جدیدترین مطالب
پیامدهای افزایش بودجه نظامی ژاپن
شورای راهبردی آنلاین – گفتگو: سفیر پیشین ایران در چین گفت: افزایش بودجه دفاعی و تحرکات نظامی اخیر ژاپن اگرچه میتواند به طور مقطعی بر موازنه قوا در شرق آسیا اثر بگذارد، اما بعید است موازنه سنتی قوا میان چین و ژاپن را تغییر دهد ولی درعینحال واکنشهای سیاسی، اقتصادی و نظامی چین را به دنبال خواهد داشت.
لیبرالیسم غربی در آستانه دگردیسی؛ از رؤیای نظم تکقطبی تا بحران امنیت و رهبری
شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: لیبرالیسم غربی که پس از فروپاشی کمونیسم در اواخر قرن بیستم، خود را پیروز بلامنازع نظم جهانی میدانست و وعده آیندهای آرمانی در ابعاد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را میداد، در قرن بیستویکم با انبوهی از بحرانهای امنیتی، هویتی و مدیریتی مواجه شده است؛ بحرانهایی که نهتنها کارآمدی نهادهای بینالمللی را زیر سؤال برده، بلکه این نظم را وارد مرحلهای از گذار و عدم قطعیت کرده است.
رقابت بزرگ قرن؛ بازتعریف قواعد بازی توسط چین و آمریکا
شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: اقتصاد جهانی وارد مرحلهای شده است که در آن رقابت قدرتهای بزرگ نه با شلیک گلوله، بلکه از مسیر تراشهها، زنجیرههای تأمین و استانداردهای فناورانه پیش برده میشود و امنیت اقتصادی به میدان اصلی منازعه راهبردی بدل شده است. در این فضا، واشنگتن و پکن در حال بازتعریف قواعد بازی هستند و پیامدهای آن فراتر از روابط دوجانبه، کل نظم بینالمللی را تحتتأثیر قرار داده است.
بازگشت سایه جنگ هستهای: بازدارندگی مبتنی بر سوءظن
شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: نظام بینالملل بار دیگر زیر سایهای سنگین قرار گرفته است که نه از انفجار هستهای، بلکه از فرسایش اعتماد و بازگشت منطق تهدید اتمی تغذیه میکند و امنیت جهانی را به وضعیتی ناپایدار سوق میدهد. این سایه آرام و تدریجی گسترده شده و محاسبات راهبردی قدرتهای بزرگ را وارد مرحلهای پرابهام کرده است.
أحدث المقالات
پیامدهای افزایش بودجه نظامی ژاپن
شورای راهبردی آنلاین – گفتگو: سفیر پیشین ایران در چین گفت: افزایش بودجه دفاعی و تحرکات نظامی اخیر ژاپن اگرچه میتواند به طور مقطعی بر موازنه قوا در شرق آسیا اثر بگذارد، اما بعید است موازنه سنتی قوا میان چین و ژاپن را تغییر دهد ولی درعینحال واکنشهای سیاسی، اقتصادی و نظامی چین را به دنبال خواهد داشت.
لیبرالیسم غربی در آستانه دگردیسی؛ از رؤیای نظم تکقطبی تا بحران امنیت و رهبری
شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: لیبرالیسم غربی که پس از فروپاشی کمونیسم در اواخر قرن بیستم، خود را پیروز بلامنازع نظم جهانی میدانست و وعده آیندهای آرمانی در ابعاد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی را میداد، در قرن بیستویکم با انبوهی از بحرانهای امنیتی، هویتی و مدیریتی مواجه شده است؛ بحرانهایی که نهتنها کارآمدی نهادهای بینالمللی را زیر سؤال برده، بلکه این نظم را وارد مرحلهای از گذار و عدم قطعیت کرده است.
رقابت بزرگ قرن؛ بازتعریف قواعد بازی توسط چین و آمریکا
شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: اقتصاد جهانی وارد مرحلهای شده است که در آن رقابت قدرتهای بزرگ نه با شلیک گلوله، بلکه از مسیر تراشهها، زنجیرههای تأمین و استانداردهای فناورانه پیش برده میشود و امنیت اقتصادی به میدان اصلی منازعه راهبردی بدل شده است. در این فضا، واشنگتن و پکن در حال بازتعریف قواعد بازی هستند و پیامدهای آن فراتر از روابط دوجانبه، کل نظم بینالمللی را تحتتأثیر قرار داده است.
بازگشت سایه جنگ هستهای: بازدارندگی مبتنی بر سوءظن
شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: نظام بینالملل بار دیگر زیر سایهای سنگین قرار گرفته است که نه از انفجار هستهای، بلکه از فرسایش اعتماد و بازگشت منطق تهدید اتمی تغذیه میکند و امنیت جهانی را به وضعیتی ناپایدار سوق میدهد. این سایه آرام و تدریجی گسترده شده و محاسبات راهبردی قدرتهای بزرگ را وارد مرحلهای پرابهام کرده است.
راهبرد امنیت ملی ترامپ ۲۰۲۵؛ تغییر ریل سیاست امنیتی آمریکا

آرین نورانی – تحلیلگر روابط بینالملل
راهبرد امنیت ملی ترامپ در سال ۲۰۲۵ را باید نقطه عطفی در تحول سیاست امنیتی آمریکا دانست. این سند نه ادامه طبیعی اسناد پیشین، بلکه نوعی گسست آگاهانه از لیبرالیسم راهبردی است که دههها مبنای کنش خارجی واشنگتن بود. در این چارچوب جدید، امنیت دیگر محصول تعهدات هنجاری، نهادهای چندجانبه یا مسئولیتهای جهانی نیست، بلکه نتیجه محاسبه مستقیم هزینه و فایده، قدرت چانهزنی و منافع کوتاهمدت و میانمدت است.
در این سند، ایالات متحده بهصراحت اعلام میکند که توان و منابعش محدود است و نمیتواند همزمان در همه جبههها نقش فعال ایفا کند. از همین رو، کاهش تعهدات چندجانبه، بازتعریف اتحادها و اولویتبخشی سختگیرانه به تهدیدات اصلی در دستور کار قرار گرفته است. چین و روسیه بهعنوان رقیبان راهبردی اصلی معرفی میشوند و سایر پروندهها، از جمله غرب آسیا، در مرتبهای پایینتر از فوریت و اهمیت قرار میگیرند. این نگاه، برخلاف روایتهای پیشین، جهان را نه عرصه گسترش نظم آمریکامحور، بلکه میدان رقابت قدرتهای بزرگ میبیند.
چین و روسیه در کانون توجه؛ غرب آسیا در حاشیه
تمرکز راهبرد امنیت ملی ۲۰۲۵ بر چین و روسیه، بهمعنای بازتوزیع توجه، منابع و انرژی سیاست خارجی آمریکا است. مهار چین در حوزه فناوری، اقتصاد و زنجیرههای تأمین و مدیریت رقابت با روسیه در اروپا، به اولویتهای اصلی بدل شدهاند. نتیجه طبیعی این تمرکز، کاهش تمایل آمریکا به درگیری پرهزینه و مستمر در سایر مناطق است.
غرب آسیا، که طی دو دهه گذشته یکی از کانونهای اصلی مداخله مستقیم آمریکا بوده، اکنون در نگاه جدید واشنگتن بیشتر بهعنوان منطقهای برای «مدیریت حداقلی» دیده میشود. این مدیریت نه بر اساس بازسازی نظم یا مهندسی سیاسی، بلکه از طریق توافقهای موردی، واگذاری مسئولیت به بازیگران منطقهای و اجتناب از تعهدات بلندمدت تعریف میشود. به بیان دیگر، آمریکا بهدنبال خروج کامل نیست، اما میکوشد هزینه حضور خود را به حداقل برساند و از درگیریهای فرسایشی فاصله بگیرد.
در چنین فضایی، تغییر رویکرد آمریکا میتواند بهطور ناخواسته به فرصتی برای ایران تبدیل شود. معاملهگری بهجای ایدئولوژی، به این معناست که واشنگتن بیش از گذشته آماده تفکیک پروندهها و اولویتبندی آنهاست. در این چارچوب، ایران دیگر الزاماً در رأس فهرست تهدیدات فوری قرار ندارد، بلکه بخشی از معادله بزرگتری است که رقابت با چین و روسیه آن را شکل میدهد.
کاهش تعهدات چندجانبه آمریکا، بهویژه در حوزه امنیت منطقهای، میتواند فشار ساختاری و مستمر بر ایران را کاهش دهد. سیاست «فشار حداکثری» زمانی معنا داشت که واشنگتن خود را متعهد به مدیریت فعال نظم منطقهای میدانست و متحدانش را نیز در این مسیر همراهی میکرد. آن سیاست به اعتراف واشنگتن همان زمان هم شکست خورد، اما اکنون در شرایطی که آمریکا بهدنبال معاملههای مقطعی است و حتی با متحدان اروپایی خود رابطهای مبتنی بر هزینه و فایده برقرار میکند، اجماع پایدار علیه ایران دشوارتر میشود. از منظر واقعگرایانه، این وضعیت به معنای رفع کامل فشارها نیست، بلکه به معنای تغییر کیفیت آنهاست؛ فشارهایی ناپایدارتر، موردیتر و وابسته به تحولات مقطعی که میتواند امکان مدیریت و خنثیسازی آنها را برای تهران بیشتر فراهم نماید.
یکی از پیامدهای مهم این تحول، افزایش نسبی تابآوری محور مقاومت در برابر سیاستهای ناپایدار آمریکا است. معاملهگری بهجای راهبرد بلندمدت، باعث میشود سیاستهای واشنگتن در غرب آسیا دچار نوسان و عدم انسجام شود. این ناپایداری، اگرچه در کوتاهمدت میتواند خطرآفرین باشد، اما در میانمدت به سود بازیگرانی است که بر شبکههای منطقهای، پیوندهای غیررسمی و ظرفیتهای بومی تکیه دارند.
محور مقاومت، که تجربه طولانی مواجهه با فشار، تحریم و بیثباتی را دارد، در چنین فضایی میتواند با نوعی انعطافپذیری، از خلأهای ناشی از کاهش حضور فعال آمریکا بهره ببرد. تضعیف نقش آمریکا بهعنوان بازیگر مسلط، به معنای افزایش نقش بازیگران منطقهای و غیرغربی در تنظیم معادلات امنیتی است؛ روندی که با منطق و تجربه محور مقاومت همخوانی دارد.
بازآرایی فرصتها در نظم در حال گذار
تغییر رویکرد آمریکا از لیبرالیسم راهبردی به معاملهگری، نشان میدهد که واشنگتن آماده است در صورت اقتضا، حتی از تعهدات به نزدیکترین متحدان خود نیز عقبنشینی کند. در چنین شرایطی، ایران میتواند با تقویت روابط با همسایگان، گسترش همکاریهای امنیتی منطقهای و بهرهگیری از شکافهای میان قدرتهای بزرگ، فشارهای خارجی را مدیریت کند. تمرکز آمریکا بر چین و روسیه، فضای مانور بیشتری برای بازیگران میانی ایجاد میکند؛ به شرط آنکه از این فضا با واقعبینی و پرهیز از شتابزدگی استفاده شود.
راهبرد امنیت ملی ترامپ ۲۰۲۵ بیش از آنکه صرفاً یک سند سیاستی باشد، نشانهای از گذار نظم بینالمللی به مرحلهای سیالتر و رقابتیتر است. معاملهگری، کاهش تعهدات چندجانبه و اولویتدهی به رقابت با چین و روسیه، نهتنها متحدان آمریکا، بلکه رقبای منطقهای آن را نیز با واقعیتهای تازهای مواجه میکند.
بهرهبرداری از فرصت ایجاد شده نیازمند هوشمندی راهبردی، انسجام داخلی و دیپلماسی فعال است. در جهانی که آمریکا بیش از گذشته غیرقابل پیشبینی شده، بازیگرانی موفقتر خواهند بود که کمتر به ثبات سیاستهای واشنگتن دل ببندند و بیشتر بر توان و پیوندهای خود با دیگران تکیه کنند.
0 Comments