تعاملات سه‌جانبه آمریکا، چین و هند یکی از سه‌گانه‌های مهم در ژئوپلیتیک معاصر آسیا به شمار می‌رود. در این خصوص شاهد بودیم که با افزایش تنش میان پکن و واشنگتن، مایک پمپئو، وزیر خارجه آمریکا تقریباً دو ماه پیش از هند خواست تا از وابستگی خود به کالاهای چینی بکاهد. درواقع اگرچه روابط آمریکا – چین در کانون منازعات رهبری جهانی است، اما تاثیرگذاری سه‌گانه بین واشنگتن، پکن و دهلی‌نو صرفاً به رقابت آمریکا- چین محدود نیست، هرچند که در آن حائز اهمیت است. این تاثیرگذاری سه‌جانبه شامل دو رقابت امنیتی هم‌زمان، یکی بین چین و هند و دیگری بین آمریکا و چین است.

از زمان ریاست جمهوری باراک اوباما این مسئله در محافل سیاسی و فکری آمریکا پذیرفته شد که چالش اصلی برای جایگاه آمریکا در سطح جهانی قدرت یافتن چین است. به این خاطر آمریکا سیاست حرکت به‌سوی شرق را در دوران اوباما مطرح کرد. در ابتدا ایالات‌متحده به دنبال این بود که صرفاً با همکاری کشورهای شرق آسیا و استرالیا به مقابله با چین بپردازد؛ اما با توجه به ناکافی بودن این استراتژی آن‌ها استراتژی ایندوپاسیفیک را مطرح کردند که خود به استفاده از ظرفیت‌ کشورهای شرق و جنوب آسیا به‌منظور همکاری مشترک در مقابل چالش مشترک در آینده بوده است. به همین دلیل در آن مقطع اوباما شخصاً به هند سفر کرد و روابط دهلی و واشنگتن گسترش یافت. در دوره دونالد ترامپ که تنش میان آمریکا و چین شدت پیداکرده هم‌زمان نیاز به کشور هندوستان بسیار بیشتر احساس می‌شود. هند به‌واسطه اختلافات مرزی با چین و برخی دخالت‌ها در امور داخلی همدیگر از انگیزه بالایی برای همکاری با آمریکا برخوردار است. علاوه بر این دشمن اصلی هندوستان یعنی دولت پاکستان عملاً مسیر اتحاد استراتژیک با چین را دنبال می‌کند که همین عامل خود موجب نگرانی مضاعف هند شده است. به نظر می‌رسد که به هر میزان تقابل میان آمریکا و چین شدت پیدا کند به همان میزان دولت‌های شرق و جنوب آسیا، مرز میان خود و چین را به‌صورت مشخص‌تر تعریف خواهند کرد. ازاین‌رو باید درخواست آمریکا از هندوستان برای کاهش سطح تجارت با چین را در چارچوب استراتژی ایندوپاسیفیک جستجو کرد که پیش‌تر دو کشور درباره ضرورت وجود آن و نیز اجرایی کردن آن به توافق رسیده‌اند.

به نظر می‌رسد هندوستان به درخواست ایالات‌متحده پاسخ مثبت بدهد؛ زیرا این کشور برای مقابله با پاکستان و نیز مقابله با تهدید چین که در ماه‌های اخیر منجر به تنش‌هایی میان دو کشور شده بود به آن نیاز دارد. از طرفی روابط هندوستان با آمریکا تضمین‌کننده امنیت دسترسی این کشور به انرژی خلیج‌فارس و نیز دسترسی به بازارهای اروپا و آمریکا است. همچنین به دنبال این وضعیت، روابط هندوستان با دولت‌هایی مانند ژاپن در شرق آسیا نیز توسعه پیدا خواهد کرد. این در حالی است که اگر دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری پیش‌رو پیروز شود، انتظار تنش و تقابل بیشتری میان آمریکا و چین وجود دارد که در این صورت می‌توان احتمال داد که ایالات‌متحده آمریکا و هندوستان بسیار بیشتر از دور نخست ریاست‌جمهوری ترامپ به یکدیگر نزدیک شوند. درواقع می‌توان گفت در دوره دوم ترامپ احتمالاً شاهد پیوندهای نزدیک‌تری میان سه دولت ژاپن، هند و استرالیا با محوریت و هدایت ایالات‌متحده باشیم.

البته اگر جو بایدن دمکرات هم روی کار بیاید به عقیده کارشناسان تنش و تقابل بین چین و آمریکا همچنان اجتناب‌ناپذیر خواهد بود اما شاید با شدتی کمتر.

نکته مهمی که باید بدان پرداخته شود تأثیر این وضعیت بر منافع و امنیت جمهوری اسلامی ایران است؛ ازآنجایی‌که ایران به دنبال تعامل و همکاری با چین است طبیعی است که هندوستان از این وضعیت استقبال نکند و لذا احتمالا تمایل این کشور به همکاری‌های تجاری و اقتصادی با ایران کاهش یابد. علاوه بر این ممکن است هند در صورت افزایش تقابل با چین تلاش کند منابع موردنیاز انرژی خود را از کشوری غیر از ایران و به عبارتی کشورهای عرب منطقه تأمین کند.

دراین‌بین هرچند پروژه انتقال گاز ایران به پاکستان و هندوستان در اثر مخالفت‌های آمریکا عملاً ناکام مانده اما باید توجه داشت که در صورت شدت پیدا کردن تقابل بین دهلی و پکن، این پروژه برای همیشه از میان خواهد رفت. به‌بیان‌دیگر درصورتی‌که رقابت‌های آمریکا با چین شدت پیدا کند، این امر در تعامل و همکاری تمامی دولت‌ها در آسیا با چین و هندوستان تاثیرگذار خواهد بود. دراین‌بین اگر همکاری‌هایی میان ایران و هند در چابهار وجود دارد نیز صرفاً به این دلیل است که آمریکا و هندوستان منفعت مشترک در تقویت افغانستان و دور کردن آن از پاکستان دارند؛ بنابراین همکاری‌های دهلی-تهران در چابهار یک استثنا است و اگر مسیر تقابل آمریکا و چین شدت پیدا کند احتمالا همکاری در سایر حوزه ها را تحت الشعاع قرار خواهد داد.