شورای راهبردی آنلاین – یادداشت: اخیرا سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه گفت: بریکس در حال حاضر حدود 30 درخواست از کشورهای مختلف، را بررسی میکند که پیشنهاد اشکال مختلف همکاری را دارند. افزایش کشورهای متقاضی عضویت در گروه بریکس میتواند بیانگر اهمیت روزافزون این گروه در مناسبات سیاسی و اقتصادی نظام بینالملل باشد.
امین رضایینژاد – کارشناس مسائل شرق آسیا
مهمترین دستاوردهای بریکس را میتوان در نهادهایی که در این باشگاه سیاسی ایجاد شده است، مشاهده کرد. بانک توسعه جدید (NDB)، ترتیبات ذخیره مشروط (CRA) و سیستم پرداخت بریکس، نهادهایی هستند که متناظر با ساختارهای سنتی اقتصاد بینالملل طراحی شدهاند. برای مثال سیستم پرداخت بریکس جایگزین سوئیفت خواهد شد. همچنین ترتیبات ذخیره احتیاطی بریکس سازوکار همکاری مالی برای حمایت از اعضای گروه در چالشها و بحرانهای احتمالی اقتصادی است که توسط کشورهای بریکس در سال ۲۰۱۴ ایجاد شده است و عملاً میتواند در آینده اهرم پرداخت وام از سوی صندوق بینالمللی پول را به چالش بکشد. بانک توسعه جدید هم با صدور مجوز پرداخت وام به ارزهای کشورهای عضو بریکس در تلاش برای به چالش کشیدن سلطه دلار در اقتصاد بینالملل است. از سویی رایزنیها برای تشکیل ارز مشترک بهعنوان چهارمین فرایند آینده بریکس همچنان ادامه دارد که در صورت به ثمر نشستن، میتواند یک بلوک ارزی قدرتمند با یک بازار به وسعت سهچهارم جمعیت جهان ایجاد کند. افزایش اعضاء بریکس در هر چهار مورد، پیشبرنده و مثبت خواهد بود و همانند دیگر ترتیبات مالی سنتی در جهان که با افزایش اعضاء قدرت مییابند، این ساختار نیز در آینده قدرتمندتر خواهد شد.
باید گفت که بریکس طی ۱۶ سال گذشته تا کنون، نتوانسته مناسبات پایدار و نهادینهشده اقتصادی، مالی و تجاری میان اعضای خود ایجاد کند که زمینهساز تحول نسبی در ساختار اقتصاد بینالمللی گردد. دلیل اصلی این موضوع را باید در ماهیت بریکس جستجو کرد. بریکس یک باشگاه سیاسی است و تشکیل آن، صرفاً واکنشی به یکجانبهگرایی ایالات متحده و استفاده افراطی این کشور از ابزار تحریم است. بریکس بههیچعنوان نمیخواهد نظام اقتصادی بینالملل را به چالش کشیده و طرحی نو دراندازد، بلکه آمده تا صرفاً ابزارهای مورد استفاده قدرتهای قدیمی در حوزه اقتصاد سیاسی را به نفع قدرتهای نوظهور بلااستفاده کند. به همین دلیل بریکس توانایی بالقوه زیادی در حفظ وضع موجود داشته و جستجوی آنچه که بهعنوان اراده سیاسی در تغییر وضع موجود در ادبیات سیاست بینالملل مطرح است، در این سازمان جای تردید دارد.
بااینوجود نمیتوان عضویت جمهوری اسلامی در بریکس را آنچنان که برخی از کارشناسان بیان میکنند، بیفایده دانست، هرچند نباید به دلیل عضویت در آن رؤیابافی کرد. نباید فراموش کرد که چالشهای جمهوری اسلامی ایران با نظام سنتی بینالملل در خلأ شکل نگرفته و در واکنش به ترتیبات ظالمانه علیه مردم ایران بوده است. در نتیجه حتی جمهوری اسلامی ایران هم تلاش دارد که فضای ظالمانه موجود را به نفع خود و همپیمانانش تغییر دهد. بریکس دقیقاً همان باشگاهی است که علاوه بر شکلدهی به ساختارهای رقیب برای تعدیل ترتیبات سنتی، به محلی برای رایزنی با کشورهایی که میخواهند در فضایی آرام به توسعه اقتصادی خود بپردازند تبدیل شده است و این نقطه مطلوبی برای جمهوری اسلامی ایران است.
از سویی نباید فراموش کرد که ساختارهای اقتصادی در تمامی کشورهای دنیا – به جزء چند کشور مثل کره شمالی – ماهیت نئولیبرالی دارد. دولتهای رفاه پس از دوران ریگان و تاچر در حال آب رفتن هستند و حتی چین بهظاهر کمونیست و روسیهای که محل زایش اولین دولت کمونیستی جهان بود نیز نظریه نئولیبرالی را برای خود پذیرفتهاند. اما باید به این نکته توجه داشت که میزان عمل به نئولیبرالیسم در کشورهای مختلف متفاوت بوده و حتی در میان کشورهای عضو اتحادیه اروپا که ارز مشترک دارند نیز اختلافاتی در این زمینه دیده میشود. بریکس هم از این امر مستثنی نیست. هرچند بریکس آمده تا اقتدار دولتها در چارچوب مرزهای آنها را حفظ و تقویت کند.
0 Comments