دیپلماسی عمومی وظرفیت فضای سایبری (دنیای مجازی و شبکه های اجتماعی) یکی از ابزارهای اصلی آمریکا در چارچوب دیپلماسی عمومی می باشد که از آن برای مدیریت جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی ایران و ابزاری برای تغییر رفتار این کشور بهره می برد .

در این مقاله سعی می شود تا به این سوال پرداخته شود که در دوره اوباما چه اقداماتی درفضای سایبری برمحور دیپلماسی عمومی آمریکا در رابطه با جمهوری اسلامی ایران سازماندهی شده است؟ برای تحلیل رفتار و عملکرد دیپلماسی عمومی ایالات متحده درفضای سایبری (دنیای مجازی و شبکه های اجتماعی) درقبال جمهوری اسلامی ایران، با استفاده از روش تحقیق اسنادی و همچنین تحلیل وب سایت ها وشبکه های اجتماعی ، دوره ریاست جمهوری باراک اوباما، بررسی و به ابعاد، اشکال وروشهای اقدام شده در چارچوب نظریه کنش ارتباطی هابرماس پرداخته می شود.

الگوی شبکه‌ای کنش ارتباطی دیپلماسی عمومی نیازمند آن است که دولت مبدأ از انتشار یک‌سویه اطلاعات برای ملت‌های خارجی فراتر رفته، به ‌سوی تعاملی که بیشتر بر گفت‌و‌گو با جمعیت‌های هدف مبتنی باشد، حرکت کند اما بر اساس دیپلماسی عمومی آمریکا رفتار ایالات متحده در کنش استراتژیک معطوف به هدف قرار می گیرد که شکل کاملا یکسویه و هدف محور به خود می گیرد.

 

مقدمه

ایالات متحده آمریکا در سیاست خارجی خود در رابطه با جمهوری اسلامی ایران از ابزار دیپلماسی عمومی به صورت “راهبردی” استفاده مینماید، چرا که عواملی نظیر عدم وجود رابطه دیپلماتیک سنتی بین دو کشور و اهمیت بالای افکار عمومی مردم بطور عام و مردم ایران بطور خاص،اقتضای بهره برداری از این ابزار جدید را دارد .ایالات متحده با مخاطب قرار دادن افکار عمومی مردم ایران و ارتباط مستقیم با مخاطب عام درنظر دارد تا زمینه اعمال و اجرای سیاست های مطلوب را در چارچوب حاکمیت جمهوری اسلامی ایران فراهم سازد.

آمریکا در رابطه با جمهوری اسلامی ایران از همه ی امکانات موجود در عرصه دیپلماسی عمومی بهره می برد و از آن جمله می توان به فضای سایبری اشاره داشت. در رابطه با دیپلماسی عمومی ایالات متحده به طور عام مطالعات و پژوهش های متعددی صورت گرفته و این مقالات و نوشتارها بیشتر به روش شناسی در این خصوص پرداخته و نگاه تبیینی به دیپلماسی عمومی ایالات متحده داشته اند. همچنین مقالات دیگر به دیپلماسی عمومی آمریکا تخصیص زده اند و این نوع از دیپلماسی رایج را در قبال جمهوری اسلامی ایران مورد بررسی و مطالعه قرار داده اند که شامل تحلیل اهداف، ابزارها، روش شناسی و ارزیابی میزان موفقیت و تاثیرگذاری این سیاست می باشد..

این پژوهش سعی نموده است تا بخش مغفول مانده ای از دیپلماسی عمومی ایالات متحده در قبال ایران را که بر محور فضای سایبری در جریان بوده است مورد بررسی و مطالعه قرار داده و با تحلیل محتوا ، روش شناسی، تبیین اهداف سایت ها و شبکه های اجتماعی معتبر و تاثیرگذار ایالات متحده با مخاطب فارسی زبان ایرانی، به روند فعالیت های هدفمند و کنش ساز دیپلماسی عمومی آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران بپردازد. در برآیند نهایی از بررسی مهمترین جریانات فضای سایبری ایالات متحده آمریکا در قبال مردم ایران، میزان موفقیت این کشور در دستیابی به اهداف مدنظر و مورد اشاره در ایران نیز ارزیابی می گردد.

1.مبانی مفهومی و نظری

1-1. فضای سایبری

فضای سایبری در تعریف عام و تعریف این مقاله به مجموعه هایی از ارتباطات درونی انسان‌ها با یکدیگر از طریق کامپیوتر، اینترنت و مسائل مخابراتی بدون درنظرگرفتن جغرافیای فیزیکی اطلاق می‌شود. سایبرنتیکس ریشه در کلمه لاتین “Gubernetes ” دارد.

این کلمه به معنای کنترل رفتارها و اقدامات به منظور هدایت، اعمال قدرت حاکمیت ها، قانونمند کردن، تحت سلطه قرار دادن افراد، مهارکردن، و فرماندهی انسان ها است. مدیریت اتاق فرمان را در دنیای مجازی رایانه به دست میگیرد و چگونگی حس کردن، فهمیدن و به تبع آن رفتار شرکت کنندگان را تحت تاثیر قرار میدهد. در حال حاضر و به اقتضای زمان و مصداق این تحقیق بزرگترین فضای سایبر که میلیونها کاربر را به یکدیگر متصل میکند، فضای مجازی اینترنت می باشد .(Hanon, 2005:7)  

1-2. دیپلماسی عمومی

 دیپلماسی عمومی تلاشهای یک دولت برای اطلاع رسانی، ایجاد درک متقابل، ونیز تاثیر بر افکار عمومی ملتهای دیگر می باشد. این تلاشها عبارتند از تبادلات علمی و دانشجوی، فرهنگی، ورزشی، به کارگیری رسانه های رادیویی، تلویزیونی، واینترنتی، خدمت رسانی، و درنهایت، انتشارات که در این تحقیق بهره وری از اینترنت و بکارگیری ابزار فضای سایبری در اعمال دیپلماسی عمومی مورد مطالعه قرار می گیرد.

اگرچه این اصطلاح سالها قبل از 1965 بارها در محافل اروپایی و آمریکایی استفاده شده بود اما استفاده از آن برای اولین بار به ادموند گولیون در سال 1965 نسبت داده می شود و از آن پس اکثر فعالیت های فرهنگی و سیاسی کشورهای اروپایی و آمریکایی که در ورای مرزهای آنها صورت می گیرد به این نام اطلاق می شود.درمیان اصطلاحات مختلف اصطلاح دیپلماسی عمومی در مفهوم امریکایی خود به گونه ای فراگیر شامل هردوگونه دیپلماسی فرهنگی و ارتباطی بوده وبه کاربرد ابزارهای بین فرهنگی و ارتباطات بین المللی در سیاست خارجی معطوف می شود(حسام الدین آشنا، 1390:7).

در همین رابطه ازنظرسازمانی مارتین منینگ کتابدار ارشد اسناد دیپلماسی عمومی وزارت امورخارجه آمریکا تصریح میکند که دیپلماسی عمومی شامل برنامه های مرتبط با انتشار کتاب و تشکیل کتابخانه ها، پخش رادیو تلویزیونی بین المللی، برنامه های مبادلات آموزشی و فرهنگی، آموزش زبان، نمایشگاه وجشنواره های هنری و اعزام هنرمندان نمایشی و اجرایی به خارج از کشور است . ( Maning, 2001:65).

1-3.کنش راهبردی

 منطق دیپلماسی عمومی در پس زمینه تئوری کنش ارتباطی [1]هابرماس (1987) شناسایی شده است. تئوری که احتمالات را برای تبادل ارتباطی اخلاقی و ارتباط معنادار در بین کنشگران درگیر (در این مورد، دولت – ملت از طریق دیپلماسی عمومی) ترسیم می‌کند. تئوری کنش ارتباطی پیش زمینه اخلاقی برای ارزیابی تلاشهای دیپلماسی عمومی جاری ایالات متحده که به سوی جمهوری اسلامی ایران نشانه رفته است، ارائه می‌کند. (Gerth and Shane, 2005: 141).

در همین خصوص طبق آنچه سیگنیتزر و کومبز در مطالعه تطبیقی‌شان درباره دیپلماسی عمومی و روابط عمومی اظهار می‌کنند، مقصد هردوی اینها از نظر مفهومی شبیه هم است. (Signitzer and Coombs, 1992: 91) به‌ طوری ‌که پژوهشگران بر اهمیت پرورش رابطه‌ای بلندمدت با طرف‌های مقابل از طریق راهبردهای ارتباطی دوسویه و با چشم‌اندازی متقارن تأکید می‌ورزندGrunig and Hunt, 1984: 11),.).

الگوی شبکه‌ای دیپلماسی عمومی نیازمند آن است که دولت مبدأ از انتشار یک‌سویه اطلاعات برای ملت‌های خارجی فراتر رفته، به‌سوی تعاملی که بیشتر بر گفت‌و‌گو با جمعیت‌های هدف مبتنی باشد، حرکت کند. اما در مقابل درکنش ارتباطی این الگو شکل کاملا یکسویه و هدف محور به خود می گیرد. هابرماس در تبیین و توضیح کنش اجتماعی می‌گویدکه کنش اجتماعی دو حالت به‌ خود می‌گیرد:

الف. کنش معطوف به موفقیت

 این نوع کنش که به آن “کنش معطوف به هدف” و کنش معقول و هدفدار نیز گفته می‌شود، با انگیزه دست‌یابی به یک هدف و تعقیب حساب ‌شده منفعت شخصی همراه است. در این نوع از کنش، عمل کنش‌گر واحد یا متعدد معطوف به هدف می‌باشد، هدفی که بیشتر سازمان‌ها و اداره‌های بخش‌های خصوصی و یا سرمایه ‌داری در تعقیب آن هستند و به‌ صورت محاسبات کلان اقتصادی و ارزیابی و مقیاس ضرر و زیان است. در چنین کنشی افراد کنش خود را براساس محاسبات اقتصادی و یا مبانی غیرتفاهمی شکل می‌دهند و زمینه عمل آن نظام‌های اجتماعی مثل سازمان‌های بزرگ اقتصادی و اداری است.

کنش‌گر در کنش معطوف به موفقیت، به‌گونه‌ای معقولانه و حساب‌گرانه مناسب‌ترین وسایل را برای رسیدن به یک هدف و موفقیت شخصی، برمی‌‌گزیند. هابرماس این نوع کنش را بر دو نوع می‌داند:

اول.کنش وسیله‌ای (ابزاری): کنش وسیله‌ای به کنش‌گر واحدی اشاره دارد که به‌ گونه‌ای معقولانه و حسابگرانه مناسبت‌ترین وسایل را برای رسیدن به یک هدف برمی‌گزیند. این نوع کنش به‌ طور مستقیم با طبیعت ارتباط می‌یابد و درک متقابل ازطریق آن مکان‌پذیرنمی‌باشد.

دوم.کنش استراتژیک (راهبردی): به عمل دو یا چند فرد راجع بوده که در تعقیب یک هدف، کنش معقولانه و هدفدارشان را هماهنگ می‌کنند. شایان توجه است که هردوی اینها با هدف چیرگی وسیله‌ای دنبال می‌شوند و کنش‌گر قصد دارد بر روی کنش‌های دیگری (دراستراتژیک) و یا طبیعت (درابزاری) نفوذ و کنترل داشته باشد. تفاوت این دو در غیر اجتماعی بودن اولی و اجتماعی بودن دومی است.

ب. کنش معطوف به تفاهم

کنش معطوف به تفاهم که بدان “کنش ارتباطی” یا کنش تعاملی یا متقابل و عمل تفاهمی نیز گفته شده است، برخلاف کنش هدفدار که معطوف به یک هدف بود، دست‌یابی به تفاهم ارتباطی را دنبال می‌کند. در این نوع کنش که برخلاف کنش معقول، رابطه دوجانبه‌ای را در بر دارد، کنش افراد درگیر، نه از طریق حسابگری‌های خودخواهانه “موفقیت شخصی” بلکه از طریق کنش‌های تفاهم‌آمیز هماهنگ شده و افراد به هیچ روی در فکر موفقیت خود نبوده بلکه هدفشان را در شرایطی تعقیب می‌کنند که بتوانند برنامه‌های کنشی‌شان را بر مبنای تعریف‌هایی ازموفقیت مشترک هماهنگ سازند.

عقلانیت ارتباطی که همان عقلانیت در قالب مفهوم کنش ارتباطی هابرماس به‌شمار می‌رود، به‌ معنای از میان برداشتن موانعی است که ارتباط را تحریف می‌کنند و به ‌معنای کلی‌تر، نظامی ارتباطی است که در آن افکار آزادانه ارائه می‌شوند و در برابر انتقاد حق دفاع داشته باشند. برای هابرماس عقلانی کردن عرصه زندگی به‌ معنای ایجاد یک نظام ارتباطی است که در آن ایده‌ها امکان انتقاد بیابند و در واقع عقلانیت مورد نظر او به‌ واسطه امکان ایجاد یک ارتباط و گفتمان فارغ از فشار بیرونی و ترسو تهدید به‌ وجود می‌آید و مهم‌ترین شرط عقلانی، انتقادپذیری و دلیل‌پذیری می‌باشد. عقلانیت در عرصه کنش ارتباطی، به ارتباط رها از سلطه و ارتباط آزاد و باز انجامیده و مستلزم رهاسازی و رفع محدودیت‌های ارتباط می‌باشد.

کنش استراتژیکی پنهان بیشتر تحت فریب آگاهانه یا ناآگاهانه طبقه‌بندی می‌شود. فریب آگاهانه به آن سناریوهایی اشاره دارد که کنشگر از تصمیم ‌اش نسبت به رفتار استراتژیکی ‌اش اطلاع دارد بدین جهت تلاش برای گمراه کردن و گول زدن صورت می‌گیرد (Jacobson, 2003: 27) درحالی‌که فریب ناآگاهانه ارتباطی را منعکس می‌کند که کنشگر درجایی خود را درباره حقیقتی که اساس کنش جمعی است گول زده باشدکه صرفاً ظاهر کنش ارتباطی حفظ شده است (Habermas, 1997: 209 -210) بر اساس همین است که باز هم میتوان موارد استفاده از دیپلماسی عمومی توسط دولت امریکا را با این تئوری کاربست زد.

جاییکه اقناع چندان کارساز نباشد هابرماس توضیح می‌دهد که ارتباطات بعنوان «کنش استراتژیک» که اساساً نامتقارن است، برقرارمی‌شود. به خاطر اینکه یک جریان نابرابر ارتباطی بین مشارکت کنندگان برقرارمی‌شود، حال آنکه کنش استراتژیک باز، غایتمدار، روشن و غیرمخفی است(Jacobson & Storey, 2004, 104) واقعیتی که پیشفرضهای ارتباطی را ادا نمی‌کند. و در واقع دیپلماسی عمومی ایالات متحده امریکا در همین چارچوب قابل تفسیر است چرا که عدم تقارن و جریان نابرابر وعدم صداقت را میتوان در مصادیق آن مشاهده کرد و این تئوری چهارچوبی برای آزمون عملکرد دیپلماسی ایالات متحده در رابطه با ایران عرضه می‌کند.

کنش استراتژیکی پنهان بیشتر تحت فریب آگاهانه یا نا آگاهانه طبقه‌ بندی می‌شود. فریب آگاهانه به آن سناریوهایی اشاره دارد که کنشگر از تصمیم‌اش نسبت به رفتار استراتژیکی‌اش اطلاع دارد بدین جهت تلاش برای گمراه کردن و گول زدن صورت می‌گیرد (Jacobson, 2003, 27). در حالی‌ که فریب ناآگاهانه ارتباطی را منعکس می‌کند که کنشگر درجایی خود را در باره حقیقتی که اساس کنش جمعی است گول زده باشدکه صرفاً ظاهر کنش ارتباطی حفظ شده است (Habermas, 1979, 209 -210) تئوری کنش ارتباطی الگوی تحلیلی برای آزمون عملکرد دیپلماسی ایالات متحده دررابطه باجمهوری اسلامی ایران در فضای مجازی عرضه می‌کند.

برای تحلیل رفتار و عملکرد دیپلماسی عمومی ایالات متحده درفضای سایبری (دنیای مجازی و شبکه های اجتماعی) درقبال جمهوری اسلامی ایران، با استفاده از روش تحقیق اسنادی و همچنین تحلیل محتوای[2] وب سایت ها وشبکه های اجتماعی ، دوره ریاست جمهوری باراک اوباما، بررسی و به ابعاد، اشکال وروشهای اقدام شده در چارچوب نظریه کنش ارتباطی هابرماس پرداخته می شود.

2. اقدامات دیپلماسی عمومی آمریکا

2-1. تولید پیام نامتقارن

اگر مخاطبان خارج آمریکا را بهتر بشناسند عاشق و شیفته آن میگردند.این جمله از هارولد پاچیوس[3] ریاست مشورتی دیپلماسی عمومی در وزارت امور خارجه ایالات متحده است که در دوران معاصر به شعار محوری و اصلی دیپلماسی عمومی آمریکا تبدیل شده است(Ross, 2002: 7) در راستای همین شعار ایالات متحده جهان را مخاطب قرار میدهد و بصورت نامتقارن به ارسال پیام می پردازد.

وزارت امور خارجه که مسئول دیپلماسی است و بیشترین تلاش ها را در عرصه خارجی دارد، به دیپلماسی عمومی نه به عنوان ابزار گفتگو بلکه به عنوان عملی یک جانبه و کاملا یکسویه نگاه میکند و درواقع این آمریکاست که جهان را مخاطب ارزشها و ایده های خود قرار داده است(Holtzman, 2003:14).امروزه دولت امریکا ایستگاه‌های زیر را نیز تأمین مالی می‌کند: رادیوفردا (برایایران)، رادیو/TVمارتی  (برایکوبا)، رادیوآسیای آزاد، و تلویزیون الحره و رادیو ساوا  (هر دو برای کشورهای عربی).

این ایستگاه‌های متعدد رادیویی و تلویزیونی همه به طور دائم تحت نظارت هیئت امنای شبکه‌های رادیوـ تلویزیونی ایالات متحده بوده و از طریق بودجه‌های مصوب کنگره تأمین مالی می‌شوند(Hanon, 2005:34)  برای دیپلماسی عمومی آمریکا نمونه هایی از نماد ها و تولیدات وجود دارد که بیانگر فرهنگ و ارزشهای آمریکایی می باشد که از آنها برای معرفی آمریکا استفاده میشود.چنانکه دیوید شلبی تاکید دارد برای جبران ضعفی که در زمینه دیپلماسی عمومی داریم میتوانیم از ترانه ها و موسیقی های آمریکایی، پپسی کولا و کوکاکولا و کفشهای ورزشی مایکل جردن و همبرگرهای مک دونالد در سراسر جهان فرهنگ آمریکا را ترویج کنیم(Shelby, 2009: 143).

2-2. تبلیغات سیاسی

پیشینه عملکرد دیپلماسی عمومی آمریکا نشانگر آنست که اگرچه این روش دیپلماسی عمومی لزوما اغواگرانه و غیرصادقانه است وتعهدی هم به حقیقت ندارد از آن روست که با دیدگاه “هدف وسیله را توجیه میکند” دستگاه دیپلماسی عمومی آمریکا هرگونه استفاده از دروغ و اطلاعات فریبکارانه (تبلیغات سیاسی سیاه) و پنهان کاری درباره منبع پیام هایش(تبلیغات سیاسی خاکستری) را مجاز میشمارد.در مواقعی هم به استفاده گزینشی از واقعیات (تبلیغات سیاسی سفید) استفاده مینماید(Ellul, 1965:78).

البته این نوع تبلیغات در تاریخ دیپلماسی عمومی آمریکا به کرات مشاهده شده است که از جمله موارد آشکار آن کودتای مرداد 1332 بود. کودتای سازمان داده شده سیا در ایران علیه دولت مصدق از مصادیق بارز این نوع عملیات می باشد. تبلیغات سیاسی اغواگرانه و سراسر دروغ محور تهیه شده توسط سیا عامل اصلی موفقیت این کودتا بود که موید نوع استفاده از این امر توسط ایالات متحده می باشد(Gasiorowski,2004:198).

2-3. مدیریت فضای سایبری

در حوزه سایبری نیز آمریکا بیشترین فعالیت ها را دارد و از فضای مجازی و ابعاد موجود آن حداکثر بهره را میبرد که سایت های متعدد و شبکه های اجتماعی و حتی ابزار چت را نیز مورد استفاده قرار میدهد. به گونه ای که چندی پیش ستاد مشترک ارتش آمریکا از استخدام نیروهای متعدد برای فعالیت در چت روم ها خبر داد. (Alleyne, mark, 1995: 96-112)در حقیقت دیپلماسی عمومی آمریکا همواره در پی کارایی بیشتر بوده است و در این عرصه در بسیاری از مواقع صداقت و حقیقت را قربانی این هدف کرده است.

کانینگهام این نوع رفتار ایالات متحده را قربانی کردن حقیقت میداند و با عنوان استفاده ابزاری از حقیقت از آن یاد میکند Cunningham, 2002: 80)). دیپلماسی  عمومی آمریکا روش خود را اینگونه رقم زده است که نظر مخاطب را به اشکال مختلف میگیرند ولی حاضر نیستند بر اساس اطلاعات بدست آمده از مخاطب روش و نظر خود را تغییر دهند. به عنوان مثال با توجه به موضوع مقاله  در جمهوری اسلامی ایران82 درصد مردم خواهان دسترسی مردم به انرژی هسته ای هستند اما دولت امریکا در سیاست های دولت خودشان هرگز نظر مردم ایران را اعمال نمیکنند. با چنین رویکرد سودمند گرایانه ای به اخلاق در محاسبات دیپلماسی عمومی امریکا اعتبار اهمیت بیشتری نسبت به صداقت دارد(Plaisance, Patrick lee, 2005: 25) .

2-4.جنگ روانی

دیپلماسی عمومی و جنگ روانی ابزار اصلی آمریکا برای مدیریت جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی ایران و ابزاری برای تغییر رفتار جمهوری اسلامی ایران تلقی میشود (آهنگری،1390:54). شواهد نیز حاکی از فعالیت آمریکا در حوزه دیپلماسی عمومی علیه جمهوری اسلامی ایران در سطح منطقه ای و بین المللی از طریق تهدید سازی مجازی جمهوری اسلامی ایران و در سطح داخلی از طریق باورسازی سیاسی و فرهنگی است.(izadi,2011:12) هدف آمریکا از پیگیری چنین فرایندی ،حداقل سازی انسجام سیاسی – اجتماعی و بی ثبات سازی از درون و به کار گیری فشار از بیرون است و بدین ترتیب بستر سازی لازم به منظور اجرای سیاست براندازانه از نوع نرم و به عنوان هدف اولیه و از نوع سخت به عنوان هدف نهایی را به انجام رساند (سلیمانی،1390 18:).

سیمون هرش روزنامه نگار مجله نیویورکر اعلام کرد که در سال 2010 آمریکا بالغ بر 600 میلیون دلار هزینه های غیر علنی در خصوص جنگ نرم علیه جمهوری اسلامی ایران داشته است.جنگ روانی آمریکا در سطوح منطقه ای ،بین المللی و داخلی از طریق مدیریت ادراک زمینه ساز سیاست براندازانه نرم و سخت علیه جمهوری اسلامی است. این الگوی رفتاری به کارگیری فشار عملی و روانی-تبلیغی علیه جمهوری اسلامی ایران را از طریق مدیریت ادراک پی میگیرد(سلیمانی،4،1390).

در این چارچوب آمریکا به رغم برخورداری از توانمندی نظامی چشمگیر،لایه مهمی از الگوی رفتاری خود را بر اساس بهره گیری از روش های نرم افزاری طراحی کرده است که به تعرض سیاسی و استراتژیک دو کشور دامن میزند. این تعارض حامل نشانه هایی از جنگ روانی آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران است(سلیمانی،1390:8).تا کنون حدود 170 نوع و روش عملیات روانی شناسایی شده است که امروزه رسانه های آمریکایی از عمده آنها ایران به شکل کاملا زیرکانه ای استفاده میکنند(جنیدی،139021:).ایالات متحده امروز با مشکل جدی برای فهم دقیق مردم ایران روبروست و از این طریق در تلاش است تا به نحوی با مردم ایران ارتباط برقرار کند..

2-5.ایران ستیزی

با حضور اوباما پروژه های ضد ایرانی آمریکا افزایش یافته است. اوباما پس از پیروزی در اولین اقدام پرونده جمهوری اسلامی ایران در وزارت خارجه را به دنیس راس محول کرد.دنیس راس[4] که پرونده ایران در شورای امنیت ملی آمریکا را در دست داشت یک صهیونیست است که تا پیش از پیروزی اوباما ریاست مرکزی به نام انستیتو سیاستگذاری مردم یهود[5] را در تل آویو بر عهده داشت.

اوباما و دولت آمریکا پس از حوادث مربوط به انتخابات سال 1388 دیپلماسی عمومی خود را در قبال ایران تقویت کردند و علاوه بر اینکه میزبان تعدادی از ایرانیان مهاجر شدند، همواره  بدنبال جذب نیروهای فکری در داخل ایران هستند تا از مخالفت هایی که با دولت و حاکمیت جمهوری اسلامی ایران در داخل کشور وجود داردبهره برداری کرده و مدیریتی از راه دور داشته باشند.(Mike, 2010: 45) دولت اوباما برای تسخیر قلب ها و ذهن های جمهوری اسلامی ایرانیان از هیچ اقدامی دریغ نکرده و از ابزارهایی نظیر سایت ها، سفارتخانه مجازی،شبکه های اجتماعی نظیر Facebook, tweeter, YouTube وشبکه های تلویزینی متعدد بهره گرفته است(مرکز دیپلماسی عمومی کالیفرنیا،2011:12).

همچنین کاربرد زبان فارسی بطور ویژه در این سالها به شدت مورد بهره برداری قرار گرفت.از دیگر اقدامات دولت آمریکا در حوزه دیپلماسی عمومی راه اندازی دفاتر مخصوص در کنار مرزهای ایران است تا از این طریق آمریکا بتواند به جذب نیرو و اطلاعات از ایران بپردازد.این دفاتر در شهرهای دوبی، باکو، استانبول، فرانکفورت و لندن فعال است.بطور نمونه رائو مارک گرشت[6] تحلیل گر سابق سیا و محقق موسسه آمریکن اینترپرایز[7] میگوید:ایرانیان تبعیدی بهترین بازیگران دیپلماسی عمومی آمریکا در جمهوری اسلامی ایران محسوب می شوند Mike,2010:135)).

همچنین استفاده از رسانه های جمعی و تبلیغاتی وشبکه های اجتماعی و وبسایت ها در فضای سایبری به منظور تغییر رژیم جمهوری اسلامی ایران و یا فشار بر دولت این کشور برای تغییر و اصلاح سیاست های اعمالی و اعلامی ایران از طریق آموزش جوانان و پذیرش آنها در دستور کار دیپلماسی عمومی آمریکا می باشد

منبع: خبرگزاری فارس