رژیم صهیونیستی ازجمله حامیان دولت‌های مرتجع عرب به شمار می‌رود و در اغلب جنایات این دولت‌ها از آن‌ها حمایت کرده است. همچنین در رابطه با مسئله ایران و برجام نیز این رژیم از هیچ اقدامی برای تخریب توافقنامه هسته‌ای فروگذار نکرد؛ اما امروز با روی کار آمدن جو بایدن در آمریکا و تفاوت احتمالی در سیاست‌های وی نسبت به تل‌آویو و ریاض در مقایسه با دونالد ترامپ نگرانی‌هایی برای آنها ایجاد شده است.

به‌طور تفصیلی‌تر اگر بخواهیم به این بحث بپردازیم باید گفت در شطرنج میدانی محور مقاومت 3 عامل تأثیرگذار برای تشدید بی‌ثباتی در منطقه به‌طور هماهنگ عمل می‌کنند که عبارت‌اند از واشنگتن، ریاض و تل‌آویو.

در وهله نخست باید به نقش ایالات‌متحده آمریکا بپردازیم که به‌عنوان بازیگر اصلی بحران‌های منطقه‌ای در سازمان‌دهی بحران‌ها، تقابل با نظام‌های مستقل، چینش جریان‌های تروریستی و تکفیری و تعیین راهبردهای امنیتی و نظامی نقشی کاملاً فرادستی ایفا می‌کند. حمله به افغانستان، عراق، لیبی، تشویق عربستان در حمله به مردم یمن، سرنگونی دولت اخوان‌المسلمین مصر و دخالت در مسائل داخلی کشورهای عرب حوزه خلیج‌فارس بخشی از سیاست‌های منطقه‌ای آمریکا تلقی می‌شود؛ اما دو ابزار مهم دیگر نیز در اختیار آمریکا قرار دارند که بدون این دو بازو، ایالات‌متحده قادر به تغییر شطرنج میدانی، سیاسی و جغرافیائی منطقه نخواهد بود. عربستان سعودی به‌عنوان یک کشور راهبردی که از توان مالی بالایی برای پیشبرد اهداف آمریکا برخوردار است در طول 4 دهه گذشته همواره با قطب‌نمای آمریکا نقشی کاملاً تخریبی در منطقه به‌ویژه در جغرافیای محور مقاومت ایفا کرده است. برآیند گزارش‌ها نشان می‌دهد از مارس سال 2011 که بحران سوریه آغاز شد تاکنون عربستان بیش از 80 میلیارد دلار کمک مالی در اختیار گروهک‌های تروریستی موردحمایت آمریکا قرار داده است. گمانه‌زنی‌ها نیز نشان می‌دهد که عربستان در طول 6 سال جنگ ظالمانه علیه مردم بی‌دفاع یمن مبلغ 350 میلیارد دلار هزینه کرده اما نتوانست دستاورد قابل قبولی در جنگ علیه یمن داشته باشد. اهرم قدرتمند دیگری که بدون توجه به قوانین بین‌المللی به‌عنوان ابزار امنیتی و نظامی آمریکا در منطقه به‌ویژه علیه محور مقاومت عمل می‌کند، رژیم صهیونیستی است. این رژیم که از یک پشتوانه سیاسی و بین‌المللی و از یک مصونیت جهانی برخوردار است در طول چند دهه گذشته برای ایفای نقش تهاجمی علیه محور مقاومت همسو با آمریکا و برخی کشورهای غربی عمل کرده است. کمک به ائتلاف عربستان علیه مردم یمن، تقویت گروهک‌های تروریستی در عراق، سوریه و لبنان و تأسیس پایگاه‌های جاسوسی در شمال عراق و بمباران مراکز نظامی وابسته به محور مقاومت در سوریه، عراق، فلسطین و لبنان بخشی از رفتارهای تهاجمی این رژیم تلقی می‌شود.

هدف آمریکا و اسرائیل حذف فیزیکی جریان‌های وابسته به محور مقاومت، کاهش نفوذ منطقه‌ای ایران، ایجاد شکاف میان کشورهای اسلامی و عربی و خیز بیشتر برای تسلط بر بخش دیگری از اراضی اشغالی فلسطین است. در طول روزهای اخیر که قرار بود در آستانه روز جهانی قدس، انتخابات پارلمانی فلسطین برگزار شود، رژیم صهیونیستی، آمریکا و عربستان با فشار بر تشکیلات خودگردان، محمود عباس، رئیس این تشکیلات را وادار کردند تا انتخابات را به تعویق بیندازد. علت این امر این است که اگر این انتخابات در فضای فعلی که محبوبیت حماس به‌شدت در اراضی اشغالی افزایش یافته برگزار شود، قطعاً این جنبش کرسی‌های بیشتری در مجلس ملی فلسطین به‌دست خواهد آورد و بار دیگر قدرت را در دست خواهد گرفت؛ بنابراین رژیم صهیونیستی با استفاده از پشتوانه‌های سیاسی آمریکا و غرب هرروز دامنه رفتارهای تهاجمی خود را در سطح منطقه گسترش می‌دهد اما فضای داخلی اسرائیل بیش از این به رهبران رژیم صهیونیستی اجازه ماجراجوئی در منطقه را نخواهد داد. درعین‌حال تغییر حاکمیت در کاخ سفید، نگاه منفی دموکرات‌های آمریکا نسبت به حاکمیت حزب لیکود، کاهش نقش تخریبی عربستان در منطقه، بروز شکاف در میان جریان‌های سیاسی فلسطین اشغالی و شرایط اقتصادی ناپایدار این رژیم قطعاً قدرت مانور تخریبی اسرائیل علیه محور مقاومت را کاهش می‌دهد. لذا می‌توان گفت تحولات امروز منطقه خیلی به خواست محور عبری-عربی پیش نمی‌رود.