أحدث المقالات

Loading
در نشست اندیشکده کارنگی بررسی شد

خیزش دیکتاتورهای پوپولیست علیه دموکراسی

۱۳۹۸/۰۴/۰۳ | موضوعات

شورای راهبردی آنلاین – ترجمه: بسیاری از کارشناسان علوم سیاسی که به مطالعه موضوع دموکراسی می‌پردازند از تحولات اروپا، آمریکا و سایر کشورها نگران هستند، چراکه راست‌گرایان یا احزاب مخالف وضع موجود، در اروپا، لهستان، فرانسه، یونان و سایر کشورها به قدرت رسیده‌اند.

برای نمونه، در آمریکا بسیاری از کارشناسان حوزه علوم سیاسی علائم هشداردهنده‌ای در خصوص فرسایش دموکراسی مشاهده می‌کنند. این کارشناسان به سخنرانی‌های دونالد ترامپ در رقابت‌های تبلیغاتی، تحسین آشکار وی از ولادیمیر پوتین و انتصابات خاص وی برای سمت‌های عالی در دولت اشاره می‌کنند.

اندیشکده کارنگی با توجه به اهمیت این مسئله، با برگزاری نشستی تخصصی با حضور موسی نعیم، مقاله‌نویس برجسته بین‌المللی و نویسنده کتاب پایان قدرت، آلینا پولیاکوفا، عضو ارشد در طرح آینده اروپا و نویسنده «طرف تاریک اتحاد اروپا» و یاسشا مونک، مدرس دانشگاه هاروارد و نویسنده «بیگانه‌ای در کشور من» به این موضوع پرداخت.

آنچه در ادامه می‌خوانید چکیده‌ای از این نشست است.

پرسش: برای مدت‌زمان طولانی، منطق متعارف بر این مبنا استوار بود که اگر دموکراسی در کشوری به‌طور کامل برقرار شود تا آخر همین منوال ادامه خواهد یافت؛ اما با ظهور رهبران پوپولیست مخالف وضع موجود در اروپا و مناطق دیگر و همچنین انتخاب دونالد ترامپ به‌عنوان رئیس‌جمهور آینده آمریکا، بسیاری از کارشناسان سیاسی دوام دموکراسی‌های لیبرال را زیر سؤال برده‌اند. آقای مونک، با توجه به این موضوع، نظر شما در این خصوص چیست؟

مونک: ازنظر من، نظام سیاسی دارای غرب دو مؤلفه است. مؤلفه نخست دموکراسی است. بهترین راه برای درک معنای دموکراسی نیز این است که بدانیم دموکراسی مکانیسم تبدیل دیدگاه مردم به سیاست‌های دولتی است. نهادهای انتخاباتی و سایر نهادها نیز در دموکراسی گنجانده شده‌اند؛ بنابراین، خواست و باور مردم می‌تواند به فعالیت سیاسی تبدیل شود، اما مؤلفه دیگر لیبرال است. لیبرال به معنای حفاظت از حقوق فردی، حاکمیت قانون و احترام به اقلیت‌های قومی و مذهبی است، اما برداشت من از شرایط کنونی این است که با توجه به تحولات امروز جهان، این دو مؤلفه که قبلاً لازم و ملزوم یکدیگر بودند، اکنون به‌طور فزاینده در حال فاصله گرفتن از هم هستند.

پرسش: آقای نعیم در مورد دموکراسی‌های سایر مناطق، مثلاً آمریکای لاتین چه دیدگاهی دارید؟

نعیم: آمریکای لاتین سابقه‌ای طولانی از نوسان دیکتاتوری و دموکراسی دارد. دموکراسی‌ها همواره در آمریکای لاتین و جاهای دیگر ناقص بوده و این نوسانات نیز از بحران مالی و رکود اقتصادی ناشی می‌شود. به‌طورکلی، در آمریکای لاتین شکاف زیادی بین انتظارات و عملکرد دولتی وجود دارد. البته این شکاف همیشه بوده و در مناطق دیگر نیز وجود دارد. دولت‌ها همیشه در مقایسه با انتظارات رأی‌دهندگان عملکرد ضعیفی داشته‌اند؛ اما در سال‌های اخیر، ما شاهد عمیق‌تر شدن این شکاف بوده‌ایم؛ زیرا اولاً، انتظارات رأی‌دهندگان زیاد است و ثانیاً، دموکراسی‌ها به خاطر محدودیت‌های مالی، روزگار سختی داشته‌اند و ازاین‌رو، بن‌بست‌های سیاسی شرایطی به وجود آورده‌اند که مردم را به سمت این باور سوق داده است که شاید یک دولت غیر دموکراتیک عملکرد بهتری داشته باشد که البته این‌طور نخواهد بود. چون واقعیت این است که دولت‌های غیر دموکراتیک می‌توانند بر عملکرد ضعیف خود سرپوش بگذارند و به سرکوب کسانی بپردازند که دولت را به چالش می‌کشند و اعتراض می‌کنند.

پرسش: آلینا، از دیدگاه شما چه اتفاقاتی در اروپا در حال رخ دادن است؟

آلینا: امروزه با نگاهی به اروپای غربی و شرقی می‌توان خیزش احزاب و رهبران پوپولیست راست افراطی را به‌خوبی مشاهده کرد. به‌طورکلی، جهان ازآنچه ما آن را لیبرالیسم غربی می‌نامیم، فاصله می‌گیرد و علت این امر در اروپای غربی و شرقی و حتی در آمریکا با یکدیگر مشابه است. به نظر من، آنچه در آمریکای جنوبی، در سراسر اروپا و در آمریکا اتفاق می‌افتد رویدادهایی جداگانه نیستند، بلکه بخشی از جنبش تاریخی بزرگی هستند که باعث ظهور دیکتاتورهای پوپولیستی شده‌اند که احتمالاً در کشورهای دموکراتیک بر سر قدرت می‌آیند و به‌صورت تدریجی باعث پسرفت قوانین دموکراتیک خواهند شد. نکته مهم‌تر اینکه ظاهراً برچیدن آن‌ها چندان ساده به نظر نمی‌رسد.

پرسش: نعیم، شما شاهد چه اتفاقی به‌طور خاص در ونزوئلا هستید؟

نعیم: ونزوئلا بهترین نمونه از دولتی است که به‌صورت دموکراتیک آغاز شد، اما به‌تدریج شروع به تخریب دموکراسی از درون کرده است. این دولت از قدرت خود برای تحدید قدرت نهادها، برای برخورد سیاسی با مردم و مخالفان و همچنین ایجاد جرم و اتهام برای مخالفان استفاده کرد که ما در جهان نیز شاهد آن هستیم، به‌طوری‌که دولت‌ها در برخی مناطق به‌صورت مخفیانه و در مناطق دیگر آشکارا به این امر می‌پردازند. با در نظر گرفتن این روند، ونزوئلا نمونه‌ای از آن‌ها محسوب می‌شود.

پرسش: آقای مونک، مردم و رسانه‌ها به چه میزان در تضعیف دموکراسی سهیم هستند؟

مونک: اکنون میزان بی‌توجهی مردم به دموکراسی و تمایل به یافتن جایگزینی برای آن، به موضوع نگران‌کننده‌ای تبدیل‌شده است. اگر از مردم بپرسید که زندگی در شرایط دموکراتیک چقدر برایشان مهم است، از بین کسانی که متولد دهه 1930 یا دهه 1940 هستند، بیش از دو سومشان خواهند گفت که صد در صد مهم است، اما از میان کسانی که متولد سال 1980 به بعد هستند، کمتر از یک‌سوم آن‌ها به اهمیت آن پاسخ مثبت خواهند داد.

پرسش: آیا آن‌ها منظور شما از دموکراسی را می‌فهمند؟

مونک: به نظرم آن‌ها می‌دانند که منظور ما از دموکراسی چیست؛ اما شاید از جایگزین آن شناختی نداشته باشند. مردم درباره زندگی در دنیای کمونیسم و فاشیسم و زندگی درزمانی که آن‌ها یا والدینشان علیه کمونیسم و فاشیسم می‌جنگیدند، احساس متفاوت دارند. بسیاری از مردم از شکل این رژیم‌ها هیچ تجربه‌ای ندارند و بنابراین، شایستگی‌های نظام خود را بدیهی می‌پندارند و تنها بعد منفی آن و همچنین بی‌عدالتی‌ها را می‌بینند. طبیعی است که در جوامع ما بی‌عدالتی هم وجود دارد و ازاین‌رو، مردم آشکارا علیه دموکراسی شورش می‌کنند.

در مورد ونزوئلا نیز از گذشته دور کارشناسان سیاسی تصور می‌کردند که دموکراسی در ونزوئلا نسبتاً برقرار و کاملاً تثبیت شده است. اگرچه در همان زمان نیز تعدادی از مردم می‌گفتند که زندگی در شرایط دموکراتیک برایشان مهم نیست، اما در حال حاضر بسیاری از مردم در ونزوئلا به دیکتاتوری متمایل شده بودند، همان‌طور که امروز مردم آمریکا نیز به این سمت رفته‌اند، به‌نحوی‌که تمایل آن‌ها به حکومت‌نظامی از یک نفر در هر 16 نفر در 20 سال پیش، به یک نفر از هر 6 نفر در زمان فعلی رسیده است.

پرسش: آلینا نظر شما چیست؟

آلینا: به نظرم پوپولیسم که موردبحث همه ماست، یک ایدئولوژی سیاسی نیست، بلکه ابزاری سیاسی است که هم جناح چپ و هم راست از آن استفاده می‌کنند. اکنون نمونه آن را در اروپا نیز شاهد هستیم. البته باید توجه کرد که اگر دولت پوپولیست سر کار بیاید، لزوماً دموکراسی از بین نمی‌رود. این مسائل تغییرات ناچیز و تدریجی هستند که در طول زمان اتفاق می‌افتد. به نظر من نهادها و اصول دموکراتیک برای همه مردم آمریکا ارزشمند و برای آمریکا و جمهوری‌خواهان کلیدی است. چیز نگران‌کننده‌ای که ما شاهد آن هستیم عبارت است از سخنرانی‌ها و گفتمان‌هایی که هدفشان تخریب این اصول کلیدی است که به جمهوری‌خواهان یا دموکرات‌ها مربوط نمی‌شود و بلکه در همه آمریکا فراگیر شده است.

پرسش: نعیم نظر شما چیست؟

نعیم: در آمریکا یا مناطق دیگر، شاهد مجموعه‌ای از شرایط اقتصادی، اجتماعی و سیاسی هستیم که چندان مثبت به نظر نمی‌رسد؛ یعنی دولت‌هایی سر کار آمده‌اند که ممکن است قدرت و نفوذ نهادهای تعدیل‌کننده قدرت را که ذات دموکراسی و ملزومِ آن است، محدود سازند؛ اما بااین‌حال معتقدم که آمریکا بازهم از نهادهای تعدیل‌کننده قدرت برخوردار است که می‌تواند جلوی قدرت اجرایی ایستادگی کند و این نهادها از تمرکز قدرت جلوگیری خواهند کرد؛ بنابراین آمریکا وارد فاز تبدیل‌شدن به دولت دیکتاتوری نخواهد شد؛ اما نباید دچار سردرگمی یا خشنودی شد. سردرگمی ایجادشده توسط احزاب ذینفع باعث ایجاد وضعیتی می‌شود که بسیار خطرناک است.

0 Comments

یک دیدگاه بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *