شورای راهبردی آنلاین - گفتگو: کارشناس مسائل غرب آسیا گفت: رونمایی از برنامه چشمانداز ۲۰۵۰ عراق توسط محمد شیاع السودانی، نخستوزیر این کشور، نقطه عطفی در مسیر توسعه اقتصادی و کاهش وابستگی این کشور به درآمدهای نفتی ارزیابی میشود. این برنامه با هدف ایجاد اقتصاد متنوع، توسعه زیرساختها و قرار دادن عراق در کانون کریدورهای تجاری آسیا و اروپا طراحی شده و در صورت تحقق، میتواند معادلات ژئوپلیتیکی منطقه را تغییر دهد. السودانی در این طرح، بر عبور ۲۰ درصد از تجارت آسیا به اروپا از مسیر عراق تأکید کرده که در صورت موفقیت، این کشور را به بازیگری محوری در تجارت جهانی بدل خواهد کرد. از سوی دیگر، بحرانهای زیستمحیطی، چالشهای امنیتی و ضرورت اصلاح ساختارهای حکمرانی در عراق، این برنامه را به موضوعی چندبعدی و پیچیده تبدیل کرده است. برای ایران، اجرای چشمانداز ۲۰۵۰ نه تنها فرصتهای اقتصادی در حوزه انرژی و ترانزیت ایجاد میکند، بلکه امکان تقویت همکاریهای سیاسی و امنیتی را نیز فراهم میسازد. با این حال، موفقیت این برنامه منوط به رفع موانع داخلی و مدیریت هوشمندانه روابط خارجی بغداد است؛ موضوعی که میتواند آینده تعاملات ایران و عراق و جایگاه منطقهای هر دو کشور را در دهههای پیشرو بهبود بخشد.
محمدصالح صدقیان در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی اظهار داشت: «زمانبندی رونمایی از این برنامه، آن هم تنها چند ماه پیش از انتخابات پارلمانی پیام آشکاری دارد». او معتقد است: «محمد شیاع السودانی، نخست وزیر عراق با معرفی طرحی با اهداف بلندپروازانه، در پی ارسال پیامی امیدبخش به افکار عمومی عراق و همچنین نخبگان سیاسی و اقتصادی است. اما واقعیتهای میدانی عراق و ساختار پیچیده قدرت در این کشور، مانع از آن میشود که چنین برنامهای بهسرعت به دستاوردی ملموس تبدیل شود.»
کارشناس مسائل غرب آسیا در این باره توضیح میدهد که «رسانهها و افکار عمومی عراق در روزهای پس از رونمایی، استقبال گستردهای از چشمانداز ۲۰۵۰ نداشتند». به اعتقاد او، «این موضوع نهتنها بهخاطر ضعف در اطلاعرسانی و ارائه جزئیات از سوی دولت بود، بلکه ریشه در اولویتهای متفاوت مردم عراق نیز دارد. در شرایطی که جامعه این کشور با بحران بیکاری گسترده، فساد اداری، مشکلات معیشتی و چالشهای امنیتی دستبهگریبان است، طرحی با افق بلندمدت و اهداف کلی، نمیتواند دغدغه اصلی رأیدهندگان را برطرف کند.» این کارشناس تأکید میکند که «در ماههای منتهی به انتخابات، نگاه مردم بیشتر متوجه مسائل فوری و ملموس است؛ از آینده حشد الشعبی و روابط بغداد – واشنگتن گرفته تا بحرانهای بیکاری و خدمات عمومی در استانهایی مانند بصره، ناصریه و نجف. در چنین فضایی، هرچند طرحی چون چشمانداز ۲۰۵۰ میتواند ابزاری تبلیغاتی برای دولت باشد، اما بعید است به عاملی تعیینکننده در نتایج انتخابات بدل شود.»
به باور تحلیلگر ارشد مسائل عراق، «السودانی با این اقدام در پی ارسال دو پیام موازی است؛ از یک سو تلاش میکند نظر نخبگان دانشگاهی، اقتصادی و اجتماعی را به حمایت از دولت جلب کند؛ از سوی دیگر، میخواهد تصویری از دولتی آیندهنگر ارائه دهد که به فکر توسعه بلندمدت عراق است. اما واقعیت صحنه سیاسی این کشور نشان میدهد که رقبای سیاسی دولت با برجستهکردن کاستیهای موجود، از جمله ناتوانی در مهار فساد، حلوفصل بحران بیکاری و بهبود خدمات شهری، تلاش میکنند این پیام را خنثی کنند.»
صدقیان با اشاره به برخی اصلاحات و پروژههای عمرانی دولت عراق در چهار سال گذشته، از جمله توسعه شبکه برق، ساخت پلها در بغداد و پیشرفت در برخی طرحهای زیربنایی، میگوید: «این دستاوردها اگرچه قابل توجه است، اما هنوز نتوانسته تصویر کلی ناکارآمدی ساختار سیاسی و اداری عراق را تغییر دهد». او معتقد است: «فضای سیاسی عراق بهگونهای است که حتی اقدامات مثبت دولت نیز در گردوغبار رقابتهای انتخاباتی رنگ میبازد و نگاهها بیش از پیش به سمت مشکلات و ناکامیها جلب میشود.»
از دید این کارشناس مسائل غرب آسیا، «طرح چشمانداز ۲۰۵۰ عراق در صورت اجرا میتواند فرصتهای قابل توجهی برای همکاریهای منطقهای، بهویژه با ایران، فراهم کند. پروژههایی مانند کریدور توسعه که هدف آن تبدیل عراق به گذرگاه ۲۰ درصد تجارت آسیا و اروپا است، ظرفیتهای ترانزیتی و اقتصادی کمسابقهای ایجاد خواهد کرد. برای ایران، چنین طرحهایی میتواند همزمان به معنای بسترسازی برای گسترش روابط تجاری، افزایش همکاریهای امنیتی و تحکیم پیوندهای سیاسی با بغداد باشد.»
اما او میافزاید که «تحقق این فرصتها نیازمند عبور از موانع ساختاری در عراق است». به باور صدقیان، «بحرانهای زیستمحیطی، مناقشات قومی و مذهبی، چالشهای امنیتی در استانهای مرزی و همچنین فشارهای خارجی بر بغداد، میتواند هر برنامه توسعهای را با وقفه یا حتی شکست مواجه کند.» کارشناس مسائل عراق تاکید میکند که «دولت السودانی در ماههای اخیر با مجموعهای از فشارها مواجه بوده است؛ از اعتراضات مرتبط با پرداخت حقوق کارمندان تا انتقادات گسترده از مدیریت اقتصادی و پروندههای فساد. در چنین فضایی، رونمایی از طرحی بلندمدت شاید تلاشی برای جلب توجه عمومی و ایجاد فضایی مثبت پیش از انتخابات باشد. با این حال بعید است این اقدام بهتنهایی بتواند روندهای انتخاباتی را بهطور بنیادین تغییر دهد.»
تحلیلگر مسائل غرب آسیا در بخش دیگری از ارزیابی خود تأکید میکند که «حتی اگر چشمانداز ۲۰۵۰ با جزئیات بیشتری ارائه شود و حمایت نخبگان اقتصادی و دانشگاهی را جلب کند، اجرای آن بدون ثبات سیاسی پایدار ممکن نخواهد بود». او یادآور میشود که «تجربه عراق در دو دهه گذشته نشان داده است هرگونه پروژه توسعهای بلندمدت، در معرض تغییر دولتها، مناقشات پارلمانی و فشار گروههای سیاسی مختلف قرار دارد.» در مجموع، صدقیان بر این باور است که «چشمانداز ۲۰۵۰ بیش از آنکه یک برنامه اجرایی فوری باشد، تلاشی برای ارائه تصویری از عراق نوین است؛ عراقی که میخواهد از اقتصاد تکمحصولی فاصله بگیرد، در معادلات منطقهای و جهانی نقشآفرینی کند و از حاشیه بحرانها به متن توسعه بازگردد. با این حال، تحقق این رویا، نیازمند اصلاحات عمیق سیاسی، ثبات امنیتی و اجماع ملی است؛ پیششرطهایی که بدون آنها، حتی بهترین برنامهها نیز به فهرستی از آرزوهای محققنشده بدل خواهند شد.»
0 Comments