شورای راهبردی آنلاین-رصد: اروپا در میانه یک دگرگونی بنیادین قرار گرفته است؛ جایی که افکار عمومی و جریانهای سیاسی، خواهان فاصلهگیری از واشنگتن و ساختن هویت مستقل دفاعی، اقتصادی و فناوری هستند. این روند که با اولویتزدایی آمریکا از امنیت اروپا شتاب گرفته، آینده روابط فراآتلانتیک را با پرسشهای بیسابقهای روبهرو کرده است.
کاتیا بگو، پژوهشگر ارشد اندیشکده «چتم هاوس» در یادداشتی که در وبسایت این اندیشکده منتشر شد، نوشت: نشست اخیر وزرای ناتو در بروکسل در بحبوحه گزارشات درباره واگذاری فرماندهی ساختارهای کلیدی ناتو به اروپا برگزار شد. غیبت غیرمعمول وزیر جنگ آمریکا که نشاندهنده اولویتزدایی آمریکا از این اتحاد است، از دیگر نکات مورد توجه این نشست بود.
در حالی که غیبت وزیر جنگ آمریکا بیشترین توجهات را به خود جلب کرد، به مساله افزایش تردید اروپا به روابط فراآتلانتیک کمتر توجه شد. این امر، به ویژه در تفکر راهبردی آمریکا خلأ خطرناکی را ایجاد میکند. بسیاری از اروپاییها دولت فعلی آمریکا را زنگ خطری برای کاهش اساسی و دائمی وابستگی به آمریکا، صرف نظر از اینکه چه کسی در انتخابات بعدی پیروز شود، میبینند.
چشمانداز یک اروپای مستقلتر، بذر تنشهایی قابل توجه در آینده را میکارد. مدیریت این تنشها نیازمند تفکر راهبردی و مدیریت دقیقتر در هر دو طرف است.
تغییر الگو در اروپا
با تشدید بحثها در مورد عقبنشینی احتمالی آمریکا از این قاره، یک تغییر الگو در اروپا در حال وقوع است. نگرانی اصلی، توانایی اروپا در محافظت از خود و حمایت از اوکراین است. با تخمین ناتو حمله روسیه به خاک ناتو میتواند ظرف چهار سال آینده رخ دهد در حالی که اروپا حداقل به پنج تا 10 سال زمان برای تجدید تسلیحات نیاز دارد. واکنشهای اروپاییها در حال حاضر فاقد فوریت و چشمانداز راهبردی است، همانطور که از همکاری متوقف شده فرانسه و آلمان در زمینه جتهای جنگنده و رد اوراق قرضه یورو توسط آلمان مشهود است.
با این حال، یک تغییر اساسی در حال وقوع است. در حالی که ممکن است هنوز برخی از رهبران اروپایی برای حفظ رابطه با آمریکا در برابر دولت ترامپ سر تعظیم فرود آورند، مردم و طبقه سیاسی اروپا به طور فزایندهای خواهان استقلال بیشتر از واشنگتن هستند. حمایت از آمریکا کاهش قابل توجهی یافته است. بنابر نظرسنجیها ۸۴ درصد از دانمارکیها، آمریکا را نامطلوب میدانند و ۸۱ درصد از اروپاییها خواهان یکپارچگی نظامی هستند. رهبران اروپایی به طور فزایندهای نیاز به پاسخ به این جریان بدبین به آمریکا و طرفدار اتحادیه اروپا را در میان رأیدهندگان احساس خواهند کرد. بسیاری از آنها خواستار اروپای قویتر و جدایی از آمریکا هستند. این فقط لفاظی نیست. این امر اساساً جهت و ماهیت تصمیماتی را شکل خواهد داد که این قاره برای تجدید تسلیحات و امنیت آینده خود میگیرد.
با وجود همه چالشها، سرمایهگذاریها در پایگاه دفاعی-صنعتی اروپا در حال نتیجه دادن است. طرحهای دفاعی در سطح اتحادیه اروپا بیش از حد مورد استقبال قرار گرفتهاند و بودجهها به سمت سامانههای اروپایی هدایت میشوند. دولتهای اروپایی در حال بررسی گروهبندیها و قالبهای جایگزین هستند که بتوانند بدون آمریکا قاطعانهتر و مؤثرتر عمل کنند. کشورهایی مانند کشورهای منطقه نوردیک و بالتیک در حال افزایش ادغام هستند و دولت جدید هلند یک چارچوب اشتراکگذاری اطلاعات اروپایی مشابه «پنج چشم» را پیشنهاد میدهد.
این از دست دادن اعتماد، همراه با افزایش غرور ملی و افزایش هزینههای دفاعی، اروپا را به سمت استقلال بیشتر از آمریکا سوق میدهد. بعید است توافق (احتمالاً کوتاه) فعلی بر سر گرینلند یا تغییر در سیاست آمریکا، چه پس از انتخابات میاندورهای و چه در سال ۲۰۲۸، این روند را معکوس کند. به هیچ وجه مشخص نیست که نخبگان سیاسی در واشنگتن، این لحظه گسست را تشخیص داده باشند؛ چه رسد به اینکه آماده باشند آیندهای را تصور کنند که در آن دیگر به طور کامل کنترل این قاره را در دست نداشته باشند.
انتظارات متفاوت
اساس این گسست، یک تفاوت اساسی در درک این مساله است که اروپا برای امنیت خود چه کارهای بیشتری باید انجام دهد. از نظر بسیاری از اروپاییها، این به معنای قارهای است که میتواند به تنهایی عمل کند. از نظر آمریکاییها، به معنای اروپایی است که برای دفاع بیشتر هزینه میکند، اما این کار را تحت شرایط آمریکا انجام میدهد.
دولت ترامپ همزمان با واگذاری فرماندهی برخی از ساختارهای کلیدی ناتو به اروپا، تسلطش بر فرماندهیهای کلیدی دریایی، هوایی و زمینی این اتحاد را تقویت کرده است. از متحدان اروپایی انتظار میرود که از برنامهریزی جنگی آمریکا پیروی و به رهبری و توانمندسازهای راهبردی آن تکیه کنند. تلاشها برای ایجاد جایگزینهای اروپایی برای این قابلیتها اغلب با عنوان تکرار و چندپارگی بیفایده رد شده است.
از منظر واشنگتن، هزینههای بیشتر متحدان ناتو به معنای هزینه بیشتر برای سلاحهای آمریکایی است. این در تضاد با فشار فزاینده کشورهایی مانند فرانسه و تا حدودی کمیسیون اروپا برای «خرید اروپایی» و کاهش وابستگی به سیستمهای آمریکایی است. در آمریکا، این تلاشها بسیار نامطلوب تلقی و نادیده گرفته میشوند. این پیام توسط رهبری ناتو نیز منعکس شده است: مارک روته، دبیرکل ناتو، ماه گذشته، تاکید کرد که اروپا بدون آمریکا قادر به دفاع از خود نخواهد بود؛ عملاً هرگز قادر به این کار نخواهد بود و نباید هم چنین چیزی را بخواهد.
شاید این تحلیل درست از آب درآید. با این حال، نادیده گرفتن جایگزینهایی برای وابستگی به آمریکا، شکاف خطرناکی در تفکر راهبردی در واشنگتن (و مسلماً ناتو) ایجاد میکند که ممکن است به بروز تنشهایی قابل توجه در آینده منجر شود.
این فقط اروپا نیست که به چتر امنیتی آمریکا عادت کرده است. آمریکا نزدیک به 80 سال است که از قدرت فراگیر نرم و سخت در این قاره برخوردار بوده؛ اتحادی از کشورهای برابر، اما اتحادی که در آن یک کشور بسیار «برابرتر» از دیگران بوده است. حتی برای یک دولت آینده آمریکا که گرایشات فراآتلانتیک بیشتری داشته باشد هم، پذیرش یک رابطه با اروپایی مستقلتر که در آن نظرات آمریکا لزوماً بیشترین وزن را ندارد و اروپا میتواند در عرصه ژئوپلیتیک مستقلتر عمل کند، دشوار خواهد بود.
0 Comments