*آوی اشلایم

نمی توان انکار کرد که هر از گاهی در بریتانیا نیز به مانند بسیاری از دیگر کشورهای جهان رفتارهای ضدیهود به وقوع می پیوندد. اما آن چه در بریتانیای معاصر قابل توجه است استفاده از یهودستیزی به عنوان ابزاری سیاسی برای ساکت کردن انتقادات مشروع از سیاست ها و عملکرد دولت اسرائیل و تبانی اعضای تشکیلات نظام سیاسی در این فرآیند است.

«آیزایا برلین»، فیلسوف یهودی “ضد یهود” را فردی می داند که بیش از حد از یهودیان متنفر است. این تعریف بخش های طنزآمیزی هم دارد که کاربرد چندانی در این جا ندارند. از سوی دیگر، ضد صهیونیست فردی است که با اسرائیل به عنوان دولتی منحصراً یهودی مخالف بوده یا پروژه استعماری صهیونیستی در کرانه غربی را به چالش می کشد.

مبلغان اسرائیل عمداً دو مفهوم “ضدصهیونیسم” را با “یهودستیزی” تلفیق کرده اند تا دهان منتقدان اسرائیل را بسته، آنها را بی اعتبار کنند و مرعوب سازند، آزادی بیان را سرکوب کنند و توجهات را از مسائل و موضوعاتی مهمی همچون استعمار و آپارتاید اسرائیل، نقض سیستماتیک حقوق انسانی فلسطینی ها و نیز انکار اسرائیل نسبت به حق فلسطینیان برای داشتن استقلال و کشوری مستقل منحرف کنند. مبلغان مُدام بر جنبش های ضد نژادپرستی (ضد صهیونیستی) به عنوان جنبش های نژادپرستی (یهودستیزی) تاکید می کنند.

در سیاست های بریتانیا فاصله قابل توجهی میان نظر عموم مردم که تا حد زیادی طرفدار فلسطین هستند و نخبگان سیاسی این کشور که عموماً طرفدار اسرائیل هستند، وجود دارد. چهار نخست وزیر سال­ های اخیر بریتانیا همگی از طرفداران پر و پاقرص دولت اسرائیل بوده اند و به این موضوع نیز افتخار می کردند. «تونی بلر» و «گوردون براون» از مشتریان دائمی و افتخاری صندوق ملی یهودیان بریتانیا بودند؛ صندوقی که همان طور که از نامش پیداست به طور انحصاری در خدمت شهروندان اسرائیلی دولت اسرائیل است، نه شهروندان عرب در این سرزمین. «دیوید کامرون» نیز تا زمانی که استعفای خود را ارائه داد همچون نخست وزیران پیشین از اسرائیل حمایت و پشتیبانی می کرد و «ترزا می»، نخست وزیر فعلی بریتانیا نیز یکی از رهبران به شدت طرفدار اسرائیل در اروپا است.

ترزا مِی در سخنرانی اخیرش اسرائیل را به عنوان کشوری «استثنائی» و «بردبار» مورد ستایش قرار داد. مِی در این سخنرانی اعلامیه بالفور را «یکی از مهم ترین اسناد تاریخ» توصیف کرد و با این اظهارات نمک به زخم فلسطینیان پاشید. بخش اعظمی از افکار عمومی بریتانیا که بیشتر از ارزش های سنتی بریتانیا در زمینه رفتار جوانمردانه و همدردی با طرف ستمدیده تأثیر پذیرفته اند، به طور فزاینده ای از فلسطینیان حمایت و پشتیبانی می کنند.

گزارش های متعدد رسانه ها از مصادره زمین های فلسطینیان توسط اسرائیلی ها، تخریب منازل فلسطینیان، محاصره غزه و خشونت در شهرک های کرانه باختری همگی به تقویت حس همدردی مردم بریتانیا با مردم فلسطین و افزایش خشم و انزجار آنان از ستمگران اسرائیلی منجر می شود. در واقع، شکست دولت های غربی در محافظت از فلسطینی ها در مقابل چپاول و غارتگری بی پایان اسرائیل موجب شده است تا فعالیت های ضد یهود در سطح جامعه مدنی تا به این حد رشد و گسترش یابد. روشن ترین جلوه این خشم علیه اسرائیل را می توان در «جنبش بایکوت، عدم سرمایه گذاری و تحریم اسرائیل» (BDS) به خوبی مشاهده کرد؛ جنبشی مردمی و جهانی که با هدف پایان دادن به اشغالگری های اسرائیل در سرزمین های اشغالی، برابری کامل حقوق شهروندان فلطسینی با اسرائیلی ها و نیز پیدا کردن راهی برای بازگشت آوارگان فلسطینی به خانه های خود به راه افتاده است. بنابراین این جنبش پاسخی به انکار حقوق فلسطینیان از سوی اسرائیل است. از سوی دیگر، «جنبش بایکوت، عدم سرمایه گذاری و تحریم اسرائیل» جنبشی اخلاقی است چراکه اهداف آن بر پایه اصول و قوانین بین المللی استوار شده و در آن از روش های غیرخشونت آمیز بهره گرفته شده است.

موفقیت «جنبش بایکوت، عدم سرمایه گذاری و تحریم اسرائیل» در بسیج حمایت های عمومی علیه اشغالگری های اسرائیل، زنگ خطر را برای رهبران اسرائیل به صدا درآورده است. آنها این جنبش را بخشی از کمپین بین المللی گسترده تری برای غیرمشروع نشان دادن اشغالگری و حتی خود دولت اسرائیل می دانند. در ژوئن 2015، دولت اسرائیل بخش ویژه ای با بودجه 5.25 میلیون دلار را برای مبارزه با این جنبش در سراسر جهان به راه انداخت. اما با بدتر شدن رفتارهای اسرائیل، واکنش های رهبران اسرائیلی در قبال جنبش هایی از این دست که با مخالفت به اسرائیل پرداخته و این رژیم را مسئول مشکلات پیش آمده می دانند، نیز خصمانه و تهاجمی تر می شود.

در بریتانیا اکثریت مخالفان اسرائیل در طیف چپ سیاسی حضور دارند. سال گذشته نیز حزب کارگر به اتهام جذب تعداد زیادی از چهره های ضدیهود در خود مورد آماج حملات و انتقادات قرار گرفت. ممکن است این حملات از «لابی اسرائیل» در لندن نشات گرفته باشد. این لابی از بخش ها و مراکزی همچون سفارت اسرائیل در لندن، انجمن نمایندگان یهودیان انگلستان و «مرکز ارتباطات و تحقیقات بریتانیا و اسراییل» موسوم به (BICOM) تشکیل شده است.

دقیقا مدت کوتاهی پس از انتخاب شدن «جرمی کوربین» به عنوان رهبر حزب کارگر، اتهامات یهود ستیزی علیه این حزب آغاز شد. بعید است که این اتهامات آن هم درست زمانی که کوربین به ریاست این حزب برگزیده شد، تصادفی باشد. جرمی کوربین اولین رهبر یک حزب سیاسی عمده در بریتانیا است که مواضع بی حد و حصری را در حمایت از حقوق فلسطینیان و تشکیل کشور مستقل فلسطینی اتخاذ کرده است. وی همچنین مخالفت خود را با فروش اسلحه به اسرائیل نیز صراحتاً اعلام کرده است.

مخالفان یهودی کوربین هیچ گاه نتوانستند وی را به خاطر موضوع یهودستیزی متهم کنند چرا که آنها در تمام این سال ها حتی کوچکترین مدرکی دال بر وجود چنین رویکردی از سوی وی نیافته اند. نزدیک به سی و پنج سال است که کوربین در عرصه سیاسی و اجتماعی بریتانیا حضور داشته و سابقه ای طولانی در مبارزه با تمام اشکال و گونه های نژادپرستی از جمله یهودستیزی دارد.

مخالفان با امکانات گسترده ای که در زمینه تحقیقات در اختیار دارند، احتمالاً تمامی سخنرانی های کوربین در سه دهه گذشته را به خوبی مورد بررسی و موشکافی قرار داده اند تا شاید از صحبت های گذشته وی مدرک و سندی بیابند، اما ظاهراً هیچ مدرکی دال بر یهودستیزی وی نیافته اند. بنابراین آنها به شگرد قدیمی خود متوسل شده و با کنایه و برچسب زنی او را به معاشرت با انکارکنندگان هولوکاست و به اشتراک گذاشتن دیدگاه های آنها متهم کردند. البته بحران به وجود آمده در حزب کارگر تماماً از موضوع یهودستیزی نشأت نمی گرفت، بلکه این بحران بخشی از تلاش های گسترده تر گروه های ناراضی و متحدانی بود که سعی بر برکناری جرمی کوربین از ریاست حزب کارگر و معکوس ساختن روند سیاست های ترقی خواهانه وی داشتند.

در همین زمینه، شبکه تلویزیونی «الجزیره» مجموعه ای چهار قسمتی با عنوان «لابی» را تولید کرد که تماشای آن به همه توصیه می شود. این مجموعه چهار قسمتی کاری قابل توجه در زمینه روزنامه نگاری تحقیقی است که شواهدی قوی و مستدل درباره شیوه های تقلب مبهم و پنهانی فرستادگان و دوستان اسرائیل در بریتانبا به منظور توانمندسازی حامیان و تضعیف منتقدان را ارائه می دهد. «لابی» نه تنها سفارت اسرائیل را به انجام عملیات مخفیانه و نیز دخالت نادرست در سطوح مختلف سیاست بریتانیا متهم می کند بلکه اسناد معتبر و مستدلی را نیز در این زمینه ارائه می کند.

یکی از تکان دهنده ترین اکتشافات این مستند به «شای ماسوت» مربوط می شود؛ افسر ارشد سیاسی سفارت اسرائیل که در راه اندازی تعدادی از سازمان های سیاسی در انگلستان که عنوان می شد به طور کاملاً مستقل اداره می شوند، دست داشته است. همچنین وی در حین برنامه ریزی برای اجرای توطئه ای علیه یکی از نمایندگان مجلس بریتانیا که از مخالفان و دشمنان اصلی اسرائیل شناخته می شد، مخفیانه توسط دوربین شکار شد. «سرآلن دانکن»، یکی از معاونان وزارت امور خارجه بریتانیا که از حامیان صریح تشکیل کشور فلسطینی است، جزء نمایندگانی بود که ماسوت قصد کله پا کردن و تخریب وی را داشت.

الجزیره گزارش می دهد که «مارک رگو»، سفیر اسرائیل در بریتانیا در پی این اتفاق از دانکن عذرخواهی کرده و وعده داده که ماسوت به زودی به بیت المقدس فرستاده خواهد شد. اما آن چه مسلم است این است که رگو در آن زمان هیچ چاره دیگری جز عذرخواهی نداشته است. ظاهراً دولت بریتانیا نیز از معذرت خواهی سفیر اسرائیل راضی و خشنود به نظر رسیده و پس از عذرخواهی سفیر اسرائیل اعلام کرد که این موضوع تمام شده است. اما تعدادی از نمایندگان مجلس از تمامی احزاب و طیف های سیاسی نگرانی خود از این دست دخالت ها در دموکراسی بریتانیا را ابراز کردند و از نخست وزیر خواستار برگزاری یک همه پرسی عمومی شدند.

علی رغم عقب نشینی های اخیر سفیر اسرائیل در بریتانیا، به نظر می رسد که وی و لابی های اسرائیل همچنان به اقدامات خرابکارانه و حملات سیاسی خود در این کشور ادامه خواهند داد. اما در بلند مدت اسرائیل و فرستادگان این رژیم در خارج از کشور هیچ شانسی برای پیروزی در نبرد بین قلب ها و ذهن ها ندارند؛ دلیل این امر نیز بسیار ساده است زیرا در حال حاضر اسرائیل و صهیونیسم در طرف اشتباه تاریخ قرار گرفته اند.

* استاد بازنشسته روابط بین الملل در دانشگاه آکسفورد

منبع: دیپلماسی ایرانی

بازنشر یادداشت به معنای تائید یا رد نظر نویسنده از سوی سایت شورا نمی باشد.