در سوریه که ستون فقرات محور مقاومت تلقی می‌شود، مقاومت اسلامی موفق شد 95 درصد از خاک سوریه را از وجود گروهک‌های تروریستی آزاد کند؛ ازاین‌رو آمریکا به دلیل نگرانی از برتری میدانی محور مقاومت، نیروهای خود را در شرق فرات سوریه گسترش داد. حضور 170 هزار عنصر تروریستی در قالب گروهک‌های داعش، جبهه النصره، فیلق الرحمن، لواء التوحید، جیش‌الاسلام، ارتش آزاد و القاعده در سوریه شرایط میدانی دشواری را برای دولت بشار اسد ایجاد کرده بود؛ اما انسجام میدانی مقاومت و فرماندهی هوشمندانه فرماندهان مقاومت توانست صحنه‌های میدانی را به سود دولت سوریه و محور مقاومت تغییر دهد؛ به‌گونه‌ای که ترکیه و آمریکا در سوریه نیروهای خود را عملاً وارد میدان کردند. ارتش ترکیه بخش مهمی از استان ادلب در مرزهای مشترک سوریه و ترکیه را اشغال کرد و با احداث پایگاه‌هایی، آموزش نیروهای مخالف دولت بشار اسد، رئیس‌جمهوری سوریه را به عهده گرفت و این امر به طولانی تر شدن بحران سوریه کمک کرد. از سوی دیگر نیروهای «سنتکام» آمریکا با اعزام 3 هزار تن از نیروهای تفنگدار دریایی خود به مناطق نفت‌خیز دیر الزور و البوکمال سوریه علاوه بر آموزش نیروهای داعش، عملیات استخراج و فروش نفت سوریه را به عهده گرفتند. عمده مشکل مقاومت اسلامی سوریه تنها در تقابل با گروهک‌های تروریستی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه حضور نظامی آمریکا و ترکیه در مناطق شمال غرب و شرق سوریه اوضاع سیاسی و میدانی این کشور را پیچیده‌تر کرده است. سکوت نیروهای روسیه و شفاف نبودن موضع کرملین نسبت به حملات مکرر هواپیماهای ارتش رژیم صهیونیستی علیه نیروهای مقاومت اسلامی در سوریه پیچیدگی شرایط میدانی این کشور را افزایش داده است.

در عراق که مهم‌ترین ضلع محور مقاومت منطقه تلقی می‌شود شرایط به گونه دیگری رقم خورد؛ زیرا بازگشت تدریجی داعش به مناطق شمال و غرب عراق به‌ویژه در استان‌های صلاح‌الدین و الانبار بار دیگر ناامنی‌ها را در این کشور تشدید کرد.

بر‌آیند گزارش‌ها نشان می‌دهد که آمریکا در سال 1399 بیش از 400 تن از خطرناک‌ترین عناصر داعش را از دو منطقه مرزی «البوکمال» و «القائم» به استان‌های غربی و شمالی عراق منتقل کرده و این عناصر تروریستی چندین بار به مراکز الحشد الشعبی عراق حمله کردند. الحشد الشعبی، عصائب اهل الحق و حزب‌الله عراق به‌عنوان بازوان توانمند مقاومت اسلامی عراق در طول سال 1399 با دو مقوله امنیتی و سیاسی در این کشور درگیر بودند.

در مقوله امنیتی حضور پراکنده و غیرمتمرکز داعش در مناطق شمال و غرب عراق، تقابل با این گروهک تروریستی را به لحاظ میدانی و لجستیکی با مشکل مواجه ساخته است؛ زیرا داعش در بازگشت مجدد به عراق تاکتیک تهاجم غیرمتمرکز را در دستور کار قرار داد. در این شیوه تروریستی، نیروهای داعش با فرماندهی مستقل و غیرمتمرکز و به‌صورت انتحاری مراکز حساس الحشد‌الشعبی را موردحمله قرار می‌دهند و از تجمع در یک منطقه مشخص پرهیز می‌کنند. ازاین‌رو عنصر غافلگیری در حمله به مراکز تجمع الحشدالشعبی و عصائب اهل‌الحق طی سال 1399 به‌شدت افزایش یافت و مشکلاتی را ایجاد کرد. قطعاً در چنین تاکتیکی همکاری نیروهای آمریکایی مستقر در الانبار و صلاح‌الدین عراق با داعش به‌ویژه در دو حوزه اطلاعاتی و لجستیکی کاملاً محسوس است. در لبنان نیز حزب‌الله به‌عنوان قلب محور مقاومت با فشارهای سیاسی از سوی جریان 14 مارس وابسته به سعد الحریری و نیز بازیگران بحران لبنان ازجمله آمریکا، فرانسه و عربستان مواجه بود؛ اما حزب‌الله با شیوه بردباری سیاسی و صبر و انتظار توانست بر بخشی از مشکلات داخلی و منطقه‌ای فائق آید و فشارهای سیاسی خارجی را کم اثرتر کند؛ اما علیرغم همه فشارهای داخلی و خارجی، این جنبش همچنان ابتکار عمل میدانی و سیاسی را به عهده دارد. پیروزی جو بایدن، نامزد حزب دموکرات در انتخابات ریاست جمهوری 2020 ایالات‌متحده موجب شد تا موضوع تقابل مستقیم با مقاومت لبنان که در دوران دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری سابق آمریکا در دستور کار قرار داشت از اولویت تیم بایدن خارج شود.

در یمن نیز مقاومت اسلامی که در وجود انصارالله خلاصه می‌شود ابتکار عمل میدانی را به دست گرفت؛ زیرا ارتش و انصارالله با تکیه بر امکانات بومی خود توانستند سیاست توازن وحشت را به‌عنوان استراتژی مبارزاتی خود علیه تجاوزگران سعودی در دستور کار قرار دهند. تولید موشک‌های بالستیکی نقطه‌زن و پهپادهای پیشرفته از سوی انصارالله و ارتش یمن موازنه قدرت را به نفع ملت یمن تغییر داد؛ زیرا تنها در اسفندماه 1399 انصارالله بیش از 40 موشک دوربرد و پهپاد فوق مدرن به‌سوی مراکز حساس نظامی و نفتی عربستان پرتاب کردند. حمله به پایگاه ملک خالد و شرکت نفت آرامکو و مراکز حساس نظامی عربستان در جازان و ابهاء شرایط میدانی را به سود ملت یمن تغییر داد و ازاین‌رو دولت جو بایدن درصدد پایان دادن به جنگ 6 ساله یمن برآمده است. طرح اخیر تیم جو بایدن برای پایان دادن به این جنگ می‌تواند نقطه امیدی برای رفع محاصره ملت یمن تلقی شود اما این طرح به دلیل بی‌توجهی نسبت به خواسته‌های منطقی انصارالله در خصوص شناسایی متجاوز و پرداخت غرامت از سوی عربستان قابل‌اجرا نیست. بااین‌حال انصار‌الله در مقایسه با سال‌های اخیر اکنون در هرگونه مذاکرات احتمالی با عربستان به دلیل برتری میدانی، دست بالایی دارند و عربستان ناچار است به مطالبات ملت یمن برای پایان دادن به جنگ پاسخ مثبت دهد.