هدف از این سیاست، بهبود ساختار جمعیتی چین، مقابله مؤثر با مشکل پیری جمعیت و حفظ مزیت منابع انسانی چین، اعلام شده است. پیش‌تر در سال 2013، چین اجازه تولد فرزند دوم را به خانواده‌ها داده بود. درواقع، این سیاست، سومین سیاست کلی جمعیتی چین به شمار می‌رود. در سال 1980، چین سیاست تک‌فرزندی را به اجرا درآورد تا رشد جمعیت خود را کنترل کند. هرچند که به لحاظ ایدئولوژی حاکم بر چین، این چرخش، دومین نقطه عطف به شمار می‌آید. مائو بر این باور بود که هر نوزاد، یک دهان برای خوردن اما دو دست برای کار کردن دارد و از همین روی،‌ افزایش جمعیت را تشویق می‌کرد و در سیاست 1980 بود که این رویکرد، به رویکرد کنترل جمعیت،‌ چرخش یافت. به نظر می‌رسد که کاهش شدید نرخ زاد و ولد در چین در سال 2020،‌ از دلایل اصلی اتخاذ سیاست جدید تشویق فرزندآوری باشد.

بسیاری از کشورهای دارای درآمد اندک و متوسط، پیری جمعیت را تجربه می‌کنند چون بر این باورند که به‌کندی رشد اقتصادی و فشار روی بودجه عمومی می‌انجامد؛ بااین‌وجود، پیری جمعیت، سرمایه‌گذاری و بهره‌وری را نیز تقویت می‌کند. در کشورهایی که به‌سرعت در حال پیر شدن هستند، مردم باید بخش بیشتری از عمر خود را صرف فعالیت اقتصادی بکنند. به‌طورکلی، واکنش‌های سیاستی بیشتر دولت‌ها به شوک سامانمند پیری جمعیت، قابل‌تقسیم به دودسته است: ترغیب افراد به داشتن فرزندان بیشتر و تشویق افراد به ادامه فعالیت‌های مولد، برای دوره بلندتری از زندگی خود. در برخی از کشورها، قدرتمندترین ابزار مقابله با کاهش تعداد نیروی کار در یک جمعیت در حال پیری، افزایش مشارکت نیروی کار زنان است. این استراتژی، شامل سیاست‌هایی است که توازن بین کار و زندگی خانواده را آسان می‌کند.

مطالعات نشان داده‌اند که یارانه‌های عمومی برای فرزندان، ابزاری مهم است اما تأمین مالی مراقبت از سالمندان نیز به همان اندازه اهمیت دارد زیرا به‌طورمعمول، اعضای زن از یک خانوار، این وظیفه را به عهده می‌گیرند. اقداماتی که می‌تواند بار وظایف مراقبتی در خانواده را از دوش زنان بردارد تا کار دیگری را دنبال کنند، فوایدی دوگانه دارد: زنان دارای استعداد و علایقی غیر از ارائه مراقبت بلندمدت می‌توانند علایق خود را پیگیر شوند و این پیگیری، تقاضا برای ارائه‌کنندگان بازار خدمات مراقبت در منزل را به وجود می‌‌آورد. در برخی از مواد بدهی‌های موجود بیمه اجتماعی، تهدیدی برای جذب منابع کمیاب، به صورتی متناسب با پیری جمعیت است.

می‌توان رویکرد چین را در گروه واکنش‌های مبتنی بر تشویق فرزندآوری قرار داد. عرضه بالای نیروی کار در چین، یکی از مزیت‌های اصلی آن در رقابت جهانی بوده است که به‌واسطه کاهش هزینه تولید کالاها، امکان نفوذ کالاهای چینی را در سراسر جهان، فراهم آورده است؛ بنابراین‌، جبران پیری جمعیت، فقط یک دغدغه جمعیتی برای سیاست‌گذاران چینی نیست. چون در صورت پیری جمعیت، عرضه نیروی کار جوان این کشور، کاهش یافته و با افزایش قیمت آن، این مزیت رو به افول می‌گذارد؛ اما اهداف سیاست جمعیتی چین فقط به این موارد نمی‌تواند محدود باشد. جمعیت بیشتر،‌ نیازمند امکانات بیشتر و بستر مناسب برای پرورش و انباشت سرمایه انسانی است. فشارهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، جمعیت جوان را فراری می‌دهد و می‌تواند اثر سیاست جمعیتی را خنثی کند یا حتی در صورت عدم توسعه هماهنگ در زیرساخت‌ها و آسان کرد فضای کسب‌وکار، کشورها را در تله جمعیت گرفتار کند؛ یعنی نرخ رشد جمعیت از نرخ رشد تولیدناخالص‌داخلی، بیشتر شود. رویکرد جدید چین در توسعه حضور خود در کشورهای مختلف جهان، بخشی از این سیاست را آشکار می‌سازد. افزایش جمعیت برای مقابله با پیامدهای پیری جمعیت در کنار گسیل جمعیت به کشورهای تحت نفوذ یا طرف همکاری دو هدف مهم چین را تأمین می‌کند: افزایش چیرگی چین در اقتصاد جهانی (چینی‌کردن جهان) و افزایش درآمد جمعیت چین درنتیجه حضور این جمعیت در کشورهای دیگر؛ بنابراین، رویکرد جدید چین در تشویق فرزندآوری فقط برای اصلاح هرم جمعیتی این کشور نیست بلکه افق دورتر برتری بیشتر چین در اقتصاد جهان نیز دنبال می‌شود.