دلایل مخالفت آمریکا

مخالفت با نورد استریم 2 یکی از معدود موضوع‌های موردتوافق دو حزب دموکرات و جمهوری‌خواه است. دولت اوباما نیز مخالف سیاست‌های مرکل در قبال خط لوله بود. هم ترامپ و هم بایدن خواستار لغو این قرارداد هستند. دونالد ترامپ رئیس‌جمهور پیشین آمریکا با حمایت اعضای کنگره این ادعا را مطرح می‌کرد که نورد استریم 2 اروپا را به‌طور کامل به عرضه انرژی روسیه وابسته می‌کند و با تکمیل این خط لوله، آلمان به اسیری در دستان روسیه تبدیل خواهد شد. این امر مشخص است که ایالات‌متحده علاقه‌مند به افزایش فروش گاز خود به اروپا است که از آن با عنوان گاز آزادی[1] نام می‌برد. گروهی از سناتورهای هر دو حزب نیز ژوئن 2020 پیشنهاد گسترش تحریم بر ضد شرکت‌هایی را مطرح کردند که در این پروژه فعال هستند. این محدودیت‌ها در قانون دفاع 2021[2] گنجانده شد و در آغاز سال 2021 به اجرا درآمد. از یک‌سو، دولت بایدن به دنبال ترمیم روابط میان واشنگتن و بروکسل است که در دولت ترامپ آسیب‌دیده بود و از سوی دیگر، به‌دنبال اتخاذ موضع قاطع در برابر روسیه است، به همین خاطر نیز تحریم‌های کنگره را اجرا خواهد کرد.

دلایل مخالفت ایالات‌متحده با نورد استریم 2 دقیقاً مشابه با دلایلی است که روسیه خواستار تکمیل آن است. نخست، با توجه به انتقال گاز از روسیه به آلمان از طریق بالتیک، روسیه اهرم فشار بیشتری بر اروپا پیدا خواهد کرد و این امر می‌تواند موجب تقویت نفوذ کرملین در اروپا شود و در صورت بروز تنش، میلیون‌ها اروپایی دچار مشکل خواهند شد. دوم، وابستگی انرژی اروپا می‌تواند امکان مداخله بیشتر مسکو را در تحولات اروپایی به‌ویژه از طریق جنگ هیبریدی فراهم سازد. این خط لوله جدید همچنین می‌تواند اوکراین و لهستان را از درآمدهای قابل‌توجهی محروم کند. چهارم، برخی به این موضوع اشاره می‌کنند که تکمیل نورد استریم 2 تهدیدی اطلاعاتی برای غرب است و این خطر وجود دارد که از این زیرساخت‌ها برای تعبیه ابزارهای نظارتی در بستر دریای بالتیک و در امتداد مسیر خط لوله استفاده شود. آن‌هم با توجه به اینکه ناتو از دریای بالتیک برای برگزاری مانورهای خود استفاده می‌کند و تنها آبراهه برای انتقال ال ان جی به کشورهای اروپایی است. لهستان نیز معتقد است که هرگونه تعامل با روسیه در این زمینه به معنای همکاری با نهادهای امنیتی روسیه است. همچنین ایالات‌متحده به دنبال افزایش صادرات انرژی به اروپا در سال‌های پیش رو است. نکته دیگر آنکه واشنگتن معتقد است این خط لوله اروپا را دچار اختلاف می‌کند، اوکراین و اروپای مرکزی را در معرض تهدیدهای روسیه قرار می‌دهد و حتی مغایر با اهداف اعلامی اروپا درحوزه انرژی است. در حقیقت، ایالات‌متحده آمریکا و برخی کشورهای اروپایی معتقدند نورد استریم بخشی از تدابیر سیاسی و اقتصادی روسیه برای مداخله در کشورهای اروپایی و تضعیف روابط فراآتلانتیکی است.

 

دلایل اهمیت خط لوله برای آلمان

از زمان مطرح‌شدن پیشنهاد ساخت نورد استریم 2 در سال 2011 میان ایالات‌متحده با حامیان اروپایی این پروژه اختلاف‌هایی بروز است. حامیان نورد استریم 2 به‌ویژه آلمان، مسکو را یک عرضه‌کننده قابل‌اطمینان در حوزه نفت و گاز می‌دانند، درحالی‌که منتقدان اروپایی و آمریکا این پروژه را موجب آسیب‌پذیری امنیتی اروپایی‌ها می‌دانند. این خط لوله آلمان را نسبت به تأمین نیازهای گازی خود باقیمت پایین آن‌هم در بحبوحه کاهش تولید اروپا مطمئن می‌سازد. روسیه هم تلاش می‌کند گزینه‌های صادرات خود به اروپا را متنوع کند. مرکل صدراعظم آلمان حمایت خود از نورد استریم 2 را در چارچوب سیاست موسع تعامل با روسیه و چین در حوزه تجارت پیگیری می‌کند. حامیان خط لوله معتقدند این روسیه است که بیشتر بر درآمد گاز طبیعی وابسته است تا آلمان برای دریافت انرژی. به همین دلیل، با اجرایی شدن این خط لوله، روسیه دیگر نمی‌تواند رفتار نامتعارفی از خود نشان دهد، زیرا در غیر این صورت با تحریم مواجه می‌شود. درواقع، برلین معتقد است وابسته ساختن روسیه به توافق‌های تجاری می‌تواند رفتار روسیه را در اروپا معتدل کند. از یک‌سو، دسترسی به گاز طبیعی که در مقایسه با زغال‌سنگ، آسیب کمتری به محیط‌زیست می‌زند، می‌تواند به گذار آلمان از قدرت هسته‌ای کمک کند. از سوی دیگر، برلین می‌تواند از تبعات قطع انتقال انرژی در صورت اوج‌گیری تنش میان کیف و مسکو در امان بماند. درواقع، تکمیل خط لوله آن به این کشور اجازه می‌دهد قدرت سیاسی و اهرم‌های نفوذ خود را در اروپا به‌ویژه پس از برگزیت تقویت کند. در این میان، هشت کشور اروپای شرقی هم مخالف این خط لوله هستند، زیرا موجب آسیب‌پذیری بیشتر آن‌ها در برابر ارعاب و نوعی اخاذی انرژی از سوی روسیه می‌شود. ایتالیا نیز معتقد است انتقال گاز روسیه از طریق آلمان به‌جای اوکراین، موجب تقویت نفوذ برلین در اتحادیه اروپا می‌شود. البته برلین امیدوار بود دولت بایدن موضع نرم‌تری در پیش بگیرد، اما ایالات‌متحده معتقد است که این پروژه یک ایده بد برای اروپا و آمریکا است.

 

جمعبندی

آینده نورد استریم 2 به یکی از مناقشه‌انگیزترین موضوع‌های فرا آتلانتیکی تبدیل‌شده و این پروژه مانعی جدی برای شروع جدید در روابط فرا آتلانتیکی پس از خروج ترامپ از کاخ سفید است. برخی به این موضوع اشاره می‌کنند که نورد استریم 2 نه به لحاظ اقتصادی ضروری است و نه به لحاظ ژئوپلیتیکی معقول و بیشتر یک پروژه سیاسی است که رهبری آن بر عهده نهادهای مالی آلمان و طرح‌های ژئوپلیتیک روسیه برای افزایش وابستگی اروپا به گاز این کشور است. البته مخالفت با نورد استریم و گسترش تحریم‌ها می‌تواند پیامدهایی نیز به همراه داشته باشد. درواقع، تحریم شرکت‌ها، سیاستمداران یا مقام‌های آلمانی می‌تواند روابط برلین و واشنگتن را دچار مشکل کند و به بروز تنش بیشتر میان اروپا و آمریکا ختم شود. یک رویکرد محافظه‌کارانه در این میان، به انتظار نشستن تا انتخابات سال 2021 آلمان است، زیرا حزب سبز آلمان مخالف پروژه است و پیروزی سبزها می‌تواند به معنای پایان پروژه باشد. می‌توان گفت مخالفت با تکمیل خط لوله با سیاست‌های موسع غرب برای منزوی ساختن روسیه به دلیل مداخله در اوکراین، مداخله در سوریه و انجام جنگ هیبریدی مرتبط است. البته آلمان به دنبال توافق با آمریکا برای تکمیل خط لوله است و سازوکاری را پیشنهاد داده است که به‌موجب آن روسیه نتواند در بازار انرژی اروپا اختلال به وجود بیاورد. دیپلمات‌های آلمانی می‌گویند نسبت به همتایان جدید خود در آمریکا اعتماد دارند، زیرا از دوره اوباما با آن‌ها آشنا هستند و معتقدند که می‌توان به توافقی میانه دست‌یافت.

[1]. Freedom Gas

[2]. 2021 Defense Act