تحقق آنها به حمایت قاطعانه از ایجاد دولت کردی دست بزنند. این در حالی است که به اذعان رهبران کرد، آنها برای اعلام استقلال به حمایت جدی حداقل یک بازیگر منطقه ای و یک قدرت بین المللی نیاز دارند.

در سطح منطقه سه همسایه اقلیم کردستان یعنی ترکیه، ایران و سوریه به دلیل داشتن اقلیت کرد و آسیب پذیری های درونی با ایجاد دولت کردی مخالفند. ایران و به خصوص ترکیه به رغم همکاری های اقتصادی و سیاسی با رهبران کرد در نهایت موافق تجزیه عراق و شکل گیری دولت کردی نیستند. شاید بتوان به رژیم صهیونیستی به عنوان بازیگری اشاره کرد که از آمادگی لازم برای شناسایی و برخی حمایتها از دولت کردی احتمالی برخوردار است. اما منافع ناشی از حضور کردها در دولت مرکزی عراق برای صهیونیستها و همچنین احتمال شکل گیری دولت قدرتمند شیعی در عراق پس از کردها به عنوان تهدیدی برای تلاویو را نیز نباید از نظر دور داشت.

در سطح بین المللی روسیه، چین و اتحادیه اروپا هیچ گونه تمایلی به تجزیه عراق و شکل گیری دولت کردی ندارند. تنها نوع تعاملات آمریکا با کردها و برخی ایده های کلان و نظری (و نه طرح های عملیاتی) ارائه شده از سوی برخی آمریکایی ها باعث ایجاد تردیدها و ابهاماتی در خصوص رویکرد آ»ریکا به استقلال کردستان شده است. با این حال یررسی دقیق مواضع و رفتارهای عملی دولت آمریکا نشان می دهد که هنوز هیچ گونه طرح عملیاتی خاصی برای تجزیه عراق و حمایت از ایجاد دولت کردی در آمریکا وجود ندارد. از جمله مهمترین دلایل و شواهد این استدالا عبارتند از: مخالفت واشنگتن با اعلام استقلال در دیدارها و به رغم تاکیدات رهبران کرد؛ عدم اعطای تسلیحات سنگین و استراتژیک به اکراد از سوی آمریکا به رغم درخواستهای مکرر؛ مخالفت آمریکا با صدور مستقیم نفت از منطقه اقلیم کردستان؛ تلاش واشنگتن برای گفتگو و تعامل بین اربیل و بغداد و عدم گسترش اختلافات؛ و حمایت آمریکا از دولت مرکزی عراق در عرصه های مختلف از جمله اعطای تسلیحات و آموزش نیروهای عراقی به منظور افزایش قدرت بغداد برای اعمال حاکمیت و ثبات سازی.

نتایج و چشم اندازها

بررسی شرایط مختلف کردها نشان می دهد که به رغم فراهم بودن برخی از بسترها و ساختارها برای حرکت کردها به سمت استقلال و جدایی از عراق، هنوز موانع جدی و مهمی وجود دارد که اعلام استقلال کردی را دشوار می سازد. این مسئله باعث شده تا با وجود عملیات روانی و تبلیغات کردی مبنی بر اعلام استقلال و به خصوص تاکیدات مکرر مسعود بارزانی بر برگزاری همه پرسی استقلال، استقلال عینی کردها دائماً به تأخیر بیفتد. این وضعیت نشان می دئهد که به رغم موانع مختلف استقلال، کردها سعی دارند با تاکید مکرر بر موضوع استقلال و فراهم بودن بسترهای آن ضمن طبیعی جلوه دادن حق تعیین سرنوشت و استقلال با تغییر ذهنیتها به تدریج موانع عینی استقلال را نیز کاهش دهند. اما با وجود موفقیت نسبی کردها در عملیات روانی و آماده سازی اذهان منطقه ای و بین المللی برای اعلام استقلال، در عرصه عمل سه مولفه اصلی استقلال کردی در سالهای پیش رو را بسیار دشوار و حتی غیرممکن می سازد: اختلافات داخلی جریانهای کردی که حتی ممکن است به جدایی اربیل و سلیمانیه منجر شده و باعث تشکیل دو اقلیم کردی شود؛ حل نشدن مناطق مورد مناقشه در روابط اربیل و بغداد و چالشهای حل و فصل آن؛ عدم حمایت جدی منطقه ای و بین المللی از استقلال کردی و تجزیه عراق.

متن این تحلیل روی مرکز تحقیقات استراتژیک از اینجا قابل دسترس است.

 

[*] پژوهشگر مرکز تحقیقات استراتژیک