در دیدار باکو، میان مقامات بلند پایه روسیه در رابطه با این که کدام کشورها از آمریکا حمایت می کنند و آینده و پیامدهای این حمایت چگونه خواهد بود و این که روسیه در صورت مقابله، متحمل چه زیان هایی خواهد شد، اختلاف نظرهایی بروز کرد.
در باکو، میان ژنرال جوزف دانفورد، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، و والری گراسیموف، رئیس ستاد مشترک ارتش روسیه، مذاکراتی انجام شد. این مذاکرات را می توان تاریخی نامید، زیرا از سال ٢٠١۴ میلادی، چنین مذاکراتی برگزار نشده بود.
در این میان، این مذاکرات در زمینه ای از گزافه گویی های تند آمریکا برگزار شد که مانند سابق، در این کشور معتقدند که روسیه باید مقاومت کند و از موضع قدرت سخن بگوید.
بر اساس خبرهای رسمی منتشره، در جریان این دیدار، نظامیان آمریکایی و روسیه پیرامون اخذ تدابیری در راستای ممانعت از بروز رویدادهای ناخوشایند و «تداوم دیدارها در راستای اخذ چنین تدابیری در آینده و با هدف برقراری ثبات» به توافق رسیدند.
روسیه و آمریکا به عملیات نظامی خود در سوریه ادامه می دهند. مسکو و واشنگتن در مبارزه خود علیه تروریسم، ریاست ائتلاف های جداگانه ای را برعهده دارند که شرکت کنندگان در آنها، بازیکنان آشتی ناپذیر ژئو سیاسی می باشند. در پی وقوع رویداد مرتبط با سقوط هواپیمای «سوخوی – ٢۴» که از سوی ترکیه منهدم شد، مذاکرات پیرامون کاهش خطرات – گام منطقی به شمار می رود، به خصوص که اوضاع جاری در سوریه همچنان متشنج است.
واشنگتن به رغم گزافه گویی های تند خود، به ظاهر، می خواهد نشان دهد که از رویارویی با روسیه گریزان است. اگر بار دیگر به قوه هسته ای دو کشور اشاره شود، این موضع را باید مسئولیت پذیرانه به شمار آورد.
اما، از قرائن چنین برمی آید که در این مذاکرات، موضوعات دیگری که یکی از آنها، ایران بوده نیز بحث و بررسی شده اند.
ترامپ مخالف ایران است
دونالد ترامپ از توافق اوباما پیرامون لغو تحریم های اعمالی علیه ایران انتقاد کرده است. به تازگی، او در سخنانش ایران را دولت تروریستی خوانده است.
این گزافه گویی های او با رویکرد جمهوری خواهان منطبق می باشد که در دوران ریاست جمهوری اوباما نیز با این استدلال که ایران بازیکن خطرناکی است و انجام مذاکرات با این کشور، به همکاری های آمریکا با اسرائیل و همچنین، عربستان سعودی و حتی، ترکیه ضربه جدی وارد می کند، از لغو تحریم های اعمالی علیه جمهوری اسلامی ایران ابراز نارضایتی کرده بودند.
قرار اوباما در راستای لغو تحریم های اعمالی علیه ایران، بسیار غریب می نمود.
به ظاهر، برنامه دولت اوباما از این قرار بود که با خارج کردن ایران از زیر فشار اقتصادی، این کشور را به کشور رقیب روسیه از جمله، در مسئله صادرات نفت تبدیل کند. اما، به رغم بروز برخی دشواری ها در روابط مسکو و تهران، رویکرد مشترک این دو کشور پیرامون سوریه همچنان محفوظ مانده است. افزون بر آن، چین نیز به این جریان پیوسته است که در اواخر سال گذشته، از حمایت خود از بشار اسد سخن گفت.
ترامپ تاریخچه ایران را به عقب می راند. این رویکرد بخشی از جمهوری خواهان را آرام می کند، اما در اصل، این – نوعی مبارزه علیه ایران – گام اصلی و امروزی واشنگتن در منطقه شده است.
ترامپ سریعاً دست به حمله زد. گزافه گویی های او پیرامون ممانعت از چین، به موازات زمینه های اقتصادی نیز با عامل ایران ارتباط تنگاتنگی دارد. ترامپ قصد دارد، محور تهران – پکن را برهم بزند که از نقطه نظر اقتصادی، انرژی و ژئو سیاسی رو به تحکیم گذاشته است.
آمریکا همچنین، از گروه سه کشور تازه شکل یافته در رویکرد سوریه، مسکو – تهران – آنکارا، دل خوشی ندارد که به برگزاری مذاکرات در آستانه انجامیده و می تواند در مسئله سوریه تأثیر جدی نشان دهد. دقیق تر این است که اگر این سه کشور بدون قید و شرط قرارشان بر این باشد که به اتفاق هم عمل کنند، چنین مثلثی می تواند برخی از بازیکنان را از سوریه خارج کند و در نتیجه آن، نفوذ ایران توسعه می یابد و روسیه پایگاه های خود را تحکیم بخشد و ترکیه مسئله کُردها را در چارچوب توافق با روسیه و ایران حل و فصل کند.
فقط آمریکا نیست که با این وضعیت مخالف است. متحدان این کشور در منطقه – عربستان سعودی، اسرائیل و اردن – نیز مخالف آن هستند. در این رابطه، ترامپ به ظاهر، قصد دارد با حمله به ایران و معامله با ترکیه در راستای تغییر مجدد رویکرد سیاست خارجی آنکارا، مثلث مسکو – تهران – آنکارا را برهم بزند.
در مجموع، این اقدام با توجه به نقطه نظرات ترکیه پیرامون آینده سوریه که با نظرات روسیه و ایران متفاوت است، کار چندان دشواری نخواهد بود. افزون بر آن، در حقیقت اردوغان که در انتظار مشخص شدن موضع کاخ سفید است و در عمل با مشارکت خود در مثلث با روسیه و ایران از این کشور باج گیری می کند، به قرابت تاکتیکی به مسکو و تهران تن داده است.
فقط واشنگتن نیست که با آنکارا مذاکره خواهد کرد. به ظاهر، مرکل نیز که با ترکیه مشکلاتی دارد و به عنوان رهبر اتحادیه اروپا، مکانیسم اعمال فشار خود را در دست دارد (برای نمونه، مسئله قبرس شمالی)، با اردوغان معامله خواهد کرد.
عربستان سعودی نیز به این روند پیوسته است که وزیر امور خارجه اش اعلام کرده که نقطه نظرهای عربستان سعودی و ترکیه «در رابطه با عراق، سوریه و همچنین، مداخله ایران در امور منطقه» کاملاً همسان است. ترکیه در حال جذب شدن به این روند است و آمریکا و ترکیه علیه داعش و در طرح آزادسازی رقه در عملیات مشترکی حضور دارند و با یکدیگر همکاری می کنند.
در این میان، وزیر دفاع ترکیه می گوید که دولت جدید آمریکا برای مشارکت دسته های کُردها در حمله به پایتخت اسلام گرایان در سوریه پافشاری نمی کند. افزون بر آن، این حقیقت که اردوغان «سفرهای خود به خاور نزدیک را آغاز کرده است» و در چارچوب آنها، قصد دارد به کشورهایی مانند بحرین، عربستان سعودی و قطر سفر کند، نشان می دهد که مذاکرات با آمریکا موفقیت آمیز خواهد بود.
اشاره ضمنی در دیدار باکو
در این زمینه، مشخص است که در چارچوب دیدار باکو، به موازات اعلام رسمی مواضع، پیرامون دور جدید بازدارندگی ایران نیز مذاکره شده است.
آمریکا در این رابطه، شرایط لازم را مهیا می سازد. فقط کافی است به نتایج مذاکرات ترامپ و نتانیاهو نگاهی بیندازیم که طی آن، ترامپ گفته است:
«از سخنان شما (اسرائیل) مشخص است که اسرائیل متحد بهتری جزء آمریکا ندارد. من می خواهم به شما اطمینان دهم که آمریکا نیز متحد بهتری جزء اسرائیل ندارد.
شما خواهان مقابله با رژیم تروریستی ایران و لغو توافق وحشتناک با این کشور و ممانعت از دستیابی این کشور به زرادخانه هسته ای هستید و شما گفته اید که آمریکا قصد دارد، از دستیابی ایران به سلاح هسته ای ممانعت کند. شما خواهان مقابله با داعش هستید».
در این سخنان، از ایران و داعش در یک رده نام برده شده است و این یعنی، آمریکا با جدیت قصد دارد، از ائتلاف با اسرائیل، کشورهای حاشیه خلیج فارس و ترکیه نه فقط برای مبارزه علیه داعش، بلکه برای مبارزه علیه ایران نیز استفاده کند.
در این رابطه، در دیدار باکو میان مقامات بلند پایه روسیه، در رابطه با این که کدام کشورها از آمریکا حمایت می کنند و آینده و پیامدهای این حمایت چگونه خواهد بود و این که روسیه در صورت عملی شدن این مقابله، متحمل چه زیان هایی خواهد شد، اختلاف نظرهایی بروز کرد.
عامل چین، می تواند آکورد پایانی باشد که تضعیف اقتصاد آن نه فقط به ایران، بلکه به روسیه نیز ضربه وارد خواهد کرد و این کشور را به جستجوی راه سازش با یاران اروپایی ناگزیر خواهد کرد و برای این منظور، می بایست در وهله نخست، با مرکل مذاکره کند که موضع تندی را در قبال روسیه در پیش گرفته است.
مسئله آذربایجان نیز تا حدودی پر اهمیت است که در شرایط حمله علیه ایران، میان تهران، آنکارا و مسکو در تنگنا قرار خواهد گرفت. و اگرچه، وزارت دفاع آذربایجان از جریان مذاکرات به دور قرار گرفته بود، اما باکو در عمل ناگزیر است، در خصوص موضوع پیچیده ای تصمیم گیری کند. زیرا، بی ثباتی بالقوه ایران به بروز مشکلات در مرزهای جنوبی این جمهوری منجر خواهد شد و در اینجا، باید دانست که برای ممانعت از بروز این خطرات، باید با کدام طرف همکاری کرد.
موضع روسیه در قبال طرح آمریکا پیرامون ایران هنوز مشخص نیست و در رابطه با ترکیه نیز باید گفت، در شرایطی که اردوغان اگرچه بار دیگر به سوی آمریکا و متحدانش گرایش نشان می دهد، با این همه این نکته را نیز از نظر دور نداشته است که مسکو برای اعمال فشار بر این کشور مکانیسم های لازم را در اختیار دارد.
باید در وارد کردن ضربه نخستین طرف بود
مسکو با وضعیت دشواری مواجه شده است.
گزینه مربوط به ایجاد بی ثباتی جدی در قبال ایران که هم منطقه و هم قفقاز جنوبی را به کام خود خواهد کشید، در حال تدارک است. اما، موضع اروپا در این راستا نیز در دست های غیر دوستانه آنگلا مرکل، صدر اعظم آلمان، قرار گرفته است.
به نظر می رسید که کرملین باید دست کم در مرزهای غربی و یا جنوب غربی و مناطق همجوارشان ثبات اوضاع را تأمین می کرد. اما، از قراین چنین بر می آید که مسکو بر اساس اصل باید در وارد کردن ضربه نخستین طرف باشی، عمل می کند.
برت مک گورک، معاون دونالد ترامپ، در مبارزه کشورها علیه داعش اعلام کرده که روسیه و آمریکا در امور سوریه به توافق نرسیده اند و در این بین، اشاره کرده که روسیه طرح های ترامپ در مورد ایران را قبول نکرده است. افزون بر آن، مسکو پیش دستی کرده و مواضع داعش را در رقه بمباران کرده و در این زمینه، بر ترکیه و آمریکا مقدم شده است.

منبع: اداره کل رسانه های خارجی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی