مجیب الرحمان معتقد است: در حالی که هند و پاکستان از برخورد و تقابل نظامی بر سر اختلاف 62 ساله در این منطقه اجتناب کرده‌اند، جامعه جهانی باید یک گروه حقیقت‌یاب بین‌المللی برای کاهش خشونت تشکیل دهد.

هند اخیراً خودمختاری سیاسی بخشی از کشمیر را لغو کرد. این کشور برای سرکوب تظاهرات کنندگان، منع آمدوشد شدیدی اعمال کرده که بیشتر شبیه مقررات نظامی سختگیرانه است و علیه بیش از 7 میلیون نفر در دره کشمیر اعمال شده‌است. موسسه صلح آمریکایی در گفتگو با مجیب الرحمان، اندیشمند سیاسی و استاد دانشگاه جامعه ملیه اسلامی دهلی‌نو به کنکاش در خصوص این تحولات در کشمیر پرداخته که خلاصه‌ای از آن در پی می‌آید.

 

سوال) شما گفته‌اید که ادعای هند مبنی‌بر کنترل و تسلط بر کشمیر ایدئولوژی‌محور و برگرفته از اقدام جنبش سیاسی ملی‌گرای هندو است. از این رو، سه ماه پس از آن اقدام، گام بعدی چه خواهد بود؟ ضمن اینکه باید توجه داشت وضعیت بن‌بست بر کشمیر حاکم شده‌است. 

وقتی دولت هند خودمختاری سیاسی کشمیر را لغو کرد، در حقیقت زندگی عادی و کسب و کار روزمره مردم این منطقه را تعطیل کرده‌است. ما شنیدیم که این اقدام دولت هند قرار بود سه ماه یا بیشتر تداوم داشته باشد تا زمانی که زمستان فرا برسد. در فصل زمستان کشمیر پوشیده از برف خواهد بود که عملاً تظاهرات را دشوار خواهد ساخت. نارندرا مودی، نخست وزیر هند در اواسط اکتبر سال 2019، اعلام داشت ظرف چهار ماه (از اکتبر 2019) وضعیت در کشمیر عادی خواهد شد. اما دولت هند تاکنون هیچ طرح و برنامه خاصی را برای بهتر ساختن شرایط یا پایان دادن به منع آمدوشد اعلام نکرده‌است و هیچ کس نمی‌داند این وضعیت چه زمانی پایان می‌یابد. بیانیه‌هایی از سوی رهبران حزب مردم هند (حزب بهاراتیا جاناتا) منتشر شد که رهبران سیاسی کشمیر از حزب دموکراتیک خلق جامو و کشمیر به تدریج و مورد به مورد از بازداشت خانگی آزاد شده و سپس مجاز به مشارکت در فعالیت‌هایی خواهند شد که سخنگوی دولت هند آن را فعالیت‌های سیاسی عادی برشمرد. اما این امر نامعلوم است. فعالیت عادی سیاسی چیست؟ آیا این فعالیت عادی شامل اعتراض‌ها علیه اقدامات دولت خواهد بود؟

مشاور امنیت ملی هند در مصاحبه‌ای اعلام داشت که اکثریت مردم کشمیر از دولت هند حمایت می‌کنند و تمامی نارضایتی‌ها و مشکلات توسط اقلیتی ایجاد می‌شود. اگر چنین است و اگر این ادعا درست است، دولت هند می‌توانست با اقلیت مشکل‌ساز وارد مذاکره شود و مشکلات را حل کرده و اکثریت راضیِ مورد ادعای دهلی‌نو زندگی عادی خود را داشته باشند. دولت هند ادعا می‌کند که شرایط در کشمیر خیلی عادی است، اما اخبار و اطلاعات مربوط به کشمیر را سانسور می‌کند. بعلاوه، دولت هند هرگونه دسترسی رسانه‌های مستقل یا دیگر ناظران به کشمیر را ممنوع ساخته‌است. هر اطلاعاتی که به عنوان مثال از طریق یوتیوب پخش می‌شود عادی به نظر نمی‌رسد. مردم کشمیر برای تامین زندگی روزمره در مضیقه هستند و بیمارستان‌ها دچار بحران شده‌اند و فاجعه انسانی در پیش است.

حزب مردم هند به عنوان حزب حاکم این کشور و سازمان سلف آن مدت‌های طولانی بر این نظر ایدئولوژیکی  بوده‌اند که تمهیداتی همچون خودمختاری و استقلال برای اقلیت‌های هند ازجمله برای مسلمانان جامو و کشمیر باید لغو شود. حزب حاکم هند این کار را امسال به سادگی انجام داده‌است، چراکه حداکثر لازم در پارلمان را برای انجام این کار به دست آورد. اما این حزب نتوانسته‌است با مردم کشمیر گفتگو کند. من به شخصه می‌توانم بگویم که در دانشگاه ما تعدادی از دانشجویان کشمیری مشغول تحصیل هستند. تعدادی از همکارانم که در دانشگاه کشمیر تدریس می‌کنند به‌واسطه تعطیلی این منطقه به دهلی‌نو بازگشته‌اند. با این افراد که گفتگو می‌کردم معلوم بود افرادی هستند که دولت هند می‌توانست با آن‌ها گفتگو کند. این افراد نه تنها خارج از جریان اصلی نهادهای هند و تشکیلات سیاسی این کشور نیستند، بلکه بخشی از آن به شمار می‌روند. با این حال، دولت هند با این گروه از افراد در کشمیر که بخشی از جامعه مدنی، دانشگاه‌ها، مطبوعات و کارکنان بخش بروکراتیک هستند ارتباط برقرار نکرد. این افراد که از دید دهلی‌نو تاحدودی گروه‌های مطلوب به نظر می‌رسند نسبت به اقدامات دولت هند در منطقه کشمیر به شدت مایوس شده‌اند، دیگر نباید صحبت از  وضعیتی کرد که قشر وسیعی از مردم کشمیر دارند.

جان کلام این است که دولت هند هیچ برنامه‌ای برای کشمیر و وعده‌ای برای برقراری مجدد نظم و قانون جز تعطیلی کامل این منطقه ندارد.

 

سوال) شما همچنین گفته‌اید که بحران کشمیر بیانگر مشکلات گسترده‌ای در سیاست و حکومت هند و عدم توانایی آن برای حل و فصل منازعه داخلی، به‌ویژه ضعف احزاب مخالف همچون کنگره ملی هند است؛ قدری در این ارتباط توضیح دهید.

کنگره ملی هند نتوانسته‌است نبض انبوه مردم را به دست آورد و سپس براین اساس رهبری را به دست بگیرد. این امر یکی از دلایل انحطاط تدریجی آن است. بسیاری از رهبران ارشد کنگره ملی هند افرادی هستند که هیچ پایگاه مردمی ندارند و موقعیت و منصب بالای آن‌ها نتیجه لطف خانواده گاندی – نهرو است. از نقطه نظر سیاست حزب کنگره ملی هند، مایوس کننده‌ترین مولفه در بحران کشمیر این است که مانموهان سینگ ده سال به عنوان نخست‌وزیر بر هند حکمرانی کرده، اما از زمانی که تحولات این منطقه رخ داده حتی یک بیانیه جدی در خصوص کشمیر صادر نکرده‌است. از اینرو، احزاب مخالف هیچ موضع قوی‌ای به عنوان بدیل موضع دولت دهلی‌نو  تدوین نکرده‌اند.

اغلب احزاب سیاسی مخالف در پارلمان هند، احزاب سیاسی دمکراتیک نیستند، بلکه در اساس احزاب خانوادگی به شمار می‌روند. این احزاب به احزاب سلسله‌ای معروف هستند. احزاب یادشده عمیقاً نگران واکنش دهلی‌نو هستند، چراکه دولت فعلی برای بکارگیری کلیه تشکیلات دولتی جهت سرکوب مخالفت‌ها مصمم است. می‌توانم به شما فهرستی از رهبران مخالف را بگویم که در حال حاضر ظاهراً به واسطه فساد یا معاملات فساد در زندان هستند. بعلاوه، وقتی راهول گاندی، رهبر حزب کنگره یا دیگران صحبت از بحران کشمیر کنند، دولت هند احساسات عموم را برمی‌انگیزد و این افراد را به کمک به پاکستان متهم می‌کند.

از آنجایی که احزاب سیاسی مخالف پایگاهی در کشمیر ندارند، سرمایه‌های انتخاباتی آن‌ها به رای‌دهندگان کشمیری وابسته نیست. این احزاب ممکن است از خود بپرسند چرا باید در حمایت از مردم کشمیر صحبت کنند و خود را به خطر بیندازند. من نسبت به رهبران احزاب سیاسی مخالف به شدت مایوس هستم، چراکه هیچ یک از آن‌ها تلاش جدی حتی برای آزادی همکاران و همقطاران خود، یعنی رهبران احزاب سیاسی در کشمیر به عمل نیاورده‌اند. عمده‌ترین کاری که احزاب سیاسی مخالف ممکن است انجام دهند این است که به حوزه‌های انتخابیه خود بروند و به مردم خود از رنج مردم کشمیر بگویند.

در حالی که لغو خودمختاری و استقلال کشمیر توسط هیات حاکمه هند، یک پروژه ایدئولوژیکی است، بخشی از مسئولیت بحران کشمیر متوجه دیگر احزاب سیاسی ازجمله کنگره ملی هند می‌باشد که قبل از دولت فعلی یک دهه بر هند حکمرانی کرده‌است. اگر حزب یادشده پیشتر بر بحران کشمیر متمرکز می‌شد و به راه‌حلی دست می‌یافت، هند با شرایط امروز مواجه نمی‌شد.

 

سوال) جامعه بین‌المللی باید چه اقدامی انجام دهد؟

بحث‌ها و ملاحظات و پیام‌های توئیتری بین‌المللی و رهبران آمریکا هیچ تاثیری بر دولت هند برای تغییر مواضع‌اش نداشته است. از اینرو، پیشنهاد می‌کنم که هیات بین‌المللی برجسته تشکیل شود و این هیات بر دولت هند برای بازدید از کشمیر فشار وارد سازد و تحقیقات دقیقی به عمل آورد که چه اتفاقی در منطقه یادشده رخ داده‌است. گزارش خبری محدودی که در ارتباط با کشمیر مشاهده کرده‌ایم نشان از بحران انسانی عمده ازجمله بحران بهداشت در این منطقه دارد.

دولت هند اعتقاد دارد که کشمیر یک مسئله کاملاً داخلی است، اما در دنیای مدرن امروزی این قبیل ادعاهای حاکمیتی توسط یک حزب حاکم نمی‌تواند اقدامات آن را توجیه کند و رنج بی‌پایانی بر شهروندان خود تحمیل نماید. جامعه جهانی باید برای دولت هند روشن سازد که حفاظت از حقوق بشر بسیار حائز اهمیت است.

فشار یک هیات برجسته بین‌المللی بر هند برای بازدید از کشمیر و مشاهده وضعیت این منطقه موجب می‌شود تا اقدامات دولت هند زیر ذره‌بین قرار گیرد و این دولت ناچار به پذیرش مطالبات مردم کشمیر می‌شود.