*حسن احمدیان

در نتیجۀ آزادی حلب و تحرکات پس از آن به ویژه گفتگوهای مسکو میان ایران، روسیه و ترکیه و آتش بس بعد از آن که در قالب قطعنامۀ ٢٣٣۶ شورای امنیت سازمان ملل مورد تأیید جامعۀ جهانی قرار گرفت، روندها و پویش­‌ های جدیدی پیرامون سوریه شکل گرفته است که نشست آستانه را می ­‌توان از جمله نقاط مورد توجه آن در نظر گرفت. در این فضای نوین به نظر می ­رسد روندهای زیر در بحران سوریه شکل گرفته و یا در حال شکل ‌گیری است:

– اکثر بازیگران اصلی بحران سوریه که از راه حل نظامی ناامید شده­ اند، امیدوار هستند در آستانه و روند سیاسی درحال شکل گیری، اهداف خود در این بحران را محقق کنند؛

– روسیه که نقش محوری (به عنوان پویش بین المللی و نیز عملیاتی) در آزادی حلب ایفا کرد، به تدریج در حال گذار از رویارویی نظامی با اپوزیسیون سوریه و کشاندن آن به راه حل سیاسی تحت مدیریت خود است. در این معنا، تفاوت دو جریان داعش و النصره از یک سو و سایر جریان های مسلح از سوی دیگر در رویکرد نوین روسیه جنبه علمی و آشکاری پیدا کرده است؛

– روسیه به دلیل تحقق بخشیدن به اهداف اولیه خود در سوریه به ویژه پس از آزادی حلب، انتظار همراهی ایران و سوریه و متحدان آنها را در مرحله سیاسی با خود دارد؛

-حزب الله و ارتش سوریه همچنان بر آزادسازی نقاط محاصره شده در برخی مناطق سوریه تاکید دارند که تحت کنترل نیروهای اپوزیسیونی قرار دارد که روسیه باب تعامل با آنها را گشوده است و احتمالا در آستانه حضور خواهند داشت؛

-ترکیه تمامی سنگینی سیاسی و استراتژیک خود را برای پیشبرد توافقش با روسیه در مورد آتش بس و نیز مشارکت فعالانه در آستانه گذاشته است و از این مجرا نه ایران و متحدان آن؛ بلکه روسیه را طرف حساب خود در سوریه می داند و امیدوار است از این مجرا اهداف خود در شمال سوریه را محقق سازد.

با توجه به روندهای یاد شده، بازیگران داخلی و منطقه ای بحران سوریه هم اکنون به دو دسته کلان تقسیم می شوند؛ نخست دسته ای که قائل به تمایز النصره و داعش از سایر اپوزیسیون بوده و راه حل سیاسی را مبنایی برای تعامل اپوزیسیون یاد شده با نظام برای رسیدن به توافقی سیاسی با ضمانت بین المللی می داند. از نظر ترکیه بسیاری از نیروهای اپوزیسیون سوریه در این مقوله جای دارند. دسته دوم نیروهایی هستند که قائل به مرتبط کردن خروج و یا خلع سلاح اپوزیسیون از مناطق محاصره شده در اطراف حلب، دمشق، حمص و حما به توافق آتش بس حلب هستند و آن را جزء اساسی راه حل پیش رو می دانند. حکومت سوریه و متحدان داخلی و منطقه ای آن در این چارچوب قرار می گیرند. در این میان چالش عمده دسته دوم آن است که روسیه در حال گذار از دسته دوم به دسته نخست است و آستانه می تواند نقطه التقای دو مجموعه باشد که در نهایت روسیه را به اتخاذ مواضعی کاملا متفاوت با مرحله آزادسازی حلب بکند.

در نتیجه سه مسئله اساسی در آستانه پیش روی ج. ا. ایران خواهد بود،

مسئله نخست، انتخاب میان گزینه های پیش رو است. اینکه آیا باید در عمل میدانی و رفتار سیاسی، تمایز میان داعش و النصره از یک سو و سایر اپوزیسیون سوریه را پذیرفت؟ در صورت پذیرش چارچوب سیاسی پیش رو، باید این تمایز را توجه قرار داد. این گزینه البته محدودیت های عملیاتی ایجاد می کند. به عبارتی نمی توان هم چارچوب سیاسی را پذیرفت و هم بر مبارزه با مخالفانی که بنا بر این چارچوب سیاسی یاد شده، اطراف گفتگو در نظر گرفته می شوند، اصرار کرد. این تناقض در آتش بس حلب میان روسیه و ترکیه در مورد خارج کردنِ اپوزیسیون از این شهر آشکار شد که ایران و متحدان آن بر مرتبط کردن آن با دو شهرک فوعه و کفریا اصرار کردند. این تناقضات البته در آینده بیشتر خواهد شد. گزینه دوم عدم پذیرش این تمایز و در نتیجه، عدم التزام عملی به تقسیم بندی های مخالفان و تداوم عملیات نظامی علیه آنها در برخی مناطق است. این گزینه، ریسک تنش با روسیه در سوریه را بالا می برد.

مسئله دوم شیوه تعامل با روسیه است. آشکار است که اوج حمایت بین المللی روسیه از ارتش سوریه و متحدان آن (ایران و حزب الله) در عملیات حلب نمودار شد. پس از آن، عدم همراهی این بازیگران با گزینه های روسیه سبب تزلزل و یا حتی قطع شدن حمایت بین المللی و نظامی روسیه از این بازیگران خواهد شد. در این معنا، گزینه های ایران و متحدان آن در برابر روسیه محدود است. مناسب ترین کار تلاش برای تداوم بخشیدن پیروزی های میدانی در اتحاد با روسیه در چارچوب های سیاسی است. به عبارتی، خلع سلاح و تخلیه مناطق محاصره شده اپوزیسیون در اطراف شهرهای اصلی سوریه باید از درون توافق سیاسی خارج شود. در چنین فضایی می توان همچنان با روسیه همراهی کرد. در پیش گرفتن گزینه نظامی صرف، احتمالا به توقف حمایت های روسیه در سطوح عملیاتی و به ویژه بین المللی خواهد شد و فشارهای بین المللی بر حکومت سوریه، ایران و متحدان آنها را تشدید خواهد کرد.

نکته سوم شیوه تعامل با ترکیه است. ترکیه به وضوح با روسیه به مثابه قیم سوریه و متحدان آن از جمله ایران تعامل می کند. در عین حال، ترکیه درک می کند که نزدیک ترین کشور به حساسیت های کردی آنکارا، ایران است. در این میان، ترکیه تعامل با روسیه را راهکار بهینه ای برای تقابل با خطر یاد شده می داند. دو راهکار پیش روی ایران است. نخست آنکه از ارتباطات کردی خود برای نشان دادن این واقعیت به ترکیه استفاده کند که مسکو نمی تواند ضامن امنیت و ثبات ترکیه در برابر خطر کردی باشد. این گزینه البته خطرهای جدی نیز در بر دارد. گزینه دوم آن است که شورای راهبردی ایران-ترکیه را به مثابه چارچوبی برای فعال کردن تعامل با ترکیه در روزهای باقیمانده تا کنفرانس آستانه و پس از آن فعال کند. در چنین فضایی ایران می تواند با ترکیه به تفاهماتی بی پرده در مورد آستانه و آینده تعاملات دو کشور در ارتباط با سوریه برسد. به ویژه آنکه ایران ابزار و یا گزینه نخست را نیز روی میز خود به ترکیه نشان دهد.

*پژوهشگر مرکز تحقیقات استراتژیک

منبع: مرکز تحقیقات استراتژیک

بازنشر مطلب به معنای رد یا تائید نظر نویسنده از سوی سایت شورا نمی باشد.