چرا “شرط ها” به “شکایت ها” در بحران قطر تبدیل شد؟ چگونه واشنگتن از یک طرف به میانجی تبدیل شد؟ اشتباهات دشمنان قطر کجاست و در کجاها موفق عمل کردند؟ پیش روی شما “رصد” ده شرطی قرار دارد که مذاکرات قریب الوقوعی درباره آن ها انجام خواهد شد… احتمال پذیرش یا عدم پذیرش [این شروط از سوی قطر]
در ابتدا “شرط ها” بود سپس تبدیل به “خواسته ها” شد و اکنون مسئله “شکایت ها” از سوی چهار کشوری مطرح می شود که روابط خود را با قطر قطع کرده اند. این کشورها عبارت اند از عربستان سعودی، امارات متحد عربی، بحرین و مصر.
مسئله جدید دیگر در این بحران این است که طبق گفته یوسف العتیبه، سفیر امارات در آمریکا این شرط ها یا خواسته ها یا شکایت ها به واشنگتن ارائه می شود. وی در کنفرانس خبری این مساله را مطرح کرد و این سخنان وزیر خارجه امارات نشان می دهد که واشنگتن وارد عرصه میانجیگری شده است و شاید جای کویت را در این رابطه گرفته باشد.
یک هفته پیش، بلکه از ابتدای این بحران سخنان متداول در رسانه ها و جاری بر سر زبان مسئولان در این چهار کشوری که قطره را محاصره کرده اند درباره ده شرطی بود که دوحه باید به آن ها متعهد شود، پیش از این که وارد گفتگوی رو در رو شود، اما این شرط ها رسما منتشر نشد. این مسئله شیخ محمد بن عبد الرحمن آل ثانی، وزیر امور خارجه قطر را وادار به گفتن این سخنان کرد که کشورش آماده بررسی هرگونه درخواستی است “چنانچه وجود داشته باشد” اما قطر تاکنون هیچ درخواستی را دریافت نکرده است. شاید این امر عادل الجبیر، وزیر امور خارجه عربستان را پس از نشست دیروز با همتای انگلیسی خود بوریس جانسون در لندن وادار به گفتن این مسئله کرد که کشورش در حال آماده کردن فهرست شکایت ها علیه قطر در طی دو روز آینده است.
برخی منابع در کشورهای حاشیه خلیج فارس به روزنامه “رای الیوم” تاکید کردند این خواسته ها یا شکایت ها یا شرط ها (هر طور می پسندید آن ها را بنامید) را می توان در نکته های زیر خلاصه کرد:
نخست: عذرخواهی رسمی قطر از زبان امیر این کشور شیخ تیم بن حمد آل ثانی از تمام کشورهای حاشیه خلیج فارس به علت توهین های شبکه “الجزیره” و این که این شبکه بلافاصله تعطیل شود.
دوم:قطع تمام روابط و متوقف کردن تامین مالی جنبش “اخوان المسلمین” مصر و اخراج همه عناصر موجود این جنبش در دوحه ، قطع تمام انواع تامین مالی مستقیم و غیرمستقیم بازوهای سیاسی و رسانه ای آن در خارج به ویژه در استانبول و لندن.
سوم: بستن تمام شبکه ها و سایت ها و روزنامه هایی که قطر به نام شرکت ها و افراد تاسیس کرده تا ویترین های جایگزین رسانه های رسمی قطر باشند از جمله شبکه های تلویزیونی که فهرست کامل نام آن ها وجود دارد.
چهارم: قطع روابط سیاسی با ایران و صدور دستوربه رسانه های قطر مبنی بر برخورد با این کشور به عنوان کشور حامی تروریست مانند شبکه های دیگر کشورهای حاشیه خلیج فارس به ویژه “العربیه” و “اسکای نیوز”.
پنجم: قطع کامل روابط با “حزب الله” و “جنبش حماس” و تروریستی خواندن آن ها. اگرچه عقب نشینی هایی درباره جنبش حماس در پی میانجیگری رئیس جمهور مصر عبد الفتاح السیسی صورت گرفت.
ششم: نپذیرفتن هر گونه عنصر مخالف حکومت های کشورهای حاشیه خلیج فارس از سوی قطر در خاک خود و عدم اعطای تابعیت به آن ها و تحویل فوری این مخالفان به مقامات کشورهایشان. در این راستا دو هفته پیش دولت قطر مخالف عربستانی محمد العتیبی و خانواده او را به مقامات عربستان تحویل داد.
هفتم: بستن مراکز و پژوهشکده هایی که دولت قطر آن ها را تامین مالی می کند و دوحه مقر آن ها است و همچنین تعطیل کردن مراکز و موسسه های مشابه در خارج از این کشور.
هشتم: تعهد کشور قطر به عدم هر گونه موضع گیری سیاسی مخالف که به کشورهای دیگر حاشیه خلیج فارس زیان می رساند.
نهم: عدم ورود در هرگونه ائتلاف سیاسی یا نظامی با کشورهای منطقه که ممکن است با منافع راهبردی کشورهای حاشیه خلیج فارس تعارض داشته باشد. منظور ترکیه و ایران است.
دهم: عادی سازی روابط با مصر و متوقف کردن تبلیغات رسانه ای علیه مقامات این کشور.
به نظر می رسد این شرط ها بسیار سخت گیرانه است و شاید دشوار باشد که دولت قطر آن ها یا بیشترشان را بپذیرد زیرا به معنای چشم پوشی کامل از حاکمیت این کشور و تبدیل شدن به “شیر بی یال و دم و اشکم” بدون هیچ گونه اهرم یا تصمیم گیری سیاسی مستقل است. در این جا برخی می گویند آمریکا هم مانند چنین شرط هایی را بر رئیس جمهور عراق صدام حسین هنگام مذاکرات “خیمه صفوان” در مرزهای کویت و عراق پس از بیرون راندن نیروهای عراقی از کویت در سال ١٩٩١ تحمیل نکرد. به این ترتیب که آمریکایی ها بر طرف عراقی تغییر ایدئولوژی را شرط نگذاشتند. چه مخالف و چه موافق برخی تا این اندازه پیش رفتند که گفتند این شرط های ده گانه به معنای تغییر نظام این کشور به روشی غیر مستقیم است.
آنچه عملا خواسته می شود تغییر نظام در قطر است چه با تغییر حاکم یا تغییر مواضع و سیاست های او. دکتر انور قرقاش وزیر دولت امارات متحد عربی، صراحتا در یکی از توئیت های خود این مسئله را مطرح کرد” ما خواستار تغییر نظام نیستیم بلکه خواستار تغییر سیاست های آن هستیم”. نمی توان این دو را از هم جدا کرد زیرا نظام قطر بدون سیاست های “آشوبگرانه” کنونی اش “مترسکی” بیش نخواهد بود.
کسانی که این شرط ها را ترویج می دهند می گویند این شروط حداکثری هستند که در سایه از میان رفتن اعتماد به نظام قطر نمی توان از آن ها چشم پوشی کرد اما از آن جا که مربع عربستان سعودی، امارات متحده، بحرین و مصر پس از وقوع تغییر در موضع آمریکا به نفع دفاع از قطر پس از امضای قرارداد [فروش] جنگنده ها از سوی وزیر دفاع این کشور، میانجیگری و راه حل سیاسی برای این بحران را پذیرفته است؛ بنابراین این امر شاید به معنای وجود آمادگی برای کاهش سقف و محدوده این شرط ها و خواسته ها در هرگونه گفتگویی در آینده باشد.
این چهار کشور شاید دلیل محکمی برای پافشاری بر عدم اعتماد به مقامات قطر به علت عدم اجرای بندهای توافق سال ٢٠١۴ از سوی این کشور را در اختیار داشته باشند؛ اما ان ها به نظر ما هنگامی اشتباه کردند که محاصره غذایی را بر کشور قطر از طریق بستن مرزهای زمینی و بندرها اعمال کردند زیرا هشتاد درصد واردات مواد غذایی قطر از طریق این مبادی صورت می گیرد. گرچه می پذیریم که قطر می تواند این محاصره را از میان ببرد زیرا ناوگانی عظیم از هواپیماهای غول پیکر باربری و مسافربری در اختیار دارد که شمار آن ها بیشتر از ٣٠٠ فروند است؛ اما تمام محاصره هایی که در تاریخ مدرن تحمیل شده جنبه غذایی را مستثنی کرده اند به جز دو محاصره؛ نخست در غزه و دوم در یمن و دردآور این است که قطر به علت عضویت در ائتلاف عربی و “طوفان قاطعیت” در دومی شرکت داشت.
تحول مهم تر و قابل توجه در این بحران این بود که این کشورهای چهارگانه و به خصوص عربستان سعودی میزان زیادی از قدرت نرم خود را از دست داده اند و این مسئله کاملا در عدم پاسخ مثبت بسیاری از دولت ها به خواسته این چهار کشور برای حمایت از آن ها و قطع رابطه با قطر مشخص شد و چهار کشور تنها به آن پاسخ مثبت دادند که عبارت اند از موریتانی، اریتره، جزایر کومور و یمن. در حالی که برخی کشورها مانند اردن و جیبوتی از سر تعارف سطح روابط خود را کاهش دادند.
مسئله قطعی این است که قطر بازنده اصلی این بحران خواهد بود زیرا دشمنانش به صورت کلی یا جزئی موفق شدند اتهام تروریسم را به این کشور به چسبانند و از نظر سیاسی و اقتصادی این کشور را محاصره کنند و در موضع دفاع از خود قرار دهند اما طرف مقابل نیز به پیروزی که انتظار داشت دست نیافت یعنی تسلیم شدن کامل [قطر] در برابر خواسته هایش حداقل تا اکنون که این گونه بوده است.
در هر صورت بحران ادامه دارد و همچنان دشوار است حکم نهایی قطعی را نمی توان صادر کرد و احتمال غافلگیری ها وجود دارد و ما به پیگیری و انتظار ادامه می دهیم.

 منبع: اداره کل رسانه های خارجی وزارت فرهنگ