جدیدترین مطالب

امریکا در فکر استفاده از ربات به جای سرباز

امریکا در فکر استفاده از ربات به جای سرباز

در جنگ‌های آینده، فرماندهان آمریکایی می‌خواهند ربات‌ها را به مقابله با اولین گلوله‌های دشمن بفرستند. روبات‌های ارتش آمریکا که روی هشت چرخ حرکت می کنند و از مهمات کافی در انبانشان برای تغذیه سلاح های دستی برخوردارند، در آن میدان رزمی، به شهر خیالی اوجن حمله کردند. روبات‌ها به خانه‌هایی که نیروی مقابل در آنها پناه گرفته بودند، تیراندازی کردند. پهپادهایی که ساعت‌ها روی میدان جنگ پرواز ‌کردند، بالای سر مک‌کردی و تیمش پرسه زده و "بمب‌ها" – در این مورد توپ‌های فومی فوتبال – را مستقیماً روی آنها پرت کردند، شلیک های دقیق توپخانه. سگ‌های روباتیک با سنسورهای روی سرشان، خانه‌ها را برای اطمینان از پاک بودن آنها جست وجو می‌کردند.
Loading

أحدث المقالات

فضاسازی تبلیغی پارلمان اروپا علیه عملیات «وعده صادق»

لندن – ایرنا – نمایندگان پارلمان اروپا روز پنجشنبه با صدور بیانیه‌ای جانبدارانه، پاسخ ایران به تجاوزگری رژیم صهیونیستی علیه کنسولگری کشورمان در سوریه را محکوم کرده و خواستار خویشتن‌داری طرف‌ها و جلوگیری از تشدید تنش‌ها شدند.

ماکرون: اروپا در خطر مرگ قرار دارد  

رئیس‌جمهور فرانسه امروز – پنجشنبه – ضمن هشدار نسبت به «احتمال مرگ اروپا»، تاکید کرد که این قاره در «نقطه بحرانی» قرار دارد و جهت مقابله با رقبای جهان باید اقدامات بیشتری انجام داد.

اسپوتنیک تنها کانال رادیویی خارجی در ایران

از امروز، رادیو “گفتگو”، برنامه هفتگی مشترک “راهبرد شرقی” را روی آنتن می برد. در این کانال رادیویی، کارشناسان دو طرف به مدت یک ساعت در مورد شکل گیری نظم جهانی چند قطبی و چندفرهنگی بحث خواهند کرد.

Loading

اخوان المسلمین اردن همچنان اپوزیسیون است؟

۱۳۹۵/۱۲/۲۱ | موضوعات

شورای راهبردی آنلاین – ترجمه: تا دهه 1990، اخوان المسلمین اردن متحد سلطنت سلسله هاشمی بوده است، اما این روابط نزدیک تا حد زیادی بخاطر تصمیم ملک حسین، پادشاه وقت اردن، در صلح با رژیم صهیونیستی و به رسمیت شناختن این رژیم در سال 1994، به تیرگی گرایید.

نور کوپرولو در تحلیلی که در پایگاه اینترنتی میدل ایست فوروم منتشر شد، نوشت: اخوان المسلمین اردن، مهم ترین جنبش اسلامی این کشور، روابط مسالمت آمیز طولانی مدتی با سلطنت این کشور داشت و تا این اواخر نیز، تهدیدی برای بقای پادشاهی سلسله هاشمی محسوب نمی شد، اما ظهور و سقوط اخوان المسلمین مصر و رشد گروه های اسلامگرا، نظیر داعش، زنگ خطر را برای پادشاه اردن به صدا درآورد و باعث تغییری اساسی در روابطش با اخوان المسلمین شد، به نحوی که این روابط را از همزیستی مسالمت آمیز به سمت تنش و  آزار و اذیت اخوانی ها سوق داد.

اخوان المسلمین و پادشاهی اردن

اخوان المسلمین به عنوان مهم ترین جنبش اسلامی خاورمیانه، در سال 1928 در مصر بنیان نهاده شد و از آنجا، این گروه به سایر بخش های منطقه و از جمله اردن (1946) گسترش یافت و با ساختار سیاسی و اجتماعی این پادشاهی تلفیق شد. به طوری که بعضی از اعضای آن در کابینه دولت حضور یافتند و در مقابل، این گروه هیچ وقت دولت را به چالش نمی کشید.

اخوان المسلمین حتی به عنوان سدی در برابر نیروهای ضد-هاشمی عمل می کرد و روابط دوجانبه آن با رژیم اردن در طول سلطنت طولانی ملک حسین (99-1952) به طور چشمگیری گرم شد. این روابط صمیمانه به ویژه در عصر طلایی پان-عربیسم بیش از پیش تقویت شد، زیرا در آن زمان، جمال عبدالناصر، رئیس جمهور مصر (که از لحاظ سیاسی مخالف اخوان المسلمین مصر بود) برای سرنگونی سلطنت هاشمی تلاش می کرد.

علاوه بر این، اخوان المسلمین در طول حوادث سپتامبر سیاه سال 1970 هنگامی که چریک های فلسطینی ساکن اردوگاه داخل مرزهای اردن، تهدیدی برای بقای پادشاهی هاشمی محسوب می شد، از سلطنت حمایت می کرد. اگرچه بین سال های 1957 و 1992 فعالیت احزاب سیاسی ممنوع شد، اما اخوان المسلمین می توانست اعضای جدیدی جذب کند، زیرا این گروه طبق قانون باشگاه ها و موسسات خیریه، به طور قانونی ثبت شده بود. در سال 1992 فعالیت احزاب قانونی شد و اخوان المسلمین جناح سیاسی خود موسوم به جبهه اقدام اسلامی (IAF) را تاسیس کرد.

روابط نزدیک بین اخوان المسلمین و پادشاهی اردن مانع از این می شد که احزاب چپگرا و سکولار نیز بتوانند سیاست های پادشاهی را به چالش بکشند، چرا که فقدان حزب مردمی سازمان یافته و ضعف برنامه ایدئولوژیکی احزاب سکولار به جناح اقدام اسلامی به عنوان مهم ترین فعال سیاسی و ایدئولوژیکی در سیاست اردن کمک کرد. این موقعیت به واسطه پیوند راهبردی اخوان المسلمین با پادشاهی اردن تقویت شد و به شهرت این گروه به عنوان گروهی میانه رو و صلح جو و متمایز از همتایان آن در سراسر خاورمیانه افزود به طوری که به گفته گودرون کرامر، کارشناس آلمانی، اردن نمونه ای نادر از دولت عربی و جنبش اسلامی است که در دوره ای طولانی، راهبرد سیاسی موفقی دنبال کرده اند.

صرفنظر از تنش های گاه و بی گاه ناشی از فراز و نشیب های منطقه ای و داخلی، این روابط مسالمت آمیز تا دهه 2000 ادامه داشت. به عنوان مثال، در پیمان صلح اردن و اسرائیل در سال 1994، بحث بین جناح «بازها»ی مخالف این صلح و جناح «کبوترها»ی موافق این موضوع، نتوانست بین روابط کلی اخوان المسلمین با پادشاهی اردن شکاف ایجاد کند. به همین ترتیب، پس از یازده سپتامبر نیز اخوان المسلمین در مقابل اقدامات ملک عبدالله دوم علیه جنبش شبه نظامیان سلفی که به دنبال سرنگونی پادشاه «کافر» بودند، سکوت اختیار کرد. برخلاف سلفی ها، اخوان المسلمین اردن و جناح سیاسی آن، یعنی جبهه اقدام اسلامی، هرگز شاخه شبه نظامی مشخصی نداشته است هر چند که با حماس، شاخه اخوان المسلمین فلسطین، ارتباط داشته و از آن حمایت می کند.

با بمب گذاری در هتلی در امان، پایتخت اردن، در سال 2005 که ۶۰ کشته و 115 زخمی برجای گذاشت، روابط اخوان المسلمین اردن با پادشاهی این کشور رو به تیرگی نهاد. در پی این بمبگذاری که توسط ابو مصعب الزرقاوی، رهبر القاعده عراق و اهل اردن، سازماندهی شده بود، خیابان های پایتخت اردن شاهد موجی از تظاهرات ضد – سلفی بود، اما نتوانست این حقیقت را پنهان سازد که تعداد فزاینده ای از مردم اردن دارای افکار تندرویی بودند. اگرچه این حملات به اخوان المسلمین ربطی نداشت، اما سلسله هاشمی که همواره نگران ثبات سلطنت خویش بود، بیش از پیش نسبت به هر چیزی که رنگ و بوی اسلامگرایی می داد، مظنون شد.

این نگرانی ها در سال 2006 با انتخاب زکی بانی به عنوان معاون دبیر کل اخوان المسلمین و همام سعید به عنوان رهبر جدید جبهه اقدام اسلامی تشدید شد، زیرا این تغییرات در نظر ملک عبدالله دوم علائم ناخوشایندی بود. پیروزی حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین و کنترل کامل نوار غزه توسط این گروه نیز چندان مطلوب پادشاه اردن نبود. این امر به ویژه بر نگرانی های وی افزود، زیرا تصور می شد که اخوان المسلمین جهانی، اکنون اردن را به عنوان مسیر توسعه نفوذ منطقه ای خویش قلمداد خواهد کرد.

در دور بعدی انتخابات اردن در سال 2007، قدرت اخوان المسلمین بیش از پیش کاهش یافت، به طوری که جبهه اقدام اسلامی تنها شش کرسی از 110 کرسی مجلس عوام را کسب کرد. این نتایج ضعیف، با تشدید اختلافات عمیق در درون اخوان المسلمین و بین جناح بازها و کبوترها نیز ارتباط داشت. این  اختلافات به جایی رسید که سه سال بعد جبهه اقدام اسلامی انتخابات پارلمانی را تحریم کرد و رویکردی تقابلی را علیه رژیم اتخاذ نمود و بنابراین، شکاف بین اخوان المسلمین و سلطنت اردن تشدید شد.

هویت مردم اردن و اخوان المسلمین

در بررسی هویت مردم اردن، باید نقش دین و اسلام را در طرح ایجاد دولت – کشور، یعنی سلسله هاشمی اردن مد نظر قرار داد. جدای از بسیاری از دولت های معاصر خاورمیانه، اسلام منبع اصلی مشروعیت رژیم در اردن محسوب می شود. ادعای پادشاه اردن برای مشروعیت دینی بر این امر استوار است که اجداد وی از نسل پیامبر اسلام بودند. اصل و نسب برجسته پادشاهی اردن به آن امکان می دهد تا از اسلام به عنوان جزو لاینفک سیاست خارجی خود استفاده کند، به طوری که درخواست برای مدیریت حرمین شریفه از مهم ترین آنهاست. در نتیجه، اخوان المسلمین نه تنها تهدیدی موجودیتی برای سلطنت سلسله هاشمی اردن محسوب نمی شود، بلکه این رژیم در مواقع حساس از این سازمان به عنوان تکیه گاه استفاده کرده است.

با این حال، جامعه اردن از دو گروه قومی عمده تشکیل شده است که عبارتند از: بومیان کرانه شرقی یعنی قبایل بدوی، و فلسطینیانی که در پی جنگ 1948 وارد این پادشاهی شد و با ادغام با بومیان کرانه شرقی، اکثریت جمعیت این کشور و بستر اقتصادی آن را تشکیل داده اند. صرف نظر از اهمیت فلسطینیان اردن در تامین اعتبار اقتصادی و جمعیت شناختی سلسله پادشاهان هاشمی، این گروه بطور روشمند به حاشیه رانده و مورد تبعیض واقع شدند، حال آنکه هموطنان بدوی آنها بدنه اصلی رژیم را تشکیل دادند و نهادهای سیاسی سلطنتی و سازمان های امنیتی را در اختیار داشتند. تنش بین این دو جامعه  با هجوم فلسطینیان پناهجوی کرانه غربی پس از جنگ 1967 تشدید شد. با افزایش تعداد فلسطینی ها در اردن و در پی حوادث سپتامبر سیاه، اردنی های فلسطینی تبار به طور فزاینده ای به عنوان تهدیدی برای بقای پادشاهی اردن قلمداد شدند و با امضای پیمان صلح اسرائیل-اردن در سال 1994، روابط بین پادشاهی و فلسطینی تبارها بیش از پیش تیره گشت.

با این حال بررسی ترکیب اخوان المسلمین اردن نشان می دهد که هم اخوان المسلمین و هم جبهه اقدام اسلامی به آرای هر دو طیف فلسطینی و اردنی متکی بودند. به عنوان مثال در حالیکه در انتخابات 1989، از 22 نماینده اخوان 16 نفر از مناطق بدوی نشین بودند، در انتخابات سال 2003، تنها 5 نماینده از 17 نماینده از این مناطق بودند که این امر نشان می دهد آراء اخوان المسلمین اردن چندان متاثر از مولفه هویت اردنی نبوده است. با این حال فلسطینی ها با توجه به تاثیرات اسلام گرایان بیرون از مرزها و شکاف با پادشاهی هاشمی، گرایش بیشتری به اخوان المسلمین نشان داده اند.

خیزش های عربی

آشوب هایی که از اواخر 2010 خاورمیانه را فرا گرفت، در اردن نیز پدیدار شد. با وجود این، تظاهرات عمومی هرگز اجازه نیافت که عملکرد دولت را مختل کند. در ژانویه 2011، هزاران اردنی با الگوگیری از انقلاب های تونس و مصر، تظاهرات عظیمی در امان به راه انداختند، اما خشم تظاهرات کنندگان اکثرا متوجه سمیر رفاعی، نخست وزیر بود و از همین رو پادشاه توانست در ابتدا با اعلام اعطای یارانه کالاهای اساسی و سپس عزل رفاعی، تظاهرات کنندگان را راضی سازد.

علیرغم شرکت اخوان المسلمین در تظاهرات عمومی، این گروه خواستار اصلاحات سیاسی نسبتا معتدلی بود و برخلاف سایر تظاهرات کنندگان در دیگر کشورهای منطقه، این گروه هرگز به درخواست تغییر کامل رژیم، نزدیک هم نشد. با این حال، شکاف فزاینده در درون اخوان المسلمین به همراه تغییر نگرش رژیم نسبت به این جنبش، سوءظن بین این دو را بنا نهاد و این سوء ظن به تدریج جای روابط مسالمت آمیز دیرینه را گرفت.

با تحریم انتخابات پارلمان در ژانویه 2013 توسط اخوان المسلمین و جبهه اقدام اسلامی، تنش های بین اخوان المسلمین و پادشاهی اردن به اوج رسید و متعاقب آن، خروج این گروه از کمیته گفتگوی ملی که بعد از تظاهرات عمومی برای اصلاحات سیاسی تشکیل شده بود، تنش ها را دوچندان کرد. پس از آن، اخوان المسلمین در مصر به رهبری مرسی  سقوط کرد و به دنبال آن، عربستان سعودی در دسامبر 2013 و امارت متحده عربی در نوامبر 2014، اخوان المسلمین را گروهی تروریستی عنوان کردند. در فوریه 2016، دولت اردن نیز اخوان المسلمین را سازمانی غیرقانونی اعلام و مجوز اخوان المسلمین جدیدی به رهبری عبدالمجید الذنیبات را صادر کرد. ماه بعد، دفتر جبهه اقدام اسلامی در عقبه غارت شد. در ماه آوریل، دفاتر اخوان المسلمین در عمان و جرش و متعاقب آن، دفاتر این گروه در مادبا، کرک و مفرق بسته شد و به وضوح، ماهیت روابط دیرینه بین اخوان المسلمین و پادشاهی اردن تغییر شکل داد.

اردن و جنگ داخلی سوریه

با آغاز خیزش های عربی، پادشاهی اردن خود را در موقعیتی حساس یافت که از یک طرف با اپوزیسیون رو به افزایش داخلی مواجه بود و از طرف دیگر با شبه نظامیان اسلامگرا و شیوع جهادی های تندرو نظیر داعش و جبهه النصره در آن سوی مرزهای خود در عراق و سوریه مبارزه می کرد. ورود سیل پناهجویان سوری و ادغام آنها با جامعه اردن، مهم ترین تاثیر جنگ داخلی سوریه بر اردن بود. حضور کثیر پناهجویان به مشکلات اقتصادی اردن افزود واختلاف فزاینده سیاسی در اردن در خصوص آینده سوریه، در نارضایتی های عمومی و لفظی بازتاب یافت. سلفی های جهادی اردن از سرنگونی بشار اسد حمایت می کردند، حال آنکه ملی گرایان و چپگراها خواستار عدم مداخله پادشاهی اردن در امور داخلی سوریه بودند.

از سوی دیگر، اردن نگران فعالیت اسلامگراها و گسترش نفوذ سلفی ها و ازجمله سلفی هایی است که در سوریه می جنگند. از این رو، جنگ سوریه نه تنها به بی ثباتی داخلی اردن افزوده بلکه باعث شده است که چالش های منطقه ای فراروی این پادشاهی دوچندان شود.

نتیجه گیری

به طور تاریخی اخوان المسلمین اردن همچون «اپوزیسیون وفادار»ی قلمداد می شد که در درون نظام سیاسی پادشاهی اردن نقش مفیدی ایفا می کرد، اما، آشوب های عربی و به ویژه جنگ داخلی سوریه باعث شد که رژیم اردن بین سرکوب موج فزاینده شبه نظامیان اسلامی و تمایل به حفظ عناصر میانه رو اسلامگرا در حکومت، موازنه پیچیده ای ایجاد کند. تابه حال، پادشاهی اردن به لطف روابط خود با اخوان المسلمین و سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کن»، توانسته است با گروه های تندرو اسلامی، نظیر سلفی ها، تعامل داشته باشد. بنابراین، احتمال می رود که اردن برای حفظ اخوان المسلمین در چنگ خود، نهایت تلاش خود را انجام دهد، به طوری که این کشور با وجود فشار متحدانش در حاشیه خلیج فارس، از تروریستی خواندن این سازمان امتناع کرده است. تصمیم جبهه اقدام اسلامی به شرکت در انتخابات سپتامبر 2016 و ظاهرا تیرگی روابط آن با اخوان المسلمین مصر حاکی از آن است که اخوان المسلمین اردن همچنان به دنبال فعالیت در محدوده نظام سیاسی اردن است.

0 Comments

یک دیدگاه بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *