محسن روحی صفت در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی با اشاره به مشکلات تاریخی میان افغانستان و پاکستان و مشکل دیرینه در خصوص مرز «دیورند» میان دو کشور که از زمان تاسیس پاکستان وجود داشته است، اظهار داشت: این مسئله مشکل اصلی در روابط این دو کشور است که مسائل دیگر را تحت الشعاع خود قرار می‌دهد. پاکستان از اینکه دولت افغانستان در طول صد سال گذشته مرزش را به رسمیت نشناخته و ادعاهایی درباره بخشی از سرزمینش وجود دارد، رنج می‌برد.

وی با یادآوری اینکه پاکستان از بین سه همسایه خود، با دو همسایه‌اش مناقشه جدی مرزی دارد و مرزهایش نامشخص است، افزود: پاکستان درگیر جنگ با هند است و مرز رسمی با این کشور ندارد. در طول زمان، هندوستان مرتب در مقایسه با پاکستان کشور قوی‌تری شده است و پاکستان امیدی به غلبه بر این کشور ندارد.

این دیپلمات پیشین کشورمان با بیان اینکه پاکستان احساس می‌کند در مقابله با افغانستان که ضعیف‌تر از خودش است، می‌تواند موازنه قوا را به نفع خود برهم بزند، گفت: با حوادثی که طی 40 سال گذشته در افغانستان روی داده است، این زمینه بیشتر برای پاکستان فراهم شد؛ در حالی که تا قبل از کودتای اردیبهشت 58، به دلیل اینکه افغانستان مدتی در اردوگاه شرق بود، پاکستان جرات تعرض به این کشور را نداشت.

 

ویژگی‌های سیاسی دولت مطلوب پاکستان در افغانستان

روحی صفت با بیان اینکه به لحاظ سیاسی دولت پاکستان علاقه‌مند است، دولت کابل رابطه حسنه‌ای با هند به عنوان دشمن اسلام‌آباد نداشته باشد، اضافه کرد: پاکستان علاقه‌مند به حضور دولتی در کابل است که با او در برابر هند متحد باشد. ضمن اینکه پاکستان، افغانستان را عمق استراتژیک خود می‌داند و علاقه دارد دولت کابل از سرزمین آن‌ها به عنوان ترانزیت استفاده کند و حیات و ممات افغانستان که از طریق تجارت شکل می‌گیرد، از راه بندر کراچی باشد.

وی ادامه داد: پاکستان تمایل دارد دولتی قوی در افغانستان بر سر کار نباشد؛ چرا که در این صورت نمی‌تواند مطالباتش را از دولت کابل بگیرد. علاوه بر آن علاقه‌ای هم به استقرار دولت ملی‌گرا در افغانستان ندارد؛ به این دلیل که ممکن است احساسات ملی‌گرایی در افغانستان بر سر ادعاهایی که در خصوص خاک پاکستان در سرزمین پشتونستان دارند، تقویت شود. در واقع پاکستان علاقه دارد آن‌ها که در کابل حکومت می‌کنند، نیروهای مذهبی همسو باشند؛ چرا که با اتحاد مذهبی می‌تواند مسائل ملی و مرزی را تحت الشعاع قرار دهد.

به اعتقاد این کارشناس مسائل بین‌الملل؛ پاکستان با طالبان بهتر از نیروی بروکرات ملی‌گرا و حتی پشتون می‌تواند کار کند؛ علاوه بر آن این کشور، علاقه‌مند به شکل‌گیری جامعه مدنی در افغانستان نیست؛ چرا که گروه‌های مدنی در افغانستان به دلیل مسائل تاریخی، احساسات ضد پاکستانی دارند.

وی با تأکید بر اینکه آب، موضوعی حیاتی برای پاکستان است، خاطرنشان کرد: 30 درصد آب پاکستان از افغانستان وارد می‌شود و افغانستان در چند سال گذشته دو سد بزرگی را که آب آن به سمت ایران می‌آمد، تکمیل کرد. این کشور طرح کنترل آب‌هایی را که به سمت پاکستان می‌رود هم آماده کرده است و به دنبال سدسازی روی رودخانه‌هایی است که به سمت پاکستان می‌رود. پاکستان به شدت از این موضوع ناراضی است و یکی از خواسته‌هایی که از افغانستان دارد نساختن این سدها است. درواقع پاکستان نگرانی‌هایی در رابطه با مرز و آب نسبت به افغانستان دارد.

روحی صفت نبود ارتش قوی و منسجم در افغانستان را مطلوب پاکستان دانست و توضیح داد: اسلام آباد تمایل دارد نیروهای امنیتی و نظامی افغانستان، در پاکستان آموزش ببینند و درخصوص تعداد لشگر و نیروهای افغانستان هم محدودیت‌هایی قائل است. همچنین پاکستان علاقه دارد نیروهای افراطی نیابتی در افغانستان داشته باشد تا بتواند از آن‌ها علیه هند استفاده کند، همان‌طور که 20 سال پیش، از نیروهای افغان در خدمت ارتش پاکستان در هند عملیات کردند.

 

موارد مطلوب پاکستان از بعد اقتصادی در افغانستان

وی امنیت خط ترانزیت انتقال انرژی را برای اسلام آباد مهم برشمرد تا انرژی ترکمنستان از طریق افغانستان به پاکستان و یا هند منتقل شود و افزود: اسلام آباد چندان به سرمایه‌گذاری در افغانستان نپرداخته است و در طول 20 سال گذشته شاهد سرمایه‌گذاری زیرساختی از سوی پاکستان در افغانستان نبوده‌ایم. حتی تعهداتی را هم که داشته دنبال نکرده است؛ چرا که علاقه دارد افغانستان بیشتر به پاکستان وابستگی اقتصادی داشته باشد.

این دیپلمات پیشین با بیان اینکه انتظار پاکستان این است که حکومت قومی که اکنون با حضور طالبان جلوه کرده بر کل سرزمین افغانستان حاکمیت داشته باشد، گفت: با این حال، سیاست اعلامی پاکستان متفاوت بوده و عنوان می‌کند که به صلح در افغانستان علاقه‌مند است.

روحی صفت با یادآوری اینکه زمانی که مرگ ملاعمر اعلام شد، مشخص شد او دو سال پیش فوت کرده است، تصریح کرد: در این دو سال احکامی صادر و طالبان اداره می‌شد. کسی به این پرسش پاسخی نداد که در این دو سال چه کسی طالبان را اداره و سرپرستی می‌کرد! مشخص است که دستگاه و نیروی دیگری بوده که در این دو سال و تا زمان مشخص شدن جانشین ملاعمر، طالبان را اداره می‌کرده است.

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل ادامه داد: در پاکستان هم جناح‌ها و نهادهای مختلفی حضور دارند که درخصوص مسئله افغانستان فعالیت دارند، دولت مواضع رسمی معتدلی نسبت به افغانستان دارد، بخش دیگر ارتش است که در این باره تصمیم‌گیر اصلی است. بخش دیگر هم بازنشستگان اطلاعات ارتش پاکستان هستند که مواضع تندی دارند و مجری سیاست‌های پاکستان درخصوص افغانستان و طالبان به شمار می‌روند و در میدان و صحنه‌ها حضور فعالی دارند.

وی به حضور گسترده اتباع پاکستانی در میان نیروهای طالبان و همچنین خودسرانه خواندن این حضور از سوی اسلام آباد اشاره و اضافه کرد: با اینکه گفته می‌شود طالبان80 درصد سرزمین افغانستان و یا نیمی از آن را در اختیار دارند، رهبرانشان هیچ گاه ادعا نمی‌کنند در افغانستان حضور دارند و مقر فرماندهی‌شان خارج از این کشور است؛ این مسئله جای سوال جدی دارد.

 

عدم مشروعیت و شناسایی رسمی؛ مشکل منطقه‌ای و جهانی طالبان

روحی صفت با اشاره به اخبار منتشر شده درباره تلاش پاکستان برای دعوت از گروه‌های مختلف افغانستان با هدف ایجاد مذاکره میان آن‌ها و همچنین برگزاری نشستی میان کشورهای همسایه افغانستان، گفت: مشکل اصلی که در حمله 20 سال پیش طالبان نمود پیدا کرد، این بود که آن‌ها با وجود اینکه 90 درصد خاک افغانستان را در اختیار گرفته بودند، مورد شناسایی واقع نشدند. فقط سه کشور پاکستان، امارات و عربستان دولت طالبان را به رسمیت شناختند. این موضوع عامل مهمی در عدم موفقیت سیاست‌های پاکستان و دولت طالبان بود.

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل تأکید کرد: آن‌ها از تاریخ درس گرفته‌اند و می‌بینیم لحن و گفتار طالبان و پاکستان نسبت به 20 سال پیش نرم‌تر شده؛ هر چند در عمل تفاوت‌هایی ایجاد نشده، اما در گفتار متفاوت عمل می‌کنند. اکنون هم تمهیداتی از سوی دولت پاکستان در جریان است که این شناسایی در سطح منطقه‌ای و جهانی اتفاق بیفتد و تلاش برای برگزاری این نشست‌ها را می‌توان در این راستا ارزیابی کرد.

 

خط دهی توافق دوحه به طالبان برای کسب مشروعیت

روحی صفت به توافق آمریکا و طالبان درخصوص عدم تصرف مراکز استان‌ها اشاره کرد و افزود: در این توافق گفته شد که باید مذاکرات میان دولت کابل و جناح‌های سیاسی با طالبان شکل بگیرد و دولت آمریکا از خروجی آن حمایت کند، هر چند اگر این مذاکرات منجر به حکومت طالبان شود!

وی حمله طالبان به مراکز استان‌ها را در راستای اعمال فشار به دولت آمریکا برای تحمیل خواسته‌هایشان عنوان کرد و ادامه داد: به نظر می‌رسد طالبان تا محاصره کابل پیش می‌روند تا در آنجا درخواست مذاکرات کنند و حکومت را به شکلی از دولت کنونی تحویل بگیرند تا شناسایی رسمی هم همراه آن باشد و مشروعیت بین‌المللی هم داشته باشند.