شورای راهبردی آنلاین - گفتگو: یک مدرس دانشگاه گفت: جدیدترین حمله پهپادی نیروهای مقاومت یمن به فرودگاه رامون در جنوب فلسطین اشغالی، به تعبیر رسانههای صهیونیستی، نقطه عطفی در روند تشدید بحرانهای داخلی و بینالمللی رژیم اسرائیل محسوب میشود. روزنامه صهیونیستی «معاریو» با اذعان به این واقعیت نوشت؛ هدف قرار گرفتن یکی از فرودگاههای اصلی این رژیم، بهویژه در مقطعی که تلآویو برای بازگرداندن خطوط هوایی خارجی تلاش میکرد، تبعات سنگینی به دنبال خواهد گذاشت. این روزنامه هشدار داد که حمله یمنیها نه تنها میتواند شرکتهای هواپیمایی را به تجدیدنظر در پروازهای خود وادارد، بلکه خطر انزوای هوایی مجدد رژیم اسرائیل را پس از سالها تلاش برای عادیسازی روابط با برخی کشورهای عربی تقویت میکند.
احمد بخشایش اردستانی در گفتگو با سایت شورای راهبردی روابط خارجی اظهار داشت: «پایداری یمن در برابر فشارهای سیاسی، نظامی و اقتصادی رژیم اسرائیل و حامیان غربی آن را باید در چند سطح تحلیل کرد: نخست، بعد ایدئولوژیک و اعتقادی جنبش انصارالله است که برخلاف بسیاری از گروههای منطقهای، اصول مبارزاتی خود را به منافع کوتاهمدت اقتصادی یا سیاسی گره نزده و نوعی هویت مقاومتمحور را دنبال میکند. این هویت، ریشه در آموزههای شیعی دارد که تعهد به آرمان و ایستادگی در برابر ظلم را در کانون مشروعیت سیاسی و اجتماعی قرار میدهد. دوم، توانمندی یمن در توسعه تاکتیکهای جنگ نامتقارن است. پهپادها و موشکهای دوربرد، نماد این راهبرد هستند که با کمترین هزینه، بیشترین ضربه را به زیرساختهای حیاتی دشمن وارد میکنند. حمله به فرودگاه رامون نشان داد که حتی در شرایط محاصره اقتصادی و فقر شدید، انصارالله قادر است مراکز راهبردی رژیم صهیونیستی را فلج کند. سوم، بُعد منطقهای و بینالمللی اقدامات انصارالله است. یمنیها با اعلام صریح بستن تنگه بابالمندب به روی کشتیهای مرتبط با رژیم اسرائیل، بُعدی ژئوپلیتیک به اقدامات خود بخشیدند و این امر معادلات امنیت دریایی را دگرگون کرده است.»
به گفته این مدرس دانشگاه، «تجربه یمن ثابت کرد که حتی بازیگرانی با محدودترین امکانات نیز میتوانند با ترکیب ایدئولوژی، اراده سیاسی و خلاقیت نظامی، معادلات قدرت منطقهای را به چالش بکشند.» این کارشناس تاکید کرد: «حمله اخیر پهپادی نیروهای انصارالله یمن به فرودگاه رامون در جنوب فلسطین اشغالی، نه تنها فضای امنیتی این رژیم را متشنجتر کرده بلکه مسیر معادلات منطقهای را نیز وارد مرحلهای تازه کرده است. او در تحلیل خود بر این نکته تأکید میکند که برخلاف تصور تلآویو، ترور رهبران یمنی یا فشار نظامی نمیتواند معادلات مقاومت را تغییر دهد.»
محاسبه اشتباه نتانیاهو
بخشایش اردستانی در ادامه می گوید: «رژیم اسرائیل تصور میکرد با ترور مقامات سیاسی و اجرایی یمن، ضربهای سخت به ساختار تصمیمگیری انصارالله وارد کرده است، در حالی که این ترورها خللی در اداره کشور نداشتند. از این رو، ترور نخست وزیر و دیگر اعضای کابینه یمن هیچگونه تغییر راهبردی در رفتار انصارالله ایجاد نکرد». این مدرس دانشگاه در این باره توضیح میدهد: «رژیم اسرائیل تصور میکرد با این اقدام میتواند یمنیها را وادار به عقبنشینی کند، در حالی که این یک حرکت تروریستی آشکار بود و نه تنها بازدارنده نشد، بلکه واکنش قاطعتری از سوی انصارالله در پی داشت.»
او یادآور میشود که «حتی آمریکا نیز پس از ورود اولیه به بحران یمن و تلاش برای محاصره دریایی این کشور، با دادن تلفات در بندر بابالمندب، عقبنشینی کرد و ترجیح داد وارد تقابل مستقیم با انصارالله نشود». از دید این تحلیلگر ارشد مسائل بینالملل «رژیم اسرائیل اکنون در وضعیتی مشابه قرار گرفته و ناچار است پیش از هر چیز بحران غزه را پایان دهد، زیرا تداوم جنگ در این منطقه موتور محرک سایر جبهههای مقاومت در لبنان، یمن و حتی کرانه باختری است.»
بخشایش اردستانی تأکید میکند که «نتانیاهو بقای سیاسی خود را در فضای تنش و جنگ تعریف کرده، زیرا به محض پایان جنگ، فشارهای سیاسی، اعتراضات داخلی و پروندههای قضایی او را وادار به کنارهگیری خواهد کرد.» این مدرس دانشگاه به فشار افکار عمومی در سطح بینالملل نیز اشاره میکند که برخلاف گذشته، اکنون با صدای بلند جنایات رژیم اسرائیل را محکوم میکنند و حتی در آمریکا فضا برای انتقاد از تلآویو فراهم شده است. به باور این تحلیلگر ارشد مسائل بینالملل، «حملات انصارالله در واقع پاسخی است به همین سیاستهای تهاجمی و ادامهدار رژیم اسرائیل». او توضیح میدهد: «انصارالله یمن اعلام کرده است تا زمانی که جنایات در غزه ادامه دارد، هر کشتی مرتبط با رژیم اسرائیل که از بابالمندب عبور کند هدف قرار خواهد گرفت. این نشان میدهد مقاومت یمن معادلات دریایی و تجاری این رژیم را نیز زیر سوال برده است.»
شکست سیاست تضعیف تدریجی محور مقاومت
بخشایش اردستانی در بخش دیگری از تحلیل خود به رویکرد رژیم اسرائیل در برخورد تدریجی با گروههای مقاومت اشاره میکند. او میگوید: «تلآویو به جای مواجهه همزمان با حزبالله، حماس و انصارالله، تلاش کرده هر جبهه را جداگانه تضعیف کند، اما این سیاست نتیجه معکوس داده است». به گفته او، اگر همه این گروهها بهصورت متحد عمل میکردند، رژیم اسرائیل در موقعیت بسیار دشوارتری قرار میگرفت و شاید اکنون تحولات متفاوت در موازنه قدرت منطقهای اتفاق میافتاد.
این مدرس دانشگاه با اشاره به بُعد ایدئولوژیک مقاومت یمن، آن را عامل اصلی پایداری این جنبش میداند و تصریح می کند: «یمنیها با اتکا به هویت شیعی و اصول مقاومتی خود حاضر نشدهاند منافع کوتاهمدت اقتصادی یا سیاسی را جایگزین آرمان آزادی فلسطین کنند.» او معتقد است همین پایبندی به اصول، همراه با توانایی در جنگ نامتقارن، موجب شده یمن با وجود محاصره و کمبود منابع، ابتکار عمل را در میدان حفظ کند و حتی به اهداف راهبردی رژیم اسرائیل ضربه بزند.»
بخشایش اردستانی بر این باور است که «بحران کابینه رژیم اسرائیل به نقطهای رسیده که دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک مشکل داخلی دانست.» او توضیح میدهد: «نتانیاهو نه تنها با فشار جبهه مقاومت روبهروست، بلکه در داخل کابینه هم اختلافات جدی دارد. برخی وزرا از ادامه جنگ حمایت نمیکنند و خانواده گروگانها نیز با تظاهرات گسترده دولت را تحت فشار گذاشتهاند. افزون بر این، پروندههای فساد مالی نتانیاهو و احضارهای مکرر او و همسرش به دادگاه، ابعاد تازهای به بحران سیاسی رژیم اسرائیل افزوده است.»
به گفته این تحلیلگر ارشد مسائل بینالملل، «ادامه جنگ برای نتانیاهو یک شمشیر دو لبه است؛ از یک سو بقای سیاسی او را تضمین میکند، اما از سوی دیگر، فشارهای خارجی، اعتراضات داخلی و بنبست در جبهههای مختلف میتواند موقعیت او را به شدت متزلزل سازد.»
بخشایش اردستانی تأکید میکند که «حمله به فرودگاه رامون صرفاً یک عملیات نظامی نیست، بلکه نمادی از ورود مقاومت یمن به مرحلهای جدید از بازدارندگی در برابر رژیم اسرائیل است. او معتقد است اگر تلآویو نتواند بحران غزه را پایان دهد، نهتنها امنیت داخلی بلکه جایگاه منطقهای و حتی مشروعیت بینالمللیاش بیش از پیش تضعیف خواهد شد.»
0 Comments