جدیدترین مطالب

ماده ۴۲.۷ پیمان لیسبون در مورد دفاع مشترک در اتحادیه اروپا؛ مکمل ماده ۵ ناتو و نه جایگزین آن

شورای راهبردی آنلاین-رصد: مقامات اتحادیه اروپا در بروکسل در حال بررسی نحوه اجرای ماده ۴۲.۷ پیمان لیسبون هستند؛ بندی که تعهد دفاع مشترک میان اعضای این اتحادیه را پیش‌بینی می‌کند. اگرچه این بند از نظر مفهومی شباهت‌هایی با ماده ۵ ناتو دارد، اما تاکنون در حاشیه ناتو قرار داشته و از نظر عملیاتی توسعه چندانی نیافته است. اکنون با افزایش نگرانی‌های امنیتی اروپا و تردیدها درباره میزان تعهد آمریکا به امنیت این قاره، اتحادیه اروپا درصدد فعال‌تر کردن این سازوکار است.

تاب‌آوری راهبردی ایران در برابر تجاوزات آمریکا و رژیم صهیونیستی و بازآرایی معادلات در منطقه

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «سیاستگذاران کشورهای حاشیه خلیج(فارس) در محافل خصوصی به این نتیجه رسیده اند که ایران با وجود تمام خساراتی که در جنگ با آمریکا و اسرائیل متحمل شده، این جنگ را از نظر راهبردی نباخته است.»

مواد خام کمیاب به‌مثابه سلاح ژئواقتصادی؛ راهبرد چین و چالش‌های پیش‌روی اروپا

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «کاهش شدید صادرات مواد خام کمیاب از سوی چین به تقریباً همه کشورها در سال ۲۰۲۵، موقعیت اروپا، آمریکا و دیگر کشورها را در روابطشان با پکن به‌شدت تضعیف کرده است. این مواد، پایه صنایع غیرنظامی و دفاعی محسوب می‌شوند و تولید تجهیزات پزشکی، شبکه‌های انرژی، سامانه‌های تسلیحاتی و بسیاری از کالاهای ضروری به آنها وابسته است.»

بلاتکلیفی جهان جنوب در رهبری برای حکمرانی

شورای راهبردی آنلاین-رصد: با توجه به گسترش اعضای بریکس و افزایش تردید در مورد نهادهای تحت رهبری غرب، بار دیگر در محافل سیاستگذاری، اندیشکده‌ها و مناظرات دانشگاهی پرسشی آشنا مطرح شده است: چه کسی باید رهبری جهان جنوب را بر عهده گیرد؟ این پرسش با ورود نظم لیبرال بین‌المللی به یکی از عمیق‌ترین بحران‌های دهه‌های اخیر، فوریت یافته است. بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید فشار بر نهادهای چندجانبه‌ای را که در پی سال‌ها چندپارگی ژئوپلیتیک تضعیف شده‌اند، تشدید کرده است. تحلیلگران به‌طور فزاینده‌ای هشدار می‌دهند که الگوی حکمرانی پس از جنگ سرد در حال فرسایش است؛ از فلج شدن مذاکرات اقلیمی جهانی گرفته تا احیای یکجانبه‌گرایی تجاری و کاهش اعتماد به نهادهای تحت رهبری غرب. اگر قدرت‌های سنتی غربی در حال عقب‌نشینی از نهادهایی هستند که خودشان ساخته‌اند، پس چه کسی جای آنها را خواهد گرفت؟

هدف ترکیه از رونمایی موشک جدید قاره‌پیما و کاربرد آن؟

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «اگر قرار باشد تنها یک رویداد نمایانگر دنیای جدیدی باشد که با فروپاشی تدریجی «نظم بین‌المللی لیبرال» و تغییر موازنه قدرت جهانی در حال شکل‌گیری است — نظمی که بر قدرت نظامی آمریکا، اتحادهای غربی و تجارت آزاد مبتنی بر قواعد استوار بود — آن رویداد نه تنش‌های مربوط به تنگه هرمز است و نه انتشار اسناد جنجالی دولت آمریکا درباره سفینه‌های فضایی؛ بلکه رونمایی ترکیه از یک موشک بالستیک قاره‌پیما در نمایشگاه دفاعی و هوافضای SAHA 2026 در استانبول است.

Loading

أحدث المقالات

ماده ۴۲.۷ پیمان لیسبون در مورد دفاع مشترک در اتحادیه اروپا؛ مکمل ماده ۵ ناتو و نه جایگزین آن

شورای راهبردی آنلاین-رصد: مقامات اتحادیه اروپا در بروکسل در حال بررسی نحوه اجرای ماده ۴۲.۷ پیمان لیسبون هستند؛ بندی که تعهد دفاع مشترک میان اعضای این اتحادیه را پیش‌بینی می‌کند. اگرچه این بند از نظر مفهومی شباهت‌هایی با ماده ۵ ناتو دارد، اما تاکنون در حاشیه ناتو قرار داشته و از نظر عملیاتی توسعه چندانی نیافته است. اکنون با افزایش نگرانی‌های امنیتی اروپا و تردیدها درباره میزان تعهد آمریکا به امنیت این قاره، اتحادیه اروپا درصدد فعال‌تر کردن این سازوکار است.

تاب‌آوری راهبردی ایران در برابر تجاوزات آمریکا و رژیم صهیونیستی و بازآرایی معادلات در منطقه

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «سیاستگذاران کشورهای حاشیه خلیج(فارس) در محافل خصوصی به این نتیجه رسیده اند که ایران با وجود تمام خساراتی که در جنگ با آمریکا و اسرائیل متحمل شده، این جنگ را از نظر راهبردی نباخته است.»

مواد خام کمیاب به‌مثابه سلاح ژئواقتصادی؛ راهبرد چین و چالش‌های پیش‌روی اروپا

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «کاهش شدید صادرات مواد خام کمیاب از سوی چین به تقریباً همه کشورها در سال ۲۰۲۵، موقعیت اروپا، آمریکا و دیگر کشورها را در روابطشان با پکن به‌شدت تضعیف کرده است. این مواد، پایه صنایع غیرنظامی و دفاعی محسوب می‌شوند و تولید تجهیزات پزشکی، شبکه‌های انرژی، سامانه‌های تسلیحاتی و بسیاری از کالاهای ضروری به آنها وابسته است.»

بلاتکلیفی جهان جنوب در رهبری برای حکمرانی

شورای راهبردی آنلاین-رصد: با توجه به گسترش اعضای بریکس و افزایش تردید در مورد نهادهای تحت رهبری غرب، بار دیگر در محافل سیاستگذاری، اندیشکده‌ها و مناظرات دانشگاهی پرسشی آشنا مطرح شده است: چه کسی باید رهبری جهان جنوب را بر عهده گیرد؟ این پرسش با ورود نظم لیبرال بین‌المللی به یکی از عمیق‌ترین بحران‌های دهه‌های اخیر، فوریت یافته است. بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید فشار بر نهادهای چندجانبه‌ای را که در پی سال‌ها چندپارگی ژئوپلیتیک تضعیف شده‌اند، تشدید کرده است. تحلیلگران به‌طور فزاینده‌ای هشدار می‌دهند که الگوی حکمرانی پس از جنگ سرد در حال فرسایش است؛ از فلج شدن مذاکرات اقلیمی جهانی گرفته تا احیای یکجانبه‌گرایی تجاری و کاهش اعتماد به نهادهای تحت رهبری غرب. اگر قدرت‌های سنتی غربی در حال عقب‌نشینی از نهادهایی هستند که خودشان ساخته‌اند، پس چه کسی جای آنها را خواهد گرفت؟

هدف ترکیه از رونمایی موشک جدید قاره‌پیما و کاربرد آن؟

شورای راهبردی آنلاین-رصد: «اگر قرار باشد تنها یک رویداد نمایانگر دنیای جدیدی باشد که با فروپاشی تدریجی «نظم بین‌المللی لیبرال» و تغییر موازنه قدرت جهانی در حال شکل‌گیری است — نظمی که بر قدرت نظامی آمریکا، اتحادهای غربی و تجارت آزاد مبتنی بر قواعد استوار بود — آن رویداد نه تنش‌های مربوط به تنگه هرمز است و نه انتشار اسناد جنجالی دولت آمریکا درباره سفینه‌های فضایی؛ بلکه رونمایی ترکیه از یک موشک بالستیک قاره‌پیما در نمایشگاه دفاعی و هوافضای SAHA 2026 در استانبول است.

Loading

ماهیت ژئوپلتیک ایران و قطر

۱۳۹۸/۰۴/۰۳ | موضوعات

شورای راهبردی آنلاین- رسانه ها:محمدعلی غفاری نجاح، تحللیگر القدس العربی بابیان اینکه بین قطر و ایران ژئوپلتیکی وجود دارد که تحریم کنندگان قطر آن را نمی‌بینند، می نویسد همان گونه که در زمان کودتای نظامی سال گذشته در ترکیه روی داد، تهران با آن چه که می‌توان آن را «بحران قطر» نامید برخوردی واقع گرایانه داشت که موجب «خشم» چهار کشوری شد که قطر را به اتهام حمایت از تروریست‌ها و ایران تحریم کرده اند.

در زمان «کودتای نظامی» در ترکیه، تهران به رغم اختلافاتی که با رجب طیب اردوغان رئیس جمهور این کشور درباره بحران سوریه داشت، در کنار او ایستاد و همان کار را به رغم اختلافات شدید با قطر بر سر آنچه در سوریه می‌گذرد در «بحران قطر» انجام داد. در واقع تهران بر اساس واقعیتی رفتار می‌کند که دشمنانش آن را نمی‌بینند: این که تهران بخشی از ساختار امنیتی در منطقه خلیج [فارس] و بخشی از جغرافیا و تاریخ منطقه و کشور بزرگی است که در کنار کشورهای عربی عضو شورای همکاری خلیج [فارس] در این منطقه زندگی می‌کند.
از زمان آغاز بحران قطر، محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران به تکاپو افتاد و یک رشته تماس هایی با کشورهای بانفوذ در منطقه و جهان برقرار کرد که همچنان ادامه دارد. او با وزیران امور خارجه کشورهای تأثیرگذار مثل روسیه دیدار کرد و دو طرف در موضعی مشترک، بر حل این بحران از طریق گفتگو تأکید کردند. او همچنین در سفری شتابزده به آنکارا رفت و با رئیس جمهور ترکیه اردوغان پیش از آن که او مصوبه پارلمان را برای اعزام نیرویی نظامی متشکل از پنج هزار افسر و سرباز به قطر امضا کند دیدار کرد. در همان حال تهران آسمان خود را به روی هواپیماهای قطر باز کرد و سه بندر را به انتقال کالا و مواد غذایی برای مردم قطر به منظور شکستن محاصره تحمیل شده از سوی «برادران» خلیجی‌اش، اختصاص داد.
هر چند موضع ایران از طرف برخی حامیان عرب چهار کشوری که قطر را تحریم کرده اند، موضعی فرصت طلبانه توصیف شد ولی ایرانی‌ها که احساس می‌کنند به اجبار وارد «بحران قطر» شده اند، به علل زیاد چاره ای ندیدند که در کنار قطر قرار گیرند به ویژه که حجم تهاجم تبلیغاتی و سیاسی گروه چهار جانبه تحریم کننده قطر، زمینه را برای تقویت روابط ایران و قطر فراهم کرد چرا که تهران انگیزه چنین تهاجمی را سیاسی می‌داند. تهران این شرایط را فرصتی برای نزدیک شدن بیشتر به قطر و کویت و سلطان نشین عمان در خلیج [فارس] و گشایش بیشتر به سوی کشورهای تأثیر گذار در اتحادیه اروپا و طبعاً روسیه می‌داند زیرا «بحران قطر» را شکافی جدی در ائتلافی می‌داند که عربستان سعودی به دنبال تشکیل آن برضد ایران است.
– منافع اقتصادی:
تهران نمی تواند از قطر دست بکشد، و بین دو کشور منافع اقتصادی مشترکی به ویژه در میدان گاز مشترک در آب های خلیج [فارس] وجود دارد، به ویژه که ایران به تازگی درهای سرمایه گذاری در این میدان عظیم گازی را گشوده است که مساحت آن به ٩٧٠٠ کیلومتر مربع می‌رسد و قطر مالک ٦٠٠٠ کیلومتر مربع و ایران مالک ٣٧٠٠ کیلومتر مربع از آن است.
نام این میدان در مناظره های تلویزیونی پیش از انتخابات اخیر ریاست جمهوری که به انتخاب رئیس جمهور حسن روحانی برای دومین دوره انجامید، بارها تکرار شد. روحانی وعده سرمایه گذاری بیشتر را در این میدان مشترک و میدان های نفتی مشترک با عراق به رأی دهندگان داد که لازمه عمل به آن، همکاری و همگرایی بیشتر بین دو کشور برای تضمین منافع اقتصادی مشترک در این زمینه است.
بعد از لغو تحریم های مربوط به برنامه هسته ای تهران به عنوان ثمره توافق با گروه بین المللی ١+٥، تهران با استناد به چندین توافقنامه که در سال های اخیر با دوحه در زمینه حمل و نقل هوایی و همکاری علمی و فناوری و آموزشی و فرهنگی امضا کرده است، روابط خود را با قطر تقویت کرد. کارشناسان و مسئولان نیز افزایش میزان مبادلات بازرگانی که اکنون بسیار اندک است و افزایش سرمایه گذاری ها بین دوحه و تهران را خواستار شدند.
– نگاه ایران به قطر:
حتی بعد از دو عملیات تروریستی در تهران که دو نماد برجسته در نظام جمهوری اسلامی (پارلمان به عنوان نماد جمهوریت، و مرقد امام خمینی به عنوان نماد اسلامیت نظام مبتنی بر نظریه ولایت فقیه) را هدف قرار داد، محافل مردمی و رسمی در ایران برای گسترش روابط از طریق دولت روحانی ابراز تمایل کردند که توانایی بالایی برای کنار آمدن با مواضع و طرف های مخالف نفوذ ایران در منطقه از خود نشان داده است‌؛ به ویژه که روحانی بعد از توافقنامه هسته ای و در زمان مبارزات انتخاباتی اش با اصرار، بهبود روابط ایران را با کشورهای عربی خلیج [فارس] خواستار شد.
ایرانی ها با ایجاد هشتگی در توئیتر به زبان انگلیسی، همبستگی کشورشان را با قطر خواستار شدند و طرفداران و مخالفان به بیان دیدگاه هایشان در این زمینه پرداختند. تا حدودی همه روزنامه های ایران با رویکردهای مختلف شامل اصلاح طلب، محافظه کار و میانه‌رو نیز از دولت ایران خواستند از قطر حمایت کند هرچند برخی مقاله نویسان از قطر به علت مواضعش در بحران سوریه انتقاد کردند. محمد رضا صدر در روزنامه «دنیای اقتصاد» درباره آنچه که آن را «بحران جدید در روابط جهان عرب با قطر» نامید نوشت: «قطر حامی اخوان المسلمین است در حالی که مصر و امارات، اخوان المسلمین را شیطان بزرگ می‌نامند. همچنین عربستان سعودی موضعی مشابه در خصوص اخوان المسلمین دارد با این استدلال که قطر از این سازمان سیاسی حمایت می کند که سازمانی تروریستی تلقی می‌شود، در حالی که غرب همه این کشورها را حامی تروریسم می‌داند». این نویسنده به مهم ترین دلایلی که موجب بروز بحران بین قطر و برخی کشورهای عربی به ویژه عربستان سعودی شد پرداخت و آن را ناشی از «نارضایتی عربستان از روابط ممتاز تهران با دوحه و خودداری قطر از حمایت از سیاست های ضدایرانی به سرکردگی عربستان سعودی» دانست «در حالی که امارات و بحرین از این سیاست پیروی می‌کنند».
– نقش ایران:
صلاح الدین هرسنی در روزنامه «جهان صنعت» به مسئله قطع روابط دیپلماتیک  و متحدانش با قطر پرداخت و نوشت این حرکت نشان دهنده آغاز بحران جدید و تنش در روابط دیپلماتیک در جهان عرب است. او افزود «نخستین پیامد این بحران، فروپاشی ائتلافی است که با رقص شمشیر ترامپ در اجلاس سران در ریاض شکل گرفت». از نظر هرسنی، این بحران به فرصتی ارزشمند برای تهران تبدیل شد تا نقش خود را در منطقه بازیابد. او افزود «ماجراجویی های ژئوپلتیک عربستان سعودیعربستان در زمینه بحران سازی و طولانی کرد بحران ها، جایگاه مصر و امارات و بحرین را به خطر انداخت و تا حدی استقلال عمل این کشورها را در تصمیم گیری های سیاسی درباره مسائل مختلف منطقه‌ای از بین برد».
هرسنی افزود: «در شرایطی که دوحه زیر فشار عربستان سعودی برای منزوی شد از مناطق پیرامون خود قرار گرفته است، بعید نیست این فشارها قطر را به نزدیک شدن بیشتر به ایران سوق دهد به ویژه که منافع مشترکی بین آنها در زمینه های مختلف از جمله میدان گاز مشترک وجود دارد. همچنین تنش در روابط قطر و کشورهای عربی، به نوعی بر آینده بحران ها در منطقه از جمله بحران سوریه تأثیر خواهد گذاشت».
حسن محمدی نیز در روزنامه «قانون صنعت» نوشت: «عربستان رهبری جهان عرب و منطقه خاورمیانه را به علت سرسختی خود و قطع مسیرهای گفتگو با ایران و آمریکا در دوره اوباما از دست داد زیرا بیم آن داشت که قدرت مانور خود را با غرب به منظور افزایش فشار و نفوذ خود بر کشورهای عربی کوچک تر در جهان عرب از دست بدهد. این مسئله به ایران فرصت داد از سازمان هایی در محور مقاومت مثل حماس که قدرت خود را مدیون کمک های ایران هستند حمایت کند».
نویسنده می‌افزاید: «گشوده شدن باب گفتگو بین ایران و آمریکا به بهانه پرونده هسته‌ای، به مهم ترین چالش دولت عربستان سعودی تبدیل شد و به همین علت این کشور بودجه کلانی برای تأثیر گذاشتن بر مسیر گفتگوهای هسته ای به منظور به شکست کشاندن آن اختصاص داد». این نویسنده افزود: «جایگاه عربستان سعودی در بین کشورهای عربی تضعیف شده است به طوری که فقط از سوی کشورهای ضعیف مثل جیبوتی حمایت می‌شود».
در این مقاله همچنین آمده است: «جنبش حماس و ترکیه و بسیاری از کسانی که به نظام سعودی تکیه داشتند، از این که به تکیه گاه ریاض در طرح های توسعه طلبانه آن در منطقه تبدیل شوند نگران بودند و همین مسئله موجب شد سلمان بن عبدالعزیز پادشاه سعودی به سرعت به ترامپ متوسل شود و قراردادی تسلیحاتی به ارزش بیش از ١٠٠ میلیارد دلار با او امضا کند».
– نیاز عربستان سعودی به دشمن فرضی:
اما فریدون مجلسی در روزنامه اصلاح طلب «اعتماد» به تغییر سریع روابط عربستان و آمریکا اشاره کرد و نوشت: «کشورهای عضو شورای همکاری اختلافات شدید با یکدیگر دارند و عربستان سعودی همواره برای دشمن نمایاندن و شیطان دانستن ایران به منظور متحد کردن کشورهای عربی در جبهه ای مشترک علیه ایران به جای اسرائیل، تلاش کرده است». این نویسنده افزود: «نگرانی اکثر کشورهای عربی بر این موضوع متمرکز بود که عربستان سعودی به دنبال به بردگی کشیدن آنها و تبدیل کردن آنها به کشورهایی وابسته است. همچنین در عمل، قطر نسبت به جمعیتش از عربستان ثروتمندتر است و در مقایسه با آن دارای رتبه بالاتری در زمینه های فرهنگی و علمی است و همین مسئله عربستان را خشمگین می‌کند». این نویسنده همچنین به محاصره دریایی که این کشورها بر قطر تحمیل کرده اند اشاره کرد و نوشت: «این کشورها راهی جز نزدیک شدن به ایران برای دوحه باقی نگذاشتند».
در پایان این که قطر و ایران توافقنامه همکاری امنیتی در سال ٢٠١٥ امضا کردند که موردی استثنایی به شمار نمی‌رود زیرا توافقنامه مشابهی بین ایران و عربستان سعودی در سال ٢٠٠١ امضا شد که شاهزاده نایف بن عبدالعزیز از طرف عربستان و عبدالواحد موسوی لاری وزیر کشور وقت از طرف ایران امضا کنندگان آن بودند. بنابراین نمی توان گفت که اختلاف بین قطر و عربستان عامل اصلی همگرایی بین دوحه و تهران بوده است.

منبع: اداره کل رسانه های خارجی وزارت فرهنگ وارشاداسلامی 

0 Comments

Submit a Comment

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *