چرا شرکت های انحصاری روسیه برای ورود به ایران تعجیلی نشان نمی دهند؟
روند توسعه همکاری روسیه با ایران در چارچوب اتحادیه یورو آسیا چگونه خواهد بود ؟ آیا شرکت های انحصاری ما که خواهان همکاری با غرب هستند، مانع از قرابت کشورهای ما نخواهند شد؟ ایگور موروزوف، عضو کمیته امور بین المللی شورای فدراسیون روسیه و مدیر گروه بین پارلمانی دوستی روسیه و ایران، به این پرسش های نشریه «پراودا رو» پاسخ داد.
– آیا می توان گفت که روسیه دارای دو مشی در سیاست خارجی اش است: مشی مقاومت در برابر غرب – اربابان جدید در زندگی- که اگر ما در برابر آن مقاوت نکنیم، ما را از بین خواهند برد و از سوی دیگر، مشی آرامش و آسودگی خاطر که بر اساس این واقعیت عملی می شود که صلح بد بهتر از نزاع خوب است و از این رو، باید با نظریات غرب منطبق شد و با سرکردگی امریکا ضدیت نکرد؟
– خیر، من فکر می کنم که سیاست خارجی ما مطابق با منافع ملی و گرایش برای یافتن یارانی که بتوانند از الگوهای جهان چند قطبی حمایت کنند می باشد و از سیستم مناسبات چند بعدی و بسیار پیچیده و چند قشری برخوردار است. از آنجایی که طی ٢٠ سال اخیر، نظم جهانی فقط براساس الگوهای سیاست خارجی امریکا توسعه یافته است، بسیاری از کشورها، مناطق و حتی اتحادیه ای مانند اتحادیه اروپا که دارای قوه اقتصادی عظیم است و منافع خود را دارد، زیر این سیاست له شده اند. اما، تمامی این منافع طی ٢۵ سال اخیر، در وهله نخست، بر پایه استراتژی سلطه جهانی امریکا بوده است.
ولادیمبر پوتین که بر روی خرابه های اقتصاد حکومت شوروی سابق، زمام امور را در دست گرفت، برای باز سازی، در وهله نخست مناسبات اقتصادی، سر و سامان دادن به سیستم اولویت های ملی و ارزش های جامعه نوین کشور، حداکثر تلاش خود را به کار برد. من معتقدم که پوتین در دوران دومین ریاست جمهوری خود موفق شده مجموعه صنایع تدافعی را باز سازی کند و افزون بر آن، تردیدی در این نیست که او در زمان نخست وزیری اش نیز برای اختصاص بخش مهمی از بودجه دولت لیبرال، برای تحکیم ارتش کشور و ناوگان نظامی- دریایی حداکثر تلاش خود را به کار برد.
-آیا شما تاثیر تجارت کلان روسیه در سیاست خارجی ما را منکر می شوید. برای نمونه «سبر بانک» علاقه ای به همیاری با ایران ندارد و در عوض، به شدت علاقمند همیاری با امریکا است. در این میان، شرکت گاز پروم نیز خواهان فروش گاز به اروپا است و شرکت روسال فقط توجه اش را روی بازار های جهانی متمرکز کرده است. در حالی که دلار عملا هنوز تنها ارز ذخیره ای است، چرا برای به وجود آوردن سبدی (حاوی روبل، یوان، یورو و مابقی)، نه اقتصاد دلاری، تلاش نمی شود؟
– من منکر این تاثیر نیستم. به اعتقاد من سیاست، در اصل دنباله اقتصاد است. و امروزه متاسفانه، مهم ترین عنصر اقتصادی روسیه در بازارهای جهانی را گاز، نفت، فلزات و دیگر منابع به وجود می آورند.
ما تازه داریم وارد اقتصاد چند بعدی می شویم که یک چنین کشوری با چنین قوه عظیم انسانی و منابعی که اکثر کشورهای جهان فاقد آن هستند، باید از آن برخوردار باشد. ما نباید از تولید هواپیماهای داخلی مان دست برداریم، ما نباید امور فضایی را کنار بگذاریم که امروزه در موقعیت برتر در آن قرار داریم و نباید در این عرصه از امریکا و چین عقب بمانیم. ما امروزه، باید به طور حتم تجهیزات با تکنولوزی عالی را تولید کنیم. مجموعه صنایع با تکنولوژی عالی با رسیدن به سطح تکنولوژی دو منظوره ای می تواند اقتصاد کشور را به سطحی برساند که مدرن بودن تسلیحات ما در گرو آن قرار گرفته اند.
البته، امروزه به گمان من، اقتصاد انحصاری ما تاثیر خود را روی سیاست نشان می دهد، به ویژه در کشورهای ثالث – در مناطقی که ما باید در جستجوی بازارهای جدید، یاران جدید، متحدان جدید، از جمله در مقابله با تروریسم جهانی باشیم که امروزه، از جنبه پشتیبانی کم دارد.
ایران را مثال می زنم. این کشور در عملیات ضد تروریستی در سوریه متحد ما شده و یار چند جانبه ما و کشور همجوار ما است که شایسته نشان دادن توجهات بسیار نیز است. اما، امروزه ما شاهد چه هستیم؟ ما منابع سیاسی بسیار بزرگی را صرف ایران کرده ایم. این روسیه بود که مانع از آن شد که امریکا از طریق اسرائیل مراکز هسته ای این کشور را بمباران کند. این روسیه بود که برای حفظ کانال اطلاعاتی در همکاری های بین المللی با ایران تلاش های زیادی کرد. ما همواره، در شورای امنیت تاکید داشتیم که در قبال این کشور نباید به اقدامات مداخله گرانه متوسل شد و تقبل کردیم که ایران را بار دیگر به جامعه بین المللی باز گردانیم و در مورد محدود کردن تحقیقات هسته ای ایران، با این کشور به توافق برسیم و ما این کارها را انجام دادیم.
از این رو، وقتی توافقنامه ژنو به امضا رسید، طبعا گمان می کردیم که اکنون وارد بازار ایران خواهیم شد و به همه امکانات و کار استخراج از معادن در خلیج فارس و معادن گاز و نیز طرح های زیر ساختی دست خواهیم یافت و حتی اکنون، باید سوپر جت هایمان را به این کشور عرضه می کردیم. ما فهرست عظیمی از کالاهای صنعتی را از آسانسورهای مدرن گرفته که بناهای بلند مرتبه ما به آنها مجهز می باشند تا تکنولوژی IT را در اختیار داریم.
به اعتقاد من، ما باید روی نقطه تماس یا ارتباطی مان با ایران تمرکز کنیم، یعنی فیزیک هسته ای قوی و تکنولوژی. ایرانیان همواره ریاضی دان بودند، فیزیک دان بودند و حالا، هسته ای شدند. آنان داروی خود را تولید می کنند. ایرانیان در شرایط اعمال تحریم های این چنین دراز مدت، موفق شدند بازار خود را با وجود همه کالاهای ضروری برای تامین نیازهای مردم کشور ٨٢ میلیون نفره انباشته کنند.
اما، انحصارات ما برای ورود به اقتصاد ایران تعجیلی ندارند. و ما داریم دیر می کنیم! حالا فقط نگاه کنید که در این کشور اوضاع از چه قرار است !
– پژو، رنو، مرسدس…
– بله ، مرسدس. در سال جاری، کار تولید قطعات به عنوان مرحله نخست در منطقه ای کردن تولیدات راه اندازی خواهد شد. تاکنون دو فروند ایرباس از جمع بیست فروند پیش بینی شده در قرارداد مربوط نیز وارد کشور شده است. و رنو، نمایندگی خود را گشوده و اکنون برای احداث آن باید مکان مناسبی تامین شود. به احتمال زیاد، این نمایندگی در شهر اصفهان یا شهر دیگری غیر از تهران تاسیس خواهد شد. و این تصویری بوده از مقیاس وسیع ورود غرب به ایران.
– ژاپنی ها نیز از راه می رسند.
– ژاپنی ها از حیث مصرف گاز مایع دومین کشور محسوب می شوند. و ایران در تولید گاز مایع تکنولوژی خود را دارد و از این جهات بعد از چین، دومین کشور می باشد که بعد از آن نیز هند و کره جنوبی قرار دارند.
در ایران همه کشورها به واسطه شرکت های بزرگ و کلاسترهای تکنولوژیشان در ایران حضور پیدا کرده اند. ما نیز باید به این کشور راه یابیم.
امروزه ما در ایران، به استثنای نیروگاه اتمی بوشهر که احداث آن را در سال ١٩٩۵ میلادی، آغاز کردیم و متاسفانه در نهایت در سال ٢٠١۴ میلادی، به پایان رساندیم، چه داریم ؟ مگر فقط گرمسار – اینچه برون (برقی کردن راه آهن) و بندر عباس (نیروگاه حرارتی) ! ما متاسفانه بیش از این چیزی به دست نیاورده ایم و صرفنظر از میزان پافشاری مان، موفق به دریافت لقمه ای بیش از این در بازار تکنولوژی عالی این کشور نشده ایم که قدرت ورود به آن را نیز داریم.
از این رو، وقتی شما سوال می کنید که آیا این شرکت های بزرگ انحصاری در سیاست کشور تاثیر گذار می باشند که هم در اروپا و هم آسیای جنوب- شرقی بازارهای جهانی خود را دارند و آیا ما به سیاست آنها وابسته هستیم، می توانم بگویم: بله وابسته هستیم. متاسفانه ! اما، تجارت میانگین و خرد تکنولوژی عالی ما که توسط همین انحصارات از بازارهای داخلی بیرون رانده شده و به تصرف آنها در آمده اند، امروزه قدرت این را ندارد که به تنهایی و بدون حمایت این شرکت های بزرگ کاری از پیش ببرند و مارکتینگ رویکرد خود را اجرا کنند و ارتفاعات اقتصادی ایران را تسخیر کنند.
– اگر اکنون غربی ها ناگهان بخواهند برای نمونه، در مورد آلومینیوم یا نفت تحریم هایشان را شدت بخشند، آیا الیگارشی ما با آشوب سختی مواجه نخواهد شد؟ و آیا ما موفق خواهیم شد بر حرص و طمع و این بی نظمی سبر بانک افسار بزنیم ؟
– به عقیده من هرمان آوسکارویچ گریف، در مورد سبر بانگ سیاست خاص خود را به کار می برد و گمان نمی کنم او موضعی را در پیش گیرد که سبر بانک در اروپا در پیش گرفته است. به گمان من، بعید به نظر می رسد که او در طرح های مالی در ایران نیز مشارکتی داشته باشد. زیرا، امریکایی ها فقط بخشی از تحریم ها را لغو کرده اند.

 منبع:اداره کل رسانه های خارجی وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی