شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: پروژه «اسرائیل بزرگ» که تحقق آن مستلزم الحاق بخشهایی از خاک کشورهای منطقه به سرزمینهای اشغالی است، مدتهاست از مرحله نظریهپردازی عبور کرده و بهویژه در ماههای اخیر قالب عملیاتی به خود گرفته است. این طرح که روزگاری در محافل افراطی صهیونیستی به عنوان آرمانی دور از دسترس مطرح میشد، امروز با حمایت بیپرده آمریکا در حال تبدیل به برنامهای اجرایی است که نظم منطقه را هدف گرفته است.
حمید خوشآیند – کارشناس مسائل منطقه
اظهارات اخیر مایک هاکابی، سفیر آمریکا در فلسطین اشغالی، زنگهای خطر را در سراسر منطقه غرب آسیا به صدا درآورده است. او که پیشتر نیز از حق توراتی رژیم صهیونیستی برای سیطره بر منطقه از نیل تا فرات سخن گفته بود، این بار با صراحت بیشتری اعلام کرد: “بسیار خوب خواهد بود که آنها [رژیم صهیونیستی] بر همه چیز سلطه پیدا کنند.” این سخنان، صریحترین اذعان یک مقام رسمی آمریکایی به پروژهای است که تا دیروز در پردهای از ابهام قرار داشت.
اظهارات هاکابی در تلآویو که با حمایت ضمنی واشنگتن همراه است، نشان میدهد که حمایت آمریکا از پروژه «اسرائیل بزرگ» با استقرار سفیرانی که آشکارا در پی سلطه بر همه چیز هستند، جنبه عملیاتی یافته است. هاکابی نه یک دیپلمات یا سفیر معمولی، بلکه از چهرههای نزدیک به جریانهای نومحافظهکار و تأثیرگذار در تصمیمسازیهای واشنگتن است.
سخنان سفیر آمریکا در سرزمینهای اشغالی با مخالفت و محکومیت گسترده کشورهای عربی و اسلامی مواجه شده است. ۱۴ کشور عربی و اسلامی شامل اردن، امارات، عربستان، مصر، ترکیه، قطر، کویت، بحرین، عمان، لبنان، سوریه، اندونزی، پاکستان و فلسطین، به همراه دبیرخانههای سازمان همکاری اسلامی، اتحادیه عرب و شورای همکاری خلیج فارس، با صدور بیانیهای مشترک در امان، عمق نگرانی خود را از توسعهطلبی بیسابقه رژیم صهیونیستی ابراز نموده و اظهارات هاکابی را نقض آشکار حقوق بینالملل و تهدیدی جدی برای امنیت و ثبات منطقه خواندند. آنها تأکید کردند که رژیم صهیونیستی هیچگونه حاکمیتی بر اراضی اشغالی فلسطین یا دیگر سرزمینهای اشغالی عربی ندارد و هرگونه تلاش برای تغییر مرزها را قویاً رد نمودند.
اخیراً، سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، بهدرستی در نشست مجمع الجزیره در قطر هشدار داد: اگر مسئله غزه از طریق ویرانی و کوچ اجباری حلوفصل شود، کرانه باختری در نوبت بعدی خواهد بود. الحاق به سیاست رسمی تبدیل خواهد شد. این همان جوهره چیزی است که مدتهاست «پروژه اسرائیل بزرگ» نامیده میشود. این هشدار زمانی جدیتر میشود که بدانیم نقشه مورد نظر صهیونیستها نه فقط کرانه باختری، بلکه سرزمینهای وسیعی از کشورهای همسایه را در بر میگیرد.
واقعیت این است که توسعهطلبی رژیم صهیونیستی، منطق و مرز نمیشناسد. اگر الگوی تغییر مرزها و کوچ اجباری در غزه تثبیت شود، بیتردید کرانه باختری هدف بعدی است و سپس نوبت به کشورهایی میرسد که نام آنها در نقشه از نیل تا فرات شامل اردن، لبنان، سوریه، عراق و عربستان ثبت شده است. اردن که بیشترین مرز مشترک با کرانه باختری را دارد و جمعیت قابل توجهی از فلسطینیها در آن ساکن هستند، در خط مقدم این تهدید قرار دارد. لبنان با منابع آبی و موقعیت راهبردی و عراق با عمق تاریخی و تمدنی خود، اهداف بعدی این توسعهطلبی هستند.
اما خطرناکتر از توسعهطلبی که رژیم صهیونیستی بهطور جدی دنبال میکند، استفاده از تفاسیر دینی برای پوشش سیاسی و حقوقی آن است. سفیر آمریکا در فلسطین اشغالی با ارجاع آشکار به متون یهود و مفاهیمی چون حق توراتی، تلاش میکند به این پروژه مشروعیت الهی ببخشد.
چنین نگاهی، مسئله را به مراتب خطرناکتر میکند، زیرا هرگونه مخالفت را نه در چهارچوب مناقشه سیاسی و حقوقی، بلکه در تقابل با ارادهای فرازمینی و مقدس تفسیر میکند. این رویکرد، امکان هرگونه مصالحه و راهحل مسالمتآمیز را از میان برمیدارد و جنگ را به سرنوشتی محتوم تبدیل میکند.
همانطور که اشاره شد، اظهارات سفیر آمریکا در تلآویو باید زنگ خطر جدی و البته درس عبرتی برای تمام دولتهای منطقه و جهان اسلام باشد. سکوت و مماشات و حتی همراهی برخی دولتهای عربی و اسلامی با اقدامات رژیم صهیونیستی، نه تنها این رژیم را مهار نکرده، بلکه به نتایج معکوس منجر شده است.
امروز همان کشورهایی که تصور میکردند با عادیسازی روابط و امضای پیمانهای امنیتی میتوانند امنیت خود را تأمین کنند، تمامیت ارضی آنان نیز در معرض تهدیدهای جدی قرار گرفته است. تجربه نشان داده که رژیم صهیونیستی در توسعهطلبی، اشتهای سیریناپذیر دارد و تا زمانی که با مقاومت مواجه نشود، متوقف نخواهد شد.
آنچه در برخی محافل صهیونیستی مطرح میشود، فراتر از مرزهای شناختهشده کنونی است و این واقعیت، نیازمند دقت و تأمل از سوی همه ملتها و دولتهای اسلامی و عربی است. بیتوجهی به توسعهطلبی این رژیم، ممکن است زمینهساز چالشهای جدیتر در آینده شود. تجربه نشان داده که معادله صلح در برابر زمین دیگر پاسخگوی شرایط کنونی نیست و آنچه امروز اهمیت دارد، حفظ بقا، امنیت و استقلال ملتها در برابر هرگونه تهدید است. تداوم سیاستهای توسعهطلبانه رژیم صهیونیستی، پرسشی را پیش روی همگان قرار میدهد که آیا آینده منطقه بر پایه ایستادگی جمعی یا پذیرش تحولات تحمیلی شکل خواهد گرفت؟
به بیان سادهتر در مقابل توسعهطلبی ارضی رژیم صهیونیستی دو راه بیشتر وجود ندارد؛ یا باید در مقابل آن با قدرت ایستاد یا باید آماده پذیرش فردایی شد که در آن، نام کشورهای مهمی که امروز دارای حاکمیت و استقلال هستند بر روی نقشه «اسرائیل بزرگ» ثبت شده است.
0 Comments