پژوهشگر الکساندر کازرونی ریشه های تنش بین دو کشور که به قطع همه مناسبات آن ها از اوایل ژوئن انجامیده، تجزیه و تحلیل می کند.
الکساندر کازرونی، کارشناس سیاسی و پژوهشگر دانش سرای عالی، کارشناس مسایل سلطان نشین های حاشیه خلیج فارس است. او به تازگی کتاب «آینه شیوخ» را منتشر کرد. کتاب موزه و سیاست در امیرنشین های خلیج فارس، به مطالعه راهبرد نفوذ فرهنگی دوحه و ابوظبی پرداخته است. او به تجزیه و تحلیل علل بحرانی که قطر را در برابر عربستان سعودی و امارات متحده عربی قرار می دهد، در روزنامه لوموند پرداخته است. 
در اوایل ژوئن این دو کشور همه روابط دیپلماتیک و اقتصادی خود را با قطر قطع و دوحه را به خوش خدمتی به ایران و جنبش های «تروریستی» در خاورمیانه متهم کردند. از نظر کازرونی، ریشه های این رویارویی را باید در خودداری عربستان از اجازه دادن به امیرنشین های خلیج [فارس] برای خارج شدن از مدار دیپلماتیک و فرهنگی آن، پس از نخستین جنگ خلیج [فارس] در سال ١٩٩١، جستجو کرد.
روزنامه لوموند – ریشه های این بحران کدامند؟
کازرونی – ریشه های این بحران به اشغال کویت توسط نیروهای عراقی در سال ١٩٩٠ برمی گردد. این رویداد نقطه عطف واقعی در منطقه بود. در سال ١٩٨١ کشورهای حاشیه خلیج فارس – کویت، قطر، بحرین و امارات متحده عربی – برای تضمین امنیت خود در برابر ایران انقلابی، عضویت در شورای همکاری خلیج فارس را پذیرفتند. این امر مستلزم این بود که از بخشی از حاکمیت خود چشم پوشی کنند. اداره این اتحادیه منطقه ای تحت سلطه عربستان سعودی بود و به ویژه در طول سال های ١٩٨٠ شورای همکاری خلیج فارس در بین جوانان کشورهای عضوی این شورا گسترش سلفی گری سعودی را تسهیل کرد.
چگونه؟
از طریق دانشجویان کویتی، بحرینی و اماراتی که برای تحصیل به ریاض می روند. کشورهای کوچک خلیج فارس در ازای این چشم پوشی از حاکمیت باید تحت حمایت عربستان سعودی که تنها کشور منطقه است که در آن زمان روابط نزدیکی با آمریکا داشت، قرار می گرفتند. اما ناگهان در سال ١٩٩٠ در برابر ورود نیروهای صدام حسین به کویت، آنها متوجه این واقعیت شدند که این پیمان نقش خود را ایفاء نمی کند.
چگونه آنها واکنش نشان دادند؟
امیر کویت، شیخ صباح پول هنگفتی را در زمینه روابط عمومی هزینه کرد. باید ماجرای جنین ها را یادآوری کرد. گفته شده است که نوزادان نارس کویتی توسط سربازان عراقی از جنین خود بیرون کشیده می شدند. یک آژانس روابط عمومی این ماجرا را تهیه کرده بود. اما این ماجرا تأثیر زیادی در غرب داشت. حاکمان امیرنشین های حاشیه خلیج فارس متوجه شدند که تنوع بخشیدن به مشتریان خود ضروری است. تجار اسلحه و شرکت های نفتی دیگر کافی نیستند. باید توجه کسانی که افکار عمومی غرب را شکل می دهند یعنی هنرمندان، ورزشکاران، دلالان آثار هنری و دانشگاهیان …را به خدمت بگیرند.
آیا این منشاء سیاست نفوذ فرهنگی آنهاست؟
دقیقاً عقیده گشایش موزه در دوحه [آنچه که در سال ٢٠٠٨ با موزه هنرهای اسلامی انجام شد] در برابر به آتش کشیده شدن موزه ملی کویت توسط ارتش عراق، در ذهن حمد بن خلیفه آل ثانی، امیر آینده قطر، در سال ١٩٩١ به وجود آمد. این سیاست به حاکمان کوچک خلیج [فارس] کمک خواهد کرد تا جامعه خود را «سلفی زدایی» کنند و سهم حاکمیت فرهنگی را که در سال های ١٩٨٠ از دست داده بودند، دوباره به دست آورند. این امر به ویژه در قطر تحقق یافت. قطر که تنها کشور حاشیه خلیج [فارس] با اکثریت مذهب حنبلی بود [محافظه کارترین مکتب فکری اسلام سنی] از سلفی گری تحمیل شده از سوی ریاض بیشترین آسیب را تحمل کرده است.
به طور قطع عربستان سعودی نگرش خوبی به آن ندارد…
البته، تا جایی که حمد به آمریکا پیشنهاد کرد که در سرزمینش پایگاه نظامی مستقر کند. او با دیدن برخاستن هلی کوپترهای آمریکایی از دوحه در طول جنگ خلیج فارس این نظر را داشت. (پایگاه العدید که از اوایل سال های ٢٠٠٠ شروع به فعالیت کرد).
بدین ترتیب سعودی ها در صددند از ورود وی جلوگیری کنند و سپس خود را در قدرت حفظ کنند. آنها از شاهزاده عبدالعزیز، برادر ناتنی حمد که از سال ١٩٧۶ تا کنون ولیعهد بود، به عنوان نامزد جانشینی امیر خلیفه که از سال ١٩٧٢ بر سر قدرت بود، حمایت کردند.
در سال ١٩٩٢ یک درگیری در مرز دو کشور در الخافوس روی داد. دو سرباز قطری کشته شدند. در سال ١٩٩۵ حمد با سرنگون ساختن پدر خود قدرت را به دست گرفت. اما در سال ١٩٩۶ جناح طرفدار خلیفه بیهوده کوشید با حمایت عربستان سعودی دست به ضد کودتا بزند. زیرا در قطر بود که دخالت سعودی در ماجرای سیاسی همسایگان آنها بیشتر احساس می شد.
با چه نتیجه ای؟
این امر تصمیم شیخ حمد را در نزدیک شدن به غربی ها تقویت کرد. اما نه فقط غربی ها. روابط به نسبت خوب قطر با ایران تا حدی به این خصومت با ریاض انجامید. وانگهی قطر برای کاهش فشار فرهنگی سعودی از برگ برنده اخوان المسلمین سود جست تا آن جا که تلاش کرد از سال ٢٠١١ تا ٢٠١٣ آنها را در مصر به قدرت برساند.
به عبارت دیگر پیشینه بحران شورای همکاری خلیج فارس به یک ماه پیش برنمی گردد…
شورای همکاری خلیج فارس از سال ١٩٩١ در حال از بین رفتن است. از این زمان تا کنون فقط باعث تفرقه شده است. ریاض قصد ندارد اجازه دهد سرسپردگانش خود را آزاد کنند. آنچه که عربستان سعودی و امارات متحده عربی در صددند انجام دهند، این است که با سود جستن از انتخاب ترامپ به گذشته بازگردند و تاریخ را بازنویسی کنند.

منبع: اداره کل رسانه های خارجی وزارت فرهنگ